حوزه/ استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر ضرورت شناخت سابقه تاریخی آمریکا، مقاومت در برابر سلطه و حفظ اقتدار ملی، تصریح کرد: مایه تأسف است کسانی که ادعای تخصص در دیپلماسی دارند و در این حوزه کتاب نوشتهاند، از دیپلماسی اهلبیت علیهمالسلام بیخبرند؛ برای شناخت شیوه صحیح مواجهه با دشمن باید سیره پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار علیهمالسلام را بررسی کرد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد یاوری شب گذشته در سخنرانی دویستوسیوهشتمین شب اجتماع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزههای علمیه در ۴۵ متری صدوق(ره) قم، با اشاره به مواضع رهبر شهید انقلاب درباره آمریکا و امتناع از بیعت با جبهه یزید، به بررسی سابقه تاریخی تقابل آمریکا با ملتها، ماهیت جریان بنیامیه، شیوههای نفوذ و تحریف، تجربههای تاریخی مذاکره و صلح با دشمن و ضرورت ایستادگی در برابر سلطه پرداخت.
وی با مرور حوادث دوران پیامبر اسلام(ص)، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، امام حسن مجتبی علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام، به تشریح چگونگی بهرهبرداری دشمن از اختلافات داخلی، تغییر مواضع برخی خواص، عملیات روانی، تطمیع و ایجاد رعب و وحشت پرداخت و این تجربهها را برای شناخت تحولات امروز و مقابله با سیاستهای سلطهگرانه آمریکا قابل توجه دانست.
آمریکا؛ از کودتای ۲۸ مرداد تا حمایت از صدام و شهادت رهبر شهید
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به این مضمون از سخنان رهبر شهید انقلاب که «مثل منی با مثل یزید بیعت نمیکند»، اظهار کرد: آمریکایی که در این سخنان مورد توجه قرار گرفته، همان آمریکایی است که گاهی حافظه تاریخی مردم، جنایتها و اقدامات گذشته آن را به فراموشی میسپارد.
وی افزود: آمریکا همان کشوری است که به ژاپن حمله کرد، با جنگ تریاک چین را به محاصره کشاند و مردم چین را گرفتار اعتیاد کرد؛ همان کشوری که ویتنام را ویران ساخت و در غرب آسیا تلاش کرد کشورهای نفتخیز را به مستعمره خود تبدیل کند.
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: آمریکا همان کشوری است که در کودتای ۲۸ مرداد، زمانی که هنوز جمهوری اسلامی شکل نگرفته بود، کودتا کرد و زمینه کشتهشدن شماری از دانشجویان را فراهم آورد؛ همان کشوری که در ابتدای انقلاب، ماجرای طبس و کودتای نوژه را رقم زد و در ادامه نیز تلاش کرد ایران را به زانو درآورد.
وی با اشاره به حمایت آمریکا از صدام در جنگ تحمیلی هشتساله گفت: این کشور از صدام حمایت کرد و تسلیحات در اختیار او قرار داد و همان آمریکایی است که رهبر شهید انقلاب را به شهادت رساند.
تقابل حزبالله و حزب شیطان؛ ضرورت مقاومت در برابر سلطه
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به تقابل تاریخی جبهه حق و باطل، اظهار کرد: امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و امام حسن مجتبی علیهالسلام از جبهه حزبالله سخن گفتهاند و در برابر آن، جبهه شیطان قرار دارد که بنیامیه از مصادیق آن به شمار میرود.
وی افزود: هنگامی که رهبر شهید انقلاب از امتناع خود از بیعت با یزید سخن میگویند، موضوع صرفاً مخالفت با یک شخص نیست، بلکه سخن از ایستادگی در برابر جریانی است که در تقابل با جبهه حق قرار دارد.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به سوگند شیطان برای گمراهکردن انسانها تصریح کرد: شیطان قسم خورده است که بندگان خدا را فریب دهد و به انحراف بکشاند؛ بنابراین، وظیفه جبهه حق، ایستادگی و مقاومت در برابر این جریان و رسیدن به مرحلهای از اقتدار است که سلطه دشمن بر اراده و سرنوشت جامعه از میان برود.
وی با انتقاد از غفلت برخی مدعیان دیپلماسی از سیره اهلبیت علیهمالسلام گفت: مایه تأسف است کسانی که ادعای تخصص در دیپلماسی دارند و در این حوزه کتاب نوشتهاند، از دیپلماسی اهلبیت علیهمالسلام بیخبر باشند؛ برای شناخت شیوه صحیح مواجهه با دشمن، باید سیره پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار علیهمالسلام را بررسی کرد؛ سیرهای که در آن، مذاکره و صلح به معنای ضعف و تسلیم نیست.
