علم صالح، استاد روابط بینالملل دانشگاه لنکستر بریتانیا گفت: امریکا به قلهای از تنش رسیده که اگر بخواهد در درگیری بعدی اقدامی فراتر از آن انجام دهد، مطمئنا بخشی از آن اقدامات میتواند مصداق جنایات جنگی باشد و حتی شاید در زمره نسلکشی قرار گیرد. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که امریکا از این طریق به اهداف خود برسد. بنابراین، چنین اقدامی نیز میتواند تصمیمی غیرعقلانی برای ورود دوباره به جنگ باشد.
حدیث روشنی- در شرایطی که تلاشهای دیپلماتیک قطر و پاکستان برای جلوگیری از بازگشت ایران و امریکا به رویارویی نظامی ادامه دارد، همزمان گزارشهایی از آمادگی واشنگتن برای ازسرگیری حملات و افزایش حضور نظامی این کشور در منطقه منتشر شده؛ وضعیتی که بار دیگر آینده تنشها میان تهران و واشنگتن را به یکی از محورهای اصلی رایزنیهای منطقهای تبدیل کرده است. در همین راستا روزنامه «العربی الجدید» روز شنبه از پیشرفت مهم در مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا پس از سفر هیات قطری به تهران خبر داده و مدعی شد که هیات امریکایی برای انجام مذاکرات مستقیم به گفتوگوها در دوحه خواهد پیوست.
به گزارش اعتماد، به ادعای این وبگاه پیشرفتهای حاصله پس از توافق بر سر مجموعهای از اقدامات اولیه درباره پرونده هستهای ایران، کشتیرانی در تنگه هرمز و مشوقهای مالی برای ایران حاصل شده است. همچنین قرار است چین و روسیه ضامن این توافق باشند. این در حالی است که هیات قطری روز جمعه در تهران، با مقامهای کشورمان 12 ساعت رایزنی داشت. العربیه نیز با انتشار گزارشی مدعی شد که سفر هیات امریکایی به دوحه منوط به توافق ایران و قطر بر سر نقشه راه است؛ این در حالی است که همین وبگاه مدعی شد که فضای مثبتی بر رایزنیها حاکم بوده و انتظار میرود گشایش دیپلماتیک در آینده نزدیک حاصل شود.
همزمان خبرگزاری آکسیوس نیز به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داده که اعضای تیم مذاکرهکننده ایران، هیات قطری را در مسیر بازگشت به دوحه همراهی کردهاند و گفتوگوها قرار است روز شنبه نیز ادامه یابد. در پیشنهادهای (ادعایی) مطرحشده، موضوعاتی مانند انتقال یا کاهش غنای ذخایر اورانیوم ایران، بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تحریمها و محدودیتهای اقتصادی امریکا و ایجاد سازوکاری مستقل برای راستیآزمایی در میانه تعهدات طرفین دیده میشود؛ این درحالی است که عباس عراقچی، رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در گفتوگویی با خبرگزاری الجزیره اعلام کرد که پیام جی دی ونس، معاون رییسجمهوری امریکا با دقت بررسی شده و در نشستهای سطح عالی مورد بحث قرار گرفته است. رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان تلاش طرف امریکایی برای گشودن فضای گستردهتر برای گفتوگو و تفاهم را گامی مثبت خواند و افزود: اگر هدف واشنگتن از ارسال پیام ونس ایجاد اختلاف باشد، این اقدام اشتباه تازهای خواهد بود که به خطاهای پیشین امریکا افزوده خواهد شد. او در ادامه تاکید کرد که هیچ برنامهای برای دیدار با مقامهای امریکایی وجود ندارد و گمانهزنیهای مطرح شده در این زمینه صرفا حدس و گمان رسانهای است.او ضمن تاکید بر اینکه شروط ایران روشن است، خاطرنشان کرد که هیچ احتمالی را درباره وقوع مجدد جنگ منتفی نمیدانیم و برای تمامی سناریوها آمادهایم.
