همزمان با پنجمین سالگرد درگذشت ایران درّودی، نقاش، نویسنده و منتقد هنری، بازخوانی کتاب «در فاصله دو نقطه…!» فرصتی برای مرور زندگی، اندیشهها و تجربههای هنرمندی است که در کنار کارنامه پربار خود در نقاشی، بخشی از جهان شخصی و فکریاش را در قالب زندگینامهای خودنوشت روایت کرده است.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ ایران درّودی، متولد ۱۱ شهریورماه ۱۳۱۵ در مشهد، ۷ آبانماه ۱۴۰۰، درگذشت. از جمله هنرمندان ایرانی بود که فعالیت حرفهای خود را به نقاشی محدود نکرد و در حوزههایی چون نویسندگی، کارگردانی، نقد هنری و آموزش تاریخ هنر نیز فعالیت داشت. این هنرمند در کتاب «در فاصله دو نقطه…!» که از سوی نشر نی منتشر شده از خاطرات، تجربههای شخصی و دیدگاههایش درباره زندگی نوشته است. درّودی تحصیلات خود را در مراکز هنری و آموزشی مختلفی از جمله مدرسه هنرهای زیبای پاریس (بوزار)، مدرسه لوور پاریس، دانشکده سلطنتی بروکسل و انستیتو آر.سی.ای نیویورک، دنبال کرد.
در طول فعالیت هنری خود، ۶۴ نمایشگاه انفرادی در نقاط مختلف جهان برگزار کرد و در بیش از ۲۵۰ نمایشگاه گروهی حضور یافت. فعالیتهای او در عرصه تلویزیون نیز بخشی از کارنامه حرفهایاش را تشکیل میدهد. از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۱ تهیهکنندگی و کارگردانی بیش از ۸۰ فیلم مستند را در مجموعهای با عنوان «شناسایی هنر» بر عهده داشت. کارگردانی فیلم مستند ۵۵ دقیقهای درباره «بینال ونیز» در سال ۱۳۴۷ و تدریس «تاریخ و شناخت هنر» در دانشگاه صنعتی شریف از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱، از دیگر فعالیتهای او محسوب میشود.
زندگی و اندیشه
درّودی در بخشی از کتاب «در فاصله دو نقطه…!»، پذیرش اشتباه را یکی از اصول مهم زندگی میداند و از دلتنگی بهعنوان بخشی از تجربه عشق یاد میکند.
این نگاه در کنار تأملات او درباره زیبایی و خاطرات گذشته، نشان میدهد که نویسنده در روایت زندگی خود، تنها به ثبت رویدادها و دستاوردهای حرفهای بسنده نکرده، بلکه به تجربههای درونی و احساساتی نیز پرداخته است که در شکلگیری شخصیتاش نقش داشتهاند. «دوستان درگیر و نگران اشتباه من در انتشار این خاطرات پراکنده هستند و من درگیر قبولاندن اینکه، اشتباه اصل اجتنابناپذیر زندگی است و انتشار این کتاب اشتباهی است که به تجربهای میارزد. در باور من اصل مهم، پذیرش اشتباه است که تعریف دیگر زندگی است پذیرش دلتنگیهاست که تعریف دیگر عشق است. گرچه آنچه مهم است به چشم دیده نمیشود و آنچه گفتنی است در قلب میماند تا در سکوت ابراز شود.»
خاطرات کودکی و شکلگیری جهان هنری
در کتاب «در فاصله دو نقطه…!» درّودی از خاطراتی سخن میگوید که به اعتقاد او، در شکلگیری شخصیت و جهان هنریاش نقش داشتهاند. با اشاره به دشواری یادآوری دوران کودکی، از فضایی گفته است که در ذهنش با اندوه و نوعی عصیان همراه بوده.
در بخشی از کتاب مینویسد: «دنیای کودکیام، دارای فضایی خاکستری رنگ و حسی از غم، توأم با عصیان بود.»
این توصیف، نقطه آغاز روایت شخصی هنرمندی است که در ادامه زندگی، نقاشی را به یکی از مهمترین شیوههای بیان تجربهها و دریافتهای خود از جهان تبدیل کرد. همچنین به نخستین تجربه جدی خود در طراحی و نقاشی اشاره میکند؛ خاطرهای که با وجود گذشت سالها، تصویری روشن از آن در ذهنش باقی مانده است.
درّودی در روایت خود بر تأثیر تجربههای کودکی، فضای خانوادگی، فرهنگها و سنتهای گوناگون بر شکلگیری ذهنیت انسان تأکید میکند. از نگاه او، نمیتوان جهان ذهنی هنرمند را از تجربههای شخصی و خاطراتی که در طول زندگی با خود حمل میکند، جدا دانست.
زیبایی از نگاه هنرمند
یکی از موضوعات مهم در این کتاب، نگاه درّودی به مفهوم زیبایی و هویت زنانه است. او با بازگشت به خاطرات نوجوانی خود، از رنجی سخن میگوید که بهدلیل قضاوتها و مقایسههای ظاهری تجربه کرده بود؛ تجربهای که زمینه تأمل او درباره معیارهای زیبایی را فراهم کرد.
درّودی در بخشی از کتاب، مقایسه ظاهری افراد با یکدیگر را از عواملی میداند که میتوانند معیارهای شخصی انسان را تحتتأثیر قرار دهند.
در این زمینه مینویسد: «برای من زیبایی مجموعهای است از فرهنگ جامعه، معیارهای شخصی، حافظه عینی، تلقین، بار عاطفی و در آخرین مرحله و کمترین اهمیت، تناسب و چگونگی فرمها.»