صلح حدیبیه؛ مذاکره از موضع اقتدار و پایبندی به تعهدات
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به صلح حدیبیه، این پیمان را نمونهای از شیوه مواجهه پیامبر اسلام(ص) با دشمن دانست و اظهار کرد: پیامبر(ص) صلح را در مدینه و در فاصله از دشمن برقرار نکردند، بلکه در ورودی مکه و در مجاورت جبهه مقابل به توافق رسیدند و برای آن شروط مشخصی تعیین کردند.
وی افزود: در این پیمان، برای نقض تعهدات پیامدهایی در نظر گرفته شده بود؛ بااینحال، طرف مقابل پس از دو سال مفاد توافق را نقض کرد و در پی آن، برای حل مسئله به پیامبر(ص) متوسل شد. حتی با واسطهکردن حضرت فاطمه زهرا(س) نیز نتوانست پیامبر(ص) را از موضع خود منصرف کند.
استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه دیپلماسی پیامبر(ص) بر پایه شناخت دشمن و پایبندی به تعهدات استوار بود، گفت: در توافقهای بینالمللی نیز نمیتوان از طرفی که تعهدات خود را نقض کرده است، صرفاً با تکیه بر وعدههای جدید انتظار پایبندی داشت.
وی با اشاره به موضوع داراییهای بلوکهشده ایران اظهار کرد: اگر در توافقی قرار است داراییهای بلوکهشده یک کشور آزاد شود، نمیتوان بهجای اجرای تعهد، با طرح وعدههای مبهم یا پیشنهادهای جایگزین از مسئولیت اصلی شانه خالی کرد. در چنین شرایطی، نباید طرفی که تعهدات خود را نقض کرده است، در جایگاه طلبکار قرار گیرد و طرف مقابل را به دلیل دفاع از حقوق خود سرزنش کند.
بنیامیه؛ جریانی که از ابتدا در پی بازگشت به قدرت بود
حجتالاسلام والمسلمین یاوری در ادامه، با مرور تاریخ بنیامیه اظهار کرد: این جریان از ابتدای بعثت پیامبر اسلام(ص) با حکومت و رسالت ایشان درگیر بود و در مکه و مدینه تلاش میکرد با اسیرکردن، تبعید یا به شهادت رساندن پیامبر(ص)، مانع استقرار حکومت اسلامی شود.
وی افزود: پس از آنکه بنیامیه دریافتند امکان ادامه فعالیت و دستیابی به قدرت در مکه برایشان دشوار است، به دنبال نفوذ در ساختار سیاسی جامعه اسلامی رفتند. ابوسفیان به مدینه آمد تا از نزدیک تحولات را رصد کند و این جریان با بهرهگیری از نفوذ خود درصدد تأثیرگذاری بر روند قدرت برآمد.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به تحولات پس از رحلت پیامبر(ص) گفت: بنیامیه در مسیر دستیابی به قدرت از ظرفیت برخی چهرههای سیاسی استفاده کردند و درصدد برآمدند افرادی را روی کار بیاورند که امکان پیشبرد اهداف این جریان را فراهم کنند. این روند، زمینهساز حوادثی شد که در ادامه تاریخ اسلام، از جمله در ماجرای شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) و تحولات پس از رحلت پیامبر(ص)، آثار خود را نشان داد.
وی با اشاره به دوران خلافت عثمان تصریح کرد: با روی کار آمدن خلیفه سوم، بنیامیه امکان بیشتری برای تسلط بر منابع و مناصب پیدا کردند. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه با تعابیری تند از حرص و ولع برخی افراد در تصاحب اموال عمومی یاد میکنند؛ وضعیتی که نشاندهنده نگاه غنیمتمحور به حکومت و بیتالمال بود.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به اهداف قدرتهای سلطهگر در قبال ایران گفت: چنین جریانی، ایران یکپارچه و مقتدر را در راستای منافع خود نمیبیند و از تجزیه و تضعیف کشور سود میبرد؛ همانگونه که در طول تاریخ، قدرتهای سلطهگر برای دستیابی به اهداف خود از اختلافات داخلی و تضعیف دولتها بهره گرفتهاند.
ماجرای قتل عثمان و جنگ جمل؛ بهرهبرداری از بحران برای تخریب امیرالمؤمنین علیهالسلام
وی با اشاره به ماجرای قتل عثمان اظهار کرد: با وجود درخواست کمک از معاویه، او برای یاری عثمان اقدام نکرد؛ اما پس از کشتهشدن عثمان، تلاشهایی صورت گرفت تا مسئولیت این واقعه متوجه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام شود.
استاد حوزه علمیه قم افزود: در گزارشهای تاریخی مربوط به جنگ جمل نیز از نامهنگاری معاویه با طلحه و زبیر سخن گفته شده است. ابن ابیالحدید معتزلی در شرح نهجالبلاغه گزارشهایی درباره مکاتبات معاویه و وعدههایی که به این دو نفر داده شده بود، نقل میکند؛ گزارشهایی که در بررسی زمینهها و برنامهریزیهای سیاسی آن دوره قابل توجه است.
