تهران- ایرنا- عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره به تأثیر چالشهای ایران با آمریکا و کشورهای منطقه بر سطح همکاری تهران و پکن، گفت: از نگاه چین، این چالشها بر امکان شکلگیری روابط پایدار و گسترش همکاریهای دوجانبه اثر میگذارند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، «نوذر شفیعی» عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، روز دوشنبه ۲۷ مهرماه در همایش بینالمللی «نیم قرن روابط دیپلماتیک ایران و جمهوری خلق چین» در پنل «ایران در نگاه چین؛ تحلیلی بر تفکر سیستمی در سیاست خارجی چین»، با تأکید بر ضرورت شناخت منطق تصمیمگیری و رویکرد سیستمی چین در سیاست خارجی، گفت: پکن روابط خود با کشورهای دیگر را در چارچوب اهداف کلان و جایگاه هر کشور در تحقق این اهداف ارزیابی میکند؛ از این رو، شناخت ظرفیتها و محدودیتهای ایران از نگاه چین برای تحلیل سطح و چشمانداز همکاریهای دو کشور اهمیت دارد.
مشروح سخنرانی شفیعی را در ادامه میخوانید.
در ایران باید بدانیم که تصمیمها در چین چگونه گرفته میشوند
بحث من درباره نوع نگاه چین به ایران و مفهومی تحت عنوان «تفکر سیستمی» است؛ اینکه چین چگونه به ایران نگاه میکند و چگونه درباره ایران تصمیم میگیرد. این موضوع را از این جهت در دستور کار قرار دادم که در ایران، عموماً بر اساس آنچه خودشان دوست دارند که چین ایران را ببیند، چین را میبینند. یعنی خودشان برداشتی از ایران دارند و دوست دارند دیگران هم آن گونه ببینند.
هنگام مطالعه متوجه شدم که سه الگو درباره مدل تصمیمگیری چین مطرح شده است: اقتدارگرایی چندپاره، اقتدارگرایی سختگیرانه و اخیراً اقتدارگرایی انعطافپذیر. من قصد ندارم به محتوای این الگوها بپردازم؛ مسئله اصلی از نظر من این است که در ایران باید بدانیم چه کسی در چین تصمیم میگیرد، اما پرسش مهمتر این است که اساساً تصمیمها چگونه گرفته میشوند.
اینجاست که بحث تفکر سیستمی مطرح میشود. نوآوری کار من این است که بررسی کنم چین در مواجهه با کشورهای دیگر چگونه میاندیشد و تصمیم میگیرد و این الگو چگونه در مورد ایران به کار گرفته میشود.
پکن جایگاه کشورها را بر اساس نقش آنها در تحقق اهداف کلان خود ارزیابی میکند
ایده «جامعه بشری با سرنوشت مشترک» در منظومه فکری چین، جایگاهی محوری دارد. هر قدرتی که بخواهد در سطح جهانی نقش هژمونیک ایفا کند، به ایدهای برای اداره جهان نیاز دارد. چین نیز در کنار مفاهیمی مانند سوسیالیسم با ویژگیهای چینی، ایده «جامعه بشری با سرنوشت مشترک» را در رأس اهداف خود قرار داده است.
ابتکاراتی که چین در حوزههای امنیت جهانی، توسعه جهانی، حکمرانی جهانی و تمدن جهانی مطرح کرده، با وجود تفاوت در زمان طرح، همگی در راستای تحقق این هدف طراحی شدهاند. این ایده در عمل، مبنای جهتگیری و اقدامات چین در عرصه بینالمللی قرار دارد.
چین جهان را بهمثابه یک سیستم در نظر میگیرد و کشورها را زیرسیستمهای این سیستم جهانی میبیند. در درون هر کشور نیز زیرسیستمهای موضوعی مختلفی مانند انرژی، فناوری، توان نظامی، اقتصاد و فرهنگ وجود دارد. از این منظر، همه کشورها در منظومه فکری چین اهمیت دارند، اما میزان اهمیت آنها یکسان نیست و به نقشآفرینی هر کشور در حوزههای موضوعی مختلف و میزان کمک آن به تحقق اهداف کلان چین بستگی دارد.
بنابراین، مسئله اصلی برای چین این نیست که یک کشور مشخص چه جایگاهی دارد بلکه این است که آن کشور چگونه میتواند در تحقق اهداف کلان پکن نقشآفرینی کند. در این چارچوب، ایران میتواند در حوزه انرژی یا ژئوپلیتیک برای چین اهمیت داشته باشد.
یکی از ویژگیهای تفکر سیستمی چین این است که کاهش ظرفیت یا عملکرد یک کشور در یک حوزه موضوعی، امتیازش کاهش می یابد اما لزوماً به معنای از دست رفتن کامل اهمیت آن کشور نیست؛ زیرا ممکن است این کاهش از طریق نقشآفرینی در حوزهای دیگر جبران شود. برای مثال، اگر ایران در زمینه صادرات انرژی به چین با محدودیت مواجه شود، ممکن است جایگاه آن در این حوزه کاهش یابد؛ اما تابآوری ایران در برابر فشارهای آمریکا میتواند در ارزیابی چین از اهمیت ایران مؤثر باشد.
در نتیجه، چین میکوشد کاهش نقشآفرینی یک کشور در یک حوزه را با ظرفیتهای آن در حوزههای دیگر جبران کند. با این حال، اگر افت عملکرد در یک حوزه قابل جبران نباشد و کشور در حوزههای دیگر نیز نتواند نقش مؤثری ایفا کند، ممکن است از نظر چین به نقطهای برسد که اعتبار و اهمیت آن در منظومه فکری پکن بهشدت کاهش یابد.
