زنی با مراجعه به پلیس آگاهی تهران، مرگ شوهر سالخوردهاش را مشکوک اعلام و از خواهرزاده شوهرش و دو مرد ناشناس شکایت کرد.
به گزارش سایت جنایی، شاکی میگوید همه اموال و املاک شوهرش به نام این سه نفر منتقل شده و آنها پس از انتقال داراییها متواری شدهاند. ماجرای این شکایت از اوایل آبان امسال آغاز شد؛ زمانی که زنی با حضور در پلیس آگاهی تهران، درباره علت مرگ شوهر سالخوردهاش ابراز تردید کرد و خواستار بررسی دوباره موضوع شد. او در شکایت خود، خواهرزاده شوهرش را همراه دو مرد ناشناس، متهم اصلی این ماجرا معرفی کرد.
این زن در تشریح زندگی مشترکش گفت: «شوهرم مردی سالخورده بود که چند سالی بود به بیماری آلزایمر مبتلا شده بود، اما قبل از این بیماری وضع جسمی خوبی داشت و صاحب خانه، مغازه، اموال و املاک زیادی بود و وضع مالیاش هم خوب بود.»
به گفته او، همسرش سالها قبل با زنی آلمانی ازدواج کرده و از او سه فرزند داشت، اما پس از چند سال زندگی مشترک از هم جدا شدند و همسر آلمانی با فرزندانش برای ادامه زندگی به آلمان رفت.
او ادامه داد: «شوهرم پس از جدایی از همسر سابقش در خانهای روستایی در اطراف کرج تنها زندگی میکرد. از طریق یکی از آشناهایمان به من معرفی شد و با هم ازدواج کردیم. سالها با هم زندگی کردیم اما صاحب فرزندی نشدیم. رابطه خوبی با هم داشتیم، اما از دو سال قبل حالش به دلیل ابتلا به آلزایمر بد شد و زمان زیادی را صرف نگهداری از او در خانه میکردم و فقط برای خرید از خانه بیرون میرفتم.»
این زن در ادامه درباره روز حادثه گفت: «چند هفته قبل برای خرید از خانه بیرون رفتم. وقتی برگشتم، دیدم شوهرم در خانه نیست. از همسایهها سراغش را گرفتم و آنها گفتند دو مرد غریبه و زنی که خواهرزاده شوهرم است، او را سوار ماشینی کردند و بردند.»
به گفته این زن، او هرچه با خواهرزاده شوهرش تماس گرفت، پاسخی نگرفت و ناچار شد کلانتری برود و شکایت کند.
او اضافه کرد: «بعد از شکایت، آن زن به کلانتری آمد و پذیرفت شوهرم را برده است و سپس مدعی شد شوهرم در خانه اوست و چون داییاش است و آلزایمر دارد، چند روزی از او نگهداری میکند و بعد او را برمیگرداند. او حتی فیلمی از نگهداری شوهرم در خانهاش را به پلیس نشان داد.»
زن شاکی گفت: «من مجبور شدم رضایت بدهم و قرار شد چند روز بعد شوهرم را به روستا بیاورد، اما بعد از آن دیگر خبری از خواهرزاده و شوهرم نشد، حتی تلفنش را هم جواب نداد. مجبور شدم جلوی در خانه او بروم و فهمیدم شوهرم را از آنجا برده، از همسایههایش هم پرسیدم ولی بیخبر بودند.»
این زن در ادامه توضیح داد: «دنبال شوهرم بودم تا اینکه زنی به تلفنم زنگ زد و گفت از خانه سالمندان است و شوهرم بدحال شده و او را به بیمارستانی در تهران بردهاند. با این تماس شوکه شدم و سریع خودم را به بیمارستان رساندم. حال شوهرم آنقدر بد بود که بستری شده بود. او بعد از شش روز در بیمارستان فوت کرد.»
شاکی پرونده پس از فوت همسرش، جسد را تحویل گرفت و دفن کرد؛ اما یک اتفاق باعث شده بود احتمال قتل به ذهنش برسد.
زن شاکی درباره انگیزه شکایتش گفت: «دو هفته بعد از ماجرا باید ارثیه شوهرم را بررسی و مدارک آن را برای فرزندانش در آلمان ارسال میکردم تا آنها پیگیری ارثیه را انجام دهند و من هم از اینجا کارهای انحصار وراثت را انجام دهم، اما در این مرحله متوجه شدم همه اسناد، املاک و اموال شوهرم به نام دو مرد غریبه و خواهرزاده شوهرم منتقل شده و آنها همه اموالش را تصاحب کردهاند.»
او در پایان گفت: «دنبال آن زن و دو مرد گشتم و از فامیل شوهرم هم پرسوجو کردم اما کسی خبر نداشت و آنها متواری شدهاند. الآن به مرگ شوهرم مشکوکم و گمان میکنم به قتل رسیده باشد. از آن زن و دو مرد فراری شکایت دارم.»
در حال حاضر تحقیقات پلیسی برای یافتن سه نفر فراری، روشن شدن علت دقیق مرگ مرد سالخورده آغاز شده و پرونده در پلیس آگاهی تهران در جریان است تا ابعاد پنهان این ماجرا با بررسی اسناد انتقال اموال و اظهارات شاهدان روشن شود.
