ساری- در نشست الهیات جنگ در ساری، بر بررسی ابعاد الهیاتی و تمدنی جنگ آمریکا تاکید شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در ساری، شامگاه پنجشنبه نشست الهیات جنگ با حضور زانیار ابراهیمی؛ مترجم و پژوهشگر اندیشه سیاسی و همچنین محمد جواد سیدی؛ مترجم و مدرس فلسفه در شهر کتاب ساری برگزار شد.
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران ابعاد الهیاتی و تمدنی دارد
زانیار ابراهیمی در این نشست با تاکید بر نقش سنتهای الهیاتی در شکلگیری جهان مدرن، بیان کرد: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران را نمیتوان فقط در چارچوب مفاهیمی چون آزادیبخشی و رهاییبخشی تحلیل کرد؛ چراکه این جنگ ابعاد الهیاتی و تمدنی مهمی دارد که بدون توجه به آنها، فهم کاملی از منطق این تقابل به دست نمیآید.
وی با انتقاد از تلقی رایج درباره عقل روشنگری و جهانشمولی آن گفت: در برداشت متداول از روشنگری، نوعی عقل جهانشمول تصور میشود که از افسون و سنت گسسته است و همچون خورشیدی که در غرب طلوع کرده و به شرق میرسد، سراسر جهان را در بر میگیرد؛ بر اساس این تصور، تفاوت جوامع فقط به موقعیت آنها در مسیر تاریخی گسترش این عقل بازمیگردد.
این مترجم با اشاره به تجربه مطالعاتی خود و فعالیت در حوزه ترجمه افزود: هرچه بیشتر مطالعه و ترجمه کردم، بیش از پیش به این نتیجه رسیدم که ترجمه صرفا کاری مکانیکی نیست؛ بلکه فرایندی است که در جریان آن اندیشه شکل میگیرد و امکان بازاندیشی در مفاهیم فراهم میشود؛ بخشی از تلاش من در ترجمه آثار فلسفی و سیاسی، معطوف به نقد همین تصویر از عقل روشنگری و زیر سؤال بردن فرض جهانشمولی آن بوده است.
الهیات؛ بخشی از میراث شکلدهنده جهان مدرن
این مترجم و پژوهشگر علوم سیاسی با بیان اهمیت سنتهای الهیاتی در فهم مدرنیته تصریح کرد: طرح مسئله الهیات به معنای افزودن عنصری مغفول به فهرست عوامل موثر بر تحولات تاریخی نیست؛ بلکه باید پذیرفت که سنتهای الهیاتی غرب در شکلگیری جهان مدرن نقشی بنیادین داشتهاند و آثار این نقش همچنان در مفاهیم و نهادهای معاصر باقی است.
این پژوهشگر ادامه داد: نمیتوان صرف به دلیل بیعلاقگی به دین یا سنتی خاص، از ذخایر تاریخی و فکری آن چشم پوشید؛ همانطور که اندیشه غربی نمیتواند بدون مواجهه با میراث عهدین، تاریخ فکری خود را بهدرستی بفهمد، فهم سنتهای فکری جوامع اسلامی نیز مستلزم مواجهه جدی با منابع تاریخی و الهیاتی خود آنهاست.
ابراهیمی در این زمینه با بیان اینکه انسانها قادر نیستند تاریخ را از نقطه صفر آغاز کنند، یادآور شد: خاطرات تاریخی و سنتهای فکری در طول زمان رسوب میکنند و در مفاهیم و شیوههای اندیشیدن نفوذ مییابند، ازاینرو، برخلاف تصور بازگشت به نقطه آغاز و رهایی کامل از میراث گذشته، انسان همواره با ذخایر تاریخی خود مواجه است.
وی با اشاره به سهگانه شتر، شیر و کودک در اندیشه نیچه، این الگو را برای توضیح نسبت انسان با میراث تاریخی ناکافی دانست و خاطرنشان کرد: انسان در هیچ مرحلهای بهطور کامل به وضعیتی فارغ از میراث و خاطره تاریخی دست نمییابد؛ بااینحال، این مسئله به معنای استخراج ایدئولوژیک از سنتها نیست، بلکه میتوان با رویکردی انتقادی و خلاقانه به آنها رجوع کرد.