گزارشها همچنین از پیشنهاد هفتروزه تهران برای اعتمادسازی میان دوطرف حکایت دارند؛ هرچند اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات و امتیازهای متقابل همچنان پابرجاست.
تغییر آرایش نظامی منطقه
در همین حال، دونالد ترامپ مدعی شده مذاکرات در جریان است و ایران خواهان مذاکره است. در سوی دیگر، گزارش «اماسانبیسی» از اطلاعرسانی دولت امریکا به متحدان عرب خود درباره آمادگی برای دور کوتاه اما شدید از حملات از چهارم نوامبر حکایت دارد. اعزام سومین گروه ضربت ناو هواپیمابر امریکا به منطقه، انتقال سامانههای پاتریوت بیشتر به عربستان و قطر و کاهش شمار کارکنان دیپلماتیک امریکا در چند کشور منطقه نیز بر نگرانیها افزوده است. در همین حال، آمار تلفات نیروهای امریکایی نیز بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است.
روزنامه «واشنگتنپست» با استناد به دادههای سامانه تحلیل تلفات وزارت دفاع امریکا گزارش داده که شمار نظامیان امریکایی کشته شده در ارتباط با عملیات علیه ایران به ۲۳ نفر رسیده است. در همین فضا، گزارشهایی از اختلافنظر در دولت ترامپ بر سر ادامه مسیر دیپلماسی یا توسل دوباره به گزینه نظامی منتشر شده است.
همزمان، به نوشته یک روزنامهنگار هاآرتص، رایزنیهایی (برخی مدعیاند به خواست ترامپ) درباره تشکیل کابینه وحدت ملی میان لیکود و حزب نفتالی بنت در اسراییل جریان دارد؛ تحرکاتی که در کنار گزارشها درباره فشار بنیامین نتانیاهو بر ترامپ برای حمله مشترک به ایران پس از انتخابات میاندورهای امریکا، بر پیچیدگی معادلات سیاسی و امنیتی منطقه افزوده است.
خط و نشان تهران
تهران نیز در برابر تهدیدهای نظامی، از آمادگی برای پاسخی گسترده سخن گفته است. در همین راستا المیادین با انتشار گزارشی به نقل از مقام ارشد امنیتی-سیاسی منطقهای نوشت که طرح جامع و بهروزرسانی شده نیروهای مسلح ایران تکمیل شده و آماده اجراست.
این مقام ادامه داد: طرح عملیاتی و اجرایی ایران بر پاسخ به هرگونه تجاوز نظامی تاکید دارد و تصمیم برای ارایه پاسخی فراگیر و بسیار گسترده، قطعی است. تهران اطمینان دارد که دشمنان ایران و حامیان منطقهای آنها، بیش از هر زمان دیگری از ابعاد و شدت پاسخ ایران شوکه خواهند شد.
از همین رو در صورتی که دشمن دست به اقدامات تروریستی بزند، فهرست اهداف مشروع ایران مشابه گذشته و حتی گستردهتر از آن خواهد بود. مقام ارشد امنیتی منطقه اظهار کرد: پاسخ فوری و گسترده ایران، تاسیسات، مراکز و مقرهای سیاسی متعلق به دشمن و حامیان منطقهای آن را نیز دربر خواهد گرفت. آمادگی ایران درحالی افزایش یافته که به ادعای اماس ناو با کاهش حمایت جمهوریخواهان از جنگ و حرکت سومین ناو هواپیمابر به سمت منطقه، ترامپ در حال بررسی حملهای دیگر به ایران است؛ حملهای که امیدوار است به پایان جنگ منجر شود. با این حال چنین ماجراجویی قرار است در شرایطی رخ دهد که قدرت سیاسی داخلی رییسجمهوری امریکا در دو سال پایانی حضورش در کاخ سفید رو به کاهش است و انتظار میرود تمرکز او به سمت سیاست خارجی معطوف شود.
