حوزه / انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر استکبارستیزیِ برخاسته از تاریخ ۱۵۰ساله مبارزات ضداستعماری ملت، توانسته است ضمن دستیابی به استقلال و اقتداری همهجانبه در عرصههای سیاسی، نظامی و علمی، به الگویی الهامبخش برای ملتهای آزاده تبدیل شود.
به گزارش خبرگزاری حوزه، بازخوانی حوادثی چون ۱۳ آبان، واکاوی ریشههای استقلالطلبی ملتی است که هزینه مقابله با نظام سلطه را به جان خرید تا سرنوشت خود را مستقلاً رقم بزند؛ بر همین اساس و به مناسبت ۱۳ آبان، گفتگویی با حجتالاسلام محمد شجاعیان ترتیب دادهایم که ابعاد مختلف این رخداد و دستاوردهای مقاومت را واکاوی میکند. این مصاحبه تقدیم میشود به امید روزی که با زوال کامل استکبار جهانی و ریشهکن شدن غده سرطانی صهیونیستی، پرچم عدالت و توحید در سراسر جهان برافراشته شود.
مشروح گفتگو بر محور سوالات زیر انجام شده است:
۱. انگیزه و مکانیسم حضور پیشتازانه دانشآموزان ۱۴ تا ۱۷ ساله در ۱۳ آبان ۵۷ چه بود؛ حرکتی خودجوش نسلی یا هدایتشده تشکیلاتی؟
۲. این واقعه تاریخی چگونه محاسبات اتاق فکر سفارت آمریکا را به هم ریخت و روند سقوط رژیم پهلوی را سرعت بخشید؟
۳. چه پیوندی میان «کاپیتولاسیونِ دیروز» در ایران و «استانداردهای دوگانه و حق وتوی امروز غرب» در حمایت از جنایات صهیونیستها وجود دارد؟
۴. با مقایسه مدل ایران و کشورهای سازشکار، هزینه-فایده استقلالخواهی و مبارزه با سلطه را از منظر عقلانیت ژئوپلیتیکی چگونه ارزیابی میکنید؟
۵. دستاوردهای چند دهه اخیر کشور در حوزههای علمی، دفاعی و حاکمیت بر شاهراههای راهبردی (مانند تنگه هرمز) چقدر مرهون همین استقلال است؟
۶. آیا خیزش ضدآمریکایی و ضدصهیونیستیِ امروز در دانشگاههای آمریکا و اروپا را باید بازتولیدِ جهانیِ گفتمان مقاومتِ برخاسته از تهران دانست؟
بسمالله الرحمن الرحیم. درباره روز ۱۳ آبان که بهعنوان «روز دانشآموز» و «روز مبارزه با استکبار جهانی» شناخته میشود، باید گفت که برای درک عمیق این مناسبت، لازم است تاریخ انقلاب اسلامی را مرور کنیم و ببینیم در این روز و روزهای منتهی به آن در سال ۱۳۵۷ چه وقایعی در کشور به وقوع پیوست.
در روزهای منتهی به ۱۳ آبان، شاهد حضور متراکم، پرشور و پیشتاز دانشآموزان در مبارزات ملت ایران علیه نظام پهلوی بودیم. حضور نوجوانانی که حداکثر ۱۷ یا ۱۸ سال سن داشتند و شجاعانه در خط مقدم مبارزه با رژیم ستمشاهی ایستادند، باید در چارچوب کلان نهضت ملت ایران ملاحظه شود. حضرت امام خمینی (ره) نیز هنگامی که در سال ۱۳۵۷ در پاریس مستقر بودند، طی پیامی به مناسبت آغاز سال تحصیلی، از تمامی دانشجویان، دانشآموزان و طلاب خواستند که برای برپایی حکومت اسلامی به پا خیزند و حملات خود را متوجه نظام شاهنشاهی و عوامل آن سازند. ایشان تأکید کردند که مدارس و دانشگاهها باید برای نجات کشور و اسلام به خروش آیند.
پیامهای راهگشای امام خمینی (ره) موجب شد تا مبارزات دانشآموزان و دانشجویان علیه رژیم پهلوی ابعاد گستردهتری به خود بگیرد؛ بهگونهای که در روزهای دوم، سوم و ششم آبان ۱۳۵۷ شاهد تظاهرات پیاپی این قشر بودیم و در این میان، دانشگاه تهران کانون اصلی این اعتراضات در شهر تهران به شمار میرفت.
