انتخابات پارلمانی در رژیم صهیونیستی در سایه جنگ غزه و پس از یک سال پرتنش، با نتیجهای قابل انتظار به پایان رسید: نه بلوک نتانیاهو و نه بلوک مخالفان یهودی نتوانستند اکثریت ۶۱کرسی از ۱۲۰کرسی کنست را بدست آورند. در همین حال، احزاب عربی- فلسطینی با رشدی تاریخی، به بازیگران تعیینکننده در معادلات تشکیل دولت تبدیل شدهاند.
احزاب و بلوکهای شرکتکننده
صحنه سیاسی در اراضی اشغالی در این دوره به سه بلوک اصلی تقسیم شد:
بلوک نتانیاهو (راستگرای مذهبی): این بلوک متشکل از حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو (۲۷-۲۶ کرسی)، احزاب یهودی ارتدوکس شاس و یهودیت توراتی متحد (هر یک هفت کرسی)، احزاب راست افراطی عوتسما یهودیت به رهبری ایتامار بنگویر (هفت کرسی) و صهیونیسم مذهبی به رهبری بتسلئیل اسموتریچ (۶کرسی) بود. مجموع کرسیهای این بلوک در شمارش نهایی حدود ۵۳ کرسی گزارش شد.
بلوک تغییر (اپوزیسیون یهودی): این بلوک ائتلافی از احزاب راست، میانه و چپگرای یهودی بود که رهبری غیررسمی آن را گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد ارتش بر عهده داشت. احزاب اصلی آن عبارت بودند از: یاشار به رهبری آیزنکوت (۲۲ کرسی)، باهم به رهبری نفتالی بنت (۱۲ کرسی)، دموکراتها به رهبری یائیر گولان (هشت کرسی) و اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن (هفت کرسی). مجموع کرسیهای این بلوک به ۴۸ کرسی رسید.
احزاب عربی- فلسطینی: دو فهرست اصلی در این انتخابات حضور داشتند: فهرست مشترک (ائتلافی از احزاب عربی چپگرا و سکولار) که با ۱۳-۱۱کرسی سومین حزب بزرگ کنست شد و حزب اسلامی رعم به رهبری منصور عباس (۶کرسی). مجموع کرسیهای این دو حزب به ۱۹ کرسی رسید که تقریباً دو برابر ۱۰کرسی دوره قبل است.
اما در نگاهی دقیقتر این انتخابات از نظر آماری چندین رکورد تاریخی را جابهجا کرد:
مشارکت تاریخی ۷۷.۷ درصدی: میزان مشارکت در این دوره به ۷۷.۷ درصد رسید که بالاترین رقم از سال ۱۹۹۹ تاکنون است. این رقم حدود ۷ درصد بیشتر از مشارکت ۷۰.۶ درصدی انتخابات ۲۰۲۲ بود. مشارکت نظامیان نیز به ۷۹.۹ درصد رسید که رشدی ۶.۲ درصدی را نشان میدهد.
جهش بیسابقه احزاب عربی: احزاب عربی- فلسطینی با کسب ۱۹کرسی، تقریباً دو برابر عملکرد خود در انتخابات ۲۰۲۲ (۱۰ کرسی) کرسی بدست آوردند. مشارکت در جامعه عرب که حدود ۲۰درصد جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهد، به حدود ۸۰درصد رسید که ۵ درصد بالاتر از رکورد قبلی بود. این جهش نتیجه مستقیم خشم و انگیزه انتخاباتی این جامعه در واکنش به سیاستهای دولت نتانیاهو و جنگ غزه توصیف شد.
ریزش احزاب راست افراطی و مذهبی: برخلاف رشد احزاب عربی، احزاب راست افراطی بنگویر و اسموتریچ و همچنین احزاب یهودی ارتدوکس (حاردی) با کاهش نسبی محبوبیت مواجه شدند. این در حالی است که خود لیکود همچنان بزرگترین حزب منفرد کنست باقی ماند، اما با کاهش کرسی نسبت به دوره قبل. زیبایی این نتیجه آنجاست که امسال اسموتریچ و بنگویر بیشترین مواضع افراطی علیه مسلمانان و به ویژه کشورمان را داشتند.
نخستین انتخابات پس از ۷ اکتبر: این انتخابات نخستین آزمون انتخاباتی اسرائیل پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه بود؛ عاملی که به گفته تحلیلگران، شکافهای سیاسی و قومی را عمیقتر کرد و انگیزه مشارکت را در هر دو جامعه یهودی و عربی افزایش داد.
