جلال رشیدی کوچی گفت: پیشبینی من بر این است که حتماً جنگ خواهد شد و شاید در چند روز آینده این اتفاق بیفتد. بعد از آن احتمالاً به یک توافقی خواهیم رسید.جنگ اجتنابناپذیر است. در چنین شرایطی ما نمیتوانیم و نباید ضعف نشان دهیم؛ باید پرقدرت باشیم.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، جلال رشیدی کوچی در گفتوگو با خبرنگار جماران، جماعت «خود عمارپندار» و جبهه پایداری را عامل اصلی نارضایتی عمومی، کاهش سرمایه اجتماعی و ضربه به امنیت ملی میداند؛ جریانی که به گفته او با رفتار اقلیتی و توهینآمیز، منافع باندی خود را بر منافع ملت ترجیح میدهند. همچنین با اشاره به ریشههای پیدایش «تراستیهای نفتی» در اقتصاد غیرشفاف تحریمی، این افراد را کاسبان تحریم و جنگ مینامد که مانع اصلی توافق و رفع تحریمها هستند. در ادامه رشیدی کوچی مطرحشدن خروج از NPT یا ساخت بمب اتم در شرایط کنونی را خطایی راهبردی و بازی در زمین دشمن ارزیابی کرده، بر ضرورت دور کردن سایه جنگ با تدبیر تأکید میکند و انحراف اصلی انقلاب را جابهجایی «ارزشها با اشخاص» و تناقض میان شعارها و عملکردها میداند.
نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه جماعت میکروفن به دستی که در میادین به صغیر و کبیر توهین میکنند و خیلی حرفهایی که میزنند از حلقوم ترامپ و نتانیاهو بیرون میآید، ملت مبعوث شده نیستند، گفت: همین آدمهایی که امروز خود را مظهر انقلاب، دین و همهچیز تعریف میکنند - ما یادمان نرفته، خیلی نگذشته و حافظه تاریخی ما آنقدر قوی هست که اینها را به یاد بیاوریم – به شهید لاریجانی مُهر پرتاب کردند، کفش زدند و به او توهین کردند. من یک جایی صحبت میکردم و یکی گفت «ما نقد کردیم». گفتم به نظر من توهین کردن به خانواده یک نفر، اسمش نقد نیست، مُهر به کسی پرتاب کردن، به خانواده او توهین کردن و خائن و خیانتکار خواندنش نقد نیست.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با جلال رشیدی کوچی را در ادامه میخوانید:
با توجه به اتفاقاتی که در مجلس افتاده و اظهارنظرها و موضعگیریهایی که برخی نمایندگان مجلس دارند، به نظر شما جایگاهی که امام برای مجلس قائل بود و فرمود «مجلس در رأس امور است»، رعایت میشود؟ آیا جایگاه مجلس در مقایسه با دورههای اول و دوم که بزرگان انقلاب در مجلس حضور داشتند، تنزل نکرده است؟
متأسفانه بنا بر یک سری دلایل مشخص، به مرور زمان هر مجلسی ضعیفتر از مجالس پیشین شدند و این روند بهویژه از مجلس ششم به بعد، نمود بیشتری پیدا کرد. متأسفانه خیلی وقتها پس از صحبتهایی که میکنیم، به ما برچسب میزنند. ولی صحبتهای من از روی دلسوزی و برای اصلاح است؛ نه خدای ناکرده برای تخریب. اگر نقدی میکنیم، مصلحانه است و سعی میکنیم منصفانه باشد.
واقعیت این است که من یک وقت به شوخی به یکی از دوستان گفتم: حضرت امام فرمودند «مجلس در رأس امور است»، شاید منظورشان این بوده که مجلس باید در رأس امور باشد، ولی کار به جایی رسیده که ما نهتنها آخر امور، بلکه اساساً در امور نیستیم! این مسأله دلایل متعددی دارد که من سعی کردهام نقاط ضعف آن را از نگاه خودم استخراج کنم.
شاید مهمترین دلایلش این است که افرادی که به نظر میرسد قوی بودند ولی نگاه انتقادی داشتند (نه نگاه تخریبی یا خیانتی)، به مرور حذف شدند. یعنی چهرههای قدرتمندی که میتوانند مجلس را بالا نگه دارند، بهتدریج حذف شدند و افرادی جایگزین آنها شدند که بیشتر از اینکه دنبال نگاه ملی باشند، نگاه منطقهای مدنظر آنها است. یعنی متأسفانه توجه اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان به منطقه و حوزه انتخابیه خودشان است؛ به دلیل اینکه میخواهند دوره بعد رأی بیاورند، سعی میکنند گزارش عملکرد داشته باشند. این باعث میشود که خواهناخواه از نگاه ملی فاصله بگیرند. این بزرگترین آسیب به مجالس مختلف بوده است.
اگر دقت کنید، خیلی کم نماینده شهرستانی در مجلس پیدا میکنید که در سطح ملی نقشآفرینی کند. عموماً اگر هم صحبتی شود، نمایندگان تهران یا کلانشهرهایی مانند اصفهان، شیراز و مراکز استانهت هستند؛ که البته آن هم محدود است و عمدتاً نمایندگان تهران هستند.