سرانجام در روز ۱۳ آبان، دانشآموزان با تعطیل کردن مدارس به سمت دانشگاه تهران حرکت کرده و وارد محوطه آن شدند تا تجمع و تظاهرات برپا کنند. با این حال، نیروهای نظامی و امنیتی رژیم که از پیش برای مقابله با معترضان در آنجا مستقر شده بودند، به روی تظاهرکنندگان که عمدتاً دانشآموز بودند آتش گشودند. در این واقعه، شمار زیادی از دانشآموزان و دانشجویان به فیض شهادت نائل آمدند و این جنایت، موج اعتراضات را در سراسر تهران و کشور گسترش داد؛ بهطوریکه تلویزیون وقت نیز ناچار شد تصاویری از این درگیریها را پخش کند.
در پی این قیام مردمی و تظاهرات گسترده، دولت «شریفامامی» سقوط کرد. همچنین حضرت امام خمینی (ره) به مناسبت فاجعه دردناک ۱۳ آبان پیامی صادر کردند و از ملت ایران خواستند که تا رسیدن به هدف نهایی یعنی برپایی حکومت اسلامی، مسیر نهضت را با قدرت ادامه دهند.
حضرت امام خمینی (ره)، اهداف کلان نهضت را سرنگونی شاه، نابودی رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت اسلامی اعلام کرده بودند و بر لزوم تداوم اعتصابات برای مبارزه ریشهای با نظام پهلوی تأکید داشتند. در پی قیام خونین دانشآموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران و شهادت مظلومانه جمعی از آنان، دولت جعفر شریفامامی که با ادعای «دولت آشتی ملی» بر سر کار آمده بود شکست را پذیرفت و در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ (فردای واقعه ۱۳ آبان) استعفا کرد. این رویداد به روشنی نشان داد که سیل خروشان انقلاب اسلامی چنان قدرتمند است که هیچگونه مقاومت و مانعی در برابر آن کارساز نیست و تلاشهای رژیم برای مهار نهضت به بنبست رسیده است؛ امری که سرعت حرکت انقلاب را به سمت پیروزی نهایی و فروپاشی نظام شاهنشاهی دوچندان کرد.
*از کاپیتولاسیون تا تبعید؛ خروش امام علیه حقارت استعماری
علاوه بر واقعه سال ۱۳۵۷، در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ رویداد سرنوشتساز دیگری نیز به وقوع پیوست و آن تبعید حضرت امام خمینی (ره) به خارج از کشور بود. امام خمینی (ره) با بصیرتی عمیق، به لایحه ننگین «کاپیتولاسیون» (اعطای مصونیت و حق قضاوت کنسولی به مستشاران و شهروندان آمریکایی در ایران) به شدت اعتراض کردند و آن را مصداق بارز سلطه بیگانگان و استکبار بر سرنوشت کشور دانستند. اسناد تاریخی منتشرشده پس از انقلاب و خاطرات نزدیکان رژیم شاه نشان میدهد که این تبعید مستقیماً به دستور ایالات متحده آمریکا انجام گرفت. در آن دوران، کاپیتولاسیون یکی از ابزارهای آشکار تحکیم سلطه استکبار بر ملتها بود؛ هرچند که امروزه ابزارهای نظام سلطه تغییر یافته و این سلطهگری از طریق شبکههای مجازی، رسانههای ماهوارهای و همچنین ساختارها و سازمانهای بینالمللیِ وابسته، به ویژه در حمایت از دولت ایالات متحده و رژیم تروریستی اسرائیل، علیه ملتها بازتولید میشود.