با این حال به گفته سه مقام ارشد کشورهای عربی حوزه خلیجفارس که نخواستند نامشان فاش شود دولت ترامپ به متحدان خود در منطقه اطلاع داده است که برای یک دور کوتاه اما شدید از حملات، از چهارم نوامبر، یعنی یک روز پس از انتخابات میاندورهای، آماده باشند.
روزنامه والاستریت ژورنال نیز پیشتر گزارشی درباره اطلاعرسانی دولت ترامپ به کشورهای عربی حوزه خلیجفارس منتشر کرده بود. بیدلیل نیست که مصر نسبت به پیامدهای هرگونه رویارویی هشدار داده و وزرای خارجه ترکیه و عربستان با همتای امریکاییشان جهت کاهش تنشها در تماس هستند. در این میان بیستودومین اجلاس «گفتوگوی منامه» با حضور حدود ۷۰۰ مقام و کارشناس از بیش از ۵۰ کشور بدون حضور ایران به متغیرهایی چون امنیت خلیجفارس، کشتیرانی، بازدارندگی و ضرورت شکلگیری معماری امنیتی منطقهای پرداخته؛ محورهایی که نشان میدهد نگرانی از گسترش درگیری، فراتر از تهران و واشنگتن، به دغدغهای مشترک در منطقه تبدیل شده است. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسی سناریوهای پیش رو با علم صالح، استاد روابط بینالملل دانشگاه لنکستر بریتانیا، درباره چشمانداز مذاکرات ایران و امریکا و تحولات امنیتی منطقه گفتوگو کرده است. علم صالح، استاد دانشگاه «لنکستر» بریتانیا در پاسخ به پرسش نخست«اعتماد» درباره چرایی و نتایج تشدید تحرکات اخیر دیپلماتیک بالاخص نامه «جیدیونس» به دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان گفت: آنچه در حال حاضر در جریان است که شاید بتوان آن را تلاشهای دیپلماتیک میان ایران و امریکا با واسطهگری کشورهای منطقهای نامید، بسیار پیچیده و درهم تنیده شده است. از طرفی لزومی ندارد وارد جزییات این تلاشهای دیپلماتیک شد، چراکه اساسا برخی از این جزییات اهمیت چندانی ندارند؛ برای مثال، اینکه نامه معاون رییسجمهور امریکا چگونه به ایران رسیده یا ترامپ از آن اطلاع داشته است یا خیر، جزییاتی است که اساسا در چنین فرآیندی اهمیت تعیینکنندهای ندارد. به باور صالح، دیپلماسی که در حال حاضر در جریان است، بسیار پیچیده، چندبعدی و درهمتنیده است. به عبارت دیگر، شاهد نوعی دیپلماسی سیاسی، نظامی و اقتصادی هستیم که تمام این ابعاد میتوانند در شکل و نوع تلاشها برای دستیابی به یک هدف دیپلماتیک، تعیینکننده و تاثیرگذار باشند. از طرفی اختلافات تاریخی و ریشهدار نیز در جریان این تلاشهای دیپلماتیک بسیار پررنگ و قابل تأمل است. این استاد روابط بینالملل درادامه به «اعتماد» گفت: ابعاد این مساله حتی از این حوزهها نیز فراتر میرود و محدود به دو کشور نیست؛ کشورهای متعدد دیگری نیز به طور مستقیم درگیر این موضوع هستند، به ویژه کشورهای منطقه. جامعه جهانی نیز به طور غیرمستقیم در این رویارویی دیپلماتیک، نظامی، سیاسی و اقتصادی درگیر است. از اینرو، نمیتوان چنین موضوع پیچیدهای را با اهمیت دادن به مسائل جزیی و ظاهری بهسادگی درک و تحلیل کرد. صالح در ادامه و با اشاره به ترافیک میانجیها در تهران طی روزهای اخیر