مشکل دیگری که به نظر من مجلس دارد این است که عموماً نگاه افرادی که به مجلس راه پیدا میکنند، حفظ صندلی خودشان برای دورههای بعد است. چون یک سری افراد مثل جلال رشیدی را در ادوار گذشته دیدهاند، میگویند «سری که درد نمیکند چرا دستمال ببندیم؟» ما به مجلس آمدهایم، کار حوزه انتخابیه را انجام میدهیم و خیلی هم در مسائل کلان ورود نمیکنیم که بعداً برای ما دردسر شود یا بحث ردصلاحیت پیش بیاید. همین باعث میشود که مجلس از رأس امور و کلاً از امور خارج شود.
نکته دیگر اینکه کسانی که صحبت میکنند هم به نظر میرسد خیلی درد مردم را ندارند. یعنی ما میتوانیم مجلس را در چند نماینده تهران خلاصه کنیم. یعنی خروجی صدای مجلس، این چند نفر بودند که منتسب به جبهه پایداری هم هستند. من چون اخبار را دنبال میکنم، خیلی چیز خاصی، غیر از صحبتهایی که اینها میکنند و این صحبتها هم کاملاً باندی و جناحی و مغرضانه و اکثراً موضعگیری علیه رئیس مجلس و در تضاد با منافع و خواستههای مردم است، صحبت خاصی از مجلس دیده نشده؛ و همین هم باعث پایین آمدن جایگاه مجلس بین مردم میشود.
فارغ از نامگذاریهایی چون تندروهای مجلس، جبهه پایداری یا هر عنوان دیگری، با توجه به شرایط کنونی کشور و اظهارنظرهایی که این افراد در جاهای مختلف از جمله صداوسیما و فضاهای مجازی مثل ایتا دارند، به نظر شما چه خطرات و آسیبهایی برای منافع کشور به همراه دارد؟
این جماعت که برخی از آنها در قالب جبهه پایداری تعریف میشوند، من به آنها «تندروهای خود عمار پندار» میگویم. اینها متأسفانه در طول تاریخ انقلاب حضور داشتهاند؛ از زمانی که علیه شهید بهشتی شعار میدادند، از زمانی که گروه فرقان گلوله به مغز شهید مطهری شلیک کرد و از زمانی که حجتیه بود، اینها بودهاند. یعنی این جماعت از نظر و نگاه من در همین قالب تعریف میشود.
یک زمانی به شهید بهشتی توهین و فحاشی میکردند، وضو میگرفتند و قربة إلی الله به شهید بهشتی توهین میکردند؛ در ایام جنگ و بعد از جنگ علیه بزرگان انقلاب موضعگیری میکردند. جالب است بدانید، یکی از آقایانی که الآن هم پدر معنوی، مالی و اقتصادی جبهه پایداری است، یک زمانی شهید باکری را تکفیر کرده و مجبورش میکند در نماز جمعه شهادتین بگوید و اعلام برائت کند. این تفکر آن موقع بوده و الآن هم هست.
همین آدمهایی که امروز خود را مظهر انقلاب، دین و همهچیز تعریف میکنند - ما یادمان نرفته، خیلی نگذشته و حافظه تاریخی ما آنقدر قوی هست که اینها را به یاد بیاوریم – به شهید لاریجانی مُهر پرتاب کردند، کفش زدند و به او توهین کردند. من یک جایی صحبت میکردم و یکی گفت «ما نقد کردیم». گفتم به نظر من توهین کردن به خانواده یک نفر، اسمش نقد نیست، مُهر به کسی پرتاب کردن، به خانواده او توهین کردن و خائن و خیانتکار خواندنش نقد نیست.
اینها به شهید باقری و شهید حاجیزاده هم توهین کردند؛ امروز هم به آقای دکتر قالیباف، به آقای پزشکیان و آقای اژهای توهین میکنند. بنای این جماعت از همان ابتدای کار بر همین اساس نهاده شد. متأسفانه امروز هم آمدهاند و به ناحق میادین را قبضه کردهاند و واقعاً داریم اینها را میبینیم. من به صراحت به شما میگویم. خیلی از مردم اگر امروز به میادین نمیآیند، به خاطر حضور همین افراد است. من در خانواده و اطرافیان خودم این را میبینم. چون اینها هیچ حد و حدودی قائل نیستند.
گفتم؛ وضو میگیرند و نماز اول وقتشان هم را در مسجد میخوانند؛ و با نیت الهی و قربة إلی الله فحش ناموس به مردم میدهند و فحش پدر و مادر به کسانی میدهند که همه چیزشان را برای این مملکت و انقلاب گذاشتهاند. بیشترین توهینی که به من شده – به پدر من که شهید راه خدمت بوده و مادر من که خواهر دو شهید و همسر شهید راه خدمت بوده – از سوی همین افراد بوده است؛ با وضو، به اسم خدا، به اسم دین و به اسم انقلاب! پیجش را نگاه میکنی حرم امام حسین(ع) و بالا تا پایین عکس شهدا است ولی به راحتی به پدر و مادر افراد توهین میکنند.