یکی از شاخصهای برجسته تاریخ معاصر ایران، پیشتازی ملت ایران در مبارزه علیه نظام سلطه و استعمار است. اگر نگاهی به تحولات ۱۵۰ سال گذشته بیندازیم، درمییابیم که این مبارزات ریشهدار، از نهضت تحریم تنباکو به فتوای میرزای بزرگ شیرازی آغاز شده و ملت ایران بارها در اشکال گوناگون علیه استبداد و استعمار قیام کرده است. هرچند برخی از این قیامها در مقاطعی به نتایج مطلوب نرسید، امّا پویایی، مقاومت و استکبارستیزی، ملت ایران را به الگویی برجسته در میان جهانیان و بهویژه ملتهای مسلمان تبدیل کرده است. میتوان با قاطعیت گفت که ملت ایران پرچمدار طولانیترین و مستمرترین مبارزات علیه نظام سلطه در یک قرن و نیم اخیر بوده است و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، در واقع ثمره و نتیجه نهایی این مجاهدتهای مستمر به رهبری علمای دین و نیروهای مذهبی به شمار میرود.
*استقلال پرهزینه اما ثمربخش؛ ثمره ۵۰ سال ایستادگی در برابر تحریم و انزوا
در این میان، همواره این پرسش مطرح میشود که هزینه و زحمات این مسیرِ استقلالخواهانه چه بوده و آیا استکبارستیزی ارزش این هزینهها را داشته است؟ پاسخ روشن است؛ برای ارزیابی این مسئله، کافی است به دستاوردهای عظیم این مبارزات نگاهی بیندازیم. امروزه جمهوری اسلامی ایران به لطف همین ایستادگی، از استقلال سیاسی کاملاً واقعی برخوردار است؛ بهگونهای که در عرصههای داخلی، منطقهای و بینالمللی، بهعنوان یک بازیگر مستقل شناخته میشود که هیچ قدرت خارجیای حق وتو یا دیکته کردن سیاستهایش را ندارد و کشور بر اساس ارزشهای اسلامی، منافع ملی و مصالح امت اسلامی تصمیم میگیرد و اراده خود را محقق میسازد.
*از قلههای دانش تا سیادت بر تنگه هرمز؛ دستاوردهای عینی خودباوری ملی
علاوه بر استقلال سیاسی، دستاوردهای کشور در حوزه توزیع عادلانه امکانات، منابع و خدماترسانی در پنجاه سال گذشته بسیار چشمگیر بوده است. همچنین، پیشرفتهای شگرف علمی و تکنولوژیک که به همت جوانان، دانشمندان و نخبگان این مرزوبوم رقم خورده، از ثمرههای بارز تلاش برای تقویت درونزا و دستیابی به قلههای دانش است. امروزه ایران اسلامی به لحاظ شاخصهای سیاسی، اقتصادی، علمی و فناوری، یکی از برجستهترین و پیشتازترین کشورهای جهان اسلام (و در بسیاری از شاخصها در رتبههای اول تا سوم) به شمار میرود.
با در نظر گرفتن تمامی مؤلفههای قدرت، جمهوری اسلامی ایران بیشک یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان محسوب میشود؛ چرا که در رویارویی مستمر و نفسگیر با ایالات متحده بهعنوان رأس هرم نظام سلطه، به موفقیتهای خیرهکنندهای دست یافته و توانسته است از منابع و امکانات ملی خود در جهت پیشرفت همهجانبه بهره بگیرد. نمونه بارز این اقتدار، بازپسگیری حاکمیت کامل بر «تنگه هرمز» است؛ راهبردیترین آبراهی که حدود سیصد سال از کنترل حاکمیت ملی ایران خارج شده بود و امروز به لطف مجاهدتها و مقاومت ملت در برابر نظام سلطه، در اختیار ایران قرار دارد و به نقطهای کلیدی برای ارتقای جایگاه کشور از یک قدرت منطقهای به یک بازیگر مؤثر در سطح جهانی تبدیل شده است.
مدل و الگویی که جمهوری اسلامی برای مبارزه با هژمونی مستکبران برگزیده، در عرصه میدانی و عملیاتی به بار نشسته است. ایران امروزه در حوزه نظامی و صنایع دفاعی در زمره پیشرفتهترین کشورهای جهان قرار دارد؛ بهطوریکه بسیاری از تسلیحات و فناوریهای بومیِ ساختهشده در کشور، مایه حیرت و الگوبرداری دیگران شده است که این امر نشاندهنده دستیابی به بالاترین سطوح بازدارندگی و امنیت جهانی است. امنیت پایدار جمهوری اسلامی، مرهون همین الگوی اتکا به ظرفیتهای درونزا است. در مقابلِ این الگوی مستقل، اگر مدل امنیتآفرینیِ برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس را بررسی کنیم که بر پایه وابستگی به قدرتهای خارجی و بهویژه ایالات متحده بنا شده است درمییابیم که این رویکرد نهتنها امنیت پایداری برای آنها به ارمغان نیافته، بلکه تبدیل به عامل اصلی ناامنی شده است؛ چرا که استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاک این کشورها، آنها را به اهدافی آسیبپذیر تبدیل کرده و کارکردی کاملاً معکوس داشته است.
