این روزها، تعداد آثار ضعیف سینمای هالیوود در ژانر اکشن، که به دلیل کمتجربگی فیلماولیها به اکران رسیدهاند، بیش از گذشته بوده و هر بار نیز، به بیتوجهی آنها به استانداردهای سینمای هالیوود افزوده میشود. این فیلمها، که بعضاً با حضور یک بازیگر، طرفداران را ترغیب به تماشا کردهاند، بیشتر به کپیهایی ناقص، از آثار موفق شبیه هستند تا یک نسخه که ماهیتی مستقل داشته و دارای ارزشهای سینمایی است. فیلم سینمایی The Weight، ساختهی پادریک مککینلی که پنجمین حضور او در مسند کارگردان به شمار میآید نیز، به چنین وضعیتی دچار شده است. در این متن به نقد و بررسی این اثر خواهیم پرداخت.
فیلمنامهی ساده و کمرمق که غرق در کلیشه است
داستان اثر، نوید یک درام اکشن جذاب را به بیننده میدهد. یک کهنهسرباز جنگزده استخدام میشود تا به قاچاق طلا از بیابانهای صعبالعبور کمک کند. این خلاصه، چنانچه با خلق موقعیتهای دراماتیک و شخصیتپردازی درست همراه میشد، قطعاً میتوانست به جایگاهی قابلتوجه در میان آثار اکشن دست پیدا کند. فیلمنامهی The Weight، توسط متیو بوی و شلبی گینز نوشته شده است. همین ابتدا باید گفت، نویسندگان اثر، پیش از ورود به این پروژه، هیچ دستاورد چشمگیری نداشته و عموم فیلمهایی که توسط آنها طراحی و ساخته شده، با شکست مواجه شدهاند. فیلم در این بخش، آلوده به سطحیترین کلیشههای سینماست. از جمله این کلیشهها، میتوان به یکسان بودن آغاز و پایان، محول کردن مأموریتی که پذیرش و عدم پذیرش آن با خطراتی همراه است، کهنهسرباز جنگ و یک کاراکتر منفی، که خود را مثبت و همراه با دیگران نشان میدهد، اشاره کرد. فیلمنامه در طول مسیر پردهی دوم خود نیز، عقیم و ناتوان است. گروه، با وجود تعدد مشکلات پیش آمده، که بیشتر شبیه به آثار کمیک هستند تا فجایع واقعی، به راحتی مسیر خود را میپیماید و تا لحظات پایانی، با هیچ چالش قابل توجه و جدی روبهرو نمیشود.
هشدار اسپویل
پس از ثبت گره اصلی، تحویل کیفهای پر از شمش طلا و آغاز مأموریت، نقش اصلی که مردی باهوش، اما ضعیف است، به یک همهفنحریف تبدیل شده و با این توجیه در سکانسهای نخستین، که او در گذشته هر کاری انجام داده است و تنها با نمایش جابهجایی سنگ و تعمیر خودرو توسط او، بهعنوان رهبر گروه حمل طلا مشکلات را یکی پس از دیگری حل میکند.
پایانبندی فیلمنامه نیز، خالی از اشکال نیست. با اینکه بخش آخر اثر، کماکان روندی منطقی پیش گرفته تا به سرانجام برسد، اما میزان بهرهگیری از کلیشهها در آن، به قدری زیاد است، که بخش پایانی را، برای مخاطب کاملاً قابل پیشبینی میکند. از شکست دشمنان تا زندگی آرام افراد و موفقیت کاراکتر اصلی، همگی فرمولهای نخنمایی هستند که پیش از این، در تعداد زیادی از فیلمهای اکشن دیده شده و از این پس، دیگر توان همراهسازی تماشاگر با خود را ندارند. به نظر میرسد بوی و گینز، ایدهای برای اتمام فیلمنامه نداشته و از این جهت، چنین پایانی را برگزیدهاند.
کارگردانی فیلم؛ یک لقمهی بسیار بزرگتر از دهان
یکی از این شباهتها که از لحاظ زمانی، به فیلم نزدیک است، سکانس گیر افتادن شخصیت ساموئل مورفی، با بازی ایتن هاوک در آب است. حرکات دوربین، قابهای Medium و Close-up در هنگام مواجهه با کاراکتر و مشکل او، شباهت زیادی به فیلم سینمایی War Machine، ساختهی پاتریک هیوز دارند. اینکه آیا هیوز برای این موقعیت از فیلم خود، اثر دیگری را بهعنوان منبع قرار داده یا خیر، بحث دیگری است که میتوان دربارهی آن، به صورت جداگانه سخن گفت؛ اما این نکته، که مککینلی تا این حد، خود را به همانندی با دیگر فیلمهای اکشن مشغول کرده، ضعفی است که امکان چشمپوشی از آن وجود ندارد.
بیش از این، مطلب مهمی دربارهی کارگردانی وجود ندارد و تنها این جمله را میتوان گفت که The Weight، برای پادریک مککینلی، لقمهای بزرگتر از دهان بوده و او نتوانسته از عهدهی آن برآید؛ نتیجه، اثری است که به جای انسجام بصری، به تکههای پراکندهای از آثار دیگر شباهت دارد.
بازیگران فیلم، ترکیبی میان خوب و بد که عالی نیست
کست The Weight را بازیگرانی چون ایتن هاوک، راسل کرو، جولیا جونز، آستین آمیلو و آوی بری تشکیل دادهاند. ایتن هاوک، که پیش از این، با نقشآفرینی در آثاری چون Training Day و Before Sunrise به شهرت رسیده بود، در جدیدترین حضور خود، به طرز نامناسبی، هیچ کنشی ندارد. حرکات بدن و میمیک صورت هاوک، در ساختهی مککینلی، به قدری ابتدایی هستند که حتی توان نمایش سادهترین احساسات را نداشته و صرفاً به بالا انداختن ابرو و یا باز بودن دهان از تعجب محدود شدهاند.