این رفتار چه تأثیری بر منافع ملی ما میگذارد؟
میخواهم به همین نکته برسم. وقتی این جماعت اینگونه گستاخانه توهین میکنند و میخواهند همهچیز را به نام خود مصادره کنند، نتیجه و خروجیاش این میشود که مردم یواشیواش فاصله میگیرند. یک زمانی مخاطبان صداوسیما ۷۰، ۸۰ تا ۹۰ درصد بودند؛ یک زمانی در انتخابات ما ۸۰ الی ۹۰ درصد از مردم شرکت میکردند؛ زمانی دانشگاهها مملو از مباحث اینچنینی بود. ولی اینها باعث شدند که اندک اندک مردم فاصله بگیرند و باید این واقعیت را بپذیریم. امروز صداوسیما چه جایگاهی بین مردم دارد؟ هیچ. من یک جایی گفتم اگر صداوسیما تعطیل شود، هیچ تأثیری در ذهن مردم نخواهد گذاشت؛ هیچ نقشی ندارد.
امروز چرا باید انتخابات ما اینقدر کمرونق برگزار شود که به زحمت ۴۰ درصد پای صندوقهای رأی بیاوریم؟ خروجی همین تفکر بوده است. من بارها گفتهام که بیشترین نفع این تفکر و این آدمها در ناراضی کردن مردم و ایجاد دوقطبی برای ماندن در قدرت است. چون هرچه مشارکت در انتخابات پایینتر باشد، اینها بهتر رأی میآورند.
لذا من راجع به اینها صحبت کردم و گفتم جماعت میکروفن به دستی که در میادین به صغیر و کبیر توهین میکند و خیلی حرفهایی که میزنند از حلقوم ترامپ و نتانیاهو بیرون میآید، ملت مبعوث شده نیستند. مگر ملت مبعوث شده همین نیم درصدی هستند که این روزها میکروفن دستشان است و دارند توهین میکنند؟! پس بقیه ملت چه میشوند؟ ۸۵ میلیون نفر دیگر چه میشوند؟ یعنی اینها با قبضه کردن یک سری مسائل، باعث شدهاند که واقعا هر عنوان زیبایی را به گند بکشند. تا حرف هم بزنی فوری برچسب میزنند که این «نفوذی اسرائیل»، «ضد خدا» و «ضد دین» است. من یک جایی گفتم اگر اینها انقلابی هستند، من آدم ضد انقلاب هستم؛ چون با اینها مشکل جدی دارم.
اشاره کردید که این افراد مخالفان خود را نفوذی میدانند؛ آن سوی قضیه هم برخی افراد معتقدند چه چون نتیجه عملکرد این افراد در نهایت به کاهش سرمایه اجتماعی و حتی ضربه به امنیت ملی منجر میشود، نفوذیهایی هستند که خواسته یا ناخواسته به منافع آمریکا و اسرائیل کمک میکنند. نظر شما در این خصوص چیست؟
شک نکنید؛ خواستهاش را نمیدانم ولی ناخواسته دارند کمک میکنند. در این فضا، تا ما صحبت میکنم، حمله میکنند که «شما دارید ضد وحدت صحبت میکنید». چون یک ارزشی را دست گرفتهاند و با آن میخواهند بقیه را ساکت کنند، وحدتشکنترین صحبتها را دارند. شما این را توجه کنید؛ رئیس جمهور ما به سازمان ملل رفته و میخواهد آنجا در دفاع از ایران و حق مردم صحبت کند، مسائلی که اینها مطرح کردند را ببینید. یکی توئیت زده که «این سفر حرام است و هر تصمیمی در آن گرفته شود حرام است!» و ما مثلا با پزشکیان این کار را میکنیم.
آقای قالیباف که عمری در راه این مملکت جنگیده و همه کارنامهاش را میدانند، به اسلامآباد رفته و اینها بیشترین توهینها را به خودش، خانوادهاش و حامیانش انجام میدهند و هیچکس هم با آنها کاری ندارد! آقای اژهای طبق قانون با یک نفر از اینها برخورد میکند و بیشترین توهین را به رئیس قوه قضائیه میکنند و کسی جرأت نمیکند با آنها حرفی بزند.
این جماعت محدود، معدود، اقلیت و «خود عمار پندار»، در طول انقلاب بیشترین آسیب را به این مملکت زدهاند. الآن شرایط را در نظر بگیرید. امروز این افراد دوباره در مجلس دنبال طرح صیانت هستند؛ امروز این افراد دارند در مصاحبههایشان از حجاب صحبت میکنند؛ امروز این افراد دارند در صحبتهایشان تلاش میکنند هرطوری شده با فشار به وزرایی مثل دفاع، اقتصاد یا جاهای دیگر، گلوگاههای اقتصادی را دست بگیرند. این جماعت همیشه همان کاری را کرده که خواسته آمریکا و اسرائیل بوده؛ مهمترین خواسته صهیونیستها ناراضی کردن مردم ایران بوده و اینها همیشه آب به آسیاب دشمن ریختهاند.
یک زمانی من میگفتم خودروی داخلی بی کیفیت است و با واردات ایجاد رقابت کنید؛ در صحن مجلس راه میرفتند و میگفتند این نفوذی اسرائیل است. من میگفتم به دنبال رضایت مردم باشید، آنها میگفتند ۲۰۶ با لندکروز فرقی ندارد و مردم را عصبانی میکردند و امروز هم میگویند تیبا بهترین خودروی ساخته شده است. ما میشدیم نفوذی اسرائیل و آنها میشدند دلسوز و حامی تولید ملی! من میگفتم طرح صیانت طرح خوبی نیست و مردم ناراضی میشوند و شما باید اجازه دهید فیلترینگ برداشته شود، نه اینکه تقویت شود، میگفتند نفوذی اسرائیل و صهیونیستهاست! بعد مشخص شد که فیلترینگ بیشترین آسیب را به امنیت ما زد.
