عربستان سعودی در شرایطی با بحرانهای امنیتی، اقتصادی و منطقهای روبهرو شده که محمد بنسلمان، ولیعهد و حاکم بالفعل این کشور، تلاش میکند چشمانداز بلندپروازانه خود برای تبدیل پادشاهی به قطب سرمایهگذاری، گردشگری و تجارت جهانی را پیش ببرد. اما تشدید حملات حوثیها، تردید درباره حمایت نظامی آمریکا و مشکلات طرحهای اقتصادی، همزمان چندین جبهه دشوار را پیش روی او قرار داده است.
به گزارش خبرفوری به نقل از اکونومیست، یکی از مهمترین مشکلات ریاض، تشدید درگیری با حوثیهای یمن است. آتشبسی که از سال ۲۰۲۲ به کاهش درگیریها کمک کرده بود، دیگر مانع مؤثری در برابر تشدید تنشها نیست. حملات موشکی و پهپادی حوثیها به زیرساختهای عربستان، بهویژه فرودگاه ریاض، نگرانیها درباره امنیت این کشور را افزایش داده است.
این تحولات برای دولتی که میخواهد عربستان را مقصدی امن برای گردشگران، سرمایهگذاران و شرکتهای بینالمللی معرفی کند، هزینهای فراتر از خسارت نظامی دارد. اختلال در پروازها، نگرانی درباره امنیت تأسیسات و احتمال گسترش حملات، میتواند اعتماد سرمایهگذاران را تضعیف کند.
حوثیها در سالهای گذشته نشان دادهاند که حتی زیر فشار حملات نظامی نیز توان ادامه جنگ را دارند. از این رو، برتری اقتصادی و تسلیحاتی عربستان لزوما به معنای دستیابی آسان به پیروزی نیست.
رؤیای اقتصادی در سایه ناامنی
بحران امنیتی در زمانی شدت گرفته که برنامه «چشمانداز ۲۰۳۰» با هدف کاهش وابستگی عربستان به نفت و گسترش بخشهای گردشگری، حملونقل و خدمات مالی به سرمایهگذاری گسترده نیاز دارد.
پروژههای بزرگ اقتصادی این کشور برای موفقیت به حضور شرکتهای خارجی، ورود گردشگران و اعتماد بازارهای جهانی وابستهاند. اما افزایش خطر حملات، برگزاری رویدادهای بینالمللی در ریاض و فعالیت شرکتها در این شهر را دشوارتر میکند. نگرانیهای امنیتی همچنین میتواند بر برنامه توسعه شرکت هواپیمایی جدید عربستان، «ریاض ایر»، و طرحهای مربوط به ایجاد یک مرکز مالی بینالمللی تأثیر بگذارد.
در همین حال، برخی پروژههای بزرگ با تأخیر و مشکلات اجرایی مواجه شدهاند و میزان سرمایهگذاری خارجی نیز با اهداف بلندپروازانه دولت فاصله دارد. چشمانداز اقتصادی دشوارتر، فشار بیشتری بر برنامههای بنسلمان وارد میکند؛ برنامههایی که قرار بود تصویری تازه از اقتصاد عربستان ارائه دهند.
آمریکا؛ متحدی که تضمین نمیدهد
یکی دیگر از چالشهای ریاض، میزان آمادگی دونالد ترامپ برای مداخله مستقیم نظامی است. بنسلمان در سالهای گذشته روابط نزدیکی با ترامپ و اطرافیان او برقرار کرده و با وعده سرمایهگذاریهای گسترده و خرید تسلیحات آمریکایی، به تقویت این مناسبات کمک کرده است.
با این حال، روابط شخصی و توافقهای اقتصادی الزاما به معنای تضمین حمایت نظامی در هر بحران نیست. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که درخواست عربستان برای افزایش مداخله نظامی آمریکا علیه حوثیها با احتیاط واشنگتن مواجه شده است.
این وضعیت برای ریاض اهمیت راهبردی دارد: عربستان برای حفظ امنیت خود به حمایت خارجی نیاز دارد، اما نمیتواند مطمئن باشد که متحدانش در هر شرایطی حاضر به ورود مستقیم به جنگ خواهند بود.
دو راه دشوار؛ جنگ یا مذاکره
عربستان اکنون با انتخابی پیچیده روبهرو است. ادامه عملیات نظامی ممکن است هزینههای امنیتی و اقتصادی را افزایش دهد، بدون آنکه شکست حوثیها را تضمین کند. تجربه حملات پیشین آمریکا، بریتانیا، اسرائیل و عربستان نیز نشان داده است که قدرت هوایی بهتنهایی برای از بین بردن توان نظامی این گروه کافی نیست.
راه دیگر، بازگشت به مذاکرات است؛ مسیری که میتواند به کاهش حملات کمک کند، اما احتمالا مستلزم امتیازهای مالی و سیاسی قابلتوجه خواهد بود. ریاض همچنین نگران است که عقبنشینی در شرایط فعلی، حوثیها را به طرح مطالبات بیشتر در آینده تشویق کند.
در مجموع، چالش اصلی محمد بنسلمان تنها مهار یک گروه مسلح در یمن نیست. او باید همزمان امنیت کشور، اعتبار بینالمللی عربستان و آینده برنامه اقتصادی خود را حفظ کند. تشدید بحران نشان داده است که تبدیل عربستان به قدرتی جهانی، علاوه بر منابع مالی و پروژههای عظیم، به ثبات منطقهای و تضمینهای امنیتی قابل اتکا نیز نیاز دارد.
