قصد ما ساخت مستند نبود، اما اشارههای تاریخی به نصرتالملوک کاشانچی داشتیم تا مخاطب کمی انگیزه بگیرد و درباره او جستوجو کند و با شخصیتی مواجه شود که در پیشرفت علم کالبدشکافی در ایران بسیار مؤثر بوده است. این زن حتی در سیستم قضایی ما نیز انسان تأثیرگذاری بوده است
جوان آنلاین: فیلم کوتاه «شب هول» به کارگردانی محمدرضا مرادی و تهیهکنندگی سیدمحمدهادی آقاجانی، روایتی تاریخی در ژانر وحشت از نخستین کالبدشکافی نصرتالملوک کاشانچی در سردخانهای متروک در تهران سال ۱۳۲۷ است. فیلم کوتاه «شب هول» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران حضور دارد و مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است. آقاجانی در گفتوگو با «جوان» با اشاره به دشواری ساخت آثار ژانر وحشت در سینمای ایران، معتقد است انتخاب سوژههایی با ریشه در باورها و فرهنگ عامه میتواند مخاطب ایرانی را با این ژانر درگیر کند. او همچنین بر ضرورت تجربه همکاری با عوامل و بازیگران حرفهای در دوره فیلمسازی کوتاه و گسترش زمینه نمایش این آثار تأکید دارد.
چرا حضور عوامل و بازیگران حرفهای در فیلم کوتاه اهمیت دارد؟ آیا این همکاری میتواند به آماده شدن فیلمسازان برای ورود به سینمای بلند کمک کند؟
زمانی بچهها برای جشنوارههای فیلم کوتاه فیلم میساختند، اما از این دوران گذر کردهایم. اکنون همه بچههایی که فیلم کوتاه میسازند، سودای ساختار سینمایی دارند. اعتقاد من این است که فیلمسازانی که در فضای فیلم کوتاه حرفهای میشوند، پیش از ورود به عرصه سینما باید یکسری مناسباتی را که قرار است در یک اثر سینمایی با آنها مواجه شوند، در فیلم کوتاه خود تجربه کنند؛ یعنی همکاری با عوامل حرفهای سینما، آزمونوخطا در این تعامل و مواجهه با بازیگر حرفهای سینما را تجربه کنند.
به نظر من، همانقدر که شأن هنری کارگردان مهم است، شأن مدیریتی او هم اهمیت دارد. این دو باید برابر باشند؛ یعنی کارگردان باید ۵۰ درصد مدیر باشد تا بتواند از هنر خود استفاده کند. مدیریت، تعامل با عوامل است. بالاخره کارگردان باید با هفت، هشت گروه دائماً سروکار داشته باشد.
تلاش من این است که بچههایی که در فضای فیلم کوتاه حرفهای میشوند، پیش از ورود به عرصه سینما، تعامل با عوامل و بازیگران حرفهای سینما را تجربه کنند و در این زمینه آزمونوخطا داشته باشند. از سوی دیگر، اگر همین بچههایی که در حوزه فیلم کوتاه فعالیت میکنند بخواهند فیلم سینمایی بسازند، گروهی که با آنها کار کردهاند، در یک کار سینمایی و حرفهای آزموده شدهاند. آنها در یک کار با یکدیگر همدل شدهاند و رفاقت پیدا کردهاند و میتوانند دوباره در کنار هم فیلم سینمایی خود را بسازند. این موضوع آنها را در برقراری تعامل با عوامل بسیار جلو میاندازد.
با توجه به اینکه بازگشت مالی فیلم کوتاه چندان قابل اتکا نیست، چه مسیری را برای بیشتر دیده شدن این آثار مؤثر میدانید؟
من همچنان خیلی به دنبال بازگشت مالی برای فیلم کوتاه نیستم، اما معتقدم عرصه ظهور و بروز این آثار باید گستردهتر شود. برای مثال، همین اکرانهای هنر و تجربه که در آنها یک باکس به چهار فیلم کوتاه اختصاص داده میشود، میتواند مؤثر باشد. همچنین به نظر من در سکوهایی که قرار است فیلمها در آنها اکران شوند، باید از تهیهکنندگان حرفهای، مدیران فرهنگی و متولیان امور سینمایی دعوت شود تا بیایند و خروجی کار بچهها را ببینند.
ما در حوزه مدیریت فرهنگی، فراز و نشیبهایی داشتهایم، اما احساس میکنم در سالهای اخیر، به واسطه یکسری اتفاقات، فضای فیلم کوتاه کمی جدیتر شده است.
ساخت فیلم در ژانر وحشت در سینمای ایران با چه دشواریهایی همراه است؟
ذائقه مخاطب ما به فیلمهایی عادت کرده که به اصطلاح پایشان روی زمین باشد! به هر حال، متولیان فرهنگ و فیلمسازان در شکلگیری این ذائقه نقش داشتهاند و معمولاً تمام توان حمایتی خود را روی چنین فیلمهایی گذاشتهاند. با این حال، گاهی درامهای اجتماعی یا فیلمهای روتین در سینما میبینیم.
ژانر، جهانی را پیش روی مخاطب باز میکند که تخیل او در آن درگیر میشود، اما، چون سالهاست این اتفاق نیفتاده، مخاطب چندان با چنین فضایی آشنا نیست.