ما میگفتیم گشت ارشاد دارد به مملکت آسیب میزند، مردم را ناراضی میکند و باعث طغیان خواهد شد؛ فضا را مدیریت کنید، با چهارتا ون آدمها باحجاب نمیشوند، به کرامت زنان این مملکت احترام بگذارید؛ ما میشدیم حامی فساد و فحشا و آنها میشدند حامی خدا، پیر و پیغمبر! دیدید که چه اتفاقی افتاد. ما گفتیم اشکالی ندارد، اجازه دهید زنان به ورزشگاه بروند و گواهینامه بگیرند، شما باید فضا را مدیریت کنید؛ ما میشدیم دنبالهرو فساد و فحشا و آن آقایان میشدند طرفدار خدا و پیر و پیغمبر.
امروز هم وضعیت همین است. الآن هم ما میگوییم به جای اینکه «ملت مبعوث» را مصادره به مطلوب کنید برای جماعت اندکی که خودتان هستید، ملت مبعوث شده را به ۸۰ میلیون ایرانی گسترش دهید که دلشان برای این مملکت میسوزد و در یک فضای بسیار نامناسب گیر کردهاند. از نظر من کسانی که در این شرایط اقتصادی کمک میکنند و به هر دلیلی چیزی نمیگویند و با دشمن همراهی نمیکنند، ملت مبعوث شده هستند. بعد میگویند تو نفوذی اسرائیل هستی!
ما میگوییم واقعیتهای جنگ باید گفته شود؛ من آدم ترسو و بزدلی نیستم، ولی باید بگوییم آمریکا میتواند ضربات مهلکی به زیرساختهای ما بزند و با این آدم دیوانه باید طوری برخورد کرد که کمترین آسیب را به ما بزند؛ میگویند تو خودفروخته و نفوذی هستی. دوست دارند من هم بگویم اصلاً جنگ تأثیری نگذاشته و اینکه نرخ دلار بالا میرود تقصیر مسعود پزشکیان است و هیچ ربطی به محاصره ندارد؛ اینکه ما نمیتوانیم هیچ کالایی را وارد یا صادر کنیم و درآمدهای ارزی کشور کم شده تقصیر اصلاحطلبان، مسعود پزشکیان و خاتمی است، که آقایان خوششان بیاید؟! واقعا نیست؛ چرا یکی حقایق را میگوید، ناراحت میشوند.
ضمن اینکه من هیچ وقت خودم را اصلاحطلب ندانستهام، همانطور که هیچ وقت خودم را اصولگرا ندانستهام؛ من نه اصلاحطلبم و نه اصولگرا و همان چیزی که خودم به ذهنم برسد و میدانم درست است را میگویم. ولی این را باید اینجا بگویم: «تنها جماعتی که بیشترین توهین را به من کرده، همین جماعت بودند که خودشان را ارزشی و انقلابی میدانستند». کلمه «ارزشی» از نظر من خیلی باارزش است؛ اینها ارزشی و انقلابی نیستند. اینها سوپرانقلابیهایی هستند که یک وقتی میگویند «مگر من ضبط صوت رهبر هستم که هرچه او میگوید بخواهم منتشر کنم» و یک وقتی به شهید سلیمانی توهین میکنند.
من یک بار گفتم این جماعت همه را از قطار انقلاب پیاده کردهاند. این خیلی حرف زشتی است که یک نفر که لباس روحانیت بر تن دارد بگوید «هرکسی در میادین نیاید فاسق است». یعنی من فاسقم و دارم فسق و فجور میکنم، چون به زعم تو به میادین نمیآیم؟! فاسق تویی؛ خائن تویی. من میگویم ۸۰ میلیون آدم به میادین نمیآیند و دلشان هم با این مملکت هست و به نظر من هنوز نگاه خیلیهایشان به نظام اصلاحی و امیدوارکننده است. شما چطوری میتوانید ۸۰ میلیون آدم را فاسق، خائن و خیانتکار بدانید؟! بعد هیچکس با شما کار نداشته باشد؟ بعد ما میشویم ضد خدا، ضد پیامبر، ضد انقلاب و ضد اسلام و آنها میشوند طرفدار؟! اگر این است، باید اصلاح شود.
به نظر میرسد یکی دیگر از آسیبهایی که این افراد به کشور زدهاند این است که به اسم دور زدن تحریم، عملاً پدیدهای را به وجود آوردند که امروز نام آن را «تراستیها» گذاشتهاند؛ کسانی که نفت کشور را فروختهاند اما پول آن را به خزانه کشور واریز نکردهاند. بفرمایید که اصلا قضیه تراستیها چیست و برای حل این آسیب، معضل و بیماری اقتصاد ایران چه باید کرد؟
معنای تراستی یعنی کسانی که به آنها اعتماد میشود. به نظر من تمام این مشکلات از آغاز تحریمها اتفاق افتاد. چون با وجود تحریمها ما مجبور شدیم که برای فروش نفت روشهای غیرشفاف را طی کنیم.