به «اعتماد» گفت: مطمئنا واسطههایی مانند قطر و پاکستان میتوانند به تسهیل روند و شکلگیری ارتباطات در این فرآیند دیپلماتیک کمک کنند، اما لزوما تعیینکننده نتیجه آن نیستند. اساسا واسطهها نمیتوانند برای چنین مساله پیچیدهای راهحل ارایه دهند. آنچه درنهایت و در سادهترین شکل ممکن میتوان گفت، این است که نتیجه این روند در واشنگتن و تهران رقم خواهد خورد. هر تغییری که قرار باشد اتفاق بیفتد یا نیفتد، بدان معناست که برداشت و درک دوطرف از موقعیت خود، نخستین و آخرین عاملی است که میتواند نتیجه تلاشهای دیپلماتیک را تعیین کند. به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی تا زمانی که امریکا به این درک نرسد که مساله ایران راهحل نظامی ندارد، مطمئنا این رویارویی ادامه پیدا خواهد کرد؛ فارغ از اینکه تلاشهای دیپلماتیک تا هر اندازه گسترده و فشرده باشد. درنهایت، آنچه اهمیت دارد، درک و ادراک امریکا از استراتژی «منطق قایقهای توپدار» است؛ استراتژی که واشنگتن با توسل به آن هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی به ایران فشار وارد میکند تا بتواند امتیازات بیشتری به دست آورد. تا زمانی که این منطق در واشنگتن حاکم باشد، فشارها و این رویارویی نیز تداوم خواهد یافت. حال این منطق به هر شکلی، با فشار اسراییل یا بدون فشار این بازیگر، درست یا نادرست، چندان اهمیتی ندارد.
صالح در ادامه گفتوگوی خود با «اعتماد» خاطرنشان کرد: حتی اگر تلاشهای دیپلماتیک نیز در این میان شکل بگیرد، این تلاشها بیشتر میتوانند با هدف خرید زمان، مدیریت بحران و فراهم کردن فرصتی برای دوطرف انجام شوند تا شاید این منطق تغییر کند، به ویژه در سطح امریکا. تاکید من بر امریکا از این جهت است که در حال حاضر کاملا مشخص است ایران در واقع گزینههای زیادی برای انتخاب ندارد، جز مقاومت در برابر این فشارها، زیرا آنچه امریکا از ایران میخواهد، مطمئنا سلب حاکمیت ملی است؛ موضوعی که ایران تحت هیچ شرایطی آن را نخواهد پذیرفت و حاضر است هر بهایی را برای حفظ حاکمیت ملی، استقلال سیاسی، قدرت نظامی و فناوریهای هستهای خود، که بخشی از همان مولفههای ملیاش محسوب میشوند، بپردازد. به باور این تحلیلگر مسائل بینالملل بنابراین، با ایرانی با اهدافی کاملا مشخص مواجه هستیم که اهدافش اساسا کاملا مشخص است. نکته دومی که درباره ایران اهمیت دارد، این است که این کشور آغازگر جنگ نبوده است. بازیگری که جنگ را آغاز کرده، باید اهداف خود را ترسیم کند تا بتوانیم بررسی کنیم که آیا به آن اهداف دست یافته یا خیر. در این مورد، امریکا و اسراییل بودند که حمله کردند و اهدافی را برای خود ترسیم کردند، اما درنهایت به این اهداف نرسیدند. این موضوع یکی از نکاتی است که اساسا پیچیدگیهای دیپلماسی در این پرونده را نشان میدهد. صالح در ادامه تشریح کرد: تعدد بازیگران نیز بر این پیچیدگی میافزاید؛ چه بازیگران متعدد در بلوک امریکا و اسراییل و چه بازیگران طرف ایران، از جمله متحدان منطقهای این کشور.
