هنوز آفتاب سیزدهم آبان ۱۳۴۳ کاملاً بالا نیامده بود که هواپیمای نظامی حامل امام خمینی از فرودگاه مهرآباد به پرواز درآمد. امام(ره) را ساعاتی پیش از خانهاش در قم بازداشت کرده و بیآنکه فرصت خداحافظی با خانواده داشته باشد، به تهران منتقل کرده بودند. در هواپیما، گذرنامهای به او دادند و مقصد سفر را اعلام کردند: ترکیه.
حکومت پهلوی پس از آنکه نتوانست امام را از اعتراض به این مصوبه استعماری منصرف کند، تصمیم به تبعید او گرفت تا با فاصله جغرافیایی، مراقبت امنیتی و محدود کردن ارتباطات، امکان ادامه فعالیت سیاسی امام را از بین ببرد. ترکیهای که عضو ناتو و متحد غرب بود و روابط نزدیک سیاسی و امنیتی با حکومت پهلوی داشت میتوانست این هدف را محقق کند.
در جستوجوی امام
در قم، خبر بازداشت و انتقال امام بهسرعت پیچید. حوزه تعطیل شد و اعتراض علما، طلاب و بازاریان به شهرهای دیگر رسید. بازار برخی شهرها تعطیل شد و منزل آیتالله سیداحمد خوانساری در تهران به محل رفتوآمد و تجمع روحانیون و بازاریان تبدیل شد. پس از سخنرانی چهارم آبان علیه کاپیتولاسیون آمریکا، حالا مرجعی را از کشور خارج کرده بودند که به یکی از محورهای اصلی مبارزه با حکومت پهلوی تبدیل شده بود.
در روزهای نخست، آیتالله سیداحمد خوانساری از جمله کسانی بود که برای برقراری ارتباط با امام تلاش کرد. جمعی از علمای تهران در دیدار با مقامات دربار خواستار آن شدند که اجازه داده شود نمایندهای برای ملاقات با امام(ره) به ترکیه برود. ابتدا نام آیتالله سیدمرتضی پسندیده، برادر امام، برای این مأموریت مطرح شد؛ اما حکومت با آن موافقت نکرد.
سرانجام سید فضلالله خوانساری، داماد آیتالله خوانساری برای این کار انتخاب شد تا یک ماهونیم بعد به ترکیه برود و با امام دیدار کند. پس از آن هم دیدارهای دیگری از سوی نمایندگان مراجع انجام شد. گرچه این ملاقاتها در حضور مأموران ساواک و نیروهای امنیتی ترکیه انجام میشد، ولی اصل این ارتباط و اطلاع از وضعیت امام برای علما اهمیت داشت.
سیدمصطفی خمینی که صبح روز سیزدهم آبان، همزمان با بازداشت پدر، برای پیگیری وضعیت او به دیدار علما رفته بود، دستگیر و به زندان قزلقلعه منتقل شد. او پس از آزادی در هشتم دی، ابتدا به قم بازگشت و با مشورت علما تصمیم گرفت راهی ترکیه شود. چند روز بعد به پدر ملحق شد تا در کنارش باشد و در امور روزمره و بهویژه کارهای علمی به او کمک کند.
امام(ره) در ترکیه ابتدا در آنکارا اقامت داده شد و سپس به بورسا انتقال یافت. محل سکونت او زیر نظر مأموران بود و رفتوآمدها کنترل میشد. حتی نوع پوشش امام نیز در این دوره با محدودیت روبهرو بود و مأموران اجازه نمیدادند با عبا، قبا و عمامه ظاهر شود. سیاستهای رضاخانی آتاتورک همچنان در ترکیه آن روز جریان داشت.
انزوا در حوزه نجف!
حکومت که از ابتدا میکوشید اقامت امام(ره) در ترکیه را به دورهای خاموش و بدون ارتباط با محیط علمی و سیاسی ایران تبدیل کند موفق به قطع کامل شبکه ارتباطی امام نشد و توجهات جامعه شیعی به مرجع تبعیدشده روزبهروز بیشتر میشد. دولت ترکیه نیز علاقهای به تبدیل شدن محل اقامت امام به پایگاهی برای فعالیت سیاسی گسترده نداشت.
ازاینرو دستگاه امنیتی پهلوی تصمیم گرفت توجهات افکار عمومی را به شیوه دیگری از روی امام بردارد. انتقال یک مرجع نوظهور به عراق و حوزه علمیه نجف و مراجع پرتعدادش میتوانست امام را در میان مراجع و فضای سنتی حوزه نجف که تفاوتهای علمی و سیاسی آشکاری با حوزه علمیه قم داشت، منزوی کند. ارتباط با ایران نیز با توجه به محدودیتهای سفر ایرانیان به عراق به دشواری انجام میشد.
کمتر از یکسال بعد در سیزدهم مهرماه ۱۳۴۴، پرواز بغداد؛ امام و سیدمصطفی خمینی را وارد دومین تبعیدگاه کرد. کشوری که برخلاف ترکیه، یکی از مهمترین مراکز علمی شیعه را در خود جای داده بود. آنها پس از زیارت کاظمین و سامرا وارد کربلا شدند.
