جنگ از جنوب ایران، رَخت جمع نمی‌کند با آنکه ساکنانش همه، اهل صلحند و زندگی. این از احوال روزهای اخیر شهرها و جزایر جنوبی و مردمشان پیداست. احوالی که «خارگ» نیز دچارش است.

همشهری آنلاین- سحر جعفریان‌عصر: ساکنان جزیره خارگ، جنگ و مصائبش را کم ندیده‌اند؛ از جنگ ٨ ساله تا جنگ‌های ١٢ و ۴٠ روزه. حالا هم نوبت جنگ‌های گاه و بی‌گاه و تهدیدهای توییتی ترامپ است. خوب یا بد، اما آنها یاد گرفته‌اند چطور میان گرم و سرد شدن جنگ‌ها، سرگرم زندگی باشند. درست مانند روزهای اخیر که سر و صدای جنگ می‌آید...هوا گرم است و شرجی و بوی تلخ نفت می‌دهد. بوی نفت را بادی ملایم با خود می‌آورد؛ از میدان‌های نفتی جنوب و جنوب غرب جزیره به شمال و شمال شرق آنکه محدوده‌ای مسکونی است و بیش از ۶هزار نفر در آن ساکنند. جاشوها و ماهیگیران اسکله صیادی و مسافربری مروارید در تک و تای ترمیم تور و تعمیر قایق و صید کخو، هامور هستند، فروشندگان بازار قدیمی ماهی‌فروشان دادِ حراج می‌کشند، زنان لابه‌لای رفت و روب خانه‌هایشان ادویه تند بندری به قلیه‌ماهی یا میگوپلو می‌ریزند، دختران با صدف‌های ساحل آدمک‌هایی برای فروش می‌سازند، پسران هم یا به دکان‌ها کارگری می‌کنند یا بر سکو و دکل‌های برافراشته نفت مشغول کارند... ساکنان جزیره خارگ، در سایه جنگ و صلح‌های ناپایدار سرگرم زندگی‌اند... گزارش زیر، روایت احوال این روزهای ساکن بومی و غیربومی مهم‌ترین پایانه صادرات نفتی ایران است.

زندگی مردم خارگ در خط مقدم جنگ | واکنش مردم جزیره به تهدید ترامپ | ساکن جزیره: شب‌ها دور تا دور جزیره، نگهبانی می‌دهیم

نیروهای مردمی برای امنیت جزیره

این روزها، ساکنان خارگ در موقعیت نزدیک با جنگ هستند؛ خیلی نزدیک. مرتضی احمدی‌زاده، از بومی‌های جزیره در توضیح این موقعیت نزدیک به همشهری می‌گوید: «نزدیک یعنی خود خط مقدم.» دبیر بازنشسته است و چند سالی است در محدوده شمال جزیره، کرکره بنگاه مسکن را بالا داده: «بیشتر ساکنای قدیمی جزیره ترسشون از جنگ ریخته. چون هم بمبارونای جنگ ایران و عراق رو دیدن و هم با جغرافیای خاص محل زندگی‌شون کنار اومدن.»

بخشی از جغرافیای خاص خارگ را بهانه می‌کند تا از انفجارهای جنگی شب‌های اخیر بگوید: «جنس خاک جزیره، مرجانیه؛ خیلی سفت و سخته. برای همین وقتی موشکی رو می‌زنن کیلومترا دورتر، مثلا سمت میدونای نفتی پایین جزیره، ما که بالای جزیره هستیم، صدا و لرزش انفجار اونو حس می‌کنیم...».

پسرش، میثم احمدی‌زاده در یکی از همان میدان‌های نفتی مشغول به‌کار است. او نیز از حال و هوای زندگی در جنگ می‌گوید: «چه نگران باشیم و چه نباشیم‌ کار و زندگی‌مون همین جاست و جز این خونه، خونه دیگه‌ای نداریم که بخوایم بریم...». مکث می‌کند و دوباره می‌گوید: «اصلا چرا بریم؟» این سؤال پرتکرار شمار زیادی از جزیره‌نشینان است: «راستش شاید یه وقتایی بترسیم اما نمی‌ریم... نیروهای نظامی این شب‌ها از دور تا دور جزیره محافظت می‌کنن و خیلی از اهالی هم داوطلبن که پا به پای اونا به گشت و مراقبت‌های امنیتی مشغول شن...». پایان حرف‌های میثم به تاریخ خارگ می‌رسد؛ به حمله هلندی‌ها و عراقی‌ها و حالا هم آمریکایی‌ها... در هیچ یک از حملات، خارگ خالی از جمعیت ایرانی‌ها نشد.