علاوه بر این، نبود اعتماد میان ایران و امریکا، که ریشهای تاریخی دارد، یکی دیگر از عوامل مهم در این زمینه است. دستکم در ۱۰ سال گذشته، کاملا مشخص شده که امریکا دو بار توافقنامههایی ازجمله برجام و توافقنامه اسلامآباد، را زیر پا گذاشته و دو بار نیز در جریان مذاکرات به ایران حمله کرده است. بنابراین، ایران هیچ دلیلی ندارد که به امریکا اعتماد کند. در نتیجه، مساله اعتمادسازی نیز در پیچیدگیهای این روند دیپلماتیک نقشی بسیار پررنگ دارد. این استاد دانشگاه بریتانیا در ادامه و در رابطه با استراتژی مبهم واشنگتن در ارتباط با ایران به «اعتماد» گفت: در ابتدا باید گفت معضل میان ایران و امریکا بعد نظامی آن است. پرسش اینجاست که امریکا در جنگ ۴۰ روزه تمام تلاش خود را به کار گرفت، چراکه اساسا قرار بود آن جنگ بیش از یک یا دو هفته طول نکشد، اما امریکا جنگ را بسیار بیشتر از موعدی که خود برای آن تعیین کرده بود، ادامه داد؛ بهطوریکه این درگیری تقریبا یک ماه بیش از زمانبندی اولیهای که ترسیم کرده بود، به طول انجامید. با این حال، باز هم به هیچیک از نتایج و اهداف موردنظر خود دست نیافت و این مساله یک شکست محاسباتی و استراتژیک محسوب میشود.
به باور صالح البته شکست در جنگ لزوما به معنای تصرف خاک یا پایتخت یک کشور نیست. کشوری که برای دستیابی به اهداف مشخصی به کشور دیگری حمله میکند، اگر نتواند به آن اهداف دست پیدا کند، شکست خورده است. این مساله بهوضوح با آنچه در حمله امریکا و اسراییل به ایران اتفاق افتاد، انطباق دارد. بنابراین، پرسش کنونی این نیست که آیا امریکا و اسراییل بار دیگر به ایران حمله خواهند کرد یا خیر، بلکه سوال این است که اگر حمله کنند، آیا به اهداف خود خواهند رسید؟
این استاد روابط بینالملل در ادامه خاطرنشان کرد: در این شرایط است که بحث استراتژیها مطرح میشود و این پرسش شکل میگیرد که امریکا چه اقداماتی را قصد دارد در جنگ احتمالی انجام دهد که در جنگ ۴۰ روزه انجام نداده است؟ این استاد دانشگاه در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» درباره سناریوهای احتمالی پیش رو با توجه به اوجگیری تلاش میانجیها گفت: یک سناریوی احتمالی میتواند این باشد که امریکا وارد جنگی بدون خط قرمز شود و زیرساختهای غیرنظامی ایران را هدف قرار دهد. مطمئنا چنین رویکردی، گذشته از اینکه میتواند به فجایع انسانی نهفقط در سطح منطقه، بلکه در سطح جهان منجر شود، هیچ تضمینی نیز به همراه ندارد که ایران از اهداف استراتژیک یا سیاستهای استراتژیک خود عقبنشینی کند یا امریکا بتواند به اهدافش دست یابد. به عبارت دیگر، امریکا به قلهای از تنش رسیده که اگر بخواهد در درگیری بعدی اقدامی فراتر از آن انجام دهد، مطمئنا بخشی از آن اقدامات میتواند مصداق جنایات جنگی باشد و حتی شاید در زمره نسلکشی قرار گیرد. