از محاصره اقتصادی تا تهدید نظامی
این تحلیل هشدار میدهد که پایان انتخابات میاندورهای ممکن است ترامپ را به ازسرگیری حملات علیه ایران ترغیب کند، اما بمباران بیشتر لزوماً به توافق یا پیروزی سیاسی منجر نمیشود. حملات قبلی نتوانستند ساختار حکومت ایران را فروبپاشند و در مقابل، واکنش تهران و محدودیت تردد در تنگه هرمز هزینههای جنگ را گسترش داد. فشار نتانیاهو، بیاعتمادی عمیق دو طرف و احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی، خطر تشدید درگیری و بحران انرژی منطقهای را افزایش میدهد.
فرارو- محمد بازی مدیر مرکز مطالعات خاور نزدیک هاگوپ کوورکیان و استاد روزنامهنگاری در دانشگاه نیویورک
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، با پایان انتخابات میاندورهای آمریکا، احتمال ازسرگیری حملات گسترده علیه ایران بار دیگر به یکی از مهمترین پرسشهای سیاست خارجی واشنگتن تبدیل شده است. ترامپ ممکن است پس از عبور از فشارهای انتخاباتی، برای جبران ناکامیهای جنگی به گزینه نظامی بازگردد؛ اما تشدید حملات لزوماً او را به توافق نزدیکتر نمیکند و حتی میتواند بحران را از کنترل خارج سازد.
در هفتههای گذشته، همزمان با افزایش گمانهزنیها درباره برنامهریزی پنتاگون برای دور تازه حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، سایه احتمال بازگشت به جنگ بر انتخابات میاندورهای سنگینی میکرد. گزارشها از طرحهایی حکایت داشتند که تأسیسات زیرزمینی هستهای ایران، زرادخانه موشکی و زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار میدادند.
به نظر میرسید دونالد ترامپ پیش از انتخابات تمایلی به آغاز مجدد جنگ نداشته باشد؛ زیرا افزایش قیمت انرژی و هزینههای زندگی، نارضایتی گستردهای میان رأیدهندگان ایجاد کرده و جمهوریخواهان را در موقعیت دشواری قرار داده بود. اما پس از پایان رأیگیری، محدودیتهای انتخاباتی ممکن است برای رئیسجمهور کاهش یابد. با این حال، پرسش اصلی فقط این نیست که آیا ترامپ بار دیگر فرمان حمله صادر خواهد کرد یا نه؛ مسئله مهمتر آن است که آیا تشدید بمباران میتواند او را به توافقی برساند که امکان اعلام پیروزی و خروج از بحرانی را فراهم کند که هشت ماه پیش آغاز شد؟ شواهد موجود چندان امیدوارکننده نیست.
تکرار اشتباه محاسباتی در برابر ایران
یکی از استدلالهایی که در محافل نظامی آمریکا برای حمله مجدد مطرح میشود، این است که یک عملیات فشرده و چندروزه میتواند ایران را به پذیرش امتیازهای تازه در مذاکرات متوقفشده وادار کند. اما این منطق شباهت زیادی به محاسباتی دارد که آمریکا را از ابتدا وارد جنگ کرد: این تصور که با یک حمله غافلگیرکننده و حذف رهبران ارشد ایران، حکومت در مدت کوتاهی فروخواهد پاشید.
ترامپ در آغاز جنگ ظاهراً به پیروزی سریع امیدوار بود و تصور میکرد همراهی با بنیامین نتانیاهو میتواند به سرنگونی نظام سیاسی ایران منجر شود. اما تحولات بعدی نشان داد تهران برای حفظ ساختار قدرت خود آماده مقاومت است. حملات آمریکا و اسرائیل، هرچند به تررو شمار زیادی از مقامهای نظامی و سیاسی ایران انجامید، نتوانست به فروپاشی حکومت منجر شود.
از سوی دیگر، پاسخ نظامی ایران با حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در منطقه همراه شد. تهران همچنین با محدود کردن عبور کشتیها از تنگه هرمز و هدف قرار دادن خطوط انتقال نفت و تأسیسات گازی کشورهای همسایه، هزینه اقتصادی جنگ را به سطح بینالمللی گسترش داد. در نتیجه، بهجای تغییر نظام سیاسی ایران، جنگ به تقویت موقعیت برخی جریانهای تندرو و افزایش قدرت چانهزنی تهران در موضوع تنگه هرمز انجامید.
فشار نتانیاهو و محاسبات سیاسی ترامپ
نقش بنیامین نتانیاهو در احتمال ازسرگیری جنگ نیز اهمیت زیادی دارد. نخستوزیر اسرائیل ماهها تلاش کرده بود ترامپ را به مشارکت در جنگی با هدف تغییر نظام سیاسی ایران ترغیب کند. اکنون نیز بنا بر گزارشها، او در تماس تلفنی روز شنبه از رئیسجمهور آمریکا خواسته است حملات را اندکی پس از انتخابات از سر بگیرد.