ما از سال ۵۸ تحریم هستیم و در مقاطع مختلف این تحریم تشدید شده است. منظور شما کدام دوره است؟
منظوم از زمان تحریمها، دولت دوم آقای احمدینژاد است. از دولت دوم آقای احمدینژاد، تحریمهای مالی و بانکی باعث شد که فضا غیرشفاف شود و این غیرشفافی باعث شد که ما نتوانیم نظارت دقیقی داشته باشیم و مجبور شدیم اعتماد کنیم. یک زمانی کسی مثل بابک زنجانی تراستی حساب میشد. تعدادشان کم بود و بعد آن اتفاقات افتاد. در زمان دولت آقای رئیسی افزایش پیدا کرد و تعداد تراستیها خیلی زیاد شد و بعد آنها را کم کردند و الآن تعدادشان کمتر شده است.
اصلا بروز و ظهور این اصطلاح و این افراد به تحریمها و غیرشفاف بودن معاملات نفتی ما بر میگردد. عدهای این را مطرح کردند که برای فروش نفت بهتر است نفت را به اشخاصی بدهیم که شرکتهای خصوصی دارند و میتوانند تحریمها را دور بزنند، نفت را بفروشند و پولش را برگردانند. فروختند؛ یک قسمتی از پولش را برگرداندند و یک قسمتی را بر نگرداندند.
من مصاحبه یکی از این دوستان را میدیدم که خیلی جالب بود؛ مثلاً یکی از همین آقایان که الآن فرزند شهید هم محسوب میشود ـ حالا درست نیست اسم بیاوریم ـ شنیدهام همیشه حدود ۸۰۰ میلیون دلار در حسابش دارد و با آن کار میکند! عدد کمی نیست. اگر ما به این افراد اعتماد کردهایم، باید تمام این پول را برگردانند. من گفتم بالأخره این پولها وسوسهانگیز است و اینها هم غالباً آدمهای خداترسی نیستند که بگوییم خیلی دلشان برای بیتالمال میسوزد. الآن مشخص شده است که خیلی از این پولها به جاهای دیگر میرفته و علیه حاکمیت اقدام میکردند.
این فضا متأسفانه به وجود آمده است و من امیدوارم برخورد شود. ولی تا چه زمانی باید اینها ادامه داشته باشد؟ آن بنده خدا که به ما میگفت نفوذی اسرائیل، گفت «نفت انفال است»؛ ولی واقعاً نفت مال این مردم است. این مردم بندگان خدا هستند و خدا میخواهد حالشان خوب باشد. اینها بیتالمال و متعلق به مردم است که دارند به یغما میبرند. امیدوارم برخورد صورت بگیرد و یک فکر اساسی شود. یعنی ما خیلی داریم از این داستانها آسیب میبینیم.
الآن چهار پنج نفر بیشتر مطرح نیستند و به نظرم مجموعههای امنیتی هم دارند تلاش میکنند که بتوانند اینها را مدیریت کنند؛ ولی اینها به قدری بزرگ شدهاند و پول این مملکت دستشان هست، که من معتقدم یکی از جریانهایی که نمیگذارد تحریمها برداشته شود، همینها هستند. چون اگر تحریمها برداشته شود، کاسبیهای چند میلیارد دلاری اینها به هم میخورد. الآن ترامپ با دو میلیون دلار گرینکارت ۵۰ ساله میدهد، یک میلیارد دلار که دیگر جای خود دارد! پس این جماعت هستند که نمیگذارند تحریمها برداشته شود و حتی از همین جنگ هم سود میبرند.
یعنی همینها اجازه نمیدهند که این وضعیت «نه جنگ و نه صلح» تغییر کند؟
بله
حتی اگر به قیمت حمله به زیرساختهای کشور تمام شود، اینها نمیخواند دکان خودشان را از دست بدهند؟
صد درصد. من اعتقادم بر این است که اتفاقاً این جماعت در جنگ هم خیلی سود کردند. مثلاً اگر در زمان جنگ روی یک کشتی ۱۰۰ میلیون دلار سود میکردند، در زمان جنگ ۴۰۰ میلیون دلار به آنها میرسد؛ چون ما مجبوریم به هر قیمتی بفروشیم. یک سؤال برای من هست؛ همه نهادهای امنیتی و جنگی دنیا میدانند اینها کجا دفتر و شرکت دارند و کشتیهایشان چیست؛ چرا یک دانه هم از آنها در این جنگها نزدند؟ چون از جیب ملت ایران دارند به آنها هم خیر میرسانند. شما این موضوع را شک نکنید.
مثلاً صهیونیستها نمیدانند کدام شرکت کشتیرانی ما هست که در آن ساختمان معروف امارات دفتر دارد؟! صد درصد میدانند! ولی میبینیم که کاری به کار آنها ندارند؛ چون دارند از لحاظ مالی به همدیگر کمک میکنند. این که میگویم ترامپ این کار را انجام میدهد، دلیلش همین است؛ پول برای او مهم است و پول این مملکت در جیب اینها است. وقتی شما یک میلیارد دلار پول داشته باشی، حتی ایلان ماسک هم میآید و دستت را میبوسد تا بتواند با شما شراکت کند.
این جماعت در طول این مدت اجازه ندادهاند و آنقدر قدرتمند شدهاند که امروز دارند بعضی جاها برای حاکمیت خطونشان میکشند.