بهترین نتیجه، حذف اسرائیل است اما همین هم خوب است
هرچند بهترین نتیجه برای منطقه، حذف کامل اسرائیل است اما در یک نگاه کلیتر، نتایج فعلی فارغ از ترکیب نهایی دولت، یک پیام روشن دارد: دولت اکثریت نتانیاهو فروپاشیده و گزینه «ائتلاف با اعراب» به قویترین سناریو ممکن برای تشکیل دولت تبدیل شده است. این وضعیت از چند جهت به نفع محور مقاومت و به ضرر نتانیاهو و متحدانش است:
تضعیف مشروعیت و قدرت نتانیاهو: نتانیاهو نه تنها اکثریت را از دست داده، بلکه حتی با احتساب کل بلوک راست- مذهبی، از ۶۱کرسی عبور نکرده است. او در سخنرانی انتخاباتی خود صریحاً اعلام کرد با احزاب عربی همکاری نخواهد کرد و چنین اقدامی را «خیانت» خواند. این موضع، مسیر او را برای تشکیل دولت عملاً مسدود کرده است. نتانیاهو میتواند در مقام نخستوزیر موقت باقی بماند، اما بدون اکثریت پارلمانی، توانایی او برای پیشبرد سیاستهای تهاجمی- به ویژه در قبال غزه و ایران- به شدت محدود خواهد شد.
احیای وزن سیاسی فلسطینیان: جهش تاریخی احزاب عربی به ۱۹کرسی، معادلهای را که سالها نتانیاهو روی آن سرمایهگذاری کرده بود- یعنی به حاشیه راندن و بیاثر کردن رأی عرب- خنثی کرده است. فهرست مشترک با ۱۱کرسی، اکنون سومین حزب بزرگ کنست است و رهبر آن یوسف جبارین بهصراحت خواستار «شراکت واقعی یهودی- عربی» برای جایگزینی دولت نتانیاهو شده است. حتی اگر این احزاب به طور رسمی وارد کابینه نشوند، میتوانند از خارج از دولت، «تور ایمنی» پارلمانی برای یک دولت اقلیت به رهبری آیزنکوت فراهم کنند، سناریویی که به گفته تحلیلگران، محتملترین گزینه در صورت شکست مذاکرات ائتلافی است.
بنبست سیاسی و فرسایشی شدن دولت: تجربه چهار انتخابات ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ نشان داد بنبست سیاسی در اسرائیل معمولاً به بیثباتی، دولتهای کوتاهعمر و ناتوانی در تصمیمگیریهای کلان منجر میشود. اگر آیزنکوت نتواند با احزاب عربی به توافق برسد (که به دلیل شرایط او دشوار است)، اسرائیل یا به سمت انتخابات پنجم خواهد رفت یا به سمت یک دولت وحدت ملی شکننده با حضور نتانیاهو. هر دو سناریو، اسرائیل را در حالت انفعال و درگیری داخلی نگه میدارد، وضعیتی که به طور طبیعی قدرت چانهزنی و اقدام محور مقاومت را در سطح منطقهای افزایش میدهد.
شکست راهبرد «فشار حداکثری» نتانیاهو: نتانیاهو در طول مبارزات انتخاباتی، با تمرکز بر «تهدید عربی» و ادعای «دزدیده شدن رأی» تلاش کرد رأیدهندگان یهودی را حول یک بلوک راست افراطی متحد کند. نتیجه اما نشان داد این راهبرد نه تنها اکثریت را به او بازنگرداند، بلکه مشارکت عربی را نیز به طور بیسابقهای افزایش داد. به عبارت دیگر، سیاستی که قرار بود ضامن بقای نتانیاهو باشد، به تقویت مهمترین مخالفان او در پارلمان منجر شد.
لایههای پنهان؛ آنچه رسانههای اصلی کمتر میگویند
اگر به انتخابات در اراضی اشغالی با دیدی جزئیتر نگاه کنیم، نکات جالب دیگری هم خواهیم دید که در رسانههای جریان اصلی کمتر دیده میشود. یکی از این موارد پارادوکس آیزنکوت است. او ژنرالی است که خودش بخشی از مشکل است. آیزنکوت شرط گذاشته احزاب عربی فقط در صورتی شریک دولت میشوند که «اسرائیل را به عنوان دولت یهودی به رسمیت بشناسند و حماس را یک گروه افراطی بدانند». این شرط عملاً یک وتو پوشیده است، چیزی که یائیر گولان، رهبر دموکراتها به آن اعتراض کرد و گفت: «رأی یک شهروند در طیره با رأی یک شهروند در گیوات شموئل دقیقاً یکی است». این یعنی حتی اگر بلوک تغییر به اکثریت عددی برسد، خودِ رهبر این بلوک با اکراه و از موضع بالا با اعراب برخورد میکند. این ضعف ساختاری بلوک تغییر است: آنها از نظر عددی میتوانند نتانیاهو را شکست دهند، اما از نظر سیاسی هنوز نتوانستهاند تابو «همکاری یهودی- عربی» را بشکنند.