وی ادامه داد: در مدینه، طلحه از جمله افرادی بود که در ارتباط با قتل عثمان متهم میشد؛ بااینحال، در ادامه اتهام قتل عثمان متوجه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام شد و این اتهام به ابزاری برای مقابله با حکومت ایشان تبدیل شد. در جریان جنگ جمل نیز از اختلافات و زمینههای موجود برای ایجاد آشوب در بصره و مختلکردن حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام بهره گرفته شد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با تطبیق این الگوی تاریخی با عملیات روانی معاصر گفت: دشمن از فرصتها و بحرانها برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند و یکی از ابزارهای آن، عملیات روانی و وارونهنمایی واقعیتهاست.
وی با اشاره به حمله به مدرسه میناب اظهار کرد: درحالیکه مسئولیت این حمله متوجه دشمن دانسته میشود، برخی افراد با فضاسازی رسانهای تلاش میکنند مسئولیت آن را متوجه خود ایران کنند و با طرح ادعاهایی درباره وجود تجهیزات نظامی در محل، افکار عمومی را منحرف سازند.
وی افزود: چنین فضاسازیهایی، بهویژه هنگامی که با بهرهگیری از چهرههای شناختهشده و جریانهای رسانهای همراه میشود، میتواند زمینه تضعیف اعتماد عمومی و انحراف افکار جامعه از عامل اصلی جنایت را فراهم کند.
بهرهبرداری از اختلافات داخلی؛ از خواص بیوفا تا جریانهای مخالف
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به بیعتنکردن برخی چهرههای بانفوذ با امیرالمؤمنین علیهالسلام اظهار کرد: افرادی مانند سعد بن ابیوقاص، خالد بن ولید، ولید بن عقبه و اسامه بن زید در شمار کسانی قرار داشتند که با امیرالمؤمنین علیهالسلام بیعت نکردند یا در حمایت از حکومت ایشان نقش مورد انتظار را ایفا نکردند.
وی افزود: معاویه از این وضعیت بهره گرفت و از اختلافات و شکافهای داخلی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرد. در شرایطی که بخشی از خواص از حمایت مؤثر حکومت حق خودداری میکردند، جبهه مقابل فرصت بیشتری برای تخریب و تضعیف آن پیدا میکرد.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به شرایط امروز گفت: هرگونه موضعگیری علیه نظام جمهوری اسلامی، رهبری و مقدسات، هنگامی که با ادبیات و اهداف دشمن همراستا شود، میتواند مورد بهرهبرداری آمریکا قرار گیرد. دشمن از سخنان و رفتارهایی که به تضعیف انسجام داخلی منجر میشود، برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند.
وی با انتقاد از تغییر مواضع برخی چهرههای سیاسی پس از انقلاب اظهار کرد: برخی افراد در دورهای با آمریکا مخالفت میکردند، اما بعدها مواضعی همسو با این کشور اتخاذ کردند. این تغییر جهتها باید در چارچوب تأثیر اختلافات داخلی بر محاسبات دشمن و تلاش او برای تضعیف جبهه مقاومت بررسی شود.
از تخریب جایگاه اهلبیت علیهمالسلام تا تضعیف ارزشهای انقلاب
حجتالاسلام والمسلمین یاوری یکی دیگر از اقدامات بنیامیه را تلاش برای «عثمانیکردن» جامعه دانست و اظهار کرد: عثمانیکردن به معنای تربیت نیروهای مخالف امیرالمؤمنین علیهالسلام، ترجیحدادن دیگران بر ایشان و ایجاد زمینه اجتماعی برای تضعیف جایگاه اهلبیت(ع) بود.
وی افزود: برای تحقق این هدف، تنها به فعالیت سیاسی بسنده نمیشد، بلکه جریانهای فرهنگی و فکری نیز به کار گرفته میشدند. در این مسیر، برخی افراد از نقل روایات پیامبرصلیاللهعلیهوآله منع میشدند و در مقابل، تلاش میشد نسل جدید در فضایی رشد کند که جایگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام در آن کمرنگ شده باشد.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به حوادث کربلا گفت: در تاریخ کربلا نیز نمونههایی از چندپارگی و تغییر موضع افراد دیده میشود؛ افرادی از یک خانواده در دو جبهه متفاوت قرار گرفتند و این وضعیت نشان میدهد که تغییر فضای فکری و سیاسی جامعه چگونه میتواند افراد را به مسیرهای متضاد بکشاند.