اشاره داشتید که حتی سران سه قوه را تهدید و به آنها توهین میکنند!
دقیقا؛ من نمیخواهم خیلی از مسائل را مطرح کنم و واقعاً در این شرایط، قصدم این نیست. اما امروز هم این جماعت دست روی گلوگاههای اقتصادی و پولساز این مملکت و هلدینگهای بزرگ گذاشتهاند و میخواهند به هر طریقی آنها را تصاحب کنند. همین جماعتی که من راجع به آنها صحبت کردم که خودشان را از همه بالاتر و صاحب انقلاب میدانند. من در همین اندازه اشاره میکنم. من از وزیر محترم دفاع میخواهم خیلی دقت داشته باشد و خیلی مراقبت کند. بالأخره هلدینگهای نفتی، پتروشیمی و اقتصادی بزرگی زیرمجموعه وزارت دفاع و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند؛ همین جماعتی که از صبح تا شب به دولت توهین و فحاشی میکنند و آقای پزشکیان را خائن میدانند، امروز برخی از آنها در مجلس دست به نامه شدهاند و برای چیدن مهرههای خود در این هلدینگها فشار میآورند! این را خیلی سربسته گفتم.
همین جماعت متأسفانه در حوزه خودرو ورود کردهاند و من این انتقاد را به دولت و شخص آقای پزشکیان دارم؛ همین جماعت دارند تلاش میکنند قیمت خودرو را افزایش دهند و جلوی واردات را بگیرند که تا حدود زیادی هم – مخصوصاً در بحث افزایش قیمتها - موفق شدهاند. همه اینها نارضایتی ایجاد میکند؛ آن هم در این شرایط.
نمیدانم چقدر منافع این افراد اقتضا میکند یا واقعاً نظر کارشناسیشان این است که مدام بر طبل جنگ میکوبند. جدیدترین اقدامی آنها هم این است که دارند برای خروج ایران از انپیتی(NPT) تلاش میکنند؛ که کارشناسان زیادی معتقدند این اقدام بهانه دست ترامپ و نتانیاهو میدهد...
جدیداً هم دیدم که تقریباً اکثر ائمه جمعه خواستار ساخت بمب اتم شدند.
دیدم یکی از افراد گفته بود خروج از انپیتی لزوماً به معنای ساخت بمب اتم نیست. اما در هر حال میتواند دستمایهای برای فشارهای دشمنان علیه ما باشد. اولاً بفرمایید نظر شما در این خصوص چیست ثانیاً، اگر بحث در مورد این موضوع را به نخبگان و خبرگان این عرصه واگذار کنیم بهتر است، یا اینکه این مباحث به فضای جامعه کشانده شود؟
الآن چیزی که مطرح میشود از طرف همین جماعت «خود عمار پندار» است. اگر من جلال رشیدی میگفتم دنبال بمب اتم برویم، همین افراد به ما ضد ولایت فقیه میگفتند؛ چون رهبری حکم به حرمت بمب اتم داده بود. ولی الآن خودشان میگویند حرام بودن بمب اتم حکم حکومتی بوده و فتوا نبوده است. یعنی خودشان همیشه تفسیر به مطلوب میکنند و امروز میگویند باید بمب اتم ساخته شود. من اعتقادم از همان اول این بود که انرژی هستهای باید آوردهای برای ما داشته باشد؛ بالأخره ما داریم این همه هزینه برای انرژی هستهای میدهیم.
البته سؤال من در خصوص انرژی هستهای نیست؛ بلکه صرفاً خروج از انپیتی(NPT) است.
میخواهم به همان برسم. باید از انرژی هستهای دستاوردی به دست میآوردیم؛ چون خیلی برای آن هزینه دادیم و عدمالنفع ما خیلی بیشتر از هزینههایی بود که پرداختیم. از نگاه من، تولید برق یا استفاده در حوزه کشاورزی در مقیاس زیاد یا شیرین کردن آب دریا برای استفاده مردم، میتوانست آوردههای انرژی هستهای برای ما باشد؛ یا ساخت بمب اتم؛ کاری که پاکستان کرد.
الآن هم در حد محدود استفاده از انرژی هستهای در حوزه تولید برق، آب شیرینکن و رادیوداروها داریم.
خیلی کم، و به نظر من اصلاً قابل بیان نیست. ولی غنیسازی، فناوری بزرگی بود که ما به آن دست پیدا کردیم. ما به طرف بمب اتم نرفتیم؛ از نظر من اگر رفته بودیم، بازدارندگی داشت؛ نه در جنگ، قبل از جنگ. من از صحبتهای رئیس جمهور آمریکا وام میگیرم که گفت «اگر ایرانیها بمب اتم داشتند، من تلفن را بر میداشتم و میگفتم آیتالله خوبی؟ کاری از دست من بر میآید؟ کمکی از دست من بر میآید یا نه؟» نرفتیم. امروز و در این شرایط زمانش نیست. چون اگر ما از انپیتی(NPT) خارج شویم، در اصل تمام صحبتهای رئیس جمهور آمریکا را تأیید کردهایم؛ که «ایران دنبال بمب اتم بوده و من نگذاشتم».
