جوان آنلاین: نیم‌قرن مقاومت ملت ایران چه درسی دارد، بهتر از همان «کارآمدی مقاومت»؟! وجه داخلی آن را باید «ساخت ایران قوی» دید و وجه بین‌المللی آن را در تغییر رژیم امریکا! در مورد دوم مگر جز این بود که در چنین روزی که با نام روز دانش‌آموز و روز تسخیر لانه‌جاسوسی گره خورده است، انقلابی‌های ایران کاری کردند که رئیس‌جمهور محبوب امریکا آن‌قدر ناکارآمد نشان داده شد که نتوانست در دور بعدی دموکرات‌ها را به قدرت برساند، اتفاقی نادر و پیش‌بینی‌ناپذیر. امروز نیز آثار مقاومت مردم ایران در آرای انتخاباتی مردم امریکا نمایان شده است، شکست پیش‌بینی‌ناپذیر دیگری ولی این‌بار برای جمهوریخواهان! در ابعاد داخلی قدرت نظامی و توان علمی ایران و گسترش خدماتی مانند آب و گاز و برق که در ربع قرن بیست‌ویکم هنوز برای برخی مرفهان دنیا آرزو است، ثمره همین مقاومت جانانه مردم ایران است. برخی دشمنان ملت و کج‌فهمان البته مقاومت ایرانیان را به معنای سختی‌کشیدن و گرسنگی‌خوردن و تهدید دائم دشمن معنا می‌کنند. زهی اندیشه باطل! اینان معنای استقلال را هرگز درک نکرده‌اند و همین‌حالا حاضرند ابهت ایرانی را بشکنند تا به خیال خام خود با دشمن به صلح برسند. دنیا امروز در حال یادگرفتن و تمرین مشق مقاومت از ایرانیان است. دریغ که کسانی در داخل این درس را نیاموزند یا نخواهند که بیاموزند و بیاموزانند. 
 
سیزدهم آبان در تقویم سیاسی ایران، صرفاً سالروز تسخیر لانه جاسوسی امریکا در تهران نیست، این روز یادآور مجموعه‌ای از حوادث تاریخی است که هر یک گوشه‌ای از تقابل ملت ایران با سیاست‌های مداخله‌جویانه و سلطه‌طلبانه واشینگتن را آشکار می‌کند. تبعید امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۳ در اعتراض به کاپیتولاسیون، کشتار دانش‌آموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت امریکا در سال ۱۳۵۸، سه واقعه‌ای هستند که در حافظه تاریخی ملت ایران به نماد‌هایی از مبارزه با استبداد و سلطه خارجی تبدیل شده‌اند. با این حال، تقلیل سابقه منازعه ایران و امریکا به واقعه تسخیر سفارت، نه‌تنها با واقعیت‌های تاریخی سازگار نیست، که موجب نادیده گرفتن ریشه‌های اصلی این خصومت می‌شود. دشمنی واشینگتن با استقلال و حاکمیت ملی ایران، دست‌کم از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش مستقیم امریکا در سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق، سابقه‌ای روشن و مستند دارد. بنابراین تسخیر لانه جاسوسی امریکا در آبان ۱۳۵۸، آغاز خصومت واشینگتن با ملت ایران نبود، نقطه‌ای در امتداد زنجیره‌ای از مداخلات، فشار‌ها و اقدامات خصمانه‌ای بود که ۷۳ سال پیش با کودتای امریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابعاد گسترده‌تر و آشکارتری پیدا کرد. 
پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ معادلات سیاسی ایران را به‌طور بنیادین تغییر داد. کشوری که تا پیش از آن در ساختار منطقه‌ای مورد حمایت واشینگتن قرار داشت، با رهبری امام خمینی (ره) مسیر استقلال سیاسی، نفی سلطه خارجی و سیاست «نه شرقی، نه غربی» را انتخاب کرد. از همین رو، تقابل امریکا با جمهوری اسلامی را باید در نسبت با ماهیت استقلال‌طلبانه انقلاب اسلامی بررسی کرد. 
با آغاز جنگ تحمیلی هشت‌ساله نیز این تقابل ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. حمایت سیاسی و تسلیحاتی کشور‌های غربی از رژیم صدام و نقش‌آفرینی امریکا در حمایت از عراق، از جمله موضوعاتی است که در بررسی تاریخ جنگ و روابط ایران و امریکا جایگاه مهمی دارد. در سال‌های پایانی جنگ، حضور نظامی مستقیم‌تر امریکا در خلیج فارس و رویارویی با نیرو‌های ایرانی نیز بر ابعاد این منازعه افزود. ساقط شدن هواپیمای مسافربری ایران‌ایر توسط ناو امریکایی وینسنس در تیرماه ۱۳۶۷ و شهادت ۲۹۰ سرنشین آن، یکی از تلخ‌ترین رخداد‌های این دوره بود. پس از پایان جنگ نیز فشار‌ها متوقف نشد. تحریم‌های اقتصادی و نفتی، محدودیت‌های مالی و تجاری، تلاش برای منزوی کردن ایران و فشار بر ظرفیت‌های علمی و فناوری کشور، در دوره‌های مختلف ریاست‌جمهوری امریکا ادامه یافت. در این میان، خروج دولت دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای برجام در سال ۱۳۹۷ و بازگرداندن تحریم‌های گسترده، نمونه‌ای روشن از تداوم سیاست فشار حداکثری بود. 