وی با تطبیق این مسئله با تحولات معاصر اظهار کرد: باید نسبت به تلاشهایی که با هدف تحریک جوانان علیه نظام و ارزشهای دینی صورت میگیرد، هوشیار بود. شکلگیری محافل فکری، انتشار مجلات و تولید ادبیات فرهنگی که در آنها عصمت پیامبران و اهلبیت(ع) زیر سؤال میرود یا جایگاه آنان تنزل داده میشود، در این چارچوب قابل بررسی است.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری افزود: تضعیف باورهای دینی، زیر سؤال بردن ارزشها و فاصلهانداختن میان نسل جوان و مبانی انقلاب، از جمله زمینههایی است که میتواند به سود جریانهای مخالف تمام شود؛ ازاینرو، مقابله با جنگ فرهنگی و شناختی دشمن، به اندازه مقابله با تهدیدهای نظامی اهمیت دارد.
حمایت معاویه از خوارج و تلاش برای تضعیف حکومت امام علی علیهالسلام
وی با اشاره به حمایت معاویه از جریانهای مخالف امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت: معاویه علاوه بر جنگ مستقیم با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، از جریانهایی مانند خوارج نیز بهرهبرداری کرد تا حکومت امام را تضعیف کند و زمینه را برای پیشبرد اهداف سیاسی خود فراهم سازد.
استاد حوزه علمیه قم افزود: امیرالمؤمنین علیهالسلام در برابر این جریانها ایستادگی کرد و معاویه و ابوموسی اشعری را از مسئولیتهای خود کنار گذاشت؛ اما گروهی از خواص پیشنهاد میکردند که تا تثبیت کامل حکومت، برخی افراد در مسئولیتهای خود باقی بمانند و پس از استقرار قدرت، برکنار شوند.
وی تصریح کرد: این پیشنهاد در حقیقت به معنای پذیرش موقت ساختاری بود که با مبانی حکومت حق سازگاری نداشت. امیرالمؤمنین علیهالسلام در برابر چنین رویکردی ایستادگی کرد؛ زیرا پذیرش یک فرد در جایگاه مسئولیت، به معنای تأیید صلاحیت و عملکرد اوست.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری تأکید کرد: در تقابل میان حزبالله و حزب شیطان، نمیتوان با این توجیه که ابتدا باید قدرت تثبیت شود، از اصول و معیارهای اساسی چشم پوشید. جریانی که برای مقابله با پیامبرصلیاللهعلیهوآله، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیهالسلام برنامهریزی کرده بود، در ادامه نیز از ابزارهای مختلف برای تضعیف جبهه حق بهره گرفت.
وی با اشاره به برخی پیامها درباره ضرورت واگذاری امتیازات به دشمن اظهار کرد: در تحولات معاصر نیز پیامهایی با مضمون واگذاری امتیازات و عقبنشینی در برابر دشمن منتشر میشود و گاه تجربههایی مانند معاهده ترکمانچای و دیگر توافقهای تاریخی برای توجیه عقبنشینی مطرح میشوند؛ درحالیکه این رویکردها ضرورت بازخوانی تجربههای تاریخی و شناخت پیامدهای تسلیم در برابر قدرتهای سلطهگر را دوچندان میکند.
جنگ صفین؛ چگونه پیروزی نظامی به مصالحه تبدیل شد؟
حجتالاسلام والمسلمین یاوری جنگ صفین را یکی از مهمترین نمونههای بهرهبرداری دشمن از اختلافات داخلی دانست و اظهار کرد: در این جنگ، سپاه امیرالمؤمنین علیهالسلام در آستانه پیروزی قرار داشت و مالک اشتر به خیمه معاویه نزدیک شده بود؛ اما برخی افراد در سپاه امام، از جمله اشعث و شبث بن ربعی، با طرح نگرانیهایی درباره کشتهشدن مردان، اسارت خانوادهها و پیامدهای جنگ، در ادامه نبرد تردید ایجاد کردند.
وی افزود: معاویه از این وضعیت بهره برد و با ایجاد رعب و وحشت، فریب و تطمیع برخی افراد، توانست مسیر جنگ را تغییر دهد. اشعث نیز که بنا بر نقلهای تاریخی از سوی امام صادق علیهالسلام به تهدید امیرالمؤمنین علیهالسلام متهم شده است، در شمار افرادی قرار گرفت که در این روند نقش داشتند.
این استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: جنگی که سپاه امیرالمؤمنین علیهالسلام در آن دست بالا را داشت، به مذاکره و حکمیت کشیده شد. بهجای آنکه پیروزی نظامی به نتیجه مطلوب برسد، روند جنگ بهگونهای تغییر کرد که معاویه توانست از شرایط پیشآمده بهرهبرداری کند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به این تجربه تاریخی گفت: گاهی دشمن هنگامی که در میدان نبرد به نتیجه نمیرسد، با استفاده از نفوذیها، ایجاد ترس، تطمیع و تحریک اختلافات داخلی تلاش میکند نتیجه میدان را تغییر دهد؛ بنابراین، در ارزیابی شرایط جنگی نباید از نقش نیروهای داخلی که با تصمیمهای خود زمینه بهرهبرداری دشمن را فراهم میکنند، غفلت کرد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری افزود: امیرالمؤمنین علیهالسلام برای بازگرداندن برخی افراد به مسیر درست تلاش کرد و با تبیین ماهیت معاویه و جبهه مقابل، آنان را به ایستادگی فراخواند؛ اما همه افراد به این هشدارها توجه نکردند و بخشی از همین اختلافات، زمینه شکلگیری جریان خوارج را فراهم ساخت.
غارتهای معاویه؛ تلاش برای تبدیل سرزمین حکومت امام علی علیهالسلام به سرزمین سوخته
وی یکی دیگر از اقدامات معاویه را تضعیف اقتصادی و امنیتی سرزمینهای تحت حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام و ایجاد ناامنی از طریق حملات و غارتها دانست و گفت: در کتاب «غارتهای معاویه» نوشته مرحوم ثقفی، نمونههایی از این اقدامات و پیامدهای آنها ثبت شده است.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به محتوای این کتاب اظهار کرد: در این اثر، اقدامات فرماندهانی شرح داده شده است که معاویه برای ایجاد آشوب، ناامنی و تضعیف حکومت امام به مناطق مختلف اعزام میکرد. از جمله این افراد، بسر بن ابیارطاة و دیگر فرماندهان نظامی بودند که مأموریت داشتند با ایجاد فتنه و حمله به مناطق تحت حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام، زمینه سقوط حکومت ایشان را فراهم کنند.
وی افزود: در این عملیاتها، هدف صرفاً تصرف یک منطقه نبود؛ بلکه ایجاد ترس، از میان بردن امنیت مردم، وادارکردن نیروهای وفادار به امام به عقبنشینی و سوقدادن آنان به سمت معاویه دنبال میشد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید گفت: در این اثر از دو نوع هجرت سخن به میان آمده است؛ هجرت از شرک و کفر به اسلام در عصر پیامبرصلیاللهعلیهوآله و هجرت معکوس از جبهه امیرالمؤمنین علیهالسلام به سوی معاویه؛ حرکتی که در اثر رعب، وحشت و تطمیع برخی افراد شکل گرفت.
وی ادامه داد: در نتیجه این اقدامات، مناطق متعددی از سرزمینهای تحت حکومت امام علی علیهالسلام به تصرف نیروهای معاویه درآمد و بسیاری از دوستداران امیرالمؤمنین علیهالسلام در معرض حمله و کشتار قرار گرفتند.
این استاد حوزه علمیه قم با توصیه به مطالعه کتاب «غارتهای معاویه» خاطرنشان کرد: این کتاب از منابعی است که برای شناخت حوادث تاریخی اهمیت دارد و مطالعه آن، بهویژه برای نسل جوان، میتواند به درک بهتر شیوههای دشمن در ایجاد ناامنی، تضعیف حکومت و بهرهبرداری از اختلافات داخلی کمک کند. نسخههای خلاصهشده و صوتی این کتاب نیز در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در برابر عقبنشینی و سستی ایستادگی کرد
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به واپسین سالهای حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام اظهار کرد: در این دوره، بخشهای گستردهای از سرزمینهای اسلامی با حملات معاویه مواجه شد و شهرهای متعددی از کنترل حکومت امام خارج شد. در این شرایط، امیرالمؤمنین علیهالسلام بارها مردم را به جهاد و دفاع فراخواند و با خطبههای خود تلاش کرد روحیه مقاومت را در جامعه زنده نگه دارد.
وی افزود: در نهجالبلاغه، خطبههای متعددی درباره جهاد، ضرورت ایستادگی و سرزنش سستی و بهانهجویی ثبت شده است. برخی افراد با بهانههایی مانند دشواری مسیر، دوری راه و نگرانی از پیامدهای جنگ، از حضور در میدان خودداری میکردند؛ همانگونه که در برخی مقاطع صدر اسلام نیز گروهی برای فرار از مسئولیت، عذرهای مختلف مطرح میکردند.
این استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: امیرالمؤمنین علیهالسلام با آگاهیبخشی به جوانان تلاش کرد آنان را برای دفاع از سرزمینهای اسلامی آماده کند. نیروهایی که با این روشنگریها به میدان آمدند، در بازپسگیری برخی مناطق و بازسازی سرزمینهای آسیبدیده نقش ایفا کردند.
