روایت تلخ پسر شهیده افسانه عقیلا که شاهد عینی صحنه شهادت بوده میگه سه نفر آمدن به طرف ماشین و تیر زدن هرچی گفتم مامانم رو نزنین، مامانم رو بیشتر زدن و شهید کردند.