در ایامی که عاشقان اهلبیت (ع) در سوگ بانویی بیبدل، سیاهپوش هستند، سخن گفتن از مقام علمی خاندان عصمت و طهارت (ع) پیوندی ژرف با آن حضرت دارد.
باشگاه خبرنگاران جوان - در ایامی که دلهای عاشقان اهلبیت (ع) در سوگ بانوی بیبدل، حضرت فاطمه زهرا (س)، صدیقه کبری،امالائمه و سرّالاسرار عالم هستی سیاهپوش است و اشک بر گونههای محبان جاری؛ سخن گفتن از مقام علمی خاندان عصمت و طهارت (ع) پیوندی ژرف با آن حضرت دارد؛ چراکه همه امامان معصوم (ع) از یک نور واحد سرچشمه گرفته و در دامان کوثر وجود او پرورش یافتهاند. در همین راستا، حجتالاسلام والمسلمین محمد حسین رجایی خراسانی، کارشناس دینی در یادداشتی به واکاوی لقب «عالم آلمحمد (ع)» برای امام رضا (ع) پرداخته است.
ریشه عنوان «عالم آلمحمد (ع)» برای امام رضا (ع) به سالها پیش از ولادت ایشان بازمیگردد. در روایتی از شخصی به نام زید بن سلیط آمده است: در راه مکه خدمت امام صادق (ع) رسیدم و تقاضا کردم کلامی برای آیندگان بفرمایند. امام با اشاره به فرزندانشان فرمودند اینها فرزندان من هستند و بزرگشان موسی بن جعفر (ع) است که در او علم، حلم، بخشش، معرفت و هر آنچه مردم به آن نیاز دارند، وجود دارد.
اما امام صادق (ع) نکته بالاتری را اضافه کردند و فرمودند: در او صفت بسیار برتری هست؛ او فرزندی به دنیا میآورد که فریادرس امت خواهد بود. نور، فهم و قضاوت این امت در وجود این نورسیده قرار داده شده که به وسیله او خونها حفظ شده، دعواها و نزاعها اصلاح و شکستها جبران میشود، برهنهها پوشانده و گرسنگان سیر میشوند. این روایت نشان میدهد علم امام هشتم (ع) از همان ابتدا با هدف گرهگشایی، امنیت و آرامش برای جامعه، پیشبینی شده بود.
شاید این پرسش مطرح شود که با وجود برابری علمی همه امامان، چرا این ویژگی به عنوان مشخصه بارز امام رضا (ع) شناخته شد؟ پاسخ، به شرایط تاریخی زمانه برمیگردد. القاب اهلبیت (ع) معمولاً متناسب با شرایط عصر زندگی آنها شکل میگرفت؛ همانطور که امام باقر (ع) به دلیل شکافتن مرزهای دانش به باقرالعلوم معروف شدند.
در دوران امام باقر (ع) و امام صادق (ع)، مناظرهها بیشتر در میان اصحاب، شاگردان و دوستان جریان داشت. اما در عصر امام رضا (ع) جامعه وارد فضای تازهای شده بود؛ علوم یونانی در قالب فلسفه ترجمه شده بود، علمای علم کلام رشد زیادی کرده و فرقهها و مکاتب فکری گوناگونی سر برآورده بودند. پیامبر (ص) و امامان پیشین آگاه بودند در چنین دوران حساسی، امام هشتم (ع) باید پرچمدار علم دین باشد و به همین دلیل ایشان را از قبل عالم آلمحمد (ع) نامیدند. حتی وقتی حضرت به نیشابور رسیدند، در قالب حدیث سلسلهالذهب آشکارا جامعه امن و باآرامش را فقط در پناه بازگشت به توحید و پذیرش ولایت امام برحق معرفی کردند؛ فرصتی برای معرفی علنی امامت که در دوران دیگر کمتر رخ داده بود.
مأمون پس از تحمیل ولیعهدی قصد داشت جایگاه علمی امام رضا (ع) را در چشم جامعه خرد کند. به همین دلیل مجالس مناظره سنگینی تشکیل داد و از چهرههای سرشناس ادیان و مذاهب مختلف دعوت کرد؛ کسانی، چون جاثلیق دانشمند بزرگ مسیحیان، رأسالجالوت دانشمند برجسته یهود، رؤسای صابئین، هیربد زرتشتیان، نسطاس رومی که پزشکی سرشناس بود و جمعی از متکلمان زبردست.
این جلسه برای ایجاد چالش بود. حسن بن محمد نوفلی از شیعیان، از سر نگرانی به محضر امام (ع) آمد و گفت اهل کلام و بدعت مثل دانشمندان معمولی نیستند؛ آنها حتی روشنترین حقایق را انکار میکنند، با تهمت و مغالطه ذهن طرف مقابل را به هم میریزند تا او را به زانو درآورند، پس بهتر است از این مناظره دوری کنید.
پاسخ امام رضا (ع) به این نگرانی، بسیار روشن و آرامشبخش بود. ایشان فرمودند به یاری خدا، با اهل تورات به استناد توراتشان، با اهل انجیل براساس انجیلشان، با پیروان زبور با همان زبور، با صابئین به زبان عبری، با زرتشتیان به زبان فارسی و با رومیها به زبان خودشان سخن خواهم گفت و همه را مجاب میکنم تا مأمون از کار خود پشیمان شود.
در نهایت نیز همین اتفاق افتاد. علمای مکاتب مختلف یکی پس از دیگری در برابر تسلط امام (ع) بر کتابها و زبانهای خودشان درمانده شدند و به درستی سخنان ایشان و برتری اسلام اعتراف کردند. این رفتار مأمون مصداق کامل ضربالمثل معروف «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» شد؛ حاکم عباسی قصد داشت با دعوت از متکلمان و حتی منکران خدا، چهره علمی امام را تضعیف کند، اما با روشنگری و علم بیپایان ثامنالحجج (ع)، جایگاه عالم آلمحمد (ع) بیش از گذشته برای همه مردم، روشن و تثبیت شد.
منبع: روزنامه قدس