وی با تأکید بر ضرورت حفظ روحیه دفاع گفت: حتی در شرایطی که بخشهایی از سرزمین تحت حمله قرار گرفته و زیرساختها و شهرها آسیب دیدهاند، نباید روحیه دفاع و مقاومت را از دست داد. حفظ امنیت و آبادانی کشور، نیازمند ایستادگی در برابر دشمن و مشارکت مردم در دفاع از سرزمین است.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به ماههای پایانی عمر امیرالمؤمنین علیهالسلام اظهار کرد: در آن دوران، درگیریها پایان نیافته بود و معاویه همچنان برای گسترش سلطه خود تلاش میکرد. امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام نیز در این دوره در رفتوآمد و همراهی با تحولات بودند و در نهایت، توطئههایی که با استفاده از اختلافات و جریانهای مخالف شکل گرفته بود، به شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام انجامید.
آمریکا تغییر نکرده است
وی با تطبیق تجربه بنیامیه با سیاستهای آمریکا اظهار کرد: پس از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام، معاویه در دوران امام حسن مجتبی علیهالسلام نیز همان سیاستهای پیشین را ادامه داد. غارت، ایجاد ناامنی، بهرهبرداری از اختلافات و تلاش برای تغییر نگرش مردم نسبت به اهلبیت(ع)، همچنان در دستور کار این جریان قرار داشت.
استاد حوزه علمیه قم افزود: در مناسبات امروز نیز نباید تصور کرد که تغییر دولتها در آمریکا به معنای تغییر ماهیت سیاستهای سلطهگرانه این کشور است. تفاوت میان دولتهای جمهوریخواه و دموکرات، به معنای پایان دشمنی با ملت ایران نیست، زیرا ممکن است شیوهها و تاکتیکها تغییر کند، اما اهداف اصلی و رویکردهای خصمانه استمرار یابد.
وی تصریح کرد: امید بستن به اینکه صرفاً با روی کار آمدن یک حزب سیاسی در آمریکا، روابط بهطور بنیادین تغییر میکند و سیاستهای خصمانه پایان مییابد، با تجربه تاریخی سازگار نیست. همانگونه که بنیامیه در دورههای مختلف از روشهای گوناگون برای تضعیف جبهه حق استفاده میکرد، قدرتهای معاصر نیز متناسب با شرایط، ابزارهای متفاوتی را به کار میگیرند.
سیاست سازمانیافته برای تخریب جایگاه اهلبیت(ع)
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به اقدامات معاویه در دوران امام حسن مجتبی علیهالسلام اظهار کرد: یکی دیگر از سیاستهای معاویه، گسترش تبلیغات ضد اهلبیت(ع) و ترویج لعن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بود. در گزارشهای تاریخی، از اختصاص برخی مساجد در بصره به این اقدامات یاد شده است؛ فضایی که در آن نهتنها امیرالمؤمنین علیهالسلام، بلکه امام حسن علیهالسلام، امام حسین علیهالسلام، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام، سلمان فارسی، ابوذر غفاری و مقداد نیز هدف اهانت قرار میگرفتند.
وی افزود: این اقدامات نشان میدهد که سیاست معاویه صرفاً به رقابت سیاسی محدود نبود، بلکه تخریب جایگاه معنوی و اجتماعی اهلبیت(ع) را نیز دنبال میکرد. در همین زمینه، از شروط صلح امام حسن مجتبی علیهالسلام نیز جلوگیری از لعن امیرالمؤمنین علیهالسلام در قنوت نمازها و پایاندادن به این رویه یاد شده است.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به استفاده از افراد متغیرالموضع در سیاستهای معاویه گفت: شبث بن ربعی از نمونههای تاریخی این وضعیت است؛ فردی که در مقاطع مختلف تاریخ اسلام، مواضع متفاوتی اتخاذ کرد، در جنگ صفین حضور داشت، در دوره امام حسن علیهالسلام نیز در تحولات سیاسی نقش ایفا کرد و در نهایت، در جریان کربلا در جبهه مقابل امام حسین علیهالسلام قرار گرفت.
وی ادامه داد: شبث بن ربعی در دوره امام حسین علیهالسلام از جمله افرادی بود که برای ایشان نامه نوشت و از حضور امام در کوفه حمایت کرد؛ اما پس از ایجاد فضای رعب و وحشت و فشارهای عبیدالله بن زیاد، مسیر خود را تغییر داد و در جبهه مقابل امام قرار گرفت. پس از شهادت امام حسین علیهالسلام نیز از اقداماتی سخن گفته شده است که در راستای اعلام همراهی با حکومت وقت صورت گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری تأکید کرد: این نمونه تاریخی، اهمیت شناخت چهرههای دوگانه و جریانهایی را نشان میدهد که ممکن است در مقطعی شعار حمایت از جبهه حق سر دهند، اما در بزنگاههای حساس، در مسیر دیگری حرکت کنند.
