تهران-ایرنا- مربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران گفت: ما در رده‌های پایه کار نمی‌کنیم و از استعدادهای‌مان استفاده‌ای بهینه انجام نمی‌دهیم. داریم فوتبالِ ۵۰ سال قبل را بازی می‌کنیم. بادی لنگویج (زبان بدن) در فوتبال ما وجود ندارد.

به گزارش ایرنا، صریح و بی‌پرده صحبت می‌کند؛ بی‌شیله و پیله و بدون اینکه هوای کسی را در حرف‌هایش داشته باشد. از فوتبال در دهه‌های قدیم می‌گوید و مقایسه‌اش می‌کند با افتخارات فعلی. افتخاراتی نظیر شکست سنگین مقابل کره شمالی در بازی‌های آسیایی و .....

اصغر شرفی که سال‌ها بازیکن تیم ملی بوده و به عنوان مربی هم حضور در بالاترین سطوح نظیر جام جهانی را تجربه کرده، پاسخگوی سئوال‌های خبرنگار ایرنا است؛ از تیم امید شروع کردیم و به تیم ملی و سپس جشن ۸۱ سالگی استقلال رسیدیم. مثال‌های او برای هر مخاطبی جالب است؛ به‌خصوص وقتی از دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی می‌گوید و اینکه درس و مدرسه و سواد و آموزش، برای فوتبالیست‌ها و مدیران باشگاه‌ها در اولویت قرار داشته است.

با مربی تیم ملی در جام جهانی ۱۹۷۸، نیم‌ساعتی گپ زدیم و البته شرفی محکوم‌مان کرد که چرا تمام حرف‌های مرا نمی‌نویسید!

مدت‌هاست که می‌خواهیم با شما مصاحبه کنیم؛ اما یک بار پاسخ دعوت‌مان را ندادید و حالا مجبور شدیم تلفنی در خدمت شما باشیم.

من که در فوتبال نیستم و فقط گاهی اوقات بازی‌ها را تماشا می‌کنم. فکر نمی‌کنم بتوانم حرف جالبی درباره فوتبال بزنم که به دردتان بخورد.

ما در چهارصد دستگاه زندگی می‌کردیم و همراه حسن حبیبی و چند بازیکن دیگر، به تیم دوم یا سوم شاهین رفتیم. یک روز با شاهین بازی داشتیم و مساوی بودیم. یک گل زدیم که داور قبول نکرد و حسن حبیبی و ما اعتراض کردیم. دکتر اکرامی هم گفت شما دیگر شاهینی نیستید و از تیم بروید. آمدند چهارصد دستگاه دنبال ما و دسته‌جمعی به تاج رفتیم. یادم می‌آید ۱۸ یا ۱۹ سال داشتم و الان خوشحالم که در جشن ۸۱ سالگی باشگاه هم شرکت کرده‌ام.

شما عصاره‌ی سال‌ها تجربه در فوتبال ایران هستید و قطعاً نظرات‌تان خریدار دارد. می‌خواهیم درباره تیم زیر ۲۳ ساله‌ها صحبت کنیم. حتماً می‌دانید که در بازی‌های آسیایی ناگویا، ۴ بر یک مقابل کره‌شمالی شکست خوردیم و حذف شدیم.

حذف تیم المپیک، مگر موضوع جدیدی است؟ در سال‌های اخیر، از راهیابی به بالاترین سطح از مسابقات در این رده بازمانده‌ایم و این هم ادامه‌ی تمام شکست‌های اخیر.

مشکل کجاست که تیم زیر ۲۳ ساله‌ها یا همان المپیک، نمی‌تواند به موفقیت برسد؟

ببینید؛ واقعیتش این است که ایشالا و ماشالا دیگر در فوتبال جواب نمی‌دهد. در فوتبال ایران این رسم غلط وجود دارد که همه چیز را به آینده می‌سپارند. برخی مدیران و مربیان نباید فقط تغییر کنند، باید محاکمه شوند. این مشکل ورزش ماست که کسی پاسخگوی نتایج ضعیف نیست.

شما، قبل از اینکه با حشمت مهاجرانی راهی تیم ملی بزرگسالان شوید، همراه با او هدایت تیم جوانان ایران را برعهده داشتید و به عنوان قهرمانی در آسیا هم رسیدید. این را گفتم تا در قامت کسی که در تیم‌های پایه کار کرده، به واکاوی دلایل عدم موفقیت بپردازیم.

