جوان آنلاین: «فقط ۵ دقیقه دیگر...» جملهای آشنا برای خیلی از پدرومادرها. وقتی میخواهند فرزندشان تلفنهمراه یا بازی را کنار بگذارد، اما کودک از صفحه دست نمیکشد. گاهی هم والدین میبینند فرزندشان برای بازی و تلفن همراه اشتیاق زیادی دارد، اما برای کتاب خواندن، ورزش یا حتی چند دقیقه گفتوگوی خانوادگی حوصله چندانی ندارد. در چنین شرایطی، مسئله فقط تعداد ساعتهای استفاده از تلفن همراه نیست، مهم این است که تلفنهمراه چه جایی در زندگی کودک پیدا کرده است. در گفتوگو با نهال مقدم، روانشناس کودک درباره نشانههای استفاده بیش از حد، راههای مدیریت آن بدون تنش و محرومیت ناگهانی و البته نقش خود والدین در شکلگیری عادتهای رسانهای کودک صحبت کردهایم. به گفته او «هدف فقط کم کردن تلفن همراه نیست، باید زندگی کودک آنقدر متنوع و لذتبخش باشد که تلفن همراه تنها منبع تفریح و سرگرمی او نباشد.»
خیلی از پدرومادرها نمیدانند استفاده فرزندشان از تلفن همراه و بازیهای رایانهای تا چه اندازه طبیعی است. از کجا بفهمند این استفاده از حد معمول بیشتر شده است؟
اینکه کودک روزی چند ساعت با موبایل یا بازی مشغول است به تنهایی معیار کافی نیست. باید ببینیم این استفاده چه تغییری در زندگی روزمره او ایجاد کرده است. مثلاً آیا خوابش کمتر شده؟ بازی و فعالیت بدنیاش کاهش پیدا کرده؟ کمتر با خانواده و دوستانش ارتباط میگیرد یا فعالیتهای آموزشیاش تحتتأثیر قرار گرفته است؟ یک نشانه مهم دیگر این است که کودک نتواند استفادهاز تلفنهمراه را کنترل کند، یعنی وقتی زمان بازی تمام میشود، مرتب واکنشهای شدید نشان بدهد یا نتواند به راحتی آن را کنار بگذارد. اگر بازی یا فضای مجازی به اصلیترین منبع لذت کودک تبدیل شود و با وجود پیامدهای منفی باز هم نتواند میزان استفادهاش را کم کند، بهتر است والدین این موضوع را جدیتر بررسی کنند. پس به جای اینکه فقط بپرسیم چند ساعت تلفن همراه دستش است؟ باید بپرسیم: تلفن همراه چه اثری روی خواب، فعالیت، روابط و عملکرد روزانه کودک گذاشته است؟
این موضوع چهتأثیری بر تمرکز، حوصله و صبر کودک میگذارد؟
اثر مستقیم دارد. مخصوصاً وقتی بخش زیادی از زمان او صرف محتواهایی شود که مدام محرک جدید ارائه میکنند. در این شرایط ممکن است فعالیتهایی که نیاز به تمرکز، انتظار یا تلاش بیشتری دارند برای کودک سختتر و کسلکنندهتر شوند. مثلاً کتابخواندن یا کاری که نتیجهاش بلافاصله دیده نمیشود، ممکن است جذابیت کمتری داشته باشد و کودک زودتر بگوید «حوصلهام سر رفت» البته نباید هر مشکل تمرکز یا کم حوصلگی را به موبایل نسبت بدهیم، اما اگر همزمان با بیشتر شدن استفاده از صفحهنمایش، علاقه کودک به کتاب خواندن، بازیهای فکری یا فعالیتهای طولانیتر هم کمتر شده، بهتر است الگوی مصرف رسانهای او را بررسی کنیم.
چه اتفاقی میافتد که یک سرگرمی معمولی به چیزی تبدیل میشود که کودک به سختی میتواند از آن دل بکند؟
معمولاً این اتفاق یکشبه نمیافتد. خیلی از بازیها طوری طراحی شدهاند که کودک مرتب پاداش و بازخورد بگیرد، مثلاً مرحلهای را رد کند، امتیاز بگیرد یا قابلیت جدیدی برایش باز شود. همین پاداشها میتوانند سیستم پاداش مغز و ترشح دوپامین را درگیر کنند و کودک را تشویق کنند دوباره به بازی برگردد. اگر بازی بهتدریج به مهمترین منبع لذت کودک تبدیل شود و جای خواب، ارتباط با خانواده، فعالیت بدنی یا سرگرمیهای دیگر را بگیرد احتمال شکلگیری یک الگوی مشکلزا بیشتر میشود. تفاوت مهم اینجاست که کودک دیگر فقط «دوست ندارد بازی را متوقف کند» بلکه کنترل میزان بازی برایش دشوار میشود و با وجود پیامدهای منفی، باز هم ادامه میدهد.
