لایه‌های رنگی معلق در یک بنای تاریخی یونان، با حرکت باد و تغییر نور، درک بازدیدکنندگان از فضا و معماری را دگرگون می‌کنند.

ترکیب رنگ و معماری در یک بنای تاریخی

کوینتسنس گروهی هنری مستقر در برلین و هانوفر است که توماس گرانزویِر و تومیسلاو توپیک آن را تشکیل می‌دهند. این دو هنرمند که پیشینه‌ای در هنر گرافیتی و طراحی گرافیک دارند، در آثار خود به رابطه میان رنگ، فضا و نحوه ادراک محیط توجه می‌کنند. آن‌ها اغلب مکان‌های متروکه یا بناهایی با پیشینه تاریخی را برای اجرای پروژه‌هایشان انتخاب می‌کنند و معماری موجود را بخشی فعال از اثر هنری می‌دانند.

این گروه در سال ۲۰۱۸ و در قالب پروژه هنر معاصر پاکسوس در یونان، ویرانه‌ای حدودا ۴۰۰ ساله را به بستری برای یک چیدمان رنگی تبدیل کرد. آن‌ها از پنل‌های توری استفاده کردند که با رنگ‌های اسپری‌شده در بیش از ۱۲۰ طیف پوشیده شده بودند. این پنل‌ها به‌صورت لایه‌هایی معلق در بخش‌های مختلف بنا قرار گرفتند و با فاصله گرفتن از یکدیگر، عمق بصری متفاوتی ایجاد کردند.

لایه‌هایی که فضا را تغییر می‌دهند

مواد به‌کاررفته در این اثر ساده‌اند: پارچه، رنگ و سیم. بااین‌حال، ترکیب این عناصر با ساختار سنگی بنا، تجربه‌ای پیچیده پدید می‌آورد. دیوارهای تاریخی همچنان پابرجا هستند، اما لایه‌های رنگی در برابر آن‌ها تصویری متغیر می‌سازند؛ تصویری که گاهی مرزهای ثابت ساختمان را محو می‌کند و گاهی دوباره آن‌ها را آشکار می‌سازد.

نقش باد و نور در شکل‌گیری اثر

یکی از ویژگی‌های اصلی این چیدمان، وابستگی آن به شرایط طبیعی محیط است. باد پنل‌های معلق را به حرکت درمی‌آورد و نور خورشید شدت رنگ‌ها را تغییر می‌دهد. در نتیجه، اثر در طول روز و با تغییر زاویه دید، ظاهر ثابتی ندارد.

این تغییرپذیری تضادی میان دو عنصر ایجاد می‌کند: ویرانه تاریخی نشانه‌ای از ماندگاری و گذر زمان است، درحالی‌که لایه‌های رنگی متحرک، ناپایداری و دگرگونی را به نمایش می‌گذارند. معماری سنگی و رنگ‌های شناور در کنار یکدیگر، فضایی می‌سازند که در آن مرز میان امر ثابت و متغیر چندان روشن نیست.

تصویر دیجیتال بدون صفحه‌نمایش

کوینتسنس در این پروژه، ظاهر تصاویر دیجیتال را مستقیما بازسازی نمی‌کند؛ بلکه منطق بصری آن‌ها را با مواد واقعی به محیط معماری می‌آورد. لایه‌بندی رنگ‌ها و شباهت آن‌ها به پیکسل‌ها یادآور تصاویر صفحه‌نمایش است، اما تجربه نهایی به حرکت بدن، فاصله، نور و شرایط محیطی وابسته می‌ماند.

این رویکرد پرسشی درباره شیوه تجربه تصاویر در دنیای امروز مطرح می‌کند: آیا می‌توان زبان بصری فرهنگ دیجیتال را بیرون از صفحه‌نمایش و با استفاده از مواد ساده بازآفرینی کرد؟ چیدمان کوینتسنس پاسخی فضایی به این پرسش می‌دهد و نشان می‌دهد که رنگ و حرکت می‌توانند بدون فناوری پیچیده، ادراک ما از محیط را تغییر دهند.

قرار گرفتن این اثر در دل بنایی تاریخی نیز به آن معنایی فراتر از تجربه بصری می‌بخشد. گذشته معماری در ساختار سنگی بنا باقی مانده است، اما لایه‌های رنگی تجربه‌ای معاصر به آن اضافه می‌کنند. حاصل کار، گفت‌وگویی میان تاریخ و هنر امروز است؛ گفت‌وگویی که در آن رنگ، هم ابزار بیان هنری است و هم عاملی برای بازتعریف فضا.