سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: استودیوی صوتی انتشارات مهرسا این بار میزبان سه مهمان ویژه بود؛ رها، حسین و آرش، سه کودک با تجربهها، علایق و آرزوهای متفاوت که در دنیای قصهها و صداها با یکدیگر اشتراک داشتند.
این دیدار به دعوت فردوس سلیمانی مدیر تولید کتاب های صوتی انتشارات مهرسا و با هدف فراهم کردن تجربهای شاد و متفاوت برای کودکان نابینا و کمبینا و تأکید بر اهمیت دسترسپذیری محتوای فرهنگی و قصههای صوتی برای همه کودکان برگزار شد.
از آشنایی تا پشت میکروفون
رویداد با معرفی اعضای تیم مهرسا و آشنایی با بچهها آغاز شد. پس از این گفتوگوی اولیه، هر یک از کودکان بهصورت جداگانه وارد فضای استودیو شدند و مقابل میکروفون به پرسشهایی درباره خودشان، علایق، دوستیها، آرزوها و تجربههایشان پاسخ دادند.
فضای استودیو و تجهیزات ضبط صدا برای هر سه کودک جذاب بود. آنها خیلی زود تفاوت این محیط را با فضاهای معمول تشخیص دادند و با کنجکاوی و اشتیاق در گفتوگوها شرکت کردند.
یکی از پرسشهای ابتدایی این بود: «اگر قرار بود خودت را با سه کلمه معرفی کنی، چه کلماتی را انتخاب میکردی؟»
امیدواری، سختکوشی، تلاش کردن و تسلیم نشدن از مفاهیمی بودند که در پاسخها تکرار شدند. این واژهها در ادامه گفتوگو نیز به شکلهای مختلف در توصیف تجربهها و آرزوهای کودکان حضور داشتند.
موضوع کمک کردن به دیگران نیز جایگاه پررنگی در صحبتهایشان داشت. یکی از بچهها آرزو داشت در آینده روانشناس شود و دیگری قدرتی شبیه یک ابرقهرمان داشته باشد تا بتواند به مردم پول بدهد یا به کسانی که نیاز به کمک دارند، یاری برساند. نکته جالب این بود که وقتی قرار شد صدای ابرقهرمان خیالیشان را تصور کنند، آن را شبیه صدای خودشان توصیف کردند.
در پاسخ به این پرسش که «اگر هیچ محدودیتی در دنیا وجود نداشت، دوست داشتی چه کاری انجام بدهی که هنوز انجام ندادهای؟» هر سه کودک پاسخ مشترکی داشتند: رانندگی.
تجربههایی که دوست داشتند دیگران بهتر درک کنند
بخش دیگری از گفتوگوها به تجربه کودکان در ارتباط با دیگران اختصاص داشت. در پاسخهای آنها، موضوع درست فهمیده نشدن، برداشتهای اشتباه دیگران و سوءتفاهمهایی که گاهی در روابط روزمره شکل میگیرند، بارها مطرح شد.
رها در پاسخ به این پرسش که «آیا تا به حال کسی تصور کرده که نمیتوانی کاری را انجام بدهی، درحالیکه خودت دوست داشتی آن را امتحان کنی؟» از موقعیتهایی گفت که افراد درباره تواناییهای او پیشداوری میکنند یا با اشاره به یکدیگر واکنش نشان میدهند؛ رفتارهایی که به گفته خودش خیلی زود متوجه آنها میشود.
دوستی نیز یکی از موضوعات مهم گفتوگوها بود. حسین و آرش که از دوران پیشدبستانی با یکدیگر دوست بودهاند و حالا هر دو در کلاس ششم تحصیل میکنند، بر اهمیت درست صحبت کردن و انتخاب کلمات مناسب در روابط دوستانه تأکید داشتند. برای رها نیز درک متقابل و کمک کردن به یکدیگر از ویژگیهای مهم یک دوست خوب بود.
سه کودک، سه دنیای متفاوت
حسین کودکی اجتماعی، خوشصحبت و علاقهمند به دنیای واژهها و قصهها بود. دایره واژگان گسترده و شیوه بیان او از ویژگیهای قابلتوجه گفتوگویش بود. در بخشی از صحبتهایش اشاره کرد که «بالغ بر ۵۰۰ قصه» شنیده است؛ عبارتی که هم علاقه او به قصههای صوتی و هم تسلطش بر واژهها را نشان میداد. حسین دوست دارد در آینده گوینده شود؛ آرزویی که با علاقه و توانایی او در سخن گفتن پیوند دارد.
رها علاقه زیادی به موسیقی، قصه و نمایشنامه دارد و به گفته خودش سه سال است که بهطور جدی نمایشنامهخوانی میکند. او با تأمل و دقت درباره تجربهها و آرزوهایش صحبت میکرد و نگاه سنجیده و لطیفی به موضوعات داشت. رها که دوست دارد در آینده روانشناس شود، در پایان حضورش در استودیو گفت این تجربه به او کمک کرده تا برای حضور در صحنههای بزرگتر آمادهتر شود.
