آمریکا که در تاریخ کوتاه خود بهعنوان یک کشور بیش از ۴۰۰ تجاوز و مداخله نظامی انجام داده، با صلح نمایشی خطری جدی برای امنیت جهانی محسوب میشود.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از زمان بازگشت به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵ بارها خود را «رئیسجمهور صلح» معرفی کرده و مدعی شده است که به جنگهای متعدد خاتمه داده یا آتشبسهای پایدار برقرار کرده است.
این ادعاها در حالی مطرح میشوند که منابع خبری و تحلیلی، بسیاری از آنها را اغراقآمیز، ناقص یا نادرست ارزیابی کردهاند؛ همزمان، دولت ترامپ اقدامها و تجاوزهای نظامی گستردهای انجام داده که به گفته ناظران، صلح و امنیت بینالمللی را تهدید کرده است.
تجاوزها و حملههای نظامی آمریکا در دوره ریاستجمهوری ترامپ
به گزارش دیلیبیست، در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ (۲۰۱۷–۲۰۲۱)، آمریکا حملههای هوایی و پهپادی را در کشورهایی مانند یمن، سومالی، سوریه و عراق افزایش داد.
براساس دادههای پروژه Armed Conflict Location and Event Data (ACLED) که توسط واشنگتنپست و نیوزویک بررسی شد، دولت ترامپ فقط در سال نخست دور دوم ریاست جمهوری بیش از ۶۵۰ حمله هوایی و پهپادی انجام داده است؛ این حملهها دستکم ۷ کشور ازجمله سومالی، یمن، عراق و سوریه را هدف قرار داده است.
تجاوز نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ (خرداد/ تیر ۱۴۰۴) بخشی از فهرست حملههای جنایتکارانه آمریکا در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ است؛ آمریکا بار دیگر در فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تجاوز نظامی دیگری را علیه ایران انجام داد که آن هم با همدستی رژیم صهیونیستی انجام شد.
در عین حال، آمریکا تحت ریاست جمهوری ترامپ از سپتامبر ۲۰۲۵ (شهریور ۱۴۰۴) کارزاری از حملههای پهپادی و هوایی علیه قایقها در دریای کارائیب و اقیانوس آرام شرقی آغاز کرد و مدعی شد که این قتلها را در چارچوب جنگ ادعایی علیه مواد مخدر انجام میشود.
تا اکتبر ۲۰۲۶ (مهر ۱۴۰۵)، این حملهها به بیش از ۷۰ مورد رسیده و دستکم ۲۳۵ تا ۲۳۸ کشته بر جای گذاشت.
سازمان عفو بینالملل این اقدامها را کشتارهای فراقضایی خوانده و هشدار داده که ممکن است مصداق جنایت علیه بشریت باشد؛ سازمان ملل هم با محکوم کردن این حملهها، خواستار توقف این روند شد.
این حجم از مداخلهها و تجاوزهای نظامی، بهویژه حملههای یکجانبه و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، نشاندهنده رویکرد تهاجمی دولت ترامپ است.
دروغها و اغراقهای ترامپ درباره صلح و آتشبس
ترامپ بارها ادعا کرده است که ۸ جنگ را پایان داده یا حل کرده است؛ رسانههای آمریکایی مانند سیانان، آسوشیتدپرس، پالیتیفکت و فکتچک. ارگ این ادعا را نادرست یا گمراهکننده دانستهاند.
فهرست ترامپ شامل موارد زیر است که بسیاری از آنها جنگ واقعی نبودهاند یا ادامه دارند:
۲ مورد مصر-اتیوپی و صربستان-کوزوو اساسا جنگ نبودند؛ جنگ رواندا-جمهوری دموکراتیک کنگو با وجود توافق تحت میانجیگری آمریکا، همچنان ادامه دارد.
به گزارش سیانان، ترامپ آتشبس غزه در اکتبر ۲۰۲۵ را «پایان جنگ» اعلام کرد؛ این در حالی است که رژیم صهیونیستی به حملههای روزانه خود به نوار غزه ادامه میدهد؛ براساس گزارشها بیش از هزار و ۴۰۰ فلسطینی از زمان آتشبس شهید شدهاند.
به گزارش نشنال پست، ادعای ترامپ درباره پایان دادن به جنگ ۲۰۲۵ رژیم صهیونیستی علیه ایران نیز که به تجاوز نظامی مشترک در فوریه ۲۰۲۶ منجر شد، دروغی بیش نبود.
ترامپ در ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۹ مهر ۱۴۰۵)، در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که «آتشبس انرژی» فوری بین روسیه و اوکراین برقرار شده است، اما نه کییف و نه مسکو این ادعا را تایید نکردند.
به گزارش فارین پالیسی، تحلیلگران این الگو را صلح پوتمکین (نمایشی) توصیف کردهاند: توافقهایی با سر و صدای زیاد اعلام میشود که یا ناقصاند، یا به سرعت نقض میشوند، یا اصلا وجود نداشتهاند.
- بیشتر بخوانید:
- بحران در ناو آمریکایی؛ نمونهای از هزینههای انسانی سیاستهای مداخلهجویانه نظامی
- پیامد هزینه سنگین جنگطلبی ترامپ برای مردم آمریکا؛ تجمع بحرانهای ناامنی و بهداشتی
دروغگویی درباره صلح و آتشبس؛ وجه مشترک روسای جمهور آمریکا
ادعاهای نادرست درباره برقراری صلح یا پایان جنگها منحصر به ترامپ نیست و ریشهای دیرینه در تاریخ ریاستجمهوری آمریکا دارد؛ بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا برای توجیه مداخلههای نظامی، کسب حمایت عمومی یا ارائه تصویری مثبت از عملکرد خود، واقعیتها را تحریف یا اغراق کردهاند.
