واشنگتن از ارتش لبنان خلع سلاح حزب‌الله را می‌خواهد، درحالی‌که اسرائیل همچنان این کشور را بمباران می‌کند و آمریکا با کنترل مسیر تسلیحاتی توان دفاع مستقل آن را محدود نگه داشته؛ معادله‌ای که حاکمیت لبنان را میان فشار خارجی و خطر انفجار داخلی داده است.

یک افسر ارشد ارتش لبنان در گفت‌وگویی اختصاصی با کرادل، از محدودیت‌های نهاد نظامی در پرونده سلاح حزب‌الله، تنش میان یرزه و بعبدا و نفوذ آمریکا سخن می‌گوید؛ نفوذی که از پایگاه‌ها و آموزش نظامی تا تصمیم‌گیری درباره تسلیحات ارتش لبنان امتداد دارد.

ارتش لبنان در میانه فشار آمریکا برای خلع سلاح حزب‌الله، حملات مستمر اسرائیل و بحران اقتصادی داخلی گرفتار شده است؛ نهادی که واشنگتن میلیاردها دلار تجهیزش کرده، اما به گفته این افسر ارشد، اختیار مستقل خرید تسلیحات راهبردی را ندارد.

خلع سلاح بدون اجماع؛ ارتش حاضر نیست وارد جنگ داخلی شود

پرونده خلع سلاح حزب‌الله به آزمونی برای انسجام ارتش لبنان تبدیل شده است؛ نهادی که باید تصمیم‌های دولت را اجرا کند، اما نمی‌خواهد به ابزار رویارویی با بخشی از جامعه لبنان تبدیل شود. یک افسر ارشد نیروهای مسلح لبنان در گفت‌وگویی اختصاصی با کرادل تأکید کرده است که ارتش درباره اصل، زمان و چگونگی خلع سلاح تصمیم‌گیر نیست و تنها در چارچوب قانون اساسی و دستورات مقام‌های سیاسی عمل می‌کند.

این افسر هشدار می‌دهد که تصمیم سیاسی، به‌خودی‌خود به معنای امکان اجرای نظامی آن نیست. به گفته او، خلع سلاح حزب‌الله بدون اجماع گسترده سیاسی و ملی می‌تواند صلح داخلی و وحدت ارتش را به خطر بیندازد. تجربه جنگ داخلی لبنان نیز همچنان بر محاسبات فرماندهان سایه انداخته است. از این منظر، مسئله فقط توان نظامی ارتش نیست؛ بلکه پیامدهای سیاسی و اجتماعی عملیاتی است که می‌تواند نظامیان را در برابر بخشی از شهروندان کشور قرار دهد.

واشنگتن و کنترل تسلیحات؛ وابستگی‌ فراتر از کمک مالی

وابستگی ارتش لبنان به آمریکا، یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های راهبردی این نهاد است. طبق ارقام مطرح‌شده در مصاحبه، واشنگتن از سال ۲۰۰۶ بیش از سه میلیارد دلار برای حمایت از ارتش لبنان هزینه کرده و تأمین تسلیحات، تجهیزات، آموزش و توسعه ظرفیت‌های نظامی آن را بر عهده داشته است. بااین‌حال، این کمک‌ها به معنای اختیار کامل بیروت در تعیین نیازهای دفاعی خود نیست.

سازوکار تأمین مالی آمریکا به واشنگتن اجازه می‌دهد بر نوع تسلیحات قابل‌دریافت ارتش تأثیر بگذارد. بالگردها، هواپیماهای سوپر توکانو، موشک‌های هلفایر، خودروهای زرهی و تجهیزات شناسایی، بخشی از این کمک‌ها بوده‌اند؛ تجهیزاتی که برای مقابله با تروریسم، کنترل مرزها و امنیت داخلی کاربرد دارند. اما ارتش همچنان از قابلیت‌های ضروری برای مقابله با برتری هوایی اسرائیل محروم است.