محدودیت جهانشمولی عقل و تجربه مدرنیته
ابراهیمی با اشاره به تمایز میان حوزههای آزادی و ضرورت در فلسفه کانت، توضیح داد: محصولات و دستاوردهای جهان مدرن را نمیتوان یکپارچه و همسنخ دانست؛ برخی دستاوردها، بهویژه در عرصههای فنی، پزشکی و ریاضی، بر روابط علّی استوارند و قابلیت انتقال و بهرهگیری در جوامع مختلف را دارند؛ اما همه ابعاد حیات انسانی را نمیتوان به همین الگو فروکاست.
این مترجم اظهار کرد: از این منظر، میان دستاوردهای قابل انتقال و جهانشمول و حوزههایی که با موقعیت تاریخی، فرهنگی و فکری جوامع پیوند دارند، باید تمایز گذاشت و نادیده گرفتن این تفاوتها میتواند به درکی تقلیلگرایانه از مدرنیته و تجربه تاریخی جوامع منجر شود.
این پژوهشگر علوم سیاسی با اشاره به تحولات سالهای اخیر گفت: در گذشته، تصور رایج این بود که عقل روشنگری بهتدریج بر جهان مسلط میشود و نقش سنتهای الهیاتی در سیاست و مناسبات بینالمللی کاهش مییابد؛ اما تحولات اخیر نشان دادهاند که الهیات همچنان در فهم منازعات سیاسی و نظامی اهمیت دارد.
او با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران اظهار کرد: این جنگ را نمیتوان صرفا نبردی برای رهایی یا آزادی دانست؛ بلکه باید ابعاد الهیاتی و تمدنی آن را نیز بررسی کرد.
ابراهیمی در توضیح این مسئله به اظهارات و ادبیات دینی برخی سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی اشاره کرد و گفت: هنگامی که از مفاهیمی با بار الهیاتی و تاریخی برای تعریف دشمن استفاده میشود، با زبانی مواجهیم که صرفا به محاسبات نظامی یا منافع سیاسی محدود نیست.
این مترجم با اشاره به کاربرد مفهوم «عمالیق» در ادبیات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی نسبت به ایرانیان، این نوع ارجاعهای دینی را در چارچوب ساختن تصویری از دشمنی مطلق قابل بررسی دانست؛ تصویری که میتواند زمینه طرد کامل دشمن و مشروعیتبخشی به خشونت علیه او را فراهم کند.
وی ادامه داد: وقتی نتانیاهو ایرانیان را عمالیق، خطاب کرد به سادگی از آن عبور کردند اما اگر ما آنها را کافر حربی بنامیم رسانههای همسو با آنها به این مساله میپردازند و به ما میتازند.
به گفته ابراهیمی، توجه به این ابعاد در تحلیل سیاسی ضروری است؛ درحالیکه در بسیاری از بحثها، چنین مولفههایی نادیده گرفته میشوند یا فقط هنگامی که در گفتمان طرف مقابل ظاهر میشوند، مورد توجه قرار میگیرند.
این مترجم اظهار کرد: وقتی روبیو در اظهار نظرهایی، به خشایار شاه حمله میکند این موضوع دیگر جنبه الهیاتی و تمدنی دارد.
چرا متون الهیاتی غرب جدی گرفته میشوند، اما منابع اسلامی نه؟
ابراهیمی با طرح پرسشی درباره معیارهای مطالعه سنتهای فکری گفت: یک متفکر یا الهیدان غربی میتواند با خوانش نامههای پولس، به استنتاجهایی در حوزه سیاست، حتی سیاست چپ، برسد؛ اما هنگامی که از ضرورت خواندن قرآن یا نامه امام علی(ع) به مالک اشتر سخن گفته میشود، این منابع اغلب با حساسیتها و مقاومتهای متفاوتی مواجه میشوند؛ در حالی که معتقدیم خواندن قرآن در کنار مطالعه شاهنامه و نهجالبلاغه، همگی دارای ارزش است.
وی ادامه داد: مسئله، صرف استناد به متون دینی یا استخراج مواضع سیاسی از آنها نیست، بلکه سخن بر سر امکان خواندن عمیق و انتقادی سنتهای فکری و تاریخی است؛ همانطور که متون دینی و فلسفی غرب بخشی از منابع فهم تحولات آن جامعه به شمار میروند، منابع تاریخی و فکری جوامع اسلامی نیز باید موضوع مطالعهای جدی و روشمند قرار گیرند.