جامعه جهانی امروز علیه ما اجماع ندارد. شاید پشت پرده کمک میدهند ولی شما میبینید که مثلا فرانسه و ایتالیا حاضر نشدند از لحاظ نظامی، علنی و عیان، به کمک آمریکا بیایند و حتی در برابر آمریکا ایستادند. درست است که شاید اجازه دادند هواپیماهای سنگین آمریکا از دو تا فرودگاه آنها بلند شود و بمباران کند ولی به صورت علنی آن طوری که جامعه جهانی علیه حکومت وقت عراق متحد شد، علیه ما متحد نشدند؛ و این به نظرم برای ما بزرگترین دستاورد بود.
الآن اگر ما به سمت خروج از انپیتی و ساخت بمب برویم، داریم تأیید میکنیم که ما بودیم؛ و از آنجایی که ما به هیچ عنوان در فضای رسانه قوی نیستیم و رسانه دست دشمنان ماست، قطعاً آنها میتوانند آسیب بسیار زیادی به ما بزنند. شاید آمریکا برای از بین بردن کوه کلنگ بمب اتم تاکتیکال هم استفاده کند، ولی اگر هم استفاده کند، آن موقع هنوز حق با ما است. ولی اگر ما از انپیتی خارج شویم، آن وقت دیگر حق با ما نیست. یعنی درست که الآن جامعه جهانی با ما نیستند، ولی مخالفتشان را خیلی علنی نمیکنند. مثلاً میگویند کار کثیفی که ما میخواستیم انجام دهیم را صهیونیستها دارند انجام میدهند. خودشان هم میدانند «کار کثیف» است ولی هیچ وقت علنی نمیآیند.
اگر به سمت خروج از انپیتی رفتیم، چه دستاوردی برای ما دارد؟ آن موقعی که باید خارج میشدید، نشدید. حالا چه دستاوردی دارد؟ مثلاً ما الآن دو تا بمب اتم هم بسازیم و یکی از آنها را هم تست کنیم. چه آوردهای برای ما دارد؟ اگر ۲۰، ۳۰ یا ۵۰ تا بمب اتم داشتیم، بازدارندگی ایجاد میکرد؛ ولی امروز با یکدانه و دوتا که بازدارندگی ایجاد نمیشود! به نظر من، مطرح کردن این مباحث در حال حاضر ـ حتی اگر برای بالا بردن قدرت چانهزنی در سیاست خارجی هم باشد ـ اشتباه است؛ چون کسانی که در حوزه سیاست خارجی تخصص دارند، میگویند این کار الآن نباید انجام شود. لذا نگاه من بر این است که اجازه دهیم همان عقلای نظام که هستند و دارند از این جماعت فحش میخورند، انشاءالله کار را پیش ببرند.
با توجه به این مسائل، راه خروج از این فضای «نه صلح و نه جنگ» یا به تعبیر دیگر «هم صلح و هم جنگ» چیست؟
من نگاه و تحلیل شخصی خودم را میگویم؛ هرکس خوشش آمد، خوشش آمد، کسی هم خوشش نیامد، برای من مهم نیست! در این شرایط من جنگ را قطعی میدانم. این را هم الآن نگفتم؛ چهار پنج ماه پیش گفتم که در آبانماه درگیری خواهیم داشت و درگیری شدیدی هم خواهد بود؛ اما به نظرم زمان آن کوتاه خواهد بود.
من تحلیلی داشتم که بعد دیدم تیتر رسانهها خیلی اشتباه گفتند جلال رشیدی گفته ما میرویم بحرین را تصرف میکنیم؛ من اصلاً این صحبت را نداشتم. من گفتم به نظرم میآید که اگر این اتفاق بیفتد، ما به سمت کویت و بحرین پیشروی خواهیم کرد؛ «پیشروی کردن» با «تصرف کردن» خیلی فرق دارد. این را هم گفتم که یک اصلاحی اینجا داشته باشیم. ولی پیشبینی من بر این است که حتماً جنگ خواهد شد و شاید در چند روز آینده این اتفاق بیفتد. بعد از آن احتمالاً به یک توافقی خواهیم رسید.
من توئیت زدم و باز عدهای خیلی ناراحت شدند که چرا گفتید «به هر طریقی»، ولی واقعاً اعتقادم بر این است که اگر همین امروز ما به هر طریقی(عزتمندانه) بتوانیم سایه جنگ را دور کنیم، باید بوسه زد بر دست کسانی که این کار را انجام میدهند. طرف ما آدم عاقلی نیست؛ یک دیوانه پرقدرت و احمق است که کمر به نابودی ایران بسته؛ نه جمهوری اسلامی. وقتی با چنین پدیدهای مواجه هستی، باید تمام تلاش، خدعه، نیرنگ و هنری را که داری به خرج دهی تا کمترین آسیب را ببینی. نگاه من این است ولی جنگ اجتنابناپذیر است. در چنین شرایطی ما نمیتوانیم و نباید ضعف نشان دهیم؛ باید پرقدرت باشیم. من امروز فضا را به هیچ عنوان برای توافق مناسب نمیبینم.
پس چرا اینقدر رفت و آمد میانجیها صورت میگیرد؟
اگر خاطرتان باشد، چند روز قبل از جنگ ۴۰ روزه هم همین اتفاقها افتاده بود. میگویم، من فضا را مناسب نمیبینم، ولی اگر کسانی در داخل بتوانند این کار را انجام دهند و مانع جنگ شوند، واقعاً باید به آنها مدال افتخار داد. چون حدس میزنم که ما قرار است آسیب زیادی ببینیم. یعنی آمریکاییها نقشههای شومی برای ما کشیدهاند و در این جنگ کسی پیروز نخواهد بود. امیدوارم مردم کمترین آسیب را ببینند.