والدین برای مدیریت استفاده فرزندشان از تلفنهمراه و بازی از کجا شروع کنند تا این موضوع به دعوا تبدیل نشود؟
بهتر است مدیریت تلفن همراه از قانونگذاری روشن و قابل پیش بینی شروع شود نه دعوا یا محرومیت ناگهانی. کودک باید بداند چه زمانی و برای چه مدتی میتواند بازی کند و این قانون تا حد امکان ثابت باشد. فقط گفتن «کمتر بازی کن» کافی نیست. باید فعالیتهای جایگزین مثل بازی، فعالیت بدنی یا وقت گذراندن با خانواده را وارد برنامه کودک کنیم. بهتر است قبل از تمام شدن زمان بازی هم به کودک اطلاع بدهیم. مثلاً بگوییم «۱۰ دقیقه دیگه وقت بازی تموم میشه». این کار فرصت میدهد خودش را برای پایان فعالیت آماده کند. اگر کودک اعتراض کرد، والدین لازم نیست وارد بحث طولانی شوند. میتوانند ناراحتی او را بپذیرند، اما روی قانون بایستند. هدف این نیست که کودک هیچ وقت ناراحت نشود. باید کمکم یاد بگیرد با تمام شدن یک فعالیت لذت بخش کنار بیاید.
خود پدرومادر چقدر در این ماجرا نقش دارند؟
اگر پدر و مادر دائماً گوشی دستشان باشد یا برای آرام کردن و سرگرم کردن کودک مرتب تلفن همراه را در اختیارش بگذارند، طبیعی است که کودک هم این وسیله را یکی از اصلیترین منابع سرگرمی و آرامش خود بداند. بنابراین مدیریت مصرف کودک فقط به محدود کردن زمان صفحه نمایش او خلاصه نمیشود. والدین باید خودشان الگوی مناسبی باشند و فرصتهای واقعی برای بازی، ارتباط و سرگرمی در اختیار کودک قرار دهند. کودک بیشتر از اینکه به حرف ما درباره تلفن همراه توجه کند، سبک استفاده ما از آن را یاد میگیرد. اگر قرار است تغییری ایجاد شود، بهتر است از فضای کل خانواده شروع شود نه فقط از خود کودک.
وقتی کودکی به هیجان سریع بازیهای دیجیتال عادت کرده، چطور میتوان او را دوباره به ورزش، بازی با دوستان یا کتاب خواندن علاقمند کرد؟ آیا کم کردن تلفن همراه کافی است؟
نه، صرفاً کم کردن زمان استفاده از گوشی کافی نیست. اگر گوشی را از کودک بگیریم، اما چیزی جای آن نگذاریم، طبیعی است که مقاومت کند. بهتر است همزمان با تنظیم استفاده از آن، فعالیتهایی را که برای خود کودک جذاب هستند دوباره وارد زندگیاش کنیم. اگر حرکت و رقابت را دوست دارد، ورزش و بازی حرکتی. اگر از بودن با دوستان لذت میبرد، فرصت بازی با همسالان و برای کتاب خواندن هم موضوعی را انتخاب کنیم که واقعاً مورد علاقه اوست. نباید انتظار داشته باشیم فعالیتهای کم تحرک از همان ابتدا به اندازه بازی دیجیتال جذاب باشند. کودک باید دوباره تجربه خوبی از این فعالیتها پیدا کند. هدف فقط کم کردن تلفن همراه نیست، باید زندگی کودک آنقدر متنوع و لذت بخش باشد که تلفن همراه تنها منبع تفریح و سرگرمی او نباشد.
والدین چطور میتوانند تفاوت میان استفاده مفید و هدفمند با استفاده سرگرمی و بیهدف را برای کودک توضیح دهند؟
بهتر است استفاده از گوشی را فقط به «خوب» و «بد» تقسیم نکنیم. مسئله این است که کودک بفهمد برای چه کاری سراغ تلفن همراه رفته است. وقتی برای یادگیری، انجام تکلیف، پیدا کردن یک مطلب یا ارتباط با کسی از گوشی استفاده میکند، هدف مشخصی دارد. اما اگر بدون هدف مدام از یک برنامه به برنامه دیگر برود و فقط برای پر کردن وقت صفحه را دنبال کند، بیشتر با استفاده سرگرمی و بیهدف روبهرو هستیم. البته سرگرمی هم بخشی طبیعی از استفاده کودک است. مسئله زمانی ایجاد میشود که آنقدر زیاد شود که جای بازی، تحرک، ارتباط با دیگران و تجربههای واقعی را بگیرد. یک راه ساده این است که والدین قبل از در اختیار گذاشتن تلفن همراه بپرسند: «میخواهی با موبایل چه کاری انجام بدهی؟» همین سؤال ساده به مرور کمک میکند کودک قبل از استفاده، هدفش را مشخص کند و انتخاب آگاهانه تری داشته باشد.
