تهران - ایرنا - مجید امرایی از پیشگامان دراماتراپی و عضو موسس اتحادیه جهانی دراماتراپی است که در متدولوژی وی دراماتراپی دیجیتالی به عنوان یک «درمان ترکیبی، کمکی و گفتمانی رسانهایِ و درمان محور» است که جایگاهی تحولی و رو به گسترش دارد.
خبرنگار ایرنا به همین منظور گفت و گوی کوتاهی با وی در این خصوص انجام داده است تا از نگاه این صاحبنظر حوزه دراماتراپی به مفاهیم دراماتراپی دیجیتال پرداخته شود. در ادامه این گفتوگو را میخوانید.
دراماتراپی دیجیتالی از چه زمانی به طور جدی مورد توجه فعالان این عرصه قرار گرفت؟
این رویکرد که بهویژه پس از بحران جهانی کرونا و محدودیتهای ارتباط حضوری به شکل جدی در ایران و در بسترهای بینالمللی مطرح شد، بر انتقال فرآیندهای درمانی از صحنه فیزیکی به بسترهای مجازی و رسانههای دیجیتال استوار است.
جایگاه و ویژگیهای کلیدی دراماتراپی دیجیتال در دیدگاه علمی شما چیست؟
از نگاه من دراماتراپی دیجیتالی درمان تکمیلی و کمکی مبتنی بر تئوریهای روانشناختی است من هنردرمانی و دراماتراپی دیجیتال را ابزاری موازی و کمکی میدانم که با بهرهگیری از امکانات رسانههای دیجیتال و چندرسانهایها، به دنبال کاهش مسائل روانی-ارتباطی مددجویان و ارتقای سطح تعاملات اجتماعی آنهاست.
در نگاه شما بازتعریف عنصر «ارتباط چهره به چهره»به چه معنی است؟
در متدولوژی سنتی دراماتراپی، حضور فیزیکی و ارتباط مستقیم مراجع و درمانگر یک رکن اصلی است. بر این اساس من با معرفی تکنیکهای نو در فضای دیجیتال، تلاش کردهام تا این خلاء حضوری را از طریق ابزارهای مجازی به گونهای بازسازی کنم که مهارت آموزی و توانبخشی مددجویان آسیب نبیند.
چرا تمرکزتان بر گروه سنی کودکان و نوجوانان است؟
معتقدم دراماتراپی دیجیتال به دلیل ماهیت تکنولوژی محور خود، پتانسیل بالایی در جذب و تحت تاثیر قرار دادن کودکان و نوجوانان دارد؛ به طوری که جلسات بالینی با استفاده از بسترهای چندرسانهای و ابزارهای دیجیتال، اثربخشی ملموسی روی این نسل که مأنوس با فضای مجازی هستند، میگذارد.
آیا این تصمیم هم راستا با توسعه بینالمللی و مستندسازی علمی است؟
بله دقیقا درست اشاره کردید پیشنهاد چاپ کتابی تخصصی در حوزه «هنردرمانی و دراماتراپی دیجیتال» از سوی انجمن بینالمللی دراماتراپی ایران در مجمع اتحادیه جهانی دراماتراپی (WADTh) مطرح و مورد پذیرش قرار گرفت که نشاندهنده تلاش ایران برای تبدیل این متدولوژی تجربی به یک چارچوب آکادمیک و مکتوب جهانی است.
در واقع، دراماتراپی دیجیتال در نگرش من نه یک جایگزین مطلق برای دراماتراپی سنتی، بلکه یک ابزار دموکراتیک، منعطف و فرامرزی است که دسترسی مددجویان و خانوادهها را در شرایط بحرانی یا فواصل جغرافیایی دور، به خدمات سلامت روان تسهیل میکند.
از نگاه من «دراماتراپی دیجیتالی» یک گفتمان رسانهایِ درمانمحور است که از ترکیب هنر نمایش، فناوریهای چندرسانهای، واقعیت مجازی (VR) و هوش مصنوعی برای بازتوانی روانی و مهارتی مددجویان استفاده میکند.
اگرچه هیچ روشی جایگزین درمان حضوری و نفس به نفس نمیشود، اما فضای مجازی یک «صحنه یا استودیوی منعطف» ایجاد میکند که با تکنیکهای دراماتراپی قابل اجرا است.
در روش کاری شما استفاده از واقعیت مجازی (VR Box) برای مواجهه درمانی چگونه است؟
یکی از تکنیکهای عملی این متد، شبیهسازی موقعیتهای اضطرابآور در بستر واقعیت مجازی است. به عنوان نمونه، برای مراجعان مبتلا به فوبیای تاریکی یا ترسهای خاص، سناریوهای داستانی دیجیتالی طراحی میشود؛ مراجع در یک فضای مجازی امن (مانند یک اتاق یا کمد فرضی) قرار میگیرد و با حرکت دیوارها یا تغییرات محیطی دیجیتال، فرآیند مواجهه و کاهش ترس را تحت نظارت آنلاین درمانگر تجربه میکند.