هیچکسی منکر فداکاری و شجاعت نیروهای مسلح ما نیست و ما واقعاً باید خدا را شکر کنیم که یک زمانی قالیباف، طهرانیمقدم و حاجیزاده آمدند و این سیستم موشکی ما را بنا نهادند؛ همان کسانی که دیروز و امروز برخی افراد به آنها اهانت میکردند و میکنند. ما واقعاً باید قدردان باشیم. خیلی از مردم اگر صحبتهایی میکنند، از روی لجبازی و درددل است؛ ولی وقتی به عمق وجودشان میرویم، باز هم قلبشان برای ایران میتپد و شاهد و قدردان فداکاری این افراد هستند.
لذا اگر ما راجع به این موضوعات صحبت میکنیم، به هیچ عنوان این نیست که در موضع ضعف باشیم. ما آنقدر قدرت داشتهایم که در برابر دو ابرقدرت نظامی ایستادگی کردیم. آنها تصورشان این بوده که سه چهار روزه کار ایران را جمع میکنند؛ ولی امروز در آن ماندهاند. میگویند ما نیروی نیروی دریایی آنها را نابود کردیم. اما سیستم نیروی دریایی ما بر اساس ناو و ناوچه و زیردریایی تعریف نشده؛ مثل آمریکاییها، که با زدن پنج ناو و چهار ناوچه بگوییم سیستم نیروی دریایی ما از بین رفته است. سیستم ما طور دیگری تعریف شده و آنها نمیتوانند این را از بین ببرند. همان طوری که نتوانستند سیستم موشکی ما از بین ببرند. ما واقعاً قدردان نیروهای مسلح هستیم ولی نباید اجازه دهیم که یک عدهای همین ارزش را هم فقط به اسم خودشان ثبت و ضبط کنند.
در این مصاحبه به ارتباط برخی افراد با فساد اقتصادی و آسیبهایشان به منافع ملی اشاره کردید. میخواستم گریزی بزنیم به آرمانهایی که هنگام پیروزی انقلاب داشتیم. مبارزه با فساد از اهداف اصلی انقلاب اسلامی بود. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم، نسبتی با آن آرمانها دارد؟
آنجایی جمهوری اسلامی به خطا رفت که عدهای در این مملکت ارزشهایی مثل مبارزه با فساد، فداکاری، سادهزیستی و امثال اینها را کنار گذاشتند و یک سری اشخاص را به عنوان «ارزش» معرفی کردند و بعد ارزشها را با اشخاص سنجیدند؛ به جای آنکه اشخاص را با آن ارزشها بسنجیم، ارزشها را با اشخاص سنجیدیم! به نظر من، این نخستین و بزرگترین انحرافی بود که در مجموعه جمهوری اسلامی شکل گرفت و به مرور زمان بسیار پررنگ شد.
البته فساد لزوماً فساد مالی یا اخلاقی نیست؛ اینها هست، ولی خیلی چیزهای دیگر هم میتواند باشد. رسیدیم به جایی که امروز اگر فردی در سیستم قوه قضائیه به خاطر صحبتهای خلافی که داشته محاکمه و محکوم میشود، به جای اینکه ارزشها را ملاک قرار دهیم و آن فرد را با معیار ارزش بسنجیم، آن فرد را ملاک قرار میدهیم و ارزشها را با او مقایسه میکنیم! الآن البته آن فرد در زندان است؛ من میخواهم مثال بزنم که متوجه شوید.
یک روزی آقای دیگری ارزش میشود و هرچیزی او میگوید ملاک قرار میگیرد. اینجا بود که ما به انحراف رفتیم، به مشکل خوردیم و این بود که یواشیواش مردم فاصله گرفتند. باز برای شما مثال میزنم. طرف در تریبون نماز جمعه از سادهزیستی صحبت میکند، اشک میریزد و گریه میکند؛ بعد خبرش میآید که دقیقاً نقطه مقابل صحبتهای خودش، فساد اقتصادی و زمینخواری داشته و بعد محکوم میشود که پس دهد. این است که مردم را دور کرد؛ وقتی که حرف و عمل ما با هم مغایرت داشت.
طرف میگوید که لنگ به خودتان ببندید و یک وعده غذا بخورید و بعد عکسش پشت میزهای چرب در میآید. فردی میگوید ۲۰۶ هیچ تفاوتی ندارد و از تولید ملی صحبت میکند؛ ولی سوار لندکروز است. این مغایرت حرف و عمل و جابهجایی ارزشها با افراد، باعث شد که مردم فاصله بگیرند.
سؤال میپرسید که چقدر از آن آرمانها فاصله گرفتهایم؛ خیلی. امروز طوری شده که آدم جرأت نمیکند بعضی از حرفهای امام، شهید بهشتی، شهید مطهری و رهبر شهید را بازنشر دهد. چون ملاک ارزشها نیستند؛ ملاک شدند چهار نفر آدمی که که میکروفون دستشان است و شعار میدهد و مردم را به انحراف کشیدهاند و ناراضی کردهاند. پس ما خیلی فاصله گرفتهایم.