یکی از نمونههای قدیمی مربوط به لیندون جانسون است؛ وی در سال ۱۹۶۴ مدعی شد که نیروهای ویتنام شمالی ۲ بار به کشتیهای آمریکایی در خلیج تونکین حمله کردهاند؛ تحقیقات بعدی و اسناد محرمانه نشان داد که حمله دوم هرگز رخ نداده و اطلاعات مربوط به آن تحریف شده است؛ جانسون از این ادعا برای گرفتن مجوز کنگره (قطعنامه خلیج تونکین) استفاده کرد و جنگ ویتنام را بهشدت گسترش داد؛ جنگی که صدها هزار کشته بر جای گذاشت.
جورج دبلیو بوش نیز در همین مسیر حرکت کرد؛ وی بارها ادعا کرد که عراق دارای سلاحهای کشتار جمعی است و این موضوع را مبنای حمله ۲۰۰۳ قرار داد؛ پس از اشغال عراق مشخص شد چنین سلاحهایی وجود نداشته است؛ در مه ۲۰۰۳ بوش ادعا کرد که عملیات جنگی عمده در عراق پایان یافته، در حالی که جنگ و اشغال سالها ادامه یافت و دهها هزار نفر جان باختند.
باراک اوباما هم بارها اعلام کرد که ۲ جنگ در عراق و افغانستان را بهطور مسئولانه پایان داده است؛ با وجود این، نیروهای آمریکایی همچنان در این کشورها حضور داشتند، حملههای هوایی و پهپادی ادامه یافت.
منتقدان این ادعاها را فریبکارانه توصیف کردند، زیرا واقعیت میدانی با اعلامهای رسمی فاصله داشت.
نگاهی به این روند یک واقعیت مهم را آشکار میکند: استفاده از روایتهای نادرست یا ناقص درباره صلح و آتشبس، ابزاری تکراری در سیاست خارجی آمریکا بوده است؛ چنین ادعاهایی اغلب برای مشروعیتبخشی به جنگهای جدید یا پوشاندن ناکامیها بهکار گرفته شده و در نهایت به تضعیف اعتماد بینالمللی و طولانیتر شدن منازعات منجر شدهاند.
به خطر افتادن صلح و امنیت بینالمللی توسط آمریکا
به گزارش legalclarity، اقدامها و ادعاهای ترامپ نهتنها به صلح پایدار منجر نشده، بلکه ثبات بینالمللی را تضعیف کرده است؛ تجاوز نظامی به ایران، کارزار کشتار قایقها در آبهای بینالمللی بدون ارائه شواهد شفاف و فشار بر متحدان برای پذیرش توافقهای یکطرفه، اعتماد به نهادهای بینالمللی و قوانین جنگ را کاهش داده است.
ادعاهای مکرر و نادرست درباره «پایان جنگها» میتواند افکار عمومی را گمراه کند و فشار واقعی برای حل ریشهای منازعات را کاهش دهد؛ در عین حال، افزایش یکجانبه استفاده از نیروی نظامی بدون اجماع بینالمللی، خطر تشدید درگیریها و ایجاد پیشینههای خطرناک برای دیگر قدرتها را افزایش میدهد.
این رویکرد ترامپ در واقع ادامه یک الگوی تاریخی طولانیمدت در سیاست خارجی آمریکا است که بارها صلح و امنیت بینالمللی را به خطر انداخته است؛ براساس دادههای پروژه مداخله نظامی دانشگاه تافتس، آمریکا از زمان تاسیس خود نزدیک به ۴۰۰ مداخله نظامی در خارج از مرزهایش انجام داده است؛ بسیاری از آنها بدون اعلام رسمی جنگ و بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل بودهاند.
پس از جنگ جهانی دوم، الگوی یادشده شتاب بیشتری گرفت: جنگ کره (۱۹۵۰)، جنگ ویتنام (با صدها هزار کشته غیرنظامی و نظامی)، حمله به پاناما و گرانادا، بمباران لیبی در دهههای مختلف و بهویژه جنگهای افغانستان (۲۰۰۱) و عراق (۲۰۰۳) که بدون وجود سلاحهای کشتار جمعی ادعاشده آغاز شدند و به بیثباتی طولانیمدت، ظهور گروههای تروریستی و میلیونها آواره منجر شدند.
نمونههای دیگر شامل کودتای ۱۹۵۳ در ایران با حمایت سیا و مداخلههای متعدد در یمن، سومالی و سوریه است؛ این سابقه نشان میدهد که آمریکا بارها با توجیههایی مانند دفاع از آزادی، مبارزه با تروریسم یا حفظ امنیت ملی، جنگهایی را آغاز کرده که پیامدهای ویرانگری برای صلح جهانی داشتهاند.
اقدامهای دولت ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش ازجمله حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز و غیرنظامی ایران، گسترش حملههای پهپادی و عملیات دریایی فراقضایی در همین چارچوب تاریخی قرار میگیرد و بار دیگر اصل منع توسل به زور در منشور ملل متحد را تضعیف میکند.
سازمانهای حقوق بشری و کارشناسان هشدار دادهاند که این الگوی مداوم، اصل «هیچکس فراتر از قانون نیست» را بیاعتبار ساخته و امنیت جمعی را به خطر میاندازد؛ اگر جامعه جهانی در برابر چنین اقدامهایی سکوت کرده یا آنها را عادیسازی کند، توانایی هر نهاد بینالمللی برای حفظ صلح و عدالت با چالشهای جدیتری روبهرو خواهد شد.
