قلعهنویی در نشستهای خبری با منتقدان تهاجمی برخورد میکند، اما سوال اصلی این است: چرا این جسارت را به زمین منتقل نمیکند و تیم ملی را با شجاعت بیشتری به سمت دروازه حریفان نمیفرستد؟
اتهام وطنفروشی به منتقدان، تأکید بر فداکاری و ایثار، دفاع از عملکرد کادرفنی، مقصر دانستن بازیکنان و گلایه از مشکلات مالی و پروازهای پیاپی؛ اینها بخشی از ادبیات امیر قلعهنویی در مواجهه با انتقادهاست. سرمربی تیم ملی ظاهراً برای حمله به منتقدان و دفاع از خودش کمبودی ندارد، اما سؤال اینجاست که چرا این روحیه تهاجمی را به تیمش منتقل نمیکند؟ آقای قلعهنویی، بهجای اینکه جلوی دوربین برای منتقدان خطونشان بکشید، کمی از این جسارت را به بازیکنانتان بدهید تا در زمین هم جرئت حمله کردن داشته باشند!
تیم ملی قرار نیست با مصاحبههای آتشین سرمربیاش نتیجه بگیرد. مردم از قلعهنویی نمایش تهاجمی و شجاعت در زمین میخواهند، نه فهرستی از توجیهها و گلایهها. در جام جهانی، وقتی تیم ملی بهجای حمله کردن و استفاده از فرصتها، عقب نشست و بارها به دفع توپ و ارسالهای بیهدف پناه برد، جای خالی همین شجاعت بیشتر از همیشه به چشم آمد. شکستنخوردن بهتنهایی دستاوردی نیست که بتوان پشت آن پنهان شد؛ مهم این است که تیم ملی چگونه بازی میکند و چه تصویری از فوتبال ایران به نمایش میگذارد.
البته تمام مسئولیت این وضعیت بر دوش قلعهنویی نیست. فدراسیون فوتبال و مدیرانی که باید از ابتدا هدفگذاری روشن و معیار مشخصی برای ارزیابی کادرفنی تعیین میکردند نیز در شکلگیری این شرایط سهم دارند. حالا در اظهارات اخیر سرمربی تیم ملی، تناقضی آشکار دیده میشود؛ همان مربیای که گفته میشد برای ماندن باید تیم را به فینال جام ملتهای آسیا برساند، حالا رسیدن به نیمهنهایی را هم دشوار میداند و تأکید میکند نه قولی برای قهرمانی داده و نه توافقی در این زمینه داشته است.
اگر قرار نبود هدف مشخصی تعیین شود، پس این همه حرف از موفقیت و دستاورد برای چیست؟ اگر کادرفنی بهترین است و عملکرد تیم قابل دفاع، چرا از حالا برای نتیجه نگرفتن احتمالی در جام ملتها راه توجیه باز میشود؟ وقتی حتی بحث تغییر کادرفنی هم از نظر قلعهنویی ضرورتی ندارد، این پرسش جدیتر میشود که اساساً چه معیاری برای سنجش عملکرد او وجود دارد؟
قلعهنویی حق دارد از خودش دفاع کند، اما منتقدان هم حق دارند عملکرد تیم ملی را زیر سؤال ببرند. حمله به منتقدان نه تیم ملی را هجومیتر میکند و نه ضعفهای فنی را میپوشاند. آقای قلعهنویی، بهجای تهاجمی بودن پشت میکروفن، به تیمتان کاش شجاعت حمله کردن یاد می دادید تا در جام جهانی ۴۸ تیمی حذف نشود. کاش جرات تهاجم در زمین را داشتید و به جای زیر توپ زدن و دفاع فشرده، به فکر حمله کردن بودید تا به جای دستاورد سازی های پوچ و خیالی خودتان و همکارانتان، به یک افتخار و دستاورد واقعی می رسیدید. فوتبال ایران به تیمی جسور نیاز دارد، نه سرمربیای که فقط در کنفرانس خبری حمله میکند.