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که امریکا از این طریق به اهداف خود برسد. بنابراین، چنین اقدامی نیز میتواند تصمیمی غیرعقلانی برای ورود دوباره به جنگ باشد. صالح درادامه خاطرنشان کرد: منظور از غیرعقلانی در اینجا، به معنای عاقل بودن یا نبودن نیست، بلکه مساله این است که هزینههایی که امریکا تاکنون برای این جنگ پرداخته، در مقایسه با دستاوردهای سیاسی آن بسیار بیشتر بوده است. حمله مجدد صرفا هزینههای مالی این جنگ را افزایش نمیدهد، بلکه هزینههای سیاسی، امنیتی و انسانی آن نیز در صورت وقوع جنگ بعدی بهمراتب بیشتر خواهد شد. این مساله میتواند فشار بیشتری بر خود امریکا وارد کند؛ کشوری که در مقابل دستاوردهایی شاید بسیار ناچیز، ناچار به پرداخت هزینههای سیاسی، نظامی و مالی بسیار سنگینی خواهد بود؛ همانطور که در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه شاهد آن بودیم. این استاد دانشگاه در ادامه و در رابطه با پاسخ تهران به درخواست واشنگتن برای وورد بازرسان به مراکز هستهای کشورمان در ازای رفع بخشی از تحریمها به «اعتماد» گفت: تمام پیچیدگی تنش میان ایران و ایالاتمتحده به نبود اعتماد ایران بازمیگردد. اساسا ایران بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را افرادی میداند که اطلاعات ایران را در جریان جنگ جمعآوری و دراختیار امریکا قرار میدهند؛ اطلاعاتی که امریکا به شدت به آن نیاز دارد. به گفته صالح، امریکا مطمئنا نمیداند ذخایر اورانیوم غنیشده با غنای بالای ایران در حال حاضر در کجا قرار دارد. برخلاف ادعاهایی که مطرح میشود، اطلاعات امریکا درباره فناوریهای هستهای ایران و ذخایر اورانیوم این کشور در حال حاضر بسیار مبهم است. به همین دلیل، ایران اساسا تا زمانی که اطمینان پیدا نکند جنگ به پایان رسیده و تضمینهای جدی در این زمینه وجود دارد، اجازه ورود بازرسان به داخل کشور را نخواهد داد. البته در دنیای آنارشیک روابط بینالملل، معمولا نمیتوان برای یک تصمیمگیری سیاسی تضمین قطعی ارایه کرد، اما با این حال، باید تضمینهای بسیار جدی وجود داشته باشد تا ایران اجازه بازگشت بازرسان به کشور را بدهد.
صالح در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با همزمانی حضور میانجیگران در تهران و نیز تغییر آرایش نظامی منطقه به واسطه تجهیزات امریکایی گفت: توجه داشته باشید که نه ورود جنگندهها و نه خروج آنها، نه اظهارات متناقض دونالد ترامپ، هیچکدام به معنای پایان دیپلماسی و آغاز جنگ نیستند. همانطور که به معنای موفقیت دیپلماسی و پایان جنگ نیز نیستند. با این همه من تصور نمیکنم ایران امتیاز یا امتیازاتی بدهد که غیرقابل بازگشت باشند. به طور کلی، امتیازاتی که دوطرف میتوانند به یکدیگر بدهند، به دو دسته تقسیم میشوند. نخست، امتیازهای قابل بازگشت و دوم، امتیازهای غیرقابل بازگشت. به عنوان مثال، ایران میتواند تنگه هرمز را باز کند و در صورت بروز اتفاق یا ایجاد تغییراتی در شرایط، دوباره آن را ببندد. در مقابل، اگر امریکا بخشی از مبالغ مربوط به داراییهای مسدود شده ایران را آزاد کند و این پولها به ایران پرداخت شوند، دیگر امکان بازگرداندن آنها وجود نخواهد داشت. امریکا همچنین میتواند در توافقنامه، امتیازاتی را بپذیرد و هر زمان که بخواهد، دوباره آنها را پس بگیرد. برای مثال، میتواند صادرات نفت ایران را آزاد کند یا محاصره دریایی را بردارد، اما پس از مدتی، در صورت تمایل، دوباره این محدودیتها را اعمال کند، به همین دلیل، دیپلماتهای ایرانی در ارزیابی امتیازهای غیرقابل بازگشت، باتوجه به شرایط موجود، بسیار محتاطانه عمل خواهند کرد. این استاد روابط بینالملل در ادامه