پژوهشگر سینما و استاد دانشگاه، ضمن بررسی مضامین تکرارشونده در فیلمهای چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، از غلبه نگاه روانشناختی، بازنمایی خشونت و ناامنی، مسائل زنان، مهاجرت و تفاوت رویکرد فیلمسازان شهرستانی و تهرانی سخن گفت.
به گزارش سایت دیدبان ایران؛به نقل از روابط عمومی فیلمآرا، چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران فرصتی برای تماشای آثار فیلمسازانی بود که بخش قابلتوجهی از آنها به نسل جوان و دهه هشتادی تعلق داشتند. در همین زمینه، الهه زوارهئیان، خبرنگار سینما و فعال رسانهای، در گفتوگویی با زهرا اردکانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر سینما، به بررسی جهان ذهنی فیلمسازان جوان و مضامین پرتکرار در آثار این دوره از جشنواره پرداخت.
جشنواره فیلم کوتاه؛ فرصتی برای دیدن جهان ذهنی دهه هشتادیها
زوارهئیان با اشاره به حضور فیلمسازان جوان از تهران و شهرهای مختلف کشور در بخشهای گوناگون جشنواره، این پرسش را مطرح کرد که چه مضامین مشترکی در آثار به چشم میخورد و چه عواملی سبب میشود فیلمسازان جوان به سراغ موضوعات مشابه بروند.
اردکانی در پاسخ، نخست به تفاوت فضای جشنواره فیلم کوتاه با جشنوارههایی مانند فیلم فجر اشاره کرد و گفت: یکی از نکات مهم این دوره، امکان مشاهده جهان ذهنی نسل جوان، بهویژه فیلمسازان دهه هشتادی، در فضایی رسمی و بر پرده سینما بود؛ نسلی که شاید در جشنوارههای سینمایی دیگر کمتر در قامت فیلمساز با آن مواجه شویم.
او پس از بررسی مجموعهای از آثار جشنواره، چند مضمون پرتکرار را شناسایی کرد: مهاجرت، مسائل زنان، رویکردهای روانشناختی، خرافه و خشونت. به گفته او، تکرار این مضامین صرفاً به معنای انتخاب موضوعات مشابه نیست، بلکه تفاوت در شیوه مواجهه فیلمسازان با آنها نیز میتواند به شناخت جهان ذهنی نسل جوان کمک کند.
تفاوت فیلمهای تولید شده در تهران و شهرستانها؛ از احساسات بنیادین تا تحلیل روانشناختی
زوارهئیان با اشاره به حضور آثاری از شهرهایی مانند یزد، مهاباد، لاهیجان، قزوین و دیگر مناطق کشور، این پرسش را مطرح کرد که آیا فیلمسازان در شهرستانها به مسائل بومی و ویژگیهای فرهنگی محل زندگی خود توجه بیشتری دارند یا ترجیح میدهند به سراغ موضوعاتی بروند که محدود به جغرافیای خاصی نیستند.
او برای طرح این مسئله به فیلم «زندگی بعد از قهوه شروع میشود» اشاره کرد و گفت با وجود ساختهشدن این اثر در یزد، نشانههای مشخصی از لهجه یا ارجاعات بومی شهر در آن به چشم نمیخورد؛ موضوعی که این پرسش را ایجاد میکند که جغرافیای تولید تا چه اندازه بر محتوای فیلم اثر میگذارد.
اردکانی در پاسخ گفت: در بسیاری از فیلمهای ساختهشده در شهرستانها، مفاهیم بنیادین انسانی مانند محبت، عشق، سوگ، از دست دادن عزیزان و مراقبت از والدین حضوری پررنگ دارند.
وی با اشاره به آثاری چون «روزهای آخر اسفند»، «ایتای حیران» و «ملکه» توضیح داد: در چند فیلم، مسئله از دست دادن یک عزیز، از همسر و مادر گرفته تا حیوان خانگی، به محور روایت تبدیل شده است. همچنین فیلمهایی مانند «سالهای بیصدا»، «یادم تو را فراموش» و «گوره» به مسئله مراقبت از والدین و عزیزان میپردازند.
به اعتقاد این پژوهشگر، در این آثار با احساسات و تجربههای بنیادین انسانی به شکلی مستقیمتر مواجه میشویم؛ در حالی که در بخشی از فیلمهای ساختهشده در تهران، گرایش به تحلیل روانشناختی شخصیتها و بررسی ریشههای رفتار و احساسات آنها بیشتر دیده میشود. در برخی آثار شهرستانی، پیوند میان مضمون و فضای بومی محسوستر است.
