شهادت مظلومانه دو بانوی فداکار در سیستان و بلوچستان، فارغ از ابعاد تلخ امنیتیاش، پرده از یک واقعیت ریشهدار و عبرتآموز در تاریخ معارف اسلامی برمیدارد.
شهادت مظلومانه دو بانوی فداکار در سیستان و بلوچستان، فارغ از ابعاد تلخ امنیتیاش، پرده از یک واقعیت ریشهدار و عبرتآموز در تاریخ معارف اسلامی برمیدارد؛ خطری که قرآن کریم و پیشوایان دین بارها نسبت به آن هشدار دادهاند و آن، ایمان تهی از معرفت و درهم آمیختگی تدین با جهل است. قرآن کریم زیانکارترین انسانها را کسانی معرفی میکند که با پندار انجام کار نیک و دینداری، تمام تلاش خود را برای دنیا صرف میکنند؛ آنجا که در سوره مبارکه کهف میفرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا/ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا» (آیات ۱۰۳ و ۱۰۴؛ بگو: آیا شما را از زیانکارترین مردم در کارها آگاه سازیم؟ کسانی که کوشششان در زندگی دنیا به هدر رفته و خود میپندارند که کار خوب انجام میدهند). از جمله این افراد کسانی هستند که تدینشان با نادانی قرین شده و به نام ایمان، سنگینترین جنایتها را مرتکب میشوند، چنانچه امیرالمؤمنین(ع) ابنالکواء که خود از خوارج بود، یکی از مصادیق آیه یاد شده را اهل حروراء یا همان خوارج خواندند. («ویلک منهم أهل حروراء» عبدالرزاق الصنعانی، تفسیر القرآن، ج۲، ص ۴۱۳).
هنگامی که عقیده از معرفت و بصیرت جدا شود، والاترین مفاهیم آسمانی به مسلخ خشونت کشیده میشوند و جاهلان متعصب، در وهم تکالیف دینی، خون پاکترین بندگان خدا را به زمین میریزند و به فرموده امیرالمؤمنین(ع) ظاهر عملشان ایمان است و باطن آن دشمنی، اول آن رحمت است و آخرش پشیمانی («هَذَا أَمْرٌ ظَاهِرُه إِیمَانٌ - وبَاطِنُه عُدْوَانٌ - وأَوَّلُه رَحْمَةٌ وآخِرُه نَدَامَةٌ». نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۲). این فاجعه که در طول تاریخ اسلام بارها بازتولید شده، بیش از آنکه یک پرونده امنیتی باشد، هشداری معارفی است.
اما ریشه فکری این انحراف در کجاست؟ برای واکاوی این پرسش معارفی و بازخوانی درسهای تاریخ اسلام، با حجتالاسلام دکتر اکبر روستایی، پژوهشگر تاریخ اسلام و مدیر کارگروه فرق و ادیان دانشگاه باقرالعلوم(ع) به گفتوگو نشستیم.
ردپای خونین جهل مقدس در نخلستانهای نهروان
دکتر روستایی در ابتدا با اشاره به پدیده خطرناک جهل مقدس توضیح میدهد: تاریخ اسلام پر از آینههای تمامنمایی است که سرانجام شوم تعصب کور و تدین منهای بصیرت را بازنمایی میکنند. در منطق قرآن و سیره نبوی، ایمان راستین همواره بر پایه تعقل، عدالت و پاسداشت حرمت انسان استوار است؛ اما هر گاه ظاهرگرایی افراطی و توهم انجام تکلیف الهی بر معرفت چیره شود، شریعت به ابزاری برای توجیه جنایت بدل میشود و قساوت فکری، پردههای تقوا و وجدان را میدرد. شیطان گمراهکننده و نفس اماره؛ آنان را با آرزوها فریب میدهد، راه گناهان را بر آنان گشوده و به آنها وعده پیروزی داده اما در نهایت، آنان را به درون آتش میافکند («فَقَالَ الشَّیطَانُ الْمُضِلُّ والأَنْفُسُ الأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ- غَرَّتْهُمْ بِالأَمَانِی وفَسَحَتْ لَهُمْ بِالْمَعَاصِی - ووَعَدَتْهُمُ الإِظْهَارَ فَاقْتَحَمَتْ بِهِمُ النَّارَ». نهجالبلاغه، حکمت ۳۲۳).
ایشان با بازخوانی روایتی عبرتآموز در این زمینه تشریح میکند: خوارجی که همراه مسعر بنفدکی از بصره حرکت کرده بودند، در مسیر خود به تفتیش عقاید مردم میپرداختند. آنان در راه با عبدالله فرزند صحابی جلیلالقدر پیامبر خباب بن ارت روبهرو شدند که همسر باردارش را همراهی میکرد. خوارج، نظر او را درباره امیرالمؤمنین علی(ع) جویا شدند و پس از شنیدن شهادت صریح عبدالله بر امامت و حقانیت و اسلام امیرمؤمنان علی(ع) به عنوان نخستین نفر، دستان او را از پشت بستند و با کینهتوزی او را در کنار نخلها، در کرانه رود روی لاشه خوکی سر بریدند؛ سپس بیتوجه به هشدارهای همسر بیدفاع او درباره پروای الهی، شکم این زن مظلوم را در ماه پایانی بارداری دریدند و افزون بر همسر عبدالله، سه بانوی دیگر همراهش را نیز به شهادت رساندند (بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص ۳۶۸-۳۶۷).