و در رابطه با میانجیگری روسیه میان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که روسیه در رویارویی میان ایران و امریکا ذینفع است. روسیه و چین در حال حاضر بسیار خرسند هستند از اینکه امریکا وارد جنگی شده که هزینههای آن برای واشنگتن بسیار بالاست و دستاوردهای سیاسی آن بسیار اندک است، به ویژه چین که مطمئنا با دقت زیرنظر دارد که چگونه اعتبار قدرت نظامی امریکا زیر سوال رفته است. به گفته صالح، روسیه نیز بدون شک از شکافی که این جنگ، به ویژه در موضوع اوکراین، میان امریکا و اروپا ایجاد کرده، بسیار خرسند است، چراکه امریکا در شرایط کنونی امکان ورود به جنگهای دیگری، بهخصوص در اروپا و در ارتباط با اوکراین را ندارد. این تحلیلگر ارشد مسائل منطقه در ادامه خاطرنشان کرد: موضوع اورانیوم غنیشده ایران نیز حتی اگر قرار باشد به روسیه منتقل شود، در زمره موارد غیرقابل بازگشت قرار میگیرد، زیرا اگر بار دیگر حملهای به ایران صورت بگیرد، مطمئنا ایران در بحبوحه جنگ نمیتواند صرفا به دلیل نقض توافقنامه ازسوی امریکا، ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم خود را بازگرداند، به همین دلیل ایران مطمئنا در این مورد پافشاری زیادی خواهد کرد.
به گفته صالح با وجود اینکه روسیه و چین از نظر استراتژیک در رویکرد و برداشت خود از نظم جهانی با ایران همسو هستند و هر دو به دنبال شکلگیری نظمی غیرغربیاند اما درنهایت روسیه یک متحد استراتژیک نظامی ایران نیست؛ بدان معنا که تعهدی برای دفاع از ایران ندارد. این کشور متعهد به کمک به ایران است و این کار را نیز انجام داده است. چین نیز از منظر مساله تایوان، مطمئنا این تحولات را بسیار آموزنده میداند و در حال مطالعه آن است. آنها عملکرد امریکا و قدرت این کشور را در مواجهه با چنین چالش بزرگی زیرنظر دارند؛ چالشی که شاید از نظر نظامی یکی از بزرگترین چالشهای امریکا پس از جنگ جهانی دوم است. پیش از این، امریکا پایتخت برخی کشورها را در همین منطقه ظرف سه هفته تصرف میکرد، اما اکنون بیش از یک سال از جنگ ۱۲ روزه و هشت ماه از جنگ ۴۰ روزه گذشته است، بدون آنکه نشانهای از دستیابی امریکا به خواستهها و اهداف سیاسیاش دیده شود. نهتنها چنین دستاوردی حاصل نشده، بلکه وضعیت امریکا نیز، دستکم در موضوع تنگه هرمز، مطمئنا پیچیدهتر شده است.
به باور این استاد دانشگاه بریتانیا اعتبار نظامی و سیاسی امریکا زیر سوال رفته است. این کشور تاکنون حتی نتوانسته یک کشور را نیز با خود در موضوع جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران همسو کند و این خود یک شکست سیاسی محسوب میشود. صالح در بخش پایانی خود با «اعتماد» خاطرنشان کرد: مطمئنا چین و روسیه طی یکی، دو سال اخیر و در جریان جنگها و درگیریهای میان ایران، امریکا و اسراییل، کمکهای زیادی به ایران کردهاند، اما این مساله درنهایت به معنای وجود یک رویکرد استراتژیک قابل اتکا برای دفاع از ایران نیست. در هر صورت این رویارویی زمانی پایان مییابد و دیپلماسی زمانی موفق خواهد بود که امریکا ذهنیت خود را نسبت به ایران تغییر دهد. با این همه این تغییر بسیار دشوار است، اما تنها راه پایان دادن به این رویارویی، یا به عبارتی، شکستن این بنبست سیاسی و نظامی، همین است.
