اقتصادنیوز: در روزهایی که سایه احتمال قطعی دوباره اینترنت بر سر کسب‌وکارها سنگینی می‌کند، رئیس سابق مرکز ملی فضای مجازی از تصمیماتی سخن می‌گوید که به باور او، به دلیل نبود قواعد مشخص، خسارت‌های غیرضروری به مردم تحمیل کرده‌اند.

به گزارش اقتصادنیوز، با افزایش وابستگی معیشت مردم به اینترنت و تداوم نگرانی‌ها از بازگشت محدودیت‌های گسترده در شرایط بحرانی، این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است که پیامدهای پرهزینه قطع ارتباطات و تحمیل خسارت به کسب‌وکارها تا چه زمان قرار است نادیده گرفته شود.

سید ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر پیشین شورای عالی فضای مجازی معتقد است قطع اینترنت در شرایط بحرانی می‌تواند یکی از راهکارهای امنیتی باشد، اما نه تنها راهکار و نه تصمیمی که بتوان بدون بررسی ضرورت و پیامدهای آن اتخاذ کرد.

اقتصادنیوز: دبیر پیشین شورای عالی فضای مجازی درباره ادعای ترور فرماندهان نظامی از طریق واتس‌اپ و اپلیکیشن‌های موبایلی می‌گوید: بعضی می‌گفتند از طریق واتس‌اپ این ترورها انجام شده است، اینها حرف‌های سخیفی است که گفته می‌شود. ما واتس‌اپ را در اختیار این آقایان قرار می‌دهیم تا ببینیم می‌توانند چنین عملیاتی را انجام دهند یا نمی‌توانند؟

رئیس سابق مرکز ملی فضای مجازی، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز، با انتقاد از نبود قواعد از پیش تعیین‌شده برای قطع و بازگشایی اینترنت، تأکید می‌کند که اگر چنین سازوکاری وجود داشت، امکان بازگشت شبکه به شرایط عادی ظرف ۴۸ ساعت پس از آتش‌بس فراهم بود.

فیروزآبادی همچنین با اشاره به وابستگی معیشت مردم به اینترنت، از ضرورت نقش‌آفرینی وزارت ارتباطات و شورای عالی فضای مجازی در تدوین قواعد محدودسازی سخن می‌گوید و معتقد است مدیریت این تصمیمات باید زیر نظر رئیس قوه مجریه و رئیس شورای عالی امنیت ملی باشد.

گفتگوی اقتصادنیوز با سید ابوالحسن فیروزآبادی، رئیس سابق مرکز ملی فضای مجازی را بخوانید.

****

*آقای فیروزآبادی! با وجود اینکه بارها درباره پیامدها و آسیب های قطعی اینترنت خصوصا در دوره بحرانی یک سال و نیم اخیر بارها هشدار داده است و حتی کارشناسان اثرات امنیتی محدودیت اینترنت و استفاده از فیلترشکن را مورد واکاوی قرار داده اند، چرا همچنان از برخی مسئولان می‌شنویم که در صورت قرار گرفتن کشور در موقعیت بحرانی، یکی از نخستین گزینه‌ها قطع یا محدودسازی شدید اینترنت خواهد بود؟ از نگاه شما، آیا این تصمیم اشتباه است یا شرایطی وجود دارد که اتخاذ آن را توجیه کند؟ آیا نباید تدابیر دیگری در این زمینه اندیشیده شود؟

این پرسش را باید از خود مسئولان مطرح کرد. درباره اینکه چنین تصمیمی درست است یا اشتباه و اینکه آیا باید تدبیر دیگری اتخاذ شود، باید بگویم که موضوع به شرایط بستگی دارد. باید شرایط موجود بررسی شود و مشخص شود که آیا راهکاری که برای مواجهه با آن وضعیت انتخاب شده، واقعاً بهترین راهکار است یا یا راهکار مناسب‌تری وجود دارد.

بنابراین، نمی‌توان به‌صورت کلی و بدون در نظر گرفتن شرایط خاص، درباره درستی یا نادرستی چنین تصمیمی قضاوت کرد. این مسئله به شرایطی بستگی دارد که تصمیم‌گیران در آن قرار دارند. البته قطع کامل اینترنت موضوع متفاوتی است.

اینترنت می‌توانست ۴۸ ساعت پس از آتش‌بس به حالت عادی بازگردد

*با توجه به احتمال وقوع دوباره شرایط جنگی، پیشنهاد مشخص شما به مسئولان چیست؟ چه اقداماتی باید انجام شود تا در صورت بروز بحران، سرمایه‌گذاری‌های صورت‌گرفته در کسب‌وکارهای اینترنتی با خطر کمتری مواجه شود، فعالیت اقتصادی مردم آسیب کمتری ببیند و کشور دوباره شاهد قطعی‌های بسیار طولانی اینترنت نباشد؟

مسئله اصلی قاعده‌مند شدن این تصمیمات است. متأسفانه ما پس از همین جنگ رمضان نیز شاهد بودیم که بازگشایی شبکه مدت بسیار طولانی به طول انجامید. حتی پس از بازگشایی شبکه نیز زمان بیشتری سپری شد تا محدودیت‌ها به‌طور کامل برطرف شود و شرایط به وضعیت عادی بازگردد.