 از جنگ تحمیلی تا رویارویی مستقیم
در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، تقابل واشینگتن با تهران در عرصه‌های مختلف شکل آشکارتری پیدا کرده است. جنگ اقتصادی و تحریم‌ها، اقدامات اطلاعاتی و امنیتی، ترور فرماندهان و دانشمندان و مشارکت امریکا در تجاوز‌های نظامی رژیم صهیونیستی، اجزای یک راهبرد واحد برای تضعیف ایران به شمار می‌روند. در همین چارچوب، جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم که در پیام روز گذشته رئیس ستادکل نیرو‌های مسلح به آنها اشاره شده، به‌عنوان مراحل تازه‌ای از تقابل نظامی و امنیتی امریکا و رژیم صهیونیستی با ایران مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. سرلشکر عبداللهی، رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح، در پیامی به مناسبت ۱۳آبان، ضمن ترسیم ریشه‌های تاریخی خصومت امریکا با ایران از کودتای ۲۸ مرداد، تأکید می‌کند که تقابل کنونی دیگر صرفاً یک منازعه نظامی نیست، بلکه به مرحله تغییر معادلات و هندسه قدرت جهانی رسیده است. 

 نقشه راه ایران برای امنیت پایدار
اما بخش راهبردی و قابل تأمل پیام فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، ترسیم مختصات ایران پس از جنگ و تبیین شروط تهران برای برقراری امنیت پایدار و پایان دادن به منازعه است. او با اشاره به موقعیت راهبردی ایران و اهمیت تنگه هرمز در معادلات انرژی جهان، از ظهور ایران به‌عنوان یکی از قطب‌های قدرت در نظم جدید جهانی سخن می‌گوید و تأکید دارد که دوران اتکای انحصاری کشور‌های منطقه به چتر امنیتی امریکا به پایان رسیده است. بر همین اساس، عبداللهی پنج اصل را به‌عنوان نقشه راه ایران برای دستیابی به امنیت پایدار مطرح می‌کند؛ اصولی که نشان می‌دهد تهران برخلاف فضاسازی‌های طرف مقابل، به دنبال جنگ نیست، اما پایان منازعه را نیز به هر قیمتی و بدون تأمین حقوق و منافع ملی خود نمی‌پذیرد. این پنج اصل عبارتند از: ۱. پایان جنگ در همه جبهه‌ها، به‌ویژه لبنان و غزه، زیرا مذاکره همزمان با تهدید، تحمیل است؛ ۲. رفع کامل تحریم‌ها و آزادسازی اموال مسدودشده ملت ایران؛ ۳. پرداخت غرامت جنگ‌های تحمیلی؛ با این تأکید که ملت ایران بدهکار نیست، بلکه طلبکار است؛ ۴. به‌رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و جایگزینی سازوکار هرمز با چتر امنیتی فرسوده امریکا و ۵. تضمین عدم تجاوز مجدد و شکل‌گیری ترتیبات امنیتی درون‌زا در غرب آسیا. عبداللهی در ادامه نیز با تأکید بر اینکه قدرت نظامی برای ایران هدف نیست، بلکه ابزاری برای دفاع و بازدارندگی است، از تغییر رویکرد دفاعی کشور به ابتکار آفندی و عبور از مدیریت بحران به نظم‌سازی سخن می‌گوید. او همچنین به نمایندگی از نیرو‌های مسلح اعلام کرده که بانک اهداف به‌روز شده و دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن امریکایی ـ صهیونیستی در تیررس قرار دارند و هر سطح و نوع تهدید با پاسخی فوری، تأثیرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی مواجه خواهد شد. 
در امتداد همین پیام راهبردی، دعوت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی از مردم برای حضور در راهپیمایی سراسری ۱۳ آبان نیز معنایی فراتر از بزرگداشت یک مناسبت تاریخی دارد. این شورا با انتخاب شعار «میثاق با شهیدان، نبرد با استکبار»، از مردم دعوت کرده است تا با حضور در بیش از ۹۰۰ نقطه کشور، ضمن تجدید میثاق با آرمان‌های شهیدان و اعلام همبستگی ملی، بار دیگر بر استقلال، امنیت و اقتدار ایران تأکید کنند. با این توصیف پیام ۱۳ آبان ملت ایران به امریکا، صرفاً یادآوری گذشته نیست بلکه اعلام موضع درباره آینده است. ۱۳ آبان، یادآور این حقیقت تاریخی است که ملت ایران ممکن است هزینه استقلال و آزادی خود را بپردازد، اما حاضر نیست آن را با وعده‌های سیاسی، فشار اقتصادی یا تهدید نظامی معامله کند.