زینب برخورداری، پژوهشگر و نویسنده، به مناسبت روز نوجوان، تفاوت «دیدهشدن» و «تماشاشدن» را تشریح کرد و گفت خانواده و مدرسه چگونه میتوانند احساس ارزشمندی نوجوان را تقویت کنند.
برای شروع، از خودِ نیاز به توجه بگویید؛ نوجوان چه زمانی واقعاً «دیده میشود» و چه زمانی صرفاً در معرض «تماشاشدن» قرار میگیرد؟
«دیدهشدن» امری فعالانه است و نشاندهنده تلاش فرد برای معرفی خود بهعنوان انسانی ارزشمند، بهدور از مبالغه است. در مقابل، «تماشاشدن» وضعیتی منفعلانه است که فرد در آن، صرفاً کالبد و امور ظاهری خود را برای جلب پسند تماشاگر به نمایش میگذارد.
نیاز اصیل هر انسانی، دیدهشدن است. نوجوان نیز به همین نوع توجه نیاز دارد؛ اما افتادن در دام تماشاشدن، او را از پیامدهای لازم و ضروری دیدهشدن محروم میکند. بنابراین، برای پاسخدادن به نیاز نوجوان به توجه، ابتدا باید این دو وضعیت را از یکدیگر تشخیص دهیم.
به خانواده برگردیم؛ والدین ممکن است از درس، دوستان و رفتوآمد نوجوان اطلاع داشته باشند، اما او همچنان احساس کند شناخته نمیشود. برای فهم این فاصله، باید به چه نکاتی توجه کرد؟
اطلاع و شناخت، درجه دارد. باید بپرسیم والدین تا چه اندازه و از کدام بخش زندگی نوجوان خود مطلعاند. شناخت استعدادهای نوجوان، با شناخت علاقهها، خلقیات و روحیات او یکسان نیست.
درباره شناخت نوجوان از خودش نیز نباید گرفتار نگاه صفر و صدی شویم. وقتی نوجوان میگوید «خودم را میشناسم»، این گفته به معنای شناخت صددرصدی نیست؛ خودشناسی نیز قابل بررسی و گسترش است.
در شناخت والدین از نوجوان و شناخت نوجوان از خودش، با مسائل متعددی روبهرو هستیم. سادهانگاری و تبدیل همه این مسائل به یک مسئله واحد، میتواند ما را در حل آنها به بنبست برساند.
بنابراین، باید ابعاد شناخت را از یکدیگر تفکیک کنیم و دقیقتر بپرسیم در چه زمینهای شناخت وجود دارد و در کدام زمینه، به شناخت بیشتری نیاز داریم. توجه به این تفکیک، به کاهش فاصله دو نسل در رسیدن به تفاهم کمک میکند.
این شناخت چگونه باید در رفتار تربیتی بزرگترها نمود پیدا کند تا نوجوان احساس نکند محبت و احترام، مشروط به همنظرشدن با آنان است؟
در تربیت اخلاقی و دینی، استقلال و تفاوتهای نوجوان باید لحاظ شود. بزرگترها باید به فکرها، احساسها و دلایل انتخاب او توجه کنند، با حوصله به پرسشها و مخالفتش گوش دهند و بهجای سرزنش یا تحمیل، با گفتوگو و استدلال همراهش باشند.
میتوان برای رفتارها، حدومرزهای روشن و متناسب تعیین کرد و همزمان به نوجوان فرصت داد نظرش را بیان کند، در انتخابهای متناسب با سنش مشارکت داشته باشد و پیامدهای انتخاب خود را بیاموزد.
بزرگترها میتوانند از او بپرسند: «فکر میکنی وقتی با من همنظر نیستی، باز هم میتوانی راحت حرفت را بزنی؟» سپس باید با رفتار خود نشان دهند که پاسخ صادقانهاش را میپذیرند.
اگر محبت، احترام و توجه آنان هنگام پرسش، اشتباه یا مخالفت نیز پایدار بماند و تحسین نوجوان فقط به زمانهایی محدود نشود که مطابق خواسته بزرگترها رفتار میکند، او کمتر احساس میکند ارزشمندبودنش به شبیهشدن به آنان وابسته است. در چنین فضایی، مربی میتواند نوجوان را به بیان دلایل و استدلالهایش هدایت کند.
در مدرسه و جمعهای تربیتی، چگونه میتوان فرصت دیدهشدن را برای نوجوانانی با تواناییها و شرایط متفاوت فراهم کرد؟
گام نخست، آگاهی و شناخت است و گام بعد، یادگیری مهارت. اولیا و مربیان ابتدا باید تفاوت دیدهشدن و تماشاشدن را بدانند و سپس مهارت تشخیص این دو و هدایت نوجوان به مسیر حقیقی دیدهشدن را به دست آورند.
آموزش معلمان در دورههای ضمن خدمت، بهویژه برای مدارس کمبرخوردار، میتواند کمککننده باشد. مربیان در این آموزشها میآموزند چگونه با تعامل سازنده، زمینه شکوفایی استعدادهای واقعی نوجوان را فراهم کنند. در چنین تعاملی، خود نوجوان نیز در شناخت و پرورش تواناییهایش مشارکت خواهد داشت.
فرصت مشارکت و اثرگذاری باید برای همه دانشآموزان فراهم شود و به افراد پرطرفدار یا کسانی که بیشتر خود را به نمایش میگذارند، محدود نماند. در کنار موفقیت درسی، همکاری، مسئولیتپذیری و احترام نیز باید ارزشمند شمرده شود.
برای آغاز این تغییر، والدین و خود نوجوان چه کاری میتوانند انجام دهند و از کجا بفهمیم مسیر را درست طی میکنیم؟
والدین ابتدا باید تفاوت دیدهشدن و تماشاشدن را بشناسند. بهجای سوقدادن مداوم نوجوان به توجه به ظاهر و جلب نظر دیگران، تلاش، صداقت، مهربانی و تواناییهای او را ببینند و بیان کنند.
این رویکرد، همراه با فراهمکردن فرصت مشارکت و اثرگذاری، کمک میکند نوجوان برای دیدهشدن، ناچار به نقشبازیکردن، پنهانکاری یا جلب توجه به هر شکل ممکن نشود.
خود نوجوان هم باید از دام تماشاشدن آگاه باشد؛ ارزشش را با ظاهر، فیلترها و واکنش دیگران نسنجد، تواناییها و ویژگیهای انسانیاش را بشناسد و با خودش مهربانتر باشد.
نشانه موفقیت این تغییر آن است که نوجوان کمتر از قضاوت و «لو رفتن» بترسد، راحتتر درباره احساسات و اشتباههایش حرف بزند و حتی زمانی که تحسین یا توجهی دریافت نمیکند، احساس ارزشمندیاش را حفظ کند؛ یعنی احساس کند واقعاً شنیده میشود، به حساب میآید و فرصت رشد دارد.
مهلا دانشمند