چین روابط خود را بر اساس مؤلفهای به نام مشارکت تنظیم میکند
چین روابط خود را با دیگر کشورها بر اساس مؤلفهای به نام «مشارکت» تنظیم میکند. این مشارکت چند عنوان دارد: مشارکت عادی، مشارکت استراتژیک، مشارکت استراتژیک جامع و مشارکت استراتژیک جامع برای همه شرایط. عنوان «مشارکت استراتژیک جامع در عصر جدید» را به روسیه اختصاص داده و عنوان «مشارکت استراتژیک جامع برای همه شرایط» را به پاکستان. جایگاه ما «مشارکت استراتژیک جامع» است؛ یعنی ما در حد وسط مشارکتها قرار داریم. چه چیزی باعث شده چین این سطح از مشارکت را برای ما تعریف کند؟ دو عامل وجود دارد: یکی ظرفیت و دیگری تمایل. ظرفیت شامل چند مورد میشود:
۱. اقتصاد: یک کشور چه بازاری دارد، چه منابعی دارد، چه سرمایهای دارد و غیره.
۲. نفوذ: یک کشور چقدر قدرت نظامی دارد، چقدر بر تنگهها مسلط است و چقدر توانایی مذهبی دارد. ایران و عربستان برای چین مهماند؛ ایران در دنیای تشیع و عربستان در دنیای اهل سنت. اینها اهمیت دارد.
۳. ثبات سیاسی: یک کشور از نظر سیاسی چقدر قابل پیشبینی و چقدر پایدار است.
در حوزه تمایل، دو عنصر برای چینیها مهم است. اول، دوستی سیاسی؛ یعنی اینکه آیا یک کشور «چین واحد» با مرکزیت پکن را به رسمیت شناخته است یا نه و آیا آن کشور در عرصه بینالمللی با چین همسو است یا نه. دومین عامل در این حوزه، وابستگی متقابل اقتصادی است که ماهیت آن با آن ظرفیت اقتصادی متفاوت است
تابآوری نظامی به دیپلماسی ما امکان مانور بیشتر در روابط با چین میدهد
مشارکت چین با ایران را «مشارکت استراتژیک جامع با کیفیت پایین» خطاب می کنند. چرا کیفیت استراتژیک ایران پایین است؟ به این دلایل:
۱. از دید چینیها، ایران با آمریکا چالش دارد. این چالش باعث درگیری چین با آمریکا هم میشود، باعث تحریم ایران میشود، و تحریم ایران مانع همکاری جدی چین با ایران میشود.
۲. ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای خاورمیانه دچار چالش است و نمیشود یک رابطهی پایدار با آن تنظیم کرد.
۳. ایران در حوزه سیاسی قابل پیشبینی نیست. تصمیمات ایران متفاوت و چندصدایی است. چینیها نمیتوانند بر اساس یک صدای واحد روابطشان را با ما تنظیم کنند.
در ارتباط با آمریکا، چین فقط در یک صورت با درگیری ایران و آمریکا مشکلی ندارد: در صورتی که آمریکا را از ساحل چین دور کند. اما اگر قرار باشد درگیری آمریکا با ایران به فروپاشی ایران منجر شود، این برای چین خطر است، چون یک کشور مهم را از دست میدهد. اگر هم درگیری آمریکا با ایران باعث بیثباتی انرژی شود، این برای چین خطرناک است.
بنابراین به این دلایل و دلایل مختلف دیگر، مشارکت استراتژیک جامع ما با چین یک مشارکت استراتژیک جامع با کیفیت پایین است.
جنگ ما با آمریکا، جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، به نظر من میتواند مشارکت استراتژیک جامع را [ارتقا دهد]. اگر این جنگ به نابودی ایران منجر شود، برای چین نگرانکننده است. ولی در یک صورت مفید است: اینکه آمریکا را از ساحل چین دور کند و به یک شکل دیگر هم مفید است: اینکه اساساً توانایی آمریکا را رو به تحلیل ببرد. این همان تابآوری ماست. شما آمارها را دیدهاید؛ در حوزه موشکها و تسلیحات استراتژیک دید. آمریکا، سالها باید طول بکشد تا بتواند آنها را جبران کند.
برای دستگاه سیاست خارجی ما، حرف اصلی در بحث چین باید این باشد که جنگ ما با آمریکا فقط جنگ ایران با آمریکا نیست، بلکه جنگ چین و آمریکاست. ما نیابتاً سهم خودمان را داریم، ولی نیابتاً از طرف شما هم داریم میجنگیم، چون هرچه توانایی آمریکا در اینجا رو به تحلیل برود، امکان درگیری در شرق آسیا کاهش پیدا میکند. من احساس میکنم با دریافت این فرمول فکری چینیها، اگر الان در حوزهی انرژی دچار مشکل هستیم و اگر در حوزهی همسایگی با کشورهای منطقه دچار مشکل هستیم، این تابآوری نظامی ما برای چین اهمیت استراتژیک بسیار بالایی دارد و به دیپلماسی ما امکان میدهد مانور بیشتری در روابط با چین داشته باشد.
به گزارش ایرنا، اولین همایش بینالمللی نیم قرن روابط دیپلماتیک ایران و جمهوری خلق چین: بازخوانی انتقادی، وضعیت کنونی و چشمانداز همکاریهای راهبردی، به همت مرکز مطالعات عالی بینالمللی دانشگاه تهران و با سخنرانی ویدیویی سفیر ایران در چین، سخنرانی سفیر چین در تهران، اساتید و صاحبنظران حوزه چین و شرق آسیا در دانشگاه تهران برگزار شد.
