سه شکست در دوازده مسابقه، دو باخت خانگی و تیمی که در زمین کمتر نشانی از یک مدعی قهرمانی دارد. مهدی تارتار حالا باید پاسخ بدهد که سهم خودش از این روزهای پرسپولیس چقدر است. باخت مقابل فجرسپاسی تنها یک نتیجه بد نبود، نشانه‌ای از مشکلاتی بود که سرمربی سرخ‌پوشان هنوز راه‌حلی برای آنها پیدا نکرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مهدی تارتار بعد از شکست مقابل فجرسپاسی مسئولیت نتیجه را پذیرفت. جمله‌ای که در ظاهر نشان‌دهنده صداقت و مسئولیت‌پذیری یک سرمربی است، اما برای هواداران پرسپولیس که دومین شکست خانگی فصل را تماشا کرده‌اند، دیگر کافی نیست. پذیرش مسئولیت زمانی ارزش پیدا می‌کند که در زمین مسابقه نشانه‌ای از اصلاح اشتباهات دیده شود. در غیر این صورت، عذرخواهی بعد از هر شکست به تکراری‌ترین بخش نشست‌های خبری تبدیل خواهد شد.

پرسپولیس مقابل فجرسپاسی فقط سه امتیاز از دست نداد. تیم تارتار در مسابقه‌ای که برای حفظ موقعیتش در کورس قهرمانی اهمیت فراوانی داشت، از نظر تاکتیکی هم نتوانست پاسخ مناسبی به برنامه‌های حریف بدهد. فجرسپاسی با شناخت نقاط ضعف پرسپولیس، فرصت‌های خود را ساخت و از آنها استفاده کرد، اما در سوی مقابل، سرخ‌پوشان برای رسیدن به دروازه حریف بیش از اندازه به حرکات فردی و ارسال از جناحین وابسته بودند.

مشکل اصلی همین‌جاست. پرسپولیس پس از دوازده هفته هنوز در بسیاری از مقاطع مسابقات، برای باز کردن خطوط دفاعی حریف برنامه مشخص و قابل اتکایی ندارد. وقتی مسیرهای نفوذ بسته می‌شوند، سرعت گردش توپ پایین می‌آید و مهاجمان از جریان بازی خارج می‌شوند، انتظار می‌رود اثر تصمیمات سرمربی دیده شود. تغییر آرایش، جابه‌جایی نفرات یا اصلاح شیوه حمله باید شرایط مسابقه را تغییر بدهد. اما مقابل فجرسپاسی، حتی تغییرات نیمه دوم هم نتوانست آن تحول مورد انتظار را ایجاد کند.

البته تارتار بعد از مسابقه از مشکلات تیمش گفت. مصدومیت کنعانی‌زادگان، غیبت محمد خدابنده‌لو، تغییرات گسترده ترکیب و کم‌تجربگی برخی بازیکنان، بخشی از توضیحات او درباره شرایط پرسپولیس بود. مشکلاتی واقعی که نمی‌توان تأثیرشان را انکار کرد، اما پرسش این است که مگر وظیفه سرمربی چیزی جز پیدا کردن راه‌حل برای همین مشکلات است؟

قرار نیست هر مربی فقط زمانی موفق باشد که تمام بازیکنانش سالم، آماده و در بهترین شرایط قرار داشته باشند. هنر مربیگری دقیقاً زمانی به آزمون گذاشته می‌شود که برنامه اولیه جواب نمی‌دهد و شرایط برخلاف انتظار پیش می‌رود. پرسپولیس برای عبور از بحران مصدومیت‌ها به یک برنامه جایگزین احتیاج دارد، نه تکرار نام بازیکنان غایب پس از هر مسابقه.

تارتار در نشست خبری گفت که تیمش نسبت به فصل گذشته تغییرات زیادی داشته است. اما همین توضیح پرسش مهم‌تری ایجاد می‌کند. اگر ساختار تیم تا این اندازه تغییر کرده، چه برنامه‌ای برای هماهنگی نفرات جدید وجود داشته و چرا پس از دوازده مسابقه هنوز آثار این ناهماهنگی تا این حد آشکار است؟ آیا بازیکنان متناسب با نیازهای تاکتیکی انتخاب شده‌اند؟ آیا برای استفاده از نفرات جوان و پوشش ضعف‌های طبیعی آنها برنامه مشخصی وجود دارد؟ سهم سرمربی از روند آماده‌سازی و شکل‌گیری این ترکیب چیست؟

نمی‌توان تمام مسئولیت تغییرات فهرست را بدون اطلاع از جزئیات نقل‌وانتقالات متوجه تارتار دانست، اما او مسئول تیمی است که اکنون در زمین حضور دارد. وظیفه کادر فنی این است که از مجموعه موجود، ترکیبی هماهنگ و رقابتی بسازد. هوادار نیز حق دارد پس از گذشت نزدیک به یک‌سوم فصل، نشانه‌های روشنی از این هماهنگی ببیند.

مسئله دیگر، مدیریت جریان مسابقه است. پرسپولیس مقابل فجرسپاسی پس از دریافت گل دوم، برای تغییر نتیجه تلاش کرد، اما بخش زیادی از حملات این تیم به ارسال‌های متوالی و کم‌ثمر محدود شد. گل سرخ‌پوشان نیز با اشتباه بازیکن حریف به ثمر رسید. این اتفاق به‌تنهایی تمام عملکرد هجومی پرسپولیس را توضیح نمی‌دهد، اما نمی‌توان آن را نشانه موفقیت برنامه‌های تهاجمی تیم دانست.

