فهیمه رحیمی از نویسندگانی بود که نامش برای چند نسل از کتاب‌خوان‌های ایرانی با عشق، دلتنگی و خاطرات جوانی گره خورده است؛ نویسنده‌ای که با رمان‌های پرفروش خود به یکی از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات عامه‌پسند ایران تبدیل شد و سال‌ها مخاطبان پرشماری را به کتاب‌خواندن ترغیب کرد.

به گزارش دیروزبان، رحیمی در خرداد ۱۳۳۱ در خیابان شهباز تهران به دنیا آمد. او در ۱۷ سالگی ازدواج کرد و حاصل این زندگی مشترک، یک دختر و یک پسر بود. شاید کمتر کسی تصور می‌کرد دختری که از نوجوانی وارد زندگی مشترک شده بود، روزی به نویسنده‌ای تبدیل شود که آثارش بارها تجدید چاپ شوند و در کتاب‌فروشی‌ها مخاطبان فراوانی داشته باشند.

از یک انشا تا رمان‌های پرفروش

آغاز جدی علاقه رحیمی به نوشتن، به انشایی با عنوان «دلم برای پروانه می‌سوزد» بازمی‌گشت؛ نوشته‌ای که تشویق مادر و معلمش، انگیزه او را برای ادامه نوشتن بیشتر کرد. او بعدها با انتشار رمان «بازگشت به خوشبختی» به شهرت رسید و در ادامه، با روایت داستان‌های عاشقانه و شخصیت‌هایی که مخاطبان می‌توانستند با آن‌ها همذات‌پنداری کنند، جایگاه ویژه‌ای در میان خوانندگان پیدا کرد.

محبوبیت آثارش به اندازه‌ای بود که برخی کتاب‌های او بیش از ۱۰ بار تجدید چاپ شدند. رمان «پنجره» با ۳۳ بار چاپ و «اتوبوس» با ۲۷ بار چاپ، از آثار شاخص کارنامه او به شمار می‌روند. برخی خوانندگان نیز آن‌قدر با سرنوشت شخصیت‌های داستانی او ارتباط برقرار می‌کردند که رحیمی به درخواست آن‌ها، برای دو رمان خود دنباله نوشت تا پایان تلخ داستان‌ها تغییر کند.

6788

نویسنده‌ای که با الهام می‌نوشت

رحیمی درباره چرایی تمرکز بر داستان‌های عاشقانه گفته بود: «چون معتقد هستم خداوند خود عاشق‌ترین عاشق‌هاست و بدون عشق زندگی فناست.» او همچنین نوشتن را وابسته به لحظه‌های الهام می‌دانست؛ لحظه‌هایی که به گفته خودش، کلمات در ذهنش جان می‌گرفتند و او را به دنیایی تازه می‌بردند.

با وجود شهرت و فروش بالای کتاب‌هایش، گزارش‌ها حاکی است که او از برخی امکانات معمول زندگی، از جمله بیمه و خودروی شخصی، برخوردار نبود. این تضاد، تصویری متفاوت از زندگی نویسنده‌ای ارائه می‌دهد که آثارش مخاطبان گسترده‌ای داشت.

فهیمه رحیمی در سال ۱۳۹۲، در ۶۱ سالگی، بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان مهر تهران درگذشت؛ اما رمان‌هایش همچنان برای بسیاری یادآور روزهایی هستند که داستانی عاشقانه می‌توانست ساعت‌ها خواننده را از دنیای روزمره جدا کند. دختر او، بهاره شیرازی، نیز خوانندگان علاقه‌مند به زندگی و آثار این نویسنده را به مطالعه کتاب «از شوریدگی‌ها تا سرگشتگی‌ها» درباره پشت‌صحنه رمان‌های خاطره‌انگیزش دعوت کرده است.