زندگی مردم خارگ در خط مقدم جنگ | واکنش مردم جزیره به تهدید ترامپ | ساکن جزیره: شب‌ها دور تا دور جزیره، نگهبانی می‌دهیم

سوهانِ اخبار جنگ‌های گاه و بی‌گاه

دورتر از مرتضی و پسرش، حوالی اسکله مروارید، بساط بازارماهی‌فروشان مثل همیشه در بلوار طالقانی پهن است. چند ۱۰غرفه، مقابل هم در طول میسری ۷۰۰تا ۸۰۰متری ردیف شده‌اند. غرفه‌هایی برای فروش انواع خوردنی و ادویه‌های محلی، سبزی و میوه‌های بومی و بسیاری ماهی‌های تازه از آب گرفته شده. رشید دوستداری یکی از غرفه‌داران است. او بیشتر از جنگ از اخبار جنگ شکایت دارد: «اخبارش، سوهان اعصابه و توی دل آدم رو خالی می‌کنه.» پی حرف‌هایش به نکته متفاوتی می‌رسد: «ولی راستش اهالی خارگ با این اثرِ داغون اخبار جنگ هم کنار اومدن که کوچه و خیابونا تو این روزا و شبا خالی و خلوت نیست.»

زهرا فارسی یکی از مشتریان همیشگی این بازار قدیمی است که هم اخبار جنگ را شنیده و هم گاهی از صدای انفجارهای شبانه‌اش از خواب می‌پرد: «استرس که دارم اما چاره ندارم... معمولا سرمو با خرید و کارای خونه گرم می‌کنم و مراقبم پسرام خیلی تو ساحل بازی نکنن.»

زندگی مردم خارگ در خط مقدم جنگ | واکنش مردم جزیره به تهدید ترامپ | ساکن جزیره: شب‌ها دور تا دور جزیره، نگهبانی می‌دهیم

ایران، پشت خارگ است

بی‌بی زینت مکرمی همراه نوه بزرگش ماهی خشک می‌فروشد؛ خودش اینجا و کامران در فضای مجازی: «نوه‌ام توی گوشیش یه عکس نشونم داد...». چه عکسی؟ «عکس یه تابلو که اول جاده ورودی شهرا و روستاها می‌زنن، از اونا. روی تابلو نوشته بود، به جزیره خارگ خوش آمدید. جمعیت ٨۵میلیون نفر». بغض می‌کند، مثل همان نوبت نخست که عکس را دیده بود: «خیلی به دلم نشست، نه‌نه‌جان... این جوری که مردم شهرهای دیگه و کل ایران، غصه‌مون رو می‌خورن، کمتر از سر و صدای موشک و این هواپیماهای خُردو (به زبان محلی یعنی کوچک) که یهو میان بالا خونه‌ها می‌ترسم.»

مانند عکسی که بی‌بی زینت پسندیده، این روزها در شبکه‌های مجازی بسیار به اشتراک گذاشته می‌شود: «دَم مردم گرم. این چند باری که به شهرای جنوبی کشور به‌خصوص اسکله‌های ماهیگیری که قایقا پهلو داشتن، حمله شده، مردم بی‌تفاوت نبودن... همدردی کردن... شاید همدردی‌شون، ساده به‌نظر بیاد یا عملا هیچ و پوچ باشه و اثری تو وضعیت ما نداشته باشه ولی حداقل دلگرم‌کنندس.» این را حمید یزدان‌پناه می‌گوید که صیاد است و این روزها فکرش مشغول صیادان اسکله روستای بنود در عسلویه است که قایق‌هایشان در حمله موشکی اخیر نظامیان آمریکایی، سوخت و خاکستر شد.

زندگی مردم خارگ در خط مقدم جنگ | واکنش مردم جزیره به تهدید ترامپ | ساکن جزیره: شب‌ها دور تا دور جزیره، نگهبانی می‌دهیم

زندگی معمولی توی روزهای غیرمعمولی

دورتر از بازار ماهی‌فروشان، به سمت فرودگاه شهدای خارگ که موقعیتش مانند خطی از میان منطقه مسکونی و منطقه عملیاتی جزیره گذشته است، ۲خواهر، خدیجه و منیره محمدی، کنج دکانی کوچک به ساخت آدمک‌های صدفی نشسته‌اند. خدیجه می‌گوید: «صدا انفجار و موشک شاید توی جزیره ما کمتر از باقی جزیره‌ها یا شهرهای ساحلی جنوب باشه ولی تعداد تهدیدای جنگی، کم نیست.» منیره، سر حرف او را می‌گیرد: «جنگ، بده... شمال و جنوب وشرق و غرب کشور نداره...». باز هم منیره: «فقط خدا نکنه که این شرایط، عادی شه و بهش عادت کنیم...». ساکنان بومی و غیربومی خارگ، زندگی در شرایط جنگی را بلدند اما می‌ترسند از تکرار و تکرار جنگ. ناهید کیان‌فر از ساکنان غیربومی جزیره است: «همسرم از کارکنای یکی از میدونای نفتی جزیره‌س. از اسفند پارسال که جنگ شروع شد باهاش اومدم اینجا. نگرانشم.» همراه همسرش است و هنوز هم دلش شور می‌زند. ناهید، عصر بسیاری از روزها با زنان دیگر کارکنان میادین نفتی در بوستان گلرنگ خارگ جمع می‌شوند؛ تا با هم بودن و گفت‌وگو از ترس از جنگ، بکاهد.