این درخواست در شرایطی مطرح شده که ائتلاف راستگرای حاکم بر اسرائیل در انتخابات پارلمانی هفته گذشته نتوانسته اکثریت خود را حفظ کند و موقعیت سیاسی نتانیاهو با چالش روبهرو شده است. از این منظر، ادامه تقابل با ایران میتواند برای نخستوزیر اسرائیل ابزاری برای حفظ جایگاه سیاسی و امنیتی خود باشد.
برخی مقامهای آمریکایی نگراناند که ترامپ در واکنش به چنین شکستی، به تصمیمهای ناگهانی و پرریسک روی آورد. یک مقام آمریکایی به وبسایت آکسیوس گفته است اگر رئیسجمهور احساس کند تحقیر شده یا قدرت سیاسیاش کاهش یافته، ممکن است دست به اقدامی جسورانه بزند.
این نگرانی زمانی جدیتر میشود که ترامپ در سخنرانیهای خود بارها از احتمال آغاز دور تازهای از عملیات نظامی علیه ایران سخن گفته است. او ماه گذشته در تجمعی در فلوریدا از احتمال اجرای «یک عملیات کوچک دیگر» با نام «خشم حماسی» صحبت کرد؛ نامی که به کارزار بمباران مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران اشاره دارد.
دیپلماسی هنوز یک گزینه است
با وجود تهدیدهای نظامی، مسیر مذاکره کاملاً بسته نشده است. در هفته گذشته، مذاکرهکنندگان قطر چند دور گفتوگو با مقامهای ایرانی برگزار کردند تا از آغاز موج تازهای از درگیریها جلوگیری کنند. بر اساس گزارشها، این مذاکرات به پیشرفتهایی در زمینه یک توافق موقت منجر شده است. ایران پیشنهاد داده بود در صورت لغو محاصره بنادر خود از سوی آمریکا و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده، تنگه هرمز را ظرف دو روز بازگشایی کند.
اهمیت این پیشنهاد از آنجا ناشی میشود که پس از حملات اواخر فوریه، ایران عملاً عبورومرور از این آبراه راهبردی را محدود کرد؛ مسیری که پیش از جنگ بیش از یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد. با این حال، سابقه مذاکرات نشان میدهد دستیابی به توافق پایدار آسان نخواهد بود. توافق موقت ماه ژوئن برای بازگشایی تنگه هرمز شکست خورد و تلاشهای میانجیگرانه قطر و پاکستان نیز برای ماهها به نتیجه نرسید. بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، یکی از موانع اصلی مذاکرات است؛ بیاعتمادیای که تهدیدهای مکرر ترامپ به نابودی ایران آن را تشدید کرده است.
رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر، با طرح این پرسش که آیا باید به توافقی برای بازسازی ایران رضایت دهد یا جمهوری اسلامی را نابود کند، بار دیگر رویکرد دوگانه خود را به نمایش گذاشت. چنین اظهاراتی، حتی اگر بخشی از ادبیات تهدیدآمیز ترامپ برای اعمال فشار باشد، از نگاه مقامهای ایرانی نشانهای از نبود تضمین برای تداوم هرگونه توافق است.
خطر گسترش جنگ به زیرساختهای منطقه
نگرانی اصلی درباره حمله احتمالی بعدی این است که دامنه اهداف نظامی از تأسیسات هستهای و موشکی فراتر برود و زیرساختهای غیرنظامی ایران از جمله نیروگاهها، پالایشگاهها، پلها و کارخانهها را نیز در بر بگیرد. چنین حملاتی میتواند اقتصاد ایران را بیش از پیش تضعیف کند و بحران انسانی و اقتصادی را گسترش دهد. علاوه بر این، هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، در صورت نداشتن توجیه و رعایت نکردن الزامات حقوق بشردوستانه بینالمللی، میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
تهران نیز هشدار داده است که در صورت حمله مجدد به زیرساختهای کشور، پاسخ آن محدود به اهداف نظامی نخواهد بود. آیت الله مجتبی خامنهای روز شنبه اعلام کرد واکنش ایران فوری و بدون محدودیت جغرافیایی خواهد بود؛ اظهاراتی که میتواند به معنای گسترش دامنه تهدیدها فراتر از خاورمیانه تلقی شود. مقامهای ایرانی همچنین از احتمال حملات گسترده به پایگاههای آمریکا و زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه سخن گفتهاند.
ازسرگیری حملات ممکن است در کوتاهمدت فشار بیشتری بر تهران وارد کند، اما تضمینی وجود ندارد که این فشار به امتیازدهی یا توافق منجر شود. حتی ممکن است واکنش ایران، بحران انرژی را تشدید کند و دامنه جنگ را به کشورهای بیشتری بکشاند. در نهایت، مسئله اصلی برای ترامپ عبور از غرور سیاسی و کنار گذاشتن میل به انتقام است. او میتواند با پذیرش یک توافق دشوار، به دنبال مهار بحران باشد یا همان محاسباتی را تکرار کند که جنگ را به وضعیتی پیچیده و پرهزینه تبدیل کرد.