ژانر وحشت چندان در سینمای ایران آزمونوخطا نشده است. فیلم ساختن در این ژانر برای فیلمساز مانند راه رفتن روی لبه تیغ است. حتی ممکن است خروجی آن چیزی نباشد که انتظار دارد؛ یعنی نهتنها وحشتناک نباشد، بلکه مخاطب را بخنداند. زمانی که میخواستیم درباره فیلم ایدهپردازی کنیم، بسیار درباره این موضوع صحبت کردیم که چه چیزی میتواند مخاطب ایرانی را با خود درگیر کند و در عین حال ریشه در فرهنگ ما داشته باشد. این از هوشمندی محمدرضا مرادی و همسرش بود که کاراکتری را انتخاب کردند که ریشههایی در باورها و فرهنگ ما داشت.
ایده ساخت «شب هول» چگونه شکل گرفت و همکاری شما با محمدرضا مرادی به چه پیشینهای بازمیگردد؟
محمدرضا مرادی میان فیلمسازهای کوتاه، به معنای واقعی، سردمدار فانتزیسازهای سینمای کوتاه است. در چند سالی که من در انجمن سینمای جوانان مشغول بودم، او هر سال یک فیلم با حمایت و مشارکت ما ساخت.
پیش از تولید این فیلم، در همین فضای فانتزی، یک سریال نیز با همکاری محمدرضا مرادی ساخته بودم که بسیار شبیه به این فیلم کوتاه بود. وقتی آن کار را ساختیم، به نظرمان آمد که اثر جذابی شده است و بهتر است در همان فضای فانتزی و وحشت نیز یک فیلم کوتاه بسازیم.
مرادی مدتها پیش درباره ساخت چنین فیلمی با من صحبت کرده بود. ما درباره کاراکتر «مدزما» صحبت کرده بودیم و به نظرم این ظرفیت وجود داشت که در ژانر وحشت نیز یک فیلم کوتاه درباره این کاراکتر بسازیم.
«مدزما» چه جایگاهی در باورهای عامیانه و قصههای فولکلور ایرانی دارد؟
در فیلم از کاراکتری به نام «مدزما» نام برده میشود؛ جنی که در افسانهها و فولکلور اقصی نقاط ایران به آن اعتقاد دارند و دربارهاش افسانهها و قصههایی میگویند. ما این کاراکتر را ساختیم.
زمانی که درباره این کاراکتر برای فیلم پژوهش میکردیم، دیدیم در بسیاری از نقاط ایران، از جمله خراسان شمالی، غرب کشور، مرکز و حتی جنوب ایران، از این کلمه با تلفظهای مختلف استفاده میکنند و این کلمه فراگیر است. مدزما کاراکتری است که در باور عامیانه و قصههای فولکلور وجود دارد.
در واقع، مردم بر این باور بودند که کسی که اولین بار با ترس مواجه میشود، ترسش در کالبد جنی به اسم مدزما با او مواجه میشود. اگر آن فرد بتواند به ترسش غلبه کند، اصطلاحاً مرد میشود و دیگر نمیترسد، اما اگر نتواند بر آن غلبه کند، این ترس در وجودش نهادینه میشود و هر بار که در موقعیت ترس قرار بگیرد، مدزما به سراغش میآید.
چرا در کنار این روایت فولکلور، به شخصیت تاریخی نصرتالملوک کاشانچی نیز پرداختهاید؟
زمانی که محمدرضا مرادی میخواست چنین فیلمی بسازد، من به او پیشنهاد دادم کاراکتر نصرتالملوک کاشانچی، اولین زن کالبدشکاف ایرانی، را به فیلم اضافه کند.
پیش از این، در دفتر من برای یکی از فیلمسازان تحقیقاتی درباره این شخصیت تاریخی انجام داده بودیم و مستنداتی از او داشتیم. فیلمهایی از او داشتیم و از برخی اعضای خانوادهاش نیز خبر داشتیم.
البته قصد ما ساخت مستند نبود، اما اشارههای تاریخی به این شخصیت داشتیم تا مخاطب کمی انگیزه بگیرد و درباره او جستوجو کند و با شخصیتی مواجه شود که در پیشرفت علم کالبدشکافی در ایران بسیار مؤثر بوده است. این زن حتی در سیستم قضایی ما نیز انسان تأثیرگذاری بوده است.
ساخت کاراکتر وحشت در «شب هول» چه چالشهایی داشت؟ آیا از جلوههای ویژه بصری استفاده کردید؟
ساخت چنین فیلمی ریسک بود. زمانی که داشتیم فیلم را میساختیم، به این فکر میکردیم که آیا فیلم میتواند کسی را بترساند یا خیر. از این جهت، چندان به ویژوال افکت و جلوههای ویژه بصری متکی نشدیم. تلاشمان این بود که تا جای ممکن، کاراکتری که میخواهد وحشت را منتقل کند، طبیعی و واقعی باشد و این برای ما چالش بزرگی بود.
بازیگر ما تقریباً ۱۴ روز، روزی هفت، هشت ساعت زیر دست یک گروه پنجنفره گریمور بود و آنها قطعهسازی میکردند. تیم گریم و بازیگر حدود پنج ساعت زودتر از بقیه آفیش میشدند و پنج ساعت کار میکردند تا به آن کاراکتری برسیم که جلوی دوربین میبینیم.
از جهت چالشی که در گریم داشتیم، وجه تمایزی با همه فیلمهای جشنواره داریم و در نهایت کار خوبی از آب درآمد. بسیاری از دوستان حرفهای ما وقتی کار را میدیدند، فکر میکردند این کاراکتر را با ویژوال ساختهایم، در صورتی که اینطور نبود. ما همهچیز را بهطور کامل قطعهسازی کردیم و ساختیم.