مشکلات عمیق، راهحلهای آکادمیک میخواهند
این مترجم و پژوهشگر علوم سیاسی در بخش دیگری از سخنانش، با انتقاد از تقلیل مسائل پیچیده جامعه به دوگانههای سیاسی رایج، گفت: مشکلات امروز ما عمیقتر و دشوارتر از آن هستند که بتوان آنها را با تقسیمبندیهای سادهای مانند راست و چپ توضیح داد.
ابراهیمی با اشاره بر ضرورت تلاشهای علمی و پژوهشی مستمر، تصریح کرد: مسائل پیچیده تاریخی و سیاسی به رویکردهای تبلیغاتی، نمایشی و جناحی پاسخ نمیدهند؛ این تصور که با قرار گرفتن در یکی از دو سوی طیف سیاسی میتوان مسائل بنیادی جامعه را حل کرد، به نوعی حواسپرتی جمعی دامن زده و مانع از آغاز پژوهشهای جدی درباره ریشههای مشکلات شده است.
وی خاطرنشان کرد: برای حل مشکلاتمان به شومن و روشهای اینستاگرامی نیاز نداریم بلکه این مسائل باید با روشهای آکادمیک حل و فصل شود.
وی با بیان اینکه اصلیترین ویژگی سنت، استمرار است، اظهار کرد: سنتی که ترک میخورد تبدیل به ابژه میشود و افراد درباره آن فکر میکنند ولی وقتی چنین چیزی رخ میدهد وضع تازهای را تجربه میکنید و آن تاریخ سابق از دست میرود؛ در انقلاب مشروطه، سنت اولین بار در کشور ما ترک خورد و به پادشاهی آنگونه فکر نمیشد که در چند هزار سال قبل از آن، تصور بود؛ دیگر از شاه به مانند حاکم مطلقه که فر ایزدی دارد و آن را فقط از خدا میگیرد یاد نمیشد.
این مترجم گفت: وقتی سنت ترک میخورد و عنصر تازه مدرنیته هم وارد آن میشود، ما رجعت و عقبگرد تاریخی نداریم، باید نظم جدیدی تاسیس شود و تاسیس نظم نیازمند همان رجوع خلاقانه به عناصر سنت است که کار اندیشمندان اینستاگرامی نیست.
ابراهیمی یادآور شد: این جغرافیای سیاسی هم مسائلی را به نظام سیاسی تحمیل میکند و همه مسائل را نمیتوان ایدئولوژیک تلقی کرد.
الهیات سیاسی اشمیت تلاشی برای حفظ انسان در جهان ماشینی است
در ادامه این نشست، مترجم و مدرس فلسفه، با اشاره به نسبت اندیشه کارل اشمیت با مدرنیته و گسترش منطق ماشینی در جهان جدید، گفت: یکی از مسائل مهم در اندیشه اشمیت، چگونگی حفظ جایگاه انسان و تصمیمگیری انسانی در جهانی است که بهتدریج به سمت خودکارشدن و حذف عاملیت انسان حرکت میکند.
محمدجواد سیدی با بیان اینکه دوران مدرن با ظهور پدیدهها و مفاهیم تازهای همراه بوده است، اظهار کرد: اگر به استعارههای اشمیت توجه کنیم، میبینیم که او بارها و بهشکلی برجسته از مفاهیم مرتبط با ماشین و تکنولوژی استفاده میکند؛ گویی فیلسوفان مدرن با ظهور خدای تازهای مواجه شدهاند که همان ماشین است؛ پدیدهای که به یکی از مسائل اصلی تفکر فلسفی در دوران جدید تبدیل شده است.
قانون و خطر ماشینیشدن سیاست
وی با اشاره به قانون بهعنوان یکی از مصادیق ماشینیشدن حیات اجتماعی و سیاسی تصریح کرد: هنگامی که قانون و ساز و کارهای اداری به فرایندهایی خودکار تبدیل میشوند، ممکن است مسئولیت انسانی در پس اجرای دستورالعملها پنهان شود، در چنین شرایطی، افراد بهجای اندیشیدن درباره پیامدهای اعمال خود، فقط به اجرای وظایف محولشده بسنده میکنند.