اگر چنین قواعدی از پیش وجود داشت، می‌شد ۴۸ ساعت پس از آتش‌بس، شبکه را به وضعیت طبیعی بازگرداند. اما متأسفانه به دلیل همین نبود قاعده‌مندی، فرایند بازگشت اینترنت به شرایط عادی طولانی می‌شود.

دلیل این مسئله نیز آن است که بستن و باز کردن شبکه نیازمند تصمیم‌گیری‌هایی در رده‌های مختلف است. در نتیجه، وقتی قرار است برای قطع یا بازگشایی اینترنت در سطوح مختلف تصمیم‌گیری شود، انجام این فرایند زمان می‌برد.

این طولانی شدن فرایند، به مردم لطمه وارد می‌کند و موجب تحمیل ضررهایی می‌شود که ضرورتی برای آن‌ها وجود ندارد. به همین دلیل، معتقدم اگر از قبل قواعد مشخصی وجود داشته باشد، هم می‌توان در شرایط ضروری تصمیم مناسب گرفت و هم از ادامه یافتن غیرضروری محدودیت‌ها جلوگیری کرد.

اینترنت مانند آب و برق، به یکی از ضروریات زندگی تبدیل شده است

*در نظرسنجی مرکز پژوهش‌های مجلس، ۵۶ درصد پاسخگویان اعلام کرده‌اند که درآمد خود یا سرپرست خانوارشان به اینترنت وابسته است. با توجه به این آمار رسمی، آیا نباید سیاست‌گذاران اینترنت را به‌عنوان یکی از ابزارهای حیاتی ارتباطی و معیشتی در نظر بگیرند و پیش از اعمال محدودیت، تأثیرات آن بر اشتغال و فعالیت اقتصادی مردم را بررسی کنند؟ چرا با وجود چنین آمارهایی، همچنان شاهد مطرح شدن احتمال قطع اینترنت در شرایط بحرانی هستیم؟

اینکه ۵۶ درصد جمعیت فعال فضای مجازی، به تعبیری، استفاده اقتصادی از اینترنت دارند و درآمد آن‌ها یا سرپرست خانوارشان به اینترنت وابسته است، نشان می‌دهد که اینترنت از لوازم زندگی امروز به شمار می‌رود.

در واقع، اینترنت مانند برق، آب و تلفن، یکی از ضروریات زندگی محسوب می‌شود. به همین دلیل، قطع کردن خدمتی که به یکی از لوازم ضروری زندگی مردم تبدیل شده است، باید با دقت و احتیاط بسیار زیادی صورت گیرد.

با این حال، درباره اینکه آیا قطع اینترنت در شرایط خاص اقدامی مثبت است یا منفی، همان‌طور که اشاره کردم، پاسخ به شرایط بستگی دارد. ما در شرایط خاص مدارس را تعطیل می‌کنیم. در برخی شرایط خاص نیز پروازها را متوقف می‌کنیم. بنابراین، اگر در شرایطی واقعاً ضرورت وجود داشته باشد، ممکن است لازم باشد اینترنت نیز برای محدوده زمانی مشخصی که آن ضرورت وجود دارد، قطع شود.

نباید از ابزار قطع اینترنت بیش از اندازه استفاده شود​

به بیان دیگر، زمانی که زیان اتصال اینترنت از منفعت آن برای مردم بیشتر باشد، قاعدتاً می‌توان قطع آن را توجیه کرد. بنابراین، نمی‌توان یک حکم کلی صادر کرد و گفت که اینترنت تحت هیچ شرایطی نباید قطع شود. چنین حکمی ممکن است قابل دفاع نباشد؛ زیرا جنگ اساساً به معنای برهم خوردن شرایط عادی است و تعریف وضعیت جنگی نیز همین است.

اما نکته مهم این است که نباید از ابزار قطع اینترنت بیش از اندازه استفاده شود. همچنین اگر در شرایطی که ضرورت وجود ندارد، اینترنت قطع شود، این اقدام قطعاً اشتباه خواهد بود.

در چنین مواردی باید مطالعات بیشتری صورت گیرد و حتماً به این موضوع توجه شود که بخشی از زندگی و زیست اقتصادی مردم به اینترنت وابسته است.

علاوه بر این، باید توجه داشت که فضای اینترنت صرفاً یک بستر ارتباطی نیست، بلکه بستری برای ارائه خدمات مختلف به شمار می‌رود. خدمات بهداشتی، سلامت، درمان، آموزش و بسیاری دیگر از خدماتی که در زندگی روزمره به آن‌ها نیاز داریم، از طریق اینترنت ارائه می‌شوند.