تغییر مواضع سیاسی؛ از حمایت از انقلاب تا همراهی با جریانهای مخالف
وی با اشاره به تغییر مواضع برخی چهرهها در تحولات معاصر اظهار کرد: افرادی در دورهای در جبهه انقلاب حضور داشتند، از آرمانهای امام خمینی(ره) دفاع میکردند و در برابر برخی جریانهای سیاسی موضع میگرفتند، اما بعدها در مسیر دیگری قرار گرفتند.
استاد حوزه علمیه قم افزود: در این چارچوب، به نمونههایی از فعالیتهای سیاسی گذشته برخی افراد و تغییر مواضع آنان در فتنه سال ۱۳۸۸ و حوادث پس از آن اشاره میشود. همچنین جریانهایی وجود داشتهاند که در دورهای با شعارهای انقلابی فعالیت میکردند، اما بعدها مواضعی اتخاذ کردند که در عمل به سود مخالفان نظام و دشمنان خارجی تمام شد.
وی با اشاره به نقش جریانهای فکری و رسانهای در تغییر جهتگیری برخی افراد گفت: محافلی که از طریق تولید محتوا، انتشار نشریات و فعالیتهای فرهنگی، بهتدریج زمینه فاصلهگرفتن افراد از مبانی پیشین خود را فراهم میکنند، باید مورد توجه قرار گیرند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری افزود: در مقاطع مختلف، ادعاهایی درباره حمایت مالی خارجی از برخی جریانهای فکری و سیاسی در فضای رسانهای مطرح شده است. این موضوعات، ضرورت هوشیاری در برابر نفوذ، شناخت پشتصحنه فعالیتهای سیاسی و بررسی نسبت جریانهای داخلی با اهداف قدرتهای خارجی را برجسته میکند.
امام حسن مجتبی علیهالسلام؛ صلح مقتدرانه در شرایط تحمیلشده
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به صلح امام حسن مجتبی علیهالسلام اظهار کرد: این صلح در شرایطی شکل گرفت که معاویه با بهرهگیری از نفوذ، تطمیع و ایجاد اختلاف در میان نیروهای امام، موقعیت حکومت ایشان را تضعیف کرده بود.
وی افزود: بخشی از اشراف کوفه در شرایطی قرار داشتند که احتمال خیانت و حتی اقدام علیه جان امام حسن علیهالسلام وجود داشت. در چنین فضایی، امام با شرایطی دشوار مواجه بود و ادامه جنگ میتوانست به اسارت و تحقیر ایشان و آسیب بیشتر به نیروهای وفادار منجر شود.
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: امام حسن علیهالسلام با درنظرگرفتن این شرایط، صلح را پذیرفتند؛ اما این تصمیم به معنای تأیید معاویه یا چشمپوشی از اصول نبود. صلحی که بر امام تحمیل شد، با ملاحظات و شروطی همراه بود که هدف آن حفظ عزت اسلام، صیانت از جان شیعیان و جلوگیری از سوءاستفاده بیشتر دشمن بود.
وی ادامه داد: در این الگو، صلح به معنای تسلیم نبود، بلکه تصمیمی متناسب با شرایط برای حفظ مصالح اساسی جبهه حق به شمار میرفت. امام حسن علیهالسلام در مواجهه با معاویه تلاش کردند تا جایی که امکان دارد، از حقوق پیروان خود دفاع کنند و اجازه ندهند طرف مقابل بدون قیدوشرط به اهدافش برسد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به گزارشهای تاریخی درباره امنیت جان و مال پیروان اهلبیت(ع) گفت: در برخی نقلها، از نامهنگاریهایی برای پیگیری وضعیت شیعیانی یاد شده است که پس از صلح با خطر مواجه بودند. هنگامی که یکی از شیعیان در کوفه با خطر روبهرو شد و اموالش در معرض تعرض قرار گرفت، موضوع به امام حسن علیهالسلام منتقل شد و ایشان برای پیگیری وضعیت او اقدام کردند.
وی افزود: این نمونهها نشان میدهد که صیانت از جان و مال مردم، از دغدغههای اساسی امام در مواجهه با شرایط پس از صلح بود؛ هرچند عملکرد خواص و کسانی که در لحظات حساس از حمایت جبهه حق خودداری کردند نیز در شکلگیری این وضعیت مؤثر بود.
نقش خواص در سرنوشت جبهه حق
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به عملکرد برخی خواص در صدر اسلام اظهار کرد: کسانی که میتوانستند در کنار امام حسن علیهالسلام بمانند و از ایشان حمایت کنند، در مواردی به دلایل مختلف از این مسئولیت شانه خالی کردند. در تحولات بعدی نیز برخی افراد در واقعه کربلا حضور نیافتند و از همراهی با امام حسین علیهالسلام بازماندند.