سیدی در ادامه، با اشاره به مفهوم «ابتذال شر» در اندیشه هانا آرنت توضیح داد: شر همیشه نتیجه عملکرد افرادی نیست که بهوضوح شرورند؛ گاهی کارمند یا ماموری که صرفا میگوید «به من چه» و خود را از مسئولیت تصمیمهایش کنار میکشد، میتواند در بازتولید شر نقش داشته باشد، در این وضعیت، اطاعت از ساز و کارهای اداری جایگزین داوری اخلاقی و مسئولیت فردی میشود.
وی با تاکید بر اهمیت این مسئله در خوانش اندیشه اشمیت گفت: یکی از پرسشهای مهم در الهیات سیاسی این است که چگونه میتوان در جهانی که به سمت خودکار شدن پیش میرود، نقش تصمیمگیری انسانی را حفظ کرد.
تمایز میان حیاتهای ارزشمند و بیارزش و پیامدهای آن
سیدی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به نسبت سیاست مدرن و ارزشگذاری بر حیات انسان، نسبت به پیامدهای خطرناک تفکیک میان زندگیهای ارزشمند و بیارزش هشدار داد.
وی اظهار کرد: هرگاه تصور کنیم زندگی یک انسان، به دلیل ملیت، موقعیت اجتماعی یا تعلق او به گروهی خاص، بهاندازه زندگی دیگران ارزش ندارد، در حال ایجاد تمایزی هستیم که میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد؛ این تفکیک، بهویژه هنگامی که به شکل افراطی در سیاست اعمال شود، زمینه حذف و طرد گروههایی از انسانها را فراهم میکند.
این مترجم و مدرس فلسفه با اشاره به دیدگاههای جورجو آگامبن درباره زیستسیاسی افزود: در اندیشه آگامبن، مسئله حیات و چگونگی قرار گرفتن آن در معرض قدرت سیاسی اهمیت محوری دارد؛ از این منظر، یکی از مسائل اساسی سیاست، تصمیمگیری درباره حیات انسان و تعیین حدود برخورداری افراد از حمایت و ارزش اجتماعی است.
وی ادامه داد: الهیات سیاسی به ما یادآوری میکند که سیاست فقط مجموعهای از قواعد و ساز و کارهای اداری نیست؛ بلکه با تصمیمهایی سروکار دارد که به شکل مستقیم بر زندگی انسانها اثر میگذارند.
وی خاطرنشان کرد: هر نوع تفکیک میان انسانها و حیات آنها میتواند بالقوه زمینهساز خطرهایی جدی باشد.
تصمیم انسانی و امکان معجزه در اندیشه اشمیت
سیدی در ادامه، با اشاره به نقد اشمیت از عقلانیت مدرن بیان کرد: از نظر اشمیت، یکی از ویژگیهای سیاست مدرن، کنار رفتن تصمیم انسانی در سایه گسترش ساز و کارهای عقلانی، قانونی و خودکار است.
این مترجم تصریح کرد: در چنین شرایطی، سیاست به فرایندی تبدیل میشود که گویی میتوان آن را بدون نیاز به تصمیمگیری واقعی و مسئولیت انسانی اداره کرد.
وی افزود: یکی از مسائل محوری در الهیات سیاسی اشمیت، تلاش برای بازگرداندن اهمیت تصمیم و امکان گسست از نظم موجود است، در این چارچوب، مفهوم معجزه اهمیت پیدا میکند؛ زیرا عقلانیت مدرن میکوشد جهان را بر اساس نظمهای ثابت و قواعد قابل پیشبینی توضیح دهد و امکان رخدادی را که این نظم را مختل میکند، کنار بگذارد.
این مدرس فلسفه با اشاره به مواجهه اشمیت با اندیشه باروخ اسپینوزا خاطرنشان کرد: اشمیت بهصراحت به اسپینوزا و مسئله معجزه اشاره میکند، این بحث به یکی از اختلافهای مهم درباره نسبت عقل مدرن، نظم جهان و امکان رخدادهایی بازمیگردد که از چارچوب قواعد تثبیت شده فراتر میروند.
این مدرس فلسفه خاطرنشان کرد: بر این اساس، میتوان گفت مسئله محوری در خوانش الهیات سیاسی اشمیت، نسبت میان تصمیم، حاکمیت و نظم مدرن است؛ نسبتی که در آن، پرسش از جایگاه انسان و مسئولیت او در برابر ساز و کارهای ماشینی و اداری، همچنان اهمیتی اساسی دارد.