امتداد شمشیر تکفیر؛ از دیروز تاریخ تا ترور زنان مدافع امنیت
حجتالاسلام روستایی تصریح میکند: این واقعه تلخ تاریخی گواهی روشن بر این حقیقت است که تفکر تکفیری و خوارجی در یک عصر یا اقلیم خاص محصور نمانده و نخواهد ماند. هر زمان که جهل مرکب و خودحقپنداری افراطی سلاح به دست گیرد، حتی زنان و کودکان نیز از تیغ کینه در امان نمیمانند. شهادت مظلومانه دو بانوی مدافع امنیت در سیستان و بلوچستان به دست تروریستهای افراطی، امتداد عینی همان خط فکری نهروان است که جان مؤمنان را با انگیزههای باطل میستاند. مواجهه با این پدیده، پیش از آنکه صرفاً یک مأموریت امنیتی باشد، جهادی تبیینی برای مرزبندی میان اسلام عقلانی و اخلاقمدار تحت فرمان امام و پیشوای بر حق جامعه با جریانهای تکفیری و بدعتگذار یا همان مهرههای جیرهخوار استعمارگران غربی است.
تقوای صوری و مسخ شریعت؛ ریشههای انحراف از مسیر امام برحق
ایشان اضافه میکند: این روایت تاریخی بهروشنی گواهی میدهد که تفکر خوارجی پدیدهای محدود به نهروان یا مقطعی سپریشده از سدههای نخستین نیست، بلکه جریانی پایدار از رویارویی جهل مقدس با دینداری اصیل در سایه پیروی از امام و پیشوای برحق جامعه است. در واقع انحراف از مسیر امام جامعه، آغازگر برداشتهای غلط از دین و جای گرفتن جهل و نادانی مقدس در جایگاه آموزههای حقیقی وحیانی است. در هندسه معارف الهی، حرمت خون و کرامت انسان جایگاهی بیبدیل دارد و پیامبر خدا(ص) بارها نسبت به خطر این بدعتگذاران هشدار داده بود. چنانچه فرمود: قرآن را میخوانند اما پیام آن از گلوگاهشان فراتر نمیرود و قرآن علیه آنان است، نماز آنها از گلویشان تجاوز نمیکند، از اسلام بیرون میروند همان گونه که تیر از کمان خارج میشود. (مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج۲، ص ۷۴۸)این کارشناس دینی ادامه میدهد: بر همین اساس هر زمان که تقوای صوری از معرفت، بصیرت و عقلانیت تهی شود، تعصب کور جایگزین اخلاق اسلامی شده و برداشتهای انحرافی از شریعت دستمایه خشونت میشود. جنایت هولناک خوارج در سدههای نخستین در به شهادت رساندن عبدالله بنخباب و دریدن شکم همسر باردارش، نماد عینی همین انحراف خطرناک است که قساوتبارترین جنایتها را به نام دین مرتکب میشود.
الگوی زینبی در برابر تروریسم نقابدار و رسالت بصیرتافزایی
دکتر روستایی در پایان تصریح میکند: در روزگار ما نیز تداوم همین شجره خبیثه در شیوههای ددمنشانه گروههای تکفیری و تروریستی آشکار است که با پرچم دین، بر ضد ارزشهای بنیادین الهی شمشیر کشیدهاند. شهادت مظلومانه دو بانوی مدافع امنیت در سیستان و بلوچستان، تکرار همان فاجعه تاریخی در هجوم به زنان بیدفاع است، بانوان گرانقدری که با اقتدا به حضرت زینب کبری(س) شجاعانه ارزشهای الهی را روی دست گرفته و با تبیین حق و روشنگری در زمینه باطل، ندای آزادگی را سر دادند. آنها در عرصه عمل و با تقدیم خونشان، نشان دادند تروریسم نقابدار هیچ نسبتی با آموزههای وحیانی ندارد. ایستادگی در برابر این انحراف فکری، پیش از آنکه رویکردی امنیتی باشد، تکلیفی دینی در راستای پاسداری از مرزهای ایمان آگاهانه و اثبات بیزاری اسلام ناب از خشونتطلبان جاهل است. خنثیسازی این پدیده نامبارک، مستلزم تقویت بصیرت جامعه و بازخوانی مداوم اصول اخلاقی قرآن، سنت نبوی و علوی و روایات ائمه طاهرین(ع) در حرمت بخشیدن به جان انسانها، حفظ ثبات و آرامش امت اسلامی و وحدت و اتحاد مستحکم مسلمانان خواهد بود.