وی افزود: در لحظات سرنوشتساز، تنها وجود رهبر حق کافی نیست؛ همراهی خواص و حضور مردم نیز در تعیین نتیجه تحولات نقش دارد. هنگامی که خواص و عموم مردم در کنار جبهه حق قرار نگیرند، دشمن فرصت بیشتری برای نفوذ، تسلط و پیشبرد اهداف خود پیدا میکند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری تأکید کرد: در چنین شرایطی، دشمن میتواند با استفاده از اختلافات داخلی، زمینه تضعیف کشور و حتی تجزیه سرزمین را فراهم کند؛ ازاینرو، حفظ انسجام ملی و حمایت از جبهه دفاعی کشور از ضرورتهای اساسی مقابله با تهدیدهای خارجی است.
قیام امام حسین علیهالسلام؛ احیای روحیه مقاومت در برابر حکومت یزید
وی با اشاره به زمینههای قیام امام حسین علیهالسلام اظهار کرد: این قیام در شرایطی شکل گرفت که جامعه اسلامی با ضعف روحیه مقاومت و کاهش آمادگی برای ایستادگی در برابر انحراف مواجه شده بود. در دوران معاویه، زمینههای اعتراض و مخالفت با حکومت وجود داشت، اما شرایط اجتماعی و سیاسی برای یک قیام فراگیر فراهم نبود.
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: با روی کار آمدن یزید، شرایط تغییر کرد و زمینه برای قیام امام حسین علیهالسلام فراهم شد. یکی از عوامل مهم در این تحول، ضرورت احیای روحیه انقلابی و بازگرداندن جامعه به مسیر مقاومت در برابر انحراف بود.
وی افزود: واقعه کربلا تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه حرکتی برای زندهکردن روحیه ایثار، شهادتطلبی و مقابله با سلطه و انحراف به شمار میرفت. پس از این واقعه نیز افرادی مانند مختار ثقفی و سلیمان بن صرد در مقاطع بعدی قیام کردند و بخشی از جامعه که پیشتر از همراهی با جبهه حق بازمانده بود، دوباره به مسیر اعتراض و مقاومت بازگشت.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به اهمیت دفاع مقدس در احیای روحیه ایثار و شهادت گفت: هنگامی که رهبر شهید انقلاب از دوران هشتساله دفاع مقدس بهعنوان نعمتی برای جامعه یاد میکردند، یکی از ابعاد این نگاه، احیای روحیه ایثار، فداکاری و آمادگی برای دفاع از کشور بود.
وی با اشاره به موضع امام حسین علیهالسلام در برابر حکومت یزید اظهار کرد: امام حسین علیهالسلام با قیام خود نشان دادند که در برابر انحرافی که اساس دین را تهدید میکند، نمیتوان به سکوت و سازش بسنده کرد. سخن ایشان درباره خطر حاکمیت یزید، هشداری درباره پیامدهای سلطه جریانی بود که با مبانی اسلام فاصله داشت.
حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام؛ الگوی دفاع از ولایت و ایستادگی در برابر انحراف
حجتالاسلام والمسلمین یاوری در ادامه با اشاره به جایگاه حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از ولایت اظهار کرد: حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام الگویی اساسی برای دفاع از ولایت و مقابله با انحراف هستند. پس از رحلت پیامبر اسلامصلیاللهعلیهوآله، هنگامی که برای گرفتن بیعت از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به خانه ایشان مراجعه شد، تلاشهایی برای تغییر مسیر حوادث صورت گرفت؛ اما حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از ولایت ایستادگی کردند.
وی افزود: پس از ماجرای فدک، حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد حاضر شدند و خطبهای ایراد کردند که موضوع آن تنها فدک نبود، بلکه دفاع از جایگاه پیامبرصلیاللهعلیهوآله، تبیین مبانی دین و دفاع از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام را نیز در بر میگرفت.
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: خطبه فدکیه ابعاد گستردهای از معارف دینی، جایگاه اهلبیت(ع) و ضرورت پایبندی جامعه به مسیر پیامبرصلیاللهعلیهوآله را تبیین میکند. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام با سخنان خود تلاش کردند جامعه را نسبت به پیامدهای انحراف و کنارگذاشتن ولایت آگاه سازند.
وی ادامه داد: حضرت زهرا علیهاالسلام از فرصتهای موجود برای مطالبه حق و روشنگری استفاده کردند و به سراغ انصار و مهاجر رفتند تا آنان را نسبت به مسئولیت خود در قبال تحولات پس از رحلت پیامبرصلیاللهعلیهوآله آگاه کنند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری در پایان تأکید کرد: سیره حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نشان میدهد که دفاع از ولایت، روشنگری درباره انحرافها و ایستادگی در برابر جریانهای مخالف جبهه حق، وظیفهای مقطعی و محدود به یک دوره تاریخی نیست، بلکه الگویی ماندگار برای شناخت دشمن، حفظ ارزشها و مقابله با سلطه به شمار میرود.