او همچنین به حضور پررنگتر برخی باورهای بومی و خرافات در فیلمهای شهرستانی اشاره کرد و گفت: در تعدادی از این آثار، باورهای محلی درباره مرگ، آیینهای سوگواری و برآوردهشدن آرزوها به موضوع روایت تبدیل میشوند.
زنان در سینمای کوتاه؛ حضور پررنگ و نگاه غالباً مردانه
زوارهئیان با اشاره به فیلم «آدم» که روایتگر سه نسل از زنان ایرانی است، این پرسش را مطرح کرد که فیلمساز تا چه اندازه توانسته تجربه زیسته و مسائل متفاوت زنان در دورههای تاریخی گوناگون را بهدرستی بازنمایی کند.
اردکانی با اشاره به اینکه از میان حدود ۴۵ فیلمی که تماشا کرده، نزدیک به ۱۸ یا ۱۹ فیلم دارای قهرمان زن بودهاند یا به مسئله زنان پرداختهاند، این میزان حضور را قابلتوجه دانست.
وی درباره فیلم «آدم» گفت: این اثر توانسته تا حدی مسائل سه نسل از زنان را از یکدیگر تفکیک کند. در بخش مربوط به نسل قدیمیتر، محدودیت اختیار زنان در ازدواج و زندگی خانوادگی برجسته میشود؛ در بخش مربوط به نسل بعد، تجربه جنگ، از دست دادن همسر و مسئولیت بزرگکردن فرزندان مطرح است؛ و در روایت نسل جدیدتر، مهاجرت، روابط عاطفی و اعتراضات اجتماعی به میان میآیند.
با این حال، این پژوهشگر نقد اصلی خود به فیلم را در نحوه بازنمایی زنان جستوجو کرد و گفت هر سه نسل، در نهایت، شکستخورده، ناراضی و قربانی به تصویر کشیده میشوند. فیلم اگرچه به بخشی از واقعیتهای تاریخی و اجتماعی زندگی زنان اشاره میکند اما تلاشها و کنشگری آنها برای تغییر شرایط، دستیابی به استقلال، تحصیل، اشتغال و ساختن زندگی خود را بهاندازه کافی نشان نمیدهد.
در ادامه بحث بازنمایی زنان، اردکانی به فیلم «شب هول» اشاره کرد و توضیح داد که فیلم دو سطح از موانع را به تصویر میکشد. در بخش نخست، زن با فشارهای بیرونی، نگاه تحقیرآمیز و تردید دیگران نسبت به تواناییهایش مواجه میشود. اما در بخش دوم، با کناررفتن عامل بیرونی، ترسهای درونی او برجسته میشوند.
اردکانی با مقایسه این فیلم با «آدم» گفت تفاوت مهم «شب هول» در این است که تلاش زن برای غلبه بر ترسها و عبور از موانع را نیز به نمایش میگذارد. در پایان، شخصیت زن میتواند بر ترسهای خود غلبه کند و به هدفش برسد؛ تصویری که از نظر این پژوهشگر، با بازنمایی زنان صرفاً در جایگاه قربانی تفاوت دارد.
خشونت علیه زنان؛ از درخواست کمک تا مسئله زنکشی
اردکانی در ادامه گفتوگو به یکی از پرتکرارترین مضامین فیلمهای دارای محوریت زنان پرداخت: خشونت علیه زنان. او برای توضیح تفاوت رویکردها، دو فیلم «آینه دیدن» و «آسیبدیدگی» را کنار یکدیگر قرار داد. در «آینه دیدن»، دو زن با تجربه خشونت مواجهاند و یکی از آنها برای پیگیری قانونی موضوع اقدام میکند. به گفته اردکانی، پیام اصلی فیلم این است که خشونت نباید پنهان بماند و زنان باید بتوانند صدای خود را به گوش دیگران برسانند و برای احقاق حقوقشان اقدام کنند.
در فیلم «آسیبدیدگی» نیز زنی با خشونت همسرش مواجه است؛ خشونتی که علاوه بر ضربوشتم، اجبار به سقط جنین را نیز در بر میگیرد. اردکانی معتقد است این فیلم یک گام فراتر میرود و پیامدهای اقدام قانونی را در روایت نشان میدهد. در پایان، مرد از موضع خود عقبنشینی میکند و با نگهداشتن فرزند موافقت میکند.