حشمت مهاجرانی و من، تیم جوانان ایران را چندین دوره به عنوان قهرمانی در آسیا رساندیم و معتقدم موفقیت در رده‌های پایه، قبل از فوتبال، نیاز به همدلی دارد. این بچه‌ها در اوج احساس هستند؛ خیلی زود مثبت می‌شوند و خیلی زود هم خاصیت خود را از دست می‌دهند. از طرفی دیگر، فردی که سرمربی تیم امید می‌شود، باید فوتبالیست تاپ باشد. چون جوان‌ها به کسی نیاز دارند که بتواند به آن‌ها خیلی از نکته‌ها را نشان بدهد و مسیر پیشرفت‌شان را ترسیم کند.

گفتید موفقیت در رده‌های سنی، نیاز به همدلی دارد. با مثال برای‌مان می‌گویید که منظورتان از همدلی چیست؟ شما چه کار می‌کردید که این‌ها انجام نمی‌دهند؟

در تیم‌های جوانان و بزرگسالان ایران، سرمربی یکی مثل مهاجرانی بود که مشکلات خانوادگی بازیکنان را می‌پرسید، به آن‌ها رسیدگی می‌کرد و بچه‌ها هم تمام اتفاقات را با او در میان می‌گذاشتند. یعنی یک رابطه عمیق، میان یک بازیکن جوان و سرمربی‌اش. بازیکنان ما، به معنای واقعی با مربیان همدل بودند. تمام مشکلات را به من و مهاجرانی می‌گفتند و البته ما هم زمان می‌گذاشتیم تا حل‌شان کنیم. ضمن اینکه، خمره رنگرزی نیست که تیم امید، در عرض یک ماه ساخته شود.

شرفی

همین زمان کوتاه، نمی‌تواند یکی از دلایل ناکامی باشد؟

صد در صد. ما، ۴ ماه با بازیکنان کار می‌کردیم و تمام نقاط ضعف را پوشش می‌دادیم و روی نقاط قوت تمرکز می‌کردیم. تمرینات تیم المپیک، همین الان و از همین حالا باید شروع شود. مربیان، ابتدا استعدادیابی کنند و بعد وقت‌شان را بگذارند روی اصول آماده‌سازی. آن‌ها باید عمرشان را بگذارند و فقط هم پول برای‌شان مهم نباشد. متأسفانه الان، نه همدلی وجود دارد و نه هماهنگی با تیم‌های پایه.

سرمربی تیم زیر ۲۳ ساله‌های ایران، حسین عبدی بود. نظری درباره او ندارید؟

فقط به اسم او را شنیده‌ام.

عبدی در دهه ۷۰، کاپیتان پرسپولیس بود ...

خب، کاپیتان پرسپولیس باشد؛ مگر مهم است؟ مهم جنم مربیگری است و من نمی‌دانم او جنم مربیگری دارد یا نه. نمی‌شود هر کسی که کاپیتان بود، بتواند مربیگری کند. مربیگری یک جنس مخصوص است. هر بازیکن بزرگی هم نمی‌تواند سرمربی خوبی باشد.

شرفی

یک موضوع مهم دیگر هم وجود دارد؛ اینکه فوتبال ایران از استعداد تهی شده و یا بازیکنان مستعد به درستی پرورش پیدا نمی‌کنندو به شکوفایی نمی‌رسند ...

ما در رده‌های پایه کار نمی‌کنیم و از استعدادهای‌مان استفاده‌ای بهینه انجام نمی‌دهیم. داریم فوتبالِ ۵۰ سال قبل را بازی می‌کنیم. بادی لنگویج (زبان بدن) در فوتبال ما وجود ندارد. من باید زبان بدن شما را بفهمم. نمی‌شود که اول استپ کنم و بعد فکر کنم و سپس با کلی معطلی پاس بدهم. بغل‌دستی باید قبل از رسیدنِ توپ به من، حرکت بعدی‌ام را بداند. ما مشکلات بسیاری به لحاظ فنی داریم؛ هم به لحاظ سرعت و هم شناخت از حرکات یکدیگر.

منظورتان این است که در جا زده‌ایم و نسبت به چند دهه قبل، خودمان را به روز نکرده ایم؟

دقیقا؛ الان سرعت فوتبال ما پایین است و کند بازی می‌کنیم. وقتی بک بازی را می‌بینی، حوصله‌ات سر می‌رود. فوتبال، یک فن است؛ یک هنر است و باید این فن را یاد بگیریم. دیگر اسم فوتبال، توپ‌بازی نیست. باید شناسایی، تاکتیک و تکنیک قوی و هماهنگی عصب و عضله داشته باشید تا به موفقیت برسید. الان همه چیز شده پول، پول و پول.