آرش در آغاز گفتوگو کمحرفتر و خجالتیتر بود، اما لبخندهای مداومش اشتیاق او را به حضور در استودیو نشان میداد. او تلاش میکرد پاسخهای کوتاه و سنجیدهای بدهد و بهتدریج با فضا ارتباط بیشتری برقرار کرد. در پایان دیدار، از اینکه روز خوشی را گذرانده بود صحبت کرد و دریافت کتابها بهعنوان هدیه نیز برایش بسیار خوشحالکننده بود.
دنیایی مشترک از جنس صدا
یکی از موضوعات جالب این دیدار، جایگاه صدا در زندگی بچهها بود. هر سه کودک از علاقه خود به قصههای صوتی و نمایشهای رادیویی صحبت کردند؛ از شخصیتهایی که تنها با شنیدن صدایشان میتوانند دنبالشان کنند و داستانهایی که از طریق صدا برایشان شکل میگیرند.
درحالیکه دسترسی آنها به فضای بازیهای رایانهای محدودتر بود و دوست داشتند فرصت بیشتری برای تجربه این بازیها داشته باشند، قصههای صوتی و نمایشهای رادیویی بخشی آشنا و جذاب از دنیای سرگرمی آنها را تشکیل میدادند.
در میان تمام تفاوتهای فردی و علایقشان، صدا نقطه اشتراک مهمی بود؛ فضایی که هر سه میتوانستند در آن با شخصیتها همراه شوند، داستانها را دنبال کنند و دنیای خیالی خودشان را بسازند.
این تجربه بار دیگر نشان داد که قصه صوتی صرفاً جایگزینی برای کتاب چاپی نیست، بلکه میتواند شکلی مستقل و ارزشمند از تجربه ادبیات و داستان باشد؛ تجربهای که برای برخی کودکان، نقشی مهمتر در دسترسی به جهان قصهها ایفا میکند.
پایان دیدار با خواندن یک قصه مشترک
در بخش پایانی رویداد، کتاب قول میدهم همراهی فردوس سلیمانی و سه کودک خوانده شد.
ابتدا هر کودک بخشی از قصه را با همراهی فردوس سلیمانی خواند و تکرار کرد. سپس هر چهار نفر کنار یکدیگر در استودیو قرار گرفتند و بخشهایی از کتاب را بهصورت جمعی اجرا کردند.
این بخش فرصتی بود تا بچهها علاوه بر شنیدن قصه، خودشان در روایت آن مشارکت کنند و صدایشان بخشی از تجربه مشترک داستانگویی شود.
در پایان، کتابهایی از انتشارات مهرسا به کودکان هدیه داده شد و دیدار با خاطرهای خوش از حضور در استودیو به پایان رسید.
چرا مهرسا این دیدار را برگزار کرد؟
از نگاه فردوس سلیمانی، فراهم کردن فرصتهایی برای شادی کودکان و حضور آنها در فضای استودیوی مهرسا، بخشی مهم از مسئولیت فرهنگی این مجموعه است؛ اما هدف این دیدار فراتر از یک تجربه سرگرمکننده بود.
دسترسپذیر کردن قصههای صوتی برای همه کودکان، فارغ از تفاوتها و شرایطشان، از اهدافی است که مهرسا بر ادامه آن تأکید دارد.
در جریان این دیدار، مادر حسین از دشواری پیدا کردن کتابهای بریل در بازار گفت؛ تجربهای که نشان میدهد دسترسی به کتاب و محتوای فرهنگی برای همه کودکان به یک اندازه فراهم نیست.
چنین تجربههایی اهمیت تولید و گسترش قالبهای متنوع کتاب و قصه، از جمله محتوای صوتی و کتابهای بریل را یادآوری میکنند.
نگاه من در این رویداد بر یک اصل استوار بود: این کودکان نه قرار است به دلیل تفاوتهایشان موضوع ترحم باشند و نه صرفاً به خاطر زندگی با این تفاوتها در جایگاه قهرمان قرار بگیرند.
آنها پیش از هر چیز کودکاند؛ با همان کنجکاویها، شادیها، آرزوها، دوستیها و علایقی که بخشی از دنیای کودکی است.
هدف، فراهم کردن فرصتهای برابر برای تجربه قصه، کتاب، فرهنگ و سرگرمی است؛ فرصتهایی که تفاوتهای فردی نباید مانعی برای بهرهمندی از آنها باشد.
این دیدار با صدای سه کودک در استودیوی مهرسا به پایان رسید، اما پیام اصلی آن فراتر از دیوارهای استودیو بود: دنیای قصهها باید برای همه کودکان دسترسپذیر باشد؛ دنیایی که هیچ کودکی به دلیل تفاوتهایش از شنیدن، خیالپردازی و مشارکت در آن محروم نماند.