از نظر این پژوهشگر، اهمیت این دو فیلم در آن است که صرفاً به نمایش رنج زنان بسنده نمیکنند، بلکه راهکاری برای مواجهه با خشونت نیز پیش میگذارند.
با این حال، اردکانی در بررسی آثار دیگری که به زنکشی و آزار جنسی میپردازند، به تفاوت رویکردها اشاره کرد. او از فیلمهایی مانند «زقوم»، «ملکه» و «منجمد» نام برد و بهویژه درباره «منجمد» این پرسش را مطرح کرد که فیلمساز در مواجهه با قتل یک زن چه موضعی اتخاذ میکند.
این پژوهشگر همچنین بر اهمیت تدوین سازوکارهای قانونی روشن و بازدارنده برای مقابله با خشونت علیه زنان تأکید کرد و گفت: پرداخت سینمایی به این مسئله، زمانی مؤثرتر خواهد بود که بتواند علاوه بر نمایش رنج، به ابعاد اجتماعی و راههای مواجهه با آن نیز توجه کند.
جامعه ناامن و خشونت بهعنوان واکنشی تکرارشونده
زواره ئیان با طرح این پرسش که چرا خشونت علیه زنان و زنکشی تا این اندازه در آثار نسل جوان تکرار میشود، از اردکانی خواست این موضوع را در چارچوب گستردهتری بررسی کند.
اردکانی پاسخ داد که به نظر میرسد مسئله صرفاً خشونت علیه زنان نیست، بلکه در بسیاری از فیلمها، جامعه بهطور کلی فضایی ناامن و خشن دارد. او گفت در برخی آثار، دوگانه امنیت و خشونت به شکلهای مختلف تکرار میشود و شخصیتها برای حفظ امنیت خود یا رسیدن به خواستههایشان به خشونت، انتقام و رفتارهای آسیبزا متوسل میشوند.
او با اشاره به فیلمهایی مانند «کاتر» و «هموفیلیا» توضیح داد که در این آثار، گاهی واکنش شخصیتها به اختلافها یا تخلفات نسبتاً معمولی به قتل میانجامد؛ اتفاقی که از نگاه او، تصویری از احساس ناامنی و بیرحمی در جهان ذهنی فیلمسازان ارائه میکند.
اردکانی معتقد است در چنین فضایی، خشونت علیه زنان نیز به دلیل آسیبپذیری بیشتر آنها در برخی موقعیتهای اجتماعی، به یکی از موضوعات پرتکرار تبدیل میشود. او در عین حال تأکید کرد که نمیتوان تأثیر رخدادهای واقعی و اخبار مربوط به خشونت را بر انتخاب موضوعات فیلمسازان نادیده گرفت.
مهاجرت؛ از رؤیای زندگی بهتر تا تصمیم برای ماندن
مهاجرت از دیگر موضوعات پرتکرار در فیلمهای جشنواره بود؛ مضمونی که اردکانی معتقد است در بسیاری از آثار، با تجربه زنان پیوند خورده است.
او با اشاره به فیلم «اروپا» گفت این اثر به نقد نگاه آرمانگرایانه و غیرواقعبینانه به مهاجرت میپردازد؛ نگاهی که در آن، عبور از مرزها به معنای پایان مشکلات و آغاز زندگیای بیدغدغه تصور میشود. در مقابل، فیلم «به یادت افتادم» به گفته او، تصمیمی حسابشدهتر و واقعبینانهتر برای مهاجرت را به تصویر میکشد و به مسائل ناشی از جدایی، دوری و ترک زندگی پیشین میپردازد.
اردکانی همچنین به فیلم «آدم» و اثری با عنوان «همهچیز درباره رفتن» اشاره کرد که به شکلهای مختلف با مسئله مهاجرت درگیرند. در سوی دیگر، فیلم «نیویورک» روایت زنی است که برخلاف همسرش، تصمیم به ماندن، ریشهدواندن و بچهدارشدن دارد.