پول که در فوتبال ما، حرف اول و آخر را می‌زند ...

خیلی‌ها پول خوبی می‌گیرند؛ اشکالی که ندارد. برخی از همین فوتبالی‌ها می‌گویند ما حقوق نمی‌گیریم و بدون چشمداشت مالی کار می‌کنیم! حالا بروید و ببینید آپارتمان‌هایی که دارند، متری چند است؟ اگر زیر یک میلیارد بود، هر چه خواستید به من بگویید. شما هم حالا هی بنویسید، ببینم می‌توانید به این آپارتمان‌ها برسید (می‌خندد).

البته پاداش‌های آنچنانی هم می‌گیرند. مثلاً از خودگذشتگی و ایثار می‌کنند و فقط ۱۴۰ میلیارد تومان دریافت می‌کنند.

یک خلافکار، یک معاون خلافکار پیدا می‌کند. من جایی شنیدم که به این‌ها یک پاداش‌هایی می‌دهند که خارج از قراردادشان است. اثبات این‌ها سخت است و آن‌ها هم آدم‌های ساده‌ای نیستند که از این مسائل حقوقی سر در نیاورند.

شرفی

بگذریم؛ شما بعد از صعود به جام جهانی ۱۹۷۸، چقدر پاداش گرفتید؟

پاداش صعود را نمی‌دانم اما ما وقتی از جام جهانی برگشتیم، روز شنبه به فدراسیون فوتبال رفتیم و قرار شد که پول‌ها را تقسیم کنند. ۵۰۰ هزار تومان برای مهاجرانی در نظر گرفتند و ۲۵۰ هزار تومان برای من. بعد که می‌خواستند پرداخت کنند، انقلاب شد و ۴۰ هزار تومان به مهاجرانی دادند و ۲۰ هزار تومان به من.

با این پول چه کارهایی می‌شد انجام داد؟ می‌خواهیم ارزش‌ آم را در سال ۱۳۵۷ بدانیم.

یادم نمی‌آید. فقط در خاطرم است که ما اعتراض کردیم و در جواب گفتند همینقدر بس‌تان است. در جام جهانی و میان ۱۶ تیم، چهاردهم شدیم و به تیم ملی حدود ۷ میلیون دلار رسید.

رتبه چهاردهم خوب بود؟!

خیلی خوب بود. ما میان ۱۶ قدرت برتر فوتبال جهان حضور داشتیم و شدیم چهاردهم. تیم ملی فعلی در جام جهانی ۲۰۲۶ به چه رتبه‌ای رسید؟

سی و سوم؛ فکر می‌کنم به لحاظ آماری خوب باشد.

خوب هست سی و سوم؟ خب به شما تبریک می‌گویم.

ما که منتقدیم. تبریک برای چه؟ منظورمان به لحاظ آماری و میان 48 تیم بود..

باز هم تبریک می‌گویم (می‌خندد). من که موهایم را در آسیاب سفید نکرده‌ام. خوب می‌دانم چه حرفی نقد است و کدام صحبت، حمایت.

اما باور کنید، ما منتقد نتایج تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ بودیم.

بگذریم. دیروز جشن ۸۱ سالگی استقلال بود و من هم دعوت شدم. من ۲۰ ساله بودم که در استقلال بازی می‌کردم. جدیکار، کوزه‌کنانی و ... در آن زمان برای استقلال یا همان تاج بازی می‌کردند. متأسفانه یکی از هواداران سمت من آمد و گفت شما که پاسی هستی، چرا به این جشن آمده‌ای!

در جواب چه گفتید؟

گفتم زمانی که من در اوائل دهه ۴۰ برای استقلال بازی می‌کردم، تو هنوز به دنیا نیامده بودی.

ماجرای حضورتان در استقلال را هم به ما می‌گویید تا شاید دیگر به شما نگویند، فقط یک پاسی ...

مصاحبه را خودتان تمام کنید؛ اگر حرف ناگفته‌ای مانده ...

زمان ما، به درس اهمیت بسیاری می‌دادند. یعنی درس، بیشتر از فوتبال در اولویت قرار داشت. یادم می‌آید وقتی امتحانات ثلث سوم شروع می‌شد، حسن حبیبی که الگو و کاپیتان تیم ما بود، فوتبال را تعطیل می‌کرد. همگی با هم، به کوه سنگی می‌رفتیم و درس می‌خواندیم. ما الگوهای خوبی داشتیم و روزهای خوبی را در ورزش تجربه کردیم.