همچنین منصور عباس و حزب رعم او که در سال ۲۰۲۱ با ورود به دولت بنت، تاریخساز شدند، در این دوره به حاشیه رفتند و در عوض فهرست مشترک (که در دفاع از هویت فلسطینی صریحتر است) جایگاه آن را به عنوان نماینده اصلی جامعه عرب تصاحب کرد. این یک تغییر کیفی مهم است: جامعه عرب اسرائیل از سیاست «مصلحتگرایی و مشارکت محتاطانه» عباس به سمت سیاست «هویتمحور و مطالبهگر» فهرست مشترک حرکت کرده است. این یعنی حتی اگر دولتی با مشارکت اعراب شکل بگیرد، انتظارات این جامعه بسیار بالاتر از قبل خواهد بود و فضای مانور کمتری برای سازشهای تاکتیکی وجود دارد.
البته در نهایت این موجب میشود که نتوانیم ۱۹کرسی را یکجا به عنوان «بلوک عربی» به حساب آوریم، اما واقعیت آن است که این بلوک یکپارچه نیست. فهرست مشترک و رعم دو راهبرد متفاوت دارند. اگر آیزنکوت بخواهد فقط با رعم (۶ کرسی) کار کند، به اکثریت نمیرسد (۵۴=۶+۴۸). او باید با فهرست مشترک هم توافق کند و اینجاست که شرط «به رسمیت شناختن دولت یهودی» به مانع جدی تبدیل میشود. بنابراین آنچه به نظر «قویترین گزینه» میرسد، در عمل شکنندهترین گزینه هم هست. یک دولت اقلیت یا یک دولت وحدت ملی شکننده، در بودجهریزی، سیاستگذاری دفاعی و مدیریت جنگ با مشکل جدی مواجه میشود. نتانیاهو در مقام نخستوزیر موقت، اختیارات محدودی دارد اما میتواند با مانعتراشی، روند انتقال قدرت را فرسایشی کند. این وضعیت- که در اسرائیل سابقه دارد- به «فرسایش اعتماد» در بازار و در روابط با واشنگتن منجر میشود. ترامپ که در این دوره آشکارا از نتانیاهو حمایت و ادعا کرد «حمایت او به نتانیاهو کمک کرد بهتر از نظرسنجیها ظاهر شود»، اکنون با یک شریک بیثبات و بدون اکثریت در اورشلیم روبهرو بوده و این برای محور مقاومت یک فرصت ژئوپلیتیک است.
کمی تا قسمتی «به نفع مقاومت»
در نسبت این نتایج با محور مقاومت هرچند بنبست سیاسی خیلی خوب است، اما یک سناریو خطرناک هم وجود دارد: نتانیاهو در بنبست، اغلب به دنبال «خروج از بنبست از طریق تشدید تنش خارجی» میرود. آیزنکوت خودش هشدار داد نتانیاهو «از امنیت اسرائیل برای اهداف سیاسی استفاده نکند» و ممکن است در این دوره بیثباتی، دست به ماجراجویی نظامی- مثلاً علیه ایران- بزند تا توجه را از بحران داخلی منحرف کند. بنابراین «به نفع مقاومت» بودن این نتایج، مشروط به این است که محور مقاومت بتواند سناریو تشدید تنش را مدیریت کند؛ بیثباتی سیاسی در اسرائیل هم فرصت است و هم خطر.
در نهایت نتایج این دوره، اگرچه به معنای «پیروزی» قطعی هیچ یک از طرفها نیست، اما یک «شکست راهبردی» برای نتانیاهو و بلوک راست افراطی محسوب میشود. شکلگیری یک دولت اکثریت راستگرا ناممکن شده و گزینه ائتلاف با احزاب عربی- که نتانیاهو آن را «خیانت» میخواند- به یکی از معدود مسیرهای واقعبینانه پیش رو برای هر کدام از دو حزب یهودی تبدیل شده است.
با این حال شاید تشکیل ائتلاف به سادگی دورههای قبل نباشد. جامعه عرب از مصلحتگرایی به مطالبهگری چرخیده و بنبست سیاسی هم فرصت مقاومت است و هم میتواند به ماجراجویی نظامی نتانیاهو منجر شود. آنچه مسلم است، این است که اسرائیلِ پس از این انتخابات، اسرائیلِ پیش از آن نخواهد بود و دولت ادارهکننده رژیم بیش از پیش انسجام و اقتدارش را از دست داده است.