به اعتقاد این پژوهشگر، کنار هم قرارگرفتن این آثار طیفی از مواجههها با مهاجرت را نشان میدهد؛ از رؤیاییکردن زندگی در خارج از کشور تا تصمیم منطقی برای رفتن یا انتخاب آگاهانه ماندن. با این حال، در بسیاری از این روایتها، شخصیتهای اصلی زن هستند و تجربه مهاجرت از دریچه زندگی آنها دنبال میشود
جنگ در زندگی روزمره؛ غیبت قهرمان قدسی و برجستهشدن رنج انسانها
بخش دیگری از گفتوگو به بازنمایی جنگ در فیلمهای جشنواره اختصاص داشت. زوارهئیان با اشاره به تفاوت تجربه نسل جوان از جنگ هشتساله و جنگهای اخیر، این فرض را مطرح کرد که فیلمسازان جوان در آثار تازه خود، بهجای تمرکز بر قهرمانان جنگی و مفاهیم رایج در بازنمایی جنگ ایران و عراق، بیشتر به تأثیر جنگ بر زندگی روزمره و تجربههای انسانی پرداختهاند.
اردکانی این تفاوت را تأیید کرد و گفت: در بخش قابلتوجهی از فیلمهای مربوط به جنگهای اخیر، با قهرمانان قدسی و جنگی به معنای متعارف مواجه نیستیم. در عوض، جنگ به بطن زندگی روزمره وارد میشود و شخصیتهای معمولی در مواجهه با آن، دچار تغییر میشوند.
او با اشاره به فیلمهای «وراپام»، «سرخبین» و «ژیوان» توضیح داد که در این آثار، شخصیتهایی که در ابتدا رفتارهایی مانند دزدی دارند، در جریان جنگ با موقعیتهایی مواجه میشوند که نگاه آنها را تغییر میدهد و باعث میشود برای کمک به دیگران اقدام کنند.
به گفته اردکانی، این فیلمها بهجای تبدیل شخصیتها به قهرمانانی دور از دسترس، بر تغییرات کوچک اما معنادار انسانها در موقعیت جنگ تمرکز میکنند. او همچنین به فیلم کوتاه هشتدقیقهای نازنین چیتساز اشاره کرد و آن را نمونهای از انتقال تأثیر جنگ بر شخصیتها در زمانی محدود دانست.
اردکانی دومین مضمون پرتکرار در فیلمهای جنگی را رنج ناشی از جنگ عنوان کرد و گفت در آثاری مانند «آناتومی یک شب»، تجربه فقدان و رنج انسانها به شکلی ملموس به مخاطب منتقل میشود. او در کنار این آثار، به فیلم «خانه هنوز اینجاست» اشاره کرد که بر همبستگی، همکاری و کمکرسانی مردم در شرایط جنگی تمرکز دارد.
زوارهئیان نیز با تأکید بر ویژگیهای «آناتومی یک شب»، از پیوند میان فضای فیلم، مفهوم بدن انسان و تلاش دختر برای نجات مادرش سخن گفت. به اعتقاد او، فیلم در کنار نمایش رنج، نوعی مقابله با بیرحمی و بیتفاوتی را مطرح میکند و نجاتدادن دیگری را به نقطه مقابل خشونت تبدیل میسازد.
اردکانی نیز این برداشت را تأیید کرد و گفت فیلمهای جنگی در این دوره، در کنار روایت تحول انسانها، امکان دیگری از رفتار انسانی را در برابر بیرحمی به نمایش میگذارند. او البته تأکید کرد که برای جلوگیری از کلیشهایشدن این مضمون، فیلمساز باید بتواند تجربه جنگ و تحول شخصیتها را به روایتی تازه و باورپذیر تبدیل کند.
فیلمسازان جوان؛ ایدههای درخشان در جهانی تاریک
در بخش پایانی گفتوگو، اردکانی ضمن ارزیابی مثبت نسبت به تنوع موضوعی، یکی از ویژگیهای نگرانکننده در بخشی از آثار نسل جوان را غلبه فضایی تاریک، همراه با ناامنی، خشونت و بیرحمی دانست. اردکانی تأکید کرد که نمیتوان این بازنمایی را کاملاً جدا از واقعیت اجتماعی دانست؛ زیرا تجربه روزمره زندگی، از جمله تنشها و رفتارهای خشونتآمیز، میتواند در شکلگیری نگاه فیلمسازان اثرگذار باشد.
او در عین حال معتقد است سینما نباید به بازنمایی صرف واقعیتهای تلخ محدود شود. به گفته اردکانی، فیلمساز علاوه بر نمایش مسئله، میتواند افقهای تازهای پیش روی مخاطب قرار دهد و امکانهای دیگری برای فهم یا مواجهه با مشکلات ارائه کند.
رسانه فیلم آرا به سردبیری سعید هاشمزاده با نگاهی انتقادی و پژوهشی به موضوعات مختلف پیرامون سینمای ایران و جهان میپردازد.