در نهایت، درباره این پرسش که آیا گفتمان استکبارستیزی و مقابله با هژمونی آمریکا که جمهوری اسلامی پرچمدار آن است در حال فراگیر شدن در سطح جهان است یا خیر، باید گفت ملت و دولت ایران در حدود پنجاه سال گذشته، الگویی ناب و پیشرو از استقلالخواهی و مبارزه با نظام سلطه را به جهانیان عرضه کردهاند؛ الگویی که امروز آثار و بازتابهای آن را میتوان در اقصی نقاط جهان مشاهده کرد. امروزه در شهرهای مختلف ایالات متحده و کشورهای اروپایی، تظاهرات و اعتراضات گستردهای علیه سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل گرفته و استمرار دارد که در حقیقت، بازتولید و انعکاس همان گفتمان استکبارستیزیِ ملت ایران است. به جرئت میتوان گفت که امروز نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران به دلیل پرچمداری این مبارزه حقطلبانه و کسب موفقیتهای چشمگیر در این مسیر، از محبوبیت بالایی در میان ملتهای آزاده، حقجو و عدالتطلب جهان برخوردارند.
تصاویر به پایین کشیدن پرچمهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در دانشگاهها و خیابانهای غرب، نشاندهنده شکلگیری تدریجی نظمی نوین در جهان است؛ نظمی که با هژمونی سنتیِ ایالات متحده و نظام تکقطبی فاصله زیادی دارد و حاکی از گسترش روزافزون گفتمان مقاومت هم در منطقه غرب آسیا و هم در دلِ جوامع غربی است. در منطقه غرب آسیا نیز، راهاندازی «جبهه مقاومت» دستاوردهای بیبدیلی به همراه داشته است؛ شکلگیری گروههای اصیل مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق و یمن، اقدامات توسعهطلبانه و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی بهعنوان بازوی اجرایی نظام سلطه و آمریکا در منطقه را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
بررسی اصول سهگانه سیاست خارجی ایالات متحده از پس از جنگ جهانی دوم تاکنون نشان میدهد که این اصول بر سه پایه استوار بوده است: نخست، حفظ برتری و سلطه همهجانبه آمریکا بر جهان؛ دوم، صیانت و تضمین امنیت مطلق رژیم صهیونیستی؛ و سوم، استمرار تسلط بر خطوط انتقال انرژی از منطقه غرب آسیا و خلیج فارس به سمت غرب. جمهوری اسلامی ایران و ملت مقاوم ما در پنجاه سال گذشته و بهویژه در رویاروییهای اخیر و جنگهای نوین منطقهای هر سه اصل راهبردی آمریکا را بهشدت مخدوش کردهاند. ایران با در دست گرفتن کنترل راهبردیترین آبراه جهان (تنگه هرمز)، سیاست کنترل انرژی را بر هم زده و با ضربات سنگین بر پیکره رژیم صهیونیستی، امنیت این رژیم اشغالگر را در متزلزلترین و بحرانیترین شرایط تاریخ ننگین آن قرار داده است.
علاوه بر این، اعتصابات، اعتراضات و ناآرامیهای جاری در اروپا و آمریکا، ریشه در بحرانهای ساختاری درون این کشورها نیز دارد؛ از جمله فشارهای معیشتی سنگین، تورم و گرانیِ به¬ویژه در حوزه انرژی، معضلات عمیق اقتصادی و توزیع نابرابر ثروت و منابع. این اعتراضات مردمی در غرب، در واقع طغیانی علیه سیاستهای استکباری و زیادهخواهانه دولتهای غربی به سرکردگی ایالات متحده است که پیام روشن آن، افول تدریجی هژمونی غرب و اثبات حقانیت گفتمان مقاومت و استقلالطلبی ملت ایران میباشد.