بازگشت به مدرسه
امام(ره) در بدو ورود به کربلا مورد استقبال نمایندگان آیتالله سیدمحسن حکیم، مرجع بزرگ نجف قرار گرفت. خود او در نجف به دیدار امام رفت. دیدار این دو مرجع در فضای حوزه نجف اهمیت داشت. استقبال علما و دیدار با آیتالله حکیم از نخستین نشانههای ارتباط دوباره او با فضای مرجعیت و حوزه بود.
امام در نجف برای اقامت، خانهای در محله حویش انتخاب کرد. پس از استقرار، به دیدار مراجع و علمای نجف رفت و ارتباط با مدرسهها و حلقههای علمی را آغاز کرد. در این دیدارها، طلاب و فضلای نجف نیز بهتدریج با او آشنا شدند.
۴۰ روز پس از ورود امام(ره) به عراق، درس خارج فقه او در مسجد شیخ انصاری آغاز شد و در نخستین جلسه، جمعی از علما نیز حضور یافتند. امام در آغاز درس، از مسئولیت علمای دین و ضرورت معرفی برنامههای اسلام سخن گفت. درسی که بهتدریج طلاب بیشتری را به خود جذب کرد.
مرجع مبارز
از همان ابتدا پیامهای امام آغاز شد و در نخستین مکاتباتش در پاسخ به ابراز همدردی طلاب حوزه علمیه اصفهان، تبعید و حبس را در مسیر دفاع از احکام اسلام و جلوگیری از تسلط بیگانگان بر سرزمینهای اسلامی توصیف کرد و از حوزهها و دانشگاهها خواست خود را برای دفاع از اسلام آماده کنند. نامهای که نشان میداد مشقتهای تبعید و انزوای یکساله نتوانسته خللی در اراده امام(ره) ایجاد کند.
انتقال به عراق، برخلاف انتظار حکومت، نه به انزوای امام انجامید و نه ارتباط او با حوزه را قطع کرد. نجف بهواسطه حضور مراجع، مدارس، طلاب و شبکه ارتباطی شیعیان، محیطی فراهم میکرد که امام بتواند فعالیت علمی و سیاسی خود را از سر بگیرد. او حالا هم بهعنوان یک فقیه و مدرس شناخته میشد و هم بهعنوان مرجعی که مبارزه با حکومت طاغوت را ادامه میداد.
ارتباط امام با ایران از مسیر نامهها، پیامها و رفتوآمد افراد ادامه پیدا کرد. برخی طلاب و روحانیون که میان ایران و عراق رفتوآمد داشتند، پیامها و اعلامیهها را منتقل میکردند. این ارتباطها همیشه آسان نبود؛ حکومت ایران و عراق رفتوآمدها را زیر نظر داشتند و دستگاه امنیتی عراق نیز فعالیتهای سیاسی امام(ره) را کنترل میکرد؛ اما فراز و فرودهای روابط بغداد و تهران در آن سالها موجب شکست این محاصره ارتباطی شده بود.
نجف در تنگنای دولت بعث
پس از توافق الجزایر و بهبود مناسبات ایران و عراق، شرایط برای ادامه حضور امام(ره) تغییر کرد. دولت بعث که در پی تنظیم رابطه خود با حکومت پهلوی بود، نسبت به فعالیتهای سیاسی امام به تدریج حساستر میشد و در سال ۱۳۵۷ و همزمان با تشدید حرکتهای انقلابی مردم ایران به اوج خود رسید. در دوم مهرماه، نیروهای امنیتی عراق خانه امام(ره) در نجف را محاصره و چنین ابلاغ کردند که باید از مصاحبه با خبرنگاران، صدور اعلامیه و سخنرانیهای سیاسی خودداری کند. شرایطی که امام در اوج انقلاب اسلامی ایران نمیتوانست قبول کند.
سیزدهم مهر ۱۳۵۷، کویت به مقصد بعدی امام تبدیل شد. کشوری که تحت فشارهای رژیم شاه و به بهانه عدم امکان تأمین امنیت جانی، اجازه ورود نداد و امام را در بیابانهای مرزی این کشور سرگردان کرد. گزینههای بعدی سوریه و لبنان بودند؛ ولی این کشورها هم ممکن بود زیر فشار ژاندارم منطقه اجازه ورود و فعالیت ندهند.
نهایتاً با پیشنهاد سیداحمد خمینی قرعه به نام پاریس افتاد تا موقتاً و تا زمانی که مقصد مطمئنی پیدا شود میزبان امام(ره) باشد. ولی این اقامت تا چهار ماه بعد و بازگشت به تهران در آستانه انقلاب اسلامی به طول انجامید.
فضای فرانسه و ادعای آزادی این کشور با وجود محدودیتهایی که ابلاغ کرده بودند، امکان تازهای برای ارتباط با رسانههای خارجی فراهم میکرد. خبرنگاران روزنامهها، رادیوها و شبکههای تلویزیونی برای گفتوگو با امام به نوفللوشاتو میآمدند و سخنان او درباره تحولات ایران در سطحی وسیعتر انتشار مییافت. در کنار این ارتباط رسانهای، چهرههای حوزوی و سیاسی نیز از ایران و کشورهای دیگر به دیدار او میرفتند.
خبرنگار: محمد ولایی
