دشواری پیشبینی پاسخ تهران
با افزایش تنشها میان تهران و واشنگتن، یکی از پرسشهای اصلی این است که اگر دونالد ترامپ تصمیم بگیرد حملات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد، آیا ایالات متحده برای پیامدهای چنین اقدامی آمادگی دارد؟
به گزارش دیروزبان، نگرانی اصلی تنها به توان دفاعی ایران محدود نمیشود؛ بلکه دامنه پاسخ احتمالی تهران، امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه، مسیرهای انتقال انرژی و احتمال گسترش درگیری به کشورهای دیگر نیز مطرح است.
پاسخ ایران؛ فراتر از اهداف مستقیم آمریکا؟
در صورت وقوع حملهای گستردهتر، تهران ممکن است دامنه پاسخ خود را از اهداف مستقیم آمریکایی فراتر ببرد. در چنین سناریویی، پایگاههای نظامی، تأسیسات راهبردی و منافع آمریکا در منطقه میتوانند در معرض تهدید قرار گیرند. همچنین احتمال مشارکت گروههای همپیمان ایران در عراق، لبنان و یمن، نگرانیها درباره تبدیل یک رویارویی محدود به جنگی منطقهای را افزایش میدهد.
با این حال، گستره و شدت چنین پاسخی به ابعاد حمله احتمالی آمریکا، نوع اهداف انتخابشده و محاسبات سیاسی و نظامی تهران بستگی خواهد داشت.
تنگه هرمز؛ نقطه حساس اقتصاد جهانی
یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر در این معادله، تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی که بخش مهمی از تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند. هرگونه اختلال گسترده در کشتیرانی این منطقه میتواند هزینه حملونقل و بیمه کشتیها را افزایش دهد و بازار جهانی انرژی را با شوک تازهای روبهرو کند.
در نتیجه، حتی اگر حملات نظامی به محدوده جغرافیایی مشخصی محدود بمانند، پیامدهای اقتصادی آنها میتواند بسیار فراتر از خاورمیانه گسترش یابد. افزایش قیمت نفت و سوخت نیز میتواند فشار اقتصادی بر مصرفکنندگان و دولتهای واردکننده انرژی را تشدید کند.
هزینه سیاسی جنگ برای ترامپ
این مسئله برای دولت ترامپ اهمیت سیاسی نیز دارد. افزایش قیمت سوخت و انرژی میتواند فشار داخلی بر کاخ سفید را تشدید کند؛ بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا که قرار است سوم نوامبر ۲۰۲۶ برگزار شود.
اگر جنگ به افزایش طولانیمدت قیمت انرژی، اختلال در تجارت و هزینههای نظامی سنگین منجر شود، دولت آمریکا با پرسشهای بیشتری درباره اهداف، دستاوردها و هزینههای ادامه درگیری مواجه خواهد شد. به این ترتیب، پیامدهای اقتصادی جنگ ممکن است به عاملی تعیینکننده در محاسبات سیاسی واشنگتن تبدیل شود.
دشواری پیشبینی پاسخ تهران
یکی از چالشهای اصلی برای آمریکا، نامشخص بودن شکل و شدت پاسخ ایران است. تهران ممکن است حملهای محدود به اهداف نظامی آمریکا را با پاسخی کنترلشدهتر روبهرو کند؛ اما حملهای گسترده به زیرساختها یا تأسیسات راهبردی ایران میتواند محاسبات را تغییر دهد.
در چنین شرایطی، آمادگی آمریکا صرفاً با شمار جنگندهها، ناوها و سامانههای پدافندی سنجیده نمیشود. حفاظت از نیروها و پایگاههای منطقهای، امنیت کشتیرانی، مقابله با حملات موشکی و پهپادی و جلوگیری از گسترش جنگ به چند جبهه، همگی بخشی از این معادله هستند.
هرچه اهداف احتمالی بیشتر و جغرافیای درگیری گستردهتر شود، کنترل روند جنگ دشوارتر خواهد شد. حتی موفقیت در دفع بخشی از حملات نیز لزوماً به معنای جلوگیری از خسارات اقتصادی و سیاسی نیست.
آیا دیپلماسی هنوز فرصتی دارد؟
با وجود افزایش تهدیدها، مسیر دیپلماسی همچنان میتواند راهی برای جلوگیری از تشدید درگیری باشد. اختلاف بر سر پرونده هستهای، تضمینهای امنیتی و شرایط پایان رویارویی، از جمله مسائلی است که حلوفصل آنها میتواند بر محاسبات دو طرف تأثیر بگذارد.
تهران از یک سو بر آمادگی خود برای پاسخ به حمله احتمالی تأکید میکند و از سوی دیگر، هرگونه توافق را به شرایط موردنظر خود پیوند میزند. در مقابل، واشنگتن نیز باید میان افزایش فشار نظامی و خطر گسترش جنگ، دست به انتخاب بزند.
مسئله اصلی؛ توان حمله یا توان مهار پیامدها؟
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا آمریکا توان اجرای حملهای دیگر را دارد یا نه؛ مسئله این است که آیا واشنگتن میتواند پیامدهای قابل پیشبینی و غیرقابل پیشبینی آن را مهار کند.
حملهای که با هدف افزایش فشار بر تهران آغاز شود، ممکن است به گسترش درگیری، اختلال در بازار انرژی و افزایش هزینههای سیاسی و نظامی برای دولت آمریکا منجر شود. تا زمانی که دو طرف درباره شرایط پایان بحران به توافق نرسیدهاند، خطر محاسبه اشتباه و بازگشت به درگیری گسترده همچنان پابرجاست.
