بجنورد- ایرنا- نمایش «بی‌پدر» به نویسندگی و کارگردانی امیررضا فدایی روایت تلخ فقدانی است که اگرچه دیده نمی‌شود، اما سایه سنگین آن بر زندگی و هویت اعضای یک خانواده باقی مانده است؛ قصه تنهایی‌ها، دلتنگی‌ها و زخم‌هایی که با نبودن پدر شکل می‌گیرند.

به گزارش ایرنا، گاهی نبودن یک نفر از هزاران حضور پررنگ‌تر است؛ غیبتی که در سکوت خانه، روابط سرد اعضای خانواده و خاطراتی که همچنان زنده‌اند، خود را نشان می‌دهد.

نمایش «بی‌پدر» با دست گذاشتن بر همین جای خالی، مخاطب را به دنیای پرالتهاب خانواده‌ای می‌برد که هر یک از اعضای آن به شکلی متفاوت با فقدان پدر دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

این اثر تنها روایت نبودن یک پدر نیست، بلکه به تاثیر عمیق این غیبت بر روابط انسانی، شکل‌گیری هویت و دنیای عاطفی اعضای خانواده می‌پردازد؛ جایی که یک فقدان به زخمی ماندگار تبدیل می‌شود و زندگی آدم‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در «بی‌پدر»، مخاطب با روایتی از تنهایی، خلا عاطفی و بحران هویت روبه‌رو می‌شود؛ مفاهیمی که در بستر روابط خانوادگی شکل می‌گیرند و به‌تدریج لایه‌های پنهان زندگی شخصیت‌ها را آشکار می‌کنند.

قصه تلخ یک جای خالی

جای خالی که پر نمی‌شود

آنچه این نمایش را از یک روایت معمول خانوادگی متمایز می‌کند، نگاه روان‌شناختی به فقدان و تاثیر آن بر ذهن و رفتار انسان‌هاست. در این اثر، پدر صرفا شخصیتی غایب نیست، بلکه نبودنش به نیرویی تاثیرگذار در زندگی دیگران تبدیل شده است؛ حضوری نادیدنی که در تصمیم‌ها، احساسات و روابط اعضای خانواده جریان دارد.

نمایش «بی پدر» : قصه انسان‌هایی که در سایه یک غیبت، بزرگ می‌شوند

مادر و دختر هر کدام با تجربه‌ای متفاوت از این فقدان مواجه‌اند و جابه‌جایی جایگاه شخصیت‌ها، بر پیچیدگی روابط و فضای ذهنی نمایش می‌افزاید و گویی غیبت یک نفر، مرزهای معمول میان شخصیت‌ها را به هم ریخته و هر یک را در مواجهه با خاطرات و زخم‌های گذشته قرار داده است.

تماشاگر در جریان این روایت، تنها شاهد یک ماجرای خانوادگی نیست، بلکه با تجربه‌ای انسانی مواجه می‌شود که می‌تواند یادآور بخش‌هایی از زندگی و روابط شخصی او باشد؛ تنهایی‌هایی که گاهی در میان نزدیک‌ترین آدم‌ها شکل می‌گیرند و زخم‌هایی که حتی گذشت زمان نیز لزوما آن‌ها را التیام نمی‌بخشد.

قصه تلخ یک جای خالی

زندانی در حصار خاطره‌ها

امیررضا فدایی، نویسنده و کارگردان «بی‌پدر» این اثر را با رویکردی پسامدرن و ضدتئاتری طراحی کرده است؛ شیوه‌ای که در آن روایت متعارف و خطی جای خود را به فضایی متفاوت و ذهنی می‌دهد.

معنای پدر، جای خالی کسی که نبودنش، تمام زندگی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد

در این ساختار، مخاطب قرار نیست صرفا تماشاگر زنجیره‌ای از اتفاقات باشد، بلکه باید در فضای ذهنی شخصیت‌ها حرکت کند و با لایه‌های پیچیده روابط و احساسات آنان همراه شود.

فضای زندان‌گونه ذهن در این نمایش، بازتابی از گرفتاری شخصیت‌ها در خاطرات، احساسات و روابطی است که رهایی از آن‌ها آسان نیست، هر شخصیت گویی در محدوده‌ای از گذشته و ذهن خود گرفتار شده و برای یافتن جایگاهش در این دنیای آشفته تلاش می‌کند.

این رویکرد متفاوت، بستری برای پرداختن به مفاهیمی همچون خانواده، وابستگی، فقدان و بحران هویت فراهم کرده است. نمایش می‌کوشد نشان دهد که نبودن یک فرد چگونه می‌تواند ساختار عاطفی یک خانواده را دگرگون کند و بر زندگی کسانی که باقی مانده‌اند، اثر بگذارد.

در این میان، آوا گلی شجاعی، امیررضا فدایی و لنا نورانی‌فر در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند و روایت شخصیت‌هایی را پیش می‌برند که هر کدام با بخشی از این فقدان و پیامدهای آن درگیر هستند.

تولید این اثر نمایشی حدود ۶ ماه زمان برده و ۱۵ نفر از عوامل اجرایی در شکل‌گیری آن مشارکت داشته‌اند، مدت زمان اجرای نمایش نیز ۵۰ دقیقه است؛ زمانی که مخاطب را با روایتی متفاوت از روابط خانوادگی و زخم‌های عاطفی همراه می‌کند.

نمایش «بی‌پدر» سال گذشته نیز در جشنواره تئاتر خراسان رضوی نامزد دریافت جایزه بهترین نمایشنامه‌نویسی شد؛ حضوری که نشان‌دهنده تلاش این گروه برای ارائه اثری متفاوت در عرصه تئاتر است.

آنچه پس از پایان این نمایش در ذهن مخاطب باقی می‌ماند، تنها داستان یک خانواده نیست؛ بلکه پرسشی درباره تاثیر غیبت آدم‌ها بر زندگی یکدیگر است.

شاید تلخی قصه «بی‌پدر» نیز همین باشد که بعضی جای خالی‌ها، حتی اگر سال‌ها از نبودنشان گذشته باشد، همچنان در زندگی آدم‌ها حضور دارند.