به همین دلیل، در تصمیم‌گیری درباره قطع اینترنت باید تمام این ابعاد و وابستگی‌های روزمره مردم در نظر گرفته شود.

چرا برای قطع و بازگشایی اینترنت قواعد مشخصی وجود ندارد؟

*ما تجربه دو جنگ و اعتراضات و محدودیت‌های گسترده اینترنت را پشت سر گذاشته‌ایم. با توجه به خسارت‌هایی که این محدودیت‌ها به کسب‌وکارها و معیشت مردم وارد می‌کند، چرا تاکنون سازوکار مشخصی برای سنجش و جبران این خسارت‌ها طراحی نشده است؟ آیا نمی‌توان از این تجربه برای تعیین قواعد روشن درباره شرایط قطع اینترنت، مدت محدودیت‌ها و نحوه بازگشت ارتباطات استفاده کرد؟

به نظر من، وزارت ارتباطات می‌تواند در این زمینه نقش بسیار مهمی ایفا کند. شورای عالی فضای مجازی نیز می‌تواند نقش مهمی داشته باشد. این دو مجموعه می‌توانند اقداماتی انجام دهند تا شرایط قطع اینترنت یا شرایط محدودسازی آن، قاعده‌مند شود.

همچنین لازم است این قاعده‌مندی به تصویب مراجع عالی‌رتبه کشور برسد تا چارچوب مشخصی برای تصمیم‌گیری درباره قطع و محدودسازی اینترنت وجود داشته باشد.

متأسفانه به نظر می‌رسد که در حال حاضر، در این زمینه قاعده‌مندی چندانی وجود ندارد یا دست‌کم قواعد از پیش نوشته‌شده و مشخصی وجود ندارد.

در نتیجه، تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً بر اساس اقتضائات و شرایطی که در همان مقطع ایجاد می‌شود، صورت می‌گیرد.

به اعتقاد من، لازم است شرایط اعمال محدودیت یا قطع اینترنت از پیش مشخص شده باشد و این تصمیمات بر اساس قواعدی اتخاذ شود که به تصویب مراجع عالی‌رتبه کشور رسیده‌اند.

امکان حفظ اینترنت بین‌الملل در زمان جنگ وجود دارد

*آیا از نظر شما این امکان وجود دارد که در شرایط جنگی یا بحرانی، تدابیری اتخاذ شود که دسترسی مردم و کسب‌وکارها به اینترنت بین‌الملل به‌طور کامل قطع نشود؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان از پیش راهکارهایی را طراحی کرد که ضمن حفظ ملاحظات امنیتی، ارتباطات اقتصادی و عمومی کشور نیز برقرار بماند؟

بله، اگر از قبل تدابیر مناسبی اندیشیده شده باشد و در زیرساخت‌ها پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفته باشد، می‌توان چنین کاری انجام داد.

در واقع، اگر تمهیدات مناسب از پیش در زیرساخت‌های کشور در نظر گرفته شده باشد، امکان آن وجود دارد که در شرایط بحرانی نیز اینترنت بین‌الملل مردم و کسب‌وکارها به‌طور کامل قطع نشود.

بنابراین، تحقق چنین شرایطی به تدابیر و پیش‌بینی‌هایی بستگی دارد که باید پیش از وقوع بحران در زیرساخت‌ها انجام شده باشد.

*با توجه به ضرورت قاعده‌مند شدن تصمیمات مربوط به قطع و بازگشایی اینترنت، آیا معتقدید که این فرایند باید مستقیماً زیر نظر آقای پزشکیان، رئیس شورای عالی فضای مجازی قرار گیرد؟

من اعتقاد دارم که این موضوع باید مستقیما زیر نظر رئیس قوه مجریه و رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور باشد.

قطع اینترنت تنها راه حفاظت از زیرساخت‌ها نیست

*با توجه به احتمال وقوع دوباره جنگ، آیا تنها راهکار حفاظتی کشور برای مقابله با تهدیدهای امنیتی، قطع دسترسی به اینترنت است؟ آیا راهکارهای دیگری وجود ندارد که بتوان با استفاده از آن‌ها هم امنیت زیرساخت‌ها را حفظ کرد و هم مانع قطع گسترده ارتباطات شد؟

خیر، قطع اینترنت تنها راه‌حل نیست؛ اما می‌تواند یکی از راه‌حل‌ها باشد.همان‌طور که عرض کردم، در استفاده از این راهکار نباید زیاده‌روی شود و باید ضرورت به‌کارگیری آن مورد توجه قرار گیرد.

بنابراین، نمی‌توان گفت که در هر شرایط بحرانی، تنها راه حفاظت از زیرساخت‌ها قطع اینترنت است. این اقدام یکی از راهکارهایی است که ممکن است در شرایط خاص مورد استفاده قرار گیرد، اما ضرورت استفاده از آن باید بر اساس همان شرایط بررسی شود.