این تناقض، محدودیت اصلی سیاست تسلیحاتی آمریکا را آشکار می‌کند؛ واشنگتن از تقویت ارتش لبنان سخن می‌گوید، اما هم‌زمان بر حفظ برتری نظامی کیفی اسرائیل تأکید دارد. افسر لبنانی معتقد است ارتش برای دفاع مؤثر از کشور به پدافند هوایی، رادارهای هشدار زودهنگام، جنگ الکترونیک و سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته نیاز دارد؛ توانمندی‌هایی که در چارچوب کمک‌های فعلی در اختیار آن قرار نگرفته‌اند.

حضور آمریکا در پایگاه‌ها؛ مرز مبهم همکاری و حاکمیت

نفوذ واشنگتن تنها به تسلیحات محدود نیست. افسر ارشد لبنانی از حضور نیروهای آمریکایی در پایگاه‌های حمات و ریاق و روابط مستقیم نظامیان آمریکا با سطوح مختلف فرماندهی ارتش سخن می‌گوید. او همچنین مدعی است نیرویی در داخل ارتش، موسوم به «نیروی ضربتی»، از آمریکایی‌ها دستور می‌گیرد و کمک نقدی دریافت می‌کند؛ ادعاهایی که در این مصاحبه از سوی مقام‌های مستقل تأیید نشده‌اند.

در کنار این موارد، شبکه ارتباطی سفارت آمریکا، وابسته‌های نظامی و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) با ارتش لبنان، دامنه نفوذ واشنگتن را گسترش داده است. به گفته این افسر، «سرتیپ جورج صقر»، مدیر برنامه‌ریزی ارتش، در حال حاضر یکی از چهره‌های محوری این ارتباطات است.

چنین پیوندی پرسش مهمی درباره استقلال تصمیم‌گیری نظامی لبنان ایجاد می‌کند؛ ارتشی که برای تأمین تجهیزات، آموزش و توسعه توانمندی‌های خود به آمریکا وابسته است، تا چه اندازه می‌تواند راهبرد دفاعی مستقلی در برابر اسرائیل تدوین کند؟ این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که به گفته افسر مصاحبه‌شونده، حقوق ماهانه سربازان حدود ۳۰۰ دلار است؛ رقمی که توان ارتش برای حفظ آمادگی رزمی و تأمین نیازهای نیروهایش را نیز زیر سؤال می‌برد.

آتش‌بس بدون عقب‌نشینی اسرائیل؛ معادله‌ای یک‌طرفه

در جنوب لبنان، ارتش با تناقض دیگری مواجه است؛ از آن انتظار می‌رود حضور دولت را گسترش دهد و مسئولیت امنیتی مناطق بیشتری را بر عهده بگیرد، درحالی‌که حملات اسرائیل ادامه دارد و مواضعی از خاک لبنان همچنان در اشغال این کشور است. افسر لبنانی تأکید می‌کند که استقرار ارتش و اجرای تعهدات از سوی بیروت، بدون توقف حملات و عقب‌نشینی اسرائیل، نمی‌تواند به صلح پایدار منجر شود.

این وضعیت، فشار برای خلع سلاح حزب‌الله را نیز پیچیده‌تر می‌کند. از یک سو، دولت باید اقتدار خود را گسترش دهد؛ از سوی دیگر، ادامه تهدیدهای نظامی اسرائیل، پرسش درباره توانایی ارتش برای حفاظت از کشور را زنده نگه می‌دارد. در چنین شرایطی، خلع سلاح اجباری می‌تواند ارتش را با خطر درگیری داخلی روبه‌رو کند، بی‌آنکه تضمینی برای پایان حملات خارجی وجود داشته باشد.

مسئله لبنان در نهایت فراتر از رقابت بر سر سلاح است. تا زمانی که ارتش از توان دفاعی مستقل برخوردار نباشد، منابع مالی پایدار نداشته باشد و هم‌زمان با فشارهای خارجی و شکاف‌های داخلی مواجه باشد، سپردن مسئولیت انحصاری امنیت کشور به آن با محدودیت‌های جدی روبه‌رو خواهد بود. حاکمیت ملی صرفاً با صدور دستور خلع سلاح محقق نمی‌شود؛ این هدف به ارتشی نیاز دارد که هم توان دفاع از مرزها را داشته باشد و هم بتواند بدون تبدیل شدن به طرف یک منازعه داخلی، مأموریت خود را انجام دهد.