آیا در این روش تولید ویدئوهای تعاملی و درمانی (ویدئوتراپی) از دیگر روشهاست؟
درمانگر بستههای ویدئویی هدفمندی را برای مراجع یا گروه هدف ارسال میکند. مراجع موظف است پس از تماشای ویدئو، تمرینات بدنی، بیانی یا بازی در نقشهای خواسته شده را در محیط امن خانه اجرا کرده، از خود فیلم یا عکس بگیرد و برای تحلیل به درمانگر ارائه دهد.
اتاقهای نمایش مجازی در (وبینار و بسترهای آنلاین) هم کاربرد دارد؟
بله جلسات گروهی از طریق پلتفرمهای ارتباط تصویری زنده (مانند واتساپ، اسکایپ یا گوگل میت و سیستمهای بومی) برگزار میشود. در این فضا، درمانگر با ارائه محرکهای چندرسانهای (صدا، تصویر و متن)، مراجعان را به بداههپردازی و بازیهای خلاق کلامی و حرکتی در مقابل دوربین تشویق میکند.
در روش کار شما ورود هوش مصنوعی به فرآیند درمان چگونه است؟
در جدیدترین توسعههای این متدولوژی (به ویژه از سال ۱۴۰۵)، از پتانسیل هوش مصنوعی (AI) هم در بخش آموزشهای مهارتی-مجازی دراماتراپیستها و هم در طراحی فرآیندهای توانمندسازی و درمانهای دیجیتالی هوشمند برای مددجویان استفاده میشود.
متدولوژی ما در بستر دیجیتال بر چند اصل علمی استوار است که کانون اصلی آن در کتاب «دراماتراپی و تئوری نقشهای» من به درستی تبیین شده است.
برای روشنتر شدن این مفهوم توضیح بیشتری میدهید؟
بله با کمال میل محورهای متدولوژی؛ نحوه پیادهسازی در فضای مجازی تئوری نقشها (Role Theory) بیماری روانی ناشی از عدم رضایت فرد از عملکرد نقشهایش است.
در فضای مجازی، به مراجع کمک میشود از طریق آواتار ها، ماسکهای دیجیتال یا نقشهای فرضی، قدرت «تغییر نقش» را تمرین کند تا به سلامت روان برسد.
در این بین فاصلهگذاری مهارتی (Distancing Effect) فضای مجازی به دلیل قطع ارتباط فیزیکی، یک فاصله ایجاد میکند که ظرفیتی جادویی در مسیر درمان است.
ما از این فاصله بهره میگیریم تا مراجع با استفاده از تخیل و بدون خجالت یا اضطرابِ مواجهه حضوری، راحتتر درونریزی و سپس با هدایت درمانگر به برونریزی برسد.
منظور از این برونریزی چیست؟
منظور برونریزی و کسب بصیرت است که هدف نهایی متدما، رساندن مراجع به «عمل» و «مشاهده» است. در پلتفرم دیجیتال، فرد با دیدن فیلم بازیهای خود یا تحلیل رفتارش در سناریوهای دیجیتالی، به درک درستی از شخصیت واقعی و معضلات درونیاش میرسد.
حوزه آموزش در این عرصه چه بهرهای میبرد؟
آموزش و توسعه شبکهای یکی از اهداف مهم ما است؛ این متدولوژی یک ساختار کاملاً شبکهای دارد؛ به طوری که از طریق وبینارها و بسترهای دیجیتال، کارگاههای تخصصی در استانهای مختلف (مانند خوزستان، مازندران و ...) به طور همزمان برای تربیت دراماتراپیستهای جدید اجرا میشود.
به طور خلاصه، متدولوژی ما تلاش میکند تا با «دیجیتالی کردن صحنه نمایش»، محدودیتهای فیزیکی، جغرافیایی و حتی هزینههای درمان پارهوقت را کاهش داده و فرآیند توانبخشی را به یک تجربه در دسترس و تعاملی تبدیل کند.
در نگاه شما مفهوم «هنردرمانی دیجیتالی؛ گفتمان رسانهای، درمانمحور» به چه معنی است؟
این مفهوم به عنوان یک رویکرد علمی نوین پس از شیوع کرونا و گسترش فضای مجازی در ایران تبیین شده است. من در مقالات، سخنرانیهای بینالمللی در اتحادیه جهانی دراماتراپی (WADTh) و بسترهای پژوهشی بر استفاده از ابزارهای دیجیتال برای درمان تاکید بسیاری کرده ام و شک ندارم با حضور جوانان خلاق و خوش فکر ایرانی در حوزه دیجیتال و هوش مصنوعی در این مسیر صاحب سبک خواهیم شد.