ایتن حتی در برقراری ارتباط با آوی بری، در نقش دخترش نیز، ناتوان است. در طول گفتگوی ساموئل با پنی، هم در خودرو و هم در بازداشتگاه، به هیچ عنوان حس پدری در هاوک دیده نمیشود و بیش از این، شاهد چیزی شبیه به روخوانی دیالوگها، از روی فیلمنامه هستیم. البته، نباید بد بودن بازی بری را نادیده گرفت. آوی بری هم، در سکانس بازداشت مورفی، واکنش قابل قبولی از خود بروز نداد.
در کنار هاوک، راسل کرو به ایفای نقش میپردازد. کرو، که سال گذشته بهخاطر حضور در آثاری چون The Get Out و Unabomber، مورد تخریب منتقدان، پس از سالهای درخشش خود در Gladiator و A Beautiful Mind واقع شده بود، اینبار از The Get Out نیز، به مراتب عقبتر است. واکنشهای بیربط به موقعیتها، ناتوانی از انتقال احساسات از طریق میمیک صورت و تصنعی بودن رفتار او، بهعنوان سرپرست اردوگاه کار اجباری، صرفاً با تکیه بر کلیشههای این نقش، از نکاتی هستند که بازی او را سطحی، بسیار نازل و کاملاً غیرقابلتحمل میکنند. واضح است که راسل کرو، هیچگونه اشرافی بر نقش محول شده نداشته است. سایر بازیگران نیز، عملکردی تیپیکال داشتهاند و چیزی بیش از این، در حضور آنها به چشم نمیخورد.
الک نیومن، تنها بازی قابل قبول The Weight را از خود به نمایش گذاشته است. او، در نقش جورج تاگرت، مسئول معدن طلا، علاوه بر تسلط خود به طنین صدا در بیان دیالوگها، با افزودن تیک عصبی و حرکات بدنی متناسب با موقعیت کاراکتر، نقش تاگرت را بیش از سایرین، به واقعیت نزدیک میکند.
تصویربرداری، تدوین و موسیقی؛ سرشار از تهی
در کنار ضعفهای محتوایی، بخشهای فنی اثر نیز نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند. ماتئو کوکو، تصویربرداری اثر را برعهده دارد. میتوان تنها نقطه قوت کوکو را، تغییر حالت تصویربرداری با توجه به وضعیت کاراکترها ذکر کرد. دوربین ماتئو در موقعیتهایی که افراد، نشسته یا مشغول استراحت هستند، حالت Static shot به خود گرفته و با آغاز تشویش در سکانس، به Hand-held تغییر کرده و با لرزشها، بر شدت این تعلیق میافزاید. با عبور از این نکته، تصویربرداری The Weight، هیچ خلاقیتی از خود بروز نداده و آنچه باقی میماند، تنها رونوشتی از فیلمهای مطرح هالیوود است. در کنار کوکو، متیو وولی و پادریک مککینلی، کارگردان اثر، بهعنوان تدوینگران این فیلم، حرفی برای گفتن ندارند. تدوین، بدون هیچ دلیلی، در اکثر سکانسها، از یک الگوی واحد پیروی میکند و آن هم کات به سکانس، ترنزیشنهای ساده و یک Fade به سیاهی است. این میزان از تکرار، باعث انصراف بیننده از تماشای اثر میشود.
موسیقی متن در The Weight حضور کمرنگی دارد. لاتام و شلبی گینز، آهنگسازان اثر، در بیش از نیمی از فیلم، موسیقی خاصی در نظر نگرفته و آنچه شنیده میشود، افکتهای صوتی حاصل از اتفاقات رخ داده در سکانس است. موسیقی تنها در موقعیتهای دارای تعلیق، آنهم به شکلی ساده و با استفادهی حداقلی از سازهای زهی و همچنین در اختتامیه به گوش میرسد. گرچه بر نبود موسیقی، ایرادی وارد نیست؛ اما فقدان آن در لحظات دراماتیک، با توجه به ایرادهای گوناگون در تصویر، دکوپاژ و بازیگردانی، ضعفهای فیلم را، بیش از پیش نمایان میسازد.
با بررسی تمامی این بخشها، میتوان نتیجه گرفت که The Weight، مصداقی بارز از یک فاجعهی طنزآمیز در میان آثار اکشن است. فیلمی که با تکیه بر حضور ستارگان هالیوود چون ایتن هاوک و راسل کرو، تلاش کرد تا جایگاهی در این ژانر بیابد، اما در تمام بخشهای کلیدی، ناکام ماند. از فیلمنامه، که به جای خلق موقعیت به کلیشههای نخنما شده بسنده کرده، گرفته تا کارگردانی که فاقد هویتی مستقل است و صرفاً به تقلیدی ناقص پرداخته. حتی نقاط قوت پراکندهی اثر، همچون تصویربرداری متفاوت کوکو و بازی برخی هنرپیشگان نیز، نتوانستهاند پوششی بر ضعفهای بنیادین آن باشند.
مککینلی در پنجمین تجربهی خود بهعنوان کارگردان، ثابت کرد که ساخت یک فیلم اکشن، مطابق با استانداردها، فراتر از توان اوست و تلاش برای اجرای آن، تنها به ساخت فیلمی ختم شده که نه تماشاگر را با خود همراه میسازد و نه چیزی به ژانر اکشن بقا میافزاید.
نمرهی نویسنده به فیلم: ۳.۵ از ۱۰