تیمی با نام و امکانات پرسپولیس باید بتواند در برابر حریفی که از گل زده خود دفاع می‌کند، روش‌های مختلفی برای خلق موقعیت داشته باشد. استفاده از فضاهای بین خطوط، تغییر جهت حملات، بهره‌گیری از حرکت بدون توپ و ایجاد برتری عددی در مناطق هجومی، مسائلی هستند که انتظار می‌رود در تمرینات طراحی و در مسابقات اجرا شوند. وقتی تیم در لحظات دشوار به ساده‌ترین راه‌حل ممکن پناه می‌برد، نقد متوجه نیمکت خواهد بود.

در کنار تمام این مسائل، صحبت‌های تارتار درباره تأثیر شعارهای هواداران بر بازیکنان جوان نیز قابل تأمل است. طبیعی است که فشار سکوها بر عملکرد بازیکنان تأثیر بگذارد و هیچ‌کس نمی‌تواند توهین و تخریب شخصی را توجیه کند. اما پرسپولیس باشگاهی است که بازیکنان و مربیانش باید برای چنین فشارهایی آماده باشند.

هواداران پرسپولیس حق دارند از تیمشان انتظار داشته باشند. همان تماشاگرانی که برای پیروزی‌ها تشویق می‌کنند، در برابر شکست‌های تکراری نیز اعتراض خواهند کرد. سرمربی باید بتواند میان اعتراض طبیعی هوادار و فشاری که به عملکرد بازیکنان آسیب می‌زند، تفاوت بگذارد و مهم‌تر از آن، تیمش را برای مواجهه با چنین شرایطی آماده کند.

تارتار سال‌ها در فوتبال ایران مربیگری کرده و از نظر تجربه، چهره‌ای تازه‌وارد محسوب نمی‌شود. بنابراین انتظار از او بالاتر از مربی‌ای است که نخستین فصل حضورش در لیگ برتر را سپری می‌کند. او با شناخت فضای فوتبال ایران و آگاهی از حساسیت نیمکت پرسپولیس این مسئولیت را پذیرفته و طبیعتاً باید پاسخ‌گوی کیفیت تیمش نیز باشد.

اینکه مربی در نشست خبری از بازیکنانش حمایت کند، رفتاری قابل دفاع است، اما حمایت از بازیکن نباید جای تحلیل فنی شکست را بگیرد. وقتی پرسپولیس در خانه شکست می‌خورد، سرمربی باید توضیح بدهد چرا تیمش در ایجاد موقعیت مشکل داشته، چرا حریف توانسته از نقاط ضعف دفاعی استفاده کند و چرا تغییرات کادر فنی نتیجه لازم را نداشته است.

تارتار پیش از بازی فجرسپاسی تأکید کرده بود که پرسپولیس نباید غافلگیر شود. اما در جریان مسابقه، همین اتفاق رخ داد و تیمش نتوانست پاسخ مناسبی به عملکرد حریف بدهد. فاصله میان شناخت خطر پیش از مسابقه و ناتوانی در مقابله با آن، دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید درباره عملکرد فنی سرمربی بحث کرد.

هیچ‌کس انتظار ندارد پرسپولیس تمام مسابقاتش را ببرد. شکست بخشی از فوتبال است و حتی بهترین مربیان نیز با دوره‌های دشوار مواجه می‌شوند. اما میان شکست تیمی که برنامه دارد و با وجود اجرای آن نتیجه نمی‌گیرد، با شکست تیمی که در زمین برای پیدا کردن راه‌حل سرگردان است، تفاوت وجود دارد.

پرسپولیس در این مقطع بیش از هر چیز به یک هویت فنی روشن نیاز دارد. هوادار باید بداند تیمش با چه شیوه‌ای بازی می‌کند، چگونه موقعیت می‌سازد، چطور از دروازه خود دفاع می‌کند و وقتی برنامه اصلی جواب نمی‌دهد، چه راه دیگری در اختیار دارد. پاسخ این پرسش‌ها باید در عملکرد تیم دیده شود، نه صرفاً در توضیحات پس از مسابقه.

پرسپولیس هنوز نتوانسته در زمین به اندازه نام و انتظاراتی که از آن وجود دارد، اقتدار نشان بدهد آن هم در فصلی که بودجه و شرایطی بهتر از تمامی رقبای مدعی قهرمانی در اختیار داشته است. بازیکنان جوان اشتباه می‌کنند، مصدومیت اتفاق می‌افتد و گاهی داوری یا بدشانسی نیز در نتیجه اثر می‌گذارد. اما مسئولیت ایجاد نظم، هویت و آمادگی تاکتیکی برعهده سرمربی است.

حالا تعطیلات فیفادی فرصتی برای تارتار فراهم کرده تا مشکلات تیمش را بررسی کند. این بار اما انتظار هواداران چیزی فراتر از وعده تلاش بیشتر است. آنها می‌خواهند پس از تعطیلات، پرسپولیسی متفاوت ببینند. تیمی که برای پیروزی برنامه داشته باشد و در مواجهه با مشکلات، به جای سردرگمی، راه‌حل ارائه کند.

آقای تارتار، پرسپولیس محل آزمون و خطای بی‌پایان نیست. دوازده هفته فرصت کمی برای شناخت بازیکنان، ساختن ترکیب و مشخص کردن اصول بازی نیست. شما مسئولیت شکست را پذیرفته‌اید، اما حالا باید نشان بدهید توانایی اصلاح دلایل آن را هم دارید. در پرسپولیس، پذیرش مسئولیت با یک جمله در نشست خبری تمام نمی‌شود. مسئولیت واقعی از تمرین بعدی شروع می‌شود و نتیجه‌اش باید در زمین دیده شود.*