این دیدگاه نشان میدهد که درّودی زیبایی را مفهومی فراتر از تناسبات ظاهری میدانست و برای تجربههای فردی، حافظه و بار عاطفی در شکلگیری برداشت انسان از زیبایی اهمیت قائل بود.
«یکی از مهمترین رازهای زندگی من، زن بودن و چگونه زن بودنم است. ای کاش میتوانستم به تمام زنهایی که خود را با دیگران مقایسه میکنند و خود را زشتتر یا زیباتر مییابند، میگفت: زیبا بودن هر انسانی بهطرز تفکر او و معیارهای شخصی او بستگی دارد نه با ذهن و دید دیگران. بزرگترین اشتباه همین مقایسه است که عامل بهم ریختن معیارهاست. بهیاد دارم در نوجوانی از چهرهام که در ذهن خانواده بهگونه متفاوتی شکل گرفته بود، بسیار رنج میبردم و تا مدتها از این تصویر که در حافظهها نشست کرده بود، گریزی نداشتم. در هر خانواده دختری شهرت زیبا بودن دارد و دیگری زشترو. بسیاری اوقات مقایسهها در این مورد از هیچ منطق و استدلال زیباییشناسی پیروی نمیکنند. هنگامی که به چهره زنانی که زیر قلم بزرگترین نقاشان بهعنوان زنان زیبای زمانهشان جاودان شدهاند، نگریستم، دانستم که حاضر نیستم هیچگونه شباهت ظاهری به آنها داشته باشم، حتی به «ژوکوند» که مشهورترین چهره مطرح در هنر نقاشی است. در این شکی نیست که میگویند: میباید مجنون بود تا دانست لیلی چقدر زیباست. ولی من باور دارم لیلی همانقدر زیباست که خود تصور دارد. اوست که مجنون را به آنچه خود باور دارد متقاعد کرده است.»
از تحصیل در پاریس تا دیدار با دالی
بخش دیگری از خاطرات درّودی به سالهای تحصیل در پاریس اختصاص دارد؛ دورانی که با دشواریهای یادگیری زبان فرانسه و تلاش برای ورود به مدرسه هنرهای زیبای پاریس همراه بود. روایت میکند که بهدلیل ناآگاهی از روند پذیرش دانشجویان، ناچار شد برای آغاز تحصیل و دریافت مدارک اولیه، در مدرسه موسیقی ثبتنام کند.
درّودی همچنین در کتاب خود از آشنایی با سالوادور دالی، نقاش نامدار اسپانیایی، سخن میگوید. این آشنایی در سال ۱۳۴۳ و در جریان مصاحبهای در اقامتگاه شخصی دالی در پاریس شکل گرفت. علاقه درّودی به ادبیات اسپانیا، بهویژه آثار فدریکو گارسیا لورکا، زمینهای برای گفتوگو درباره هنرمندان معاصر اسپانیا فراهم کرد.
بهروایت او، این آشنایی در سالهای بعد به دوستی تبدیل شد و در جریان برگزاری نمایشگاه آثارش در گالری دوران، دیدارهای متعددی میان آن دو صورت گرفت. درّودی همچنین از علاقه دالی به سفر به ایران و دیدار از اصفهان یاد میکند.
هنر، فراتر از نمایش آثار
فعالیتهای فرهنگی درّودی تنها به نقاشی و نمایش آثارش محدود نبود. او در زمینه نویسندگی و نقد هنری نیز فعالیت داشت و در طول سالها با مجله «سخن» همکاری کرد.
در خاطرات خود، از نخستین حضورش در جمع چهرههای برجسته فرهنگ و ادب ایران یاد میکند؛ حضوری که با سکوت و خجالت همراه بود. یکی دیگر از بخشهای کتاب به برگزاری نمایشگاه آثار او در سازمان ملل متحد در نیویورک در سال ۱۹۹۴ اختصاص دارد. درّودی در این بخش از تغییر نگاه خود به برگزاری نمایشگاهها سخن میگوید و توضیح میدهد که هدفش دیگر فقط ارائه آثار نقاشی نیست، میخواهد شیوه حضور خود را در یک مقطع زمانی نشان دهد.
این روایت، بخشی از نگاه او به جایگاه هنرمند در جامعه را بازتاب میدهد؛ نگاهی که در آن، هنر علاوهبر آفرینش و ارائه اثر، با تجربه زیسته و نحوه حضور هنرمند در جهان پیوند میخورد.
خانلری و مجله «سخن»
«در سالهای شور و سرکشی (سال ۱۳۴۰) گذرم به مجله «سخن» افتاده بود. از آن زمان به مدت ۲۵ سال، هرازگاه با این مجله همکاری داشتهام. بهیاد دارم نخستین باری که در یکی از جلسات یاران «سخن» دعوت شدم، تحتتأثیر بزرگ مردان فرهنگ و ادب ایران، همچون مجسمهای ساکت و بیحرکت نشسته و لب نمیگشودم چرا که پدر گفته بود: «سکوت پوششی است بر نادانیها.»
آثاری درباره ایران درّودی
در کنار این زندگینامه خودنوشت، کتابهای دیگری نیز درباره زندگی و آثار ایران درّودی منتشر شدهاند؛ از جمله «گفتوگو با ایران درّودی» بهکوشش مهدی مظفریساوجی، که درباره زندگی خصوصی، اجتماعی و حرفهای این هنرمند است.
«مجموعه آثار ایران درّودی» شامل ۴۶ تابلو نقاشی از آثار ایران درّودی، که بین سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۲ خلق شدهاند. «چشم شنوا» نیز مجموعه آثار ایران درّودی است که بین سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۸۲ کشیده شده است.
در کنار آثار نقاشی چاپ شده در این کتاب، مجموعه نقدها و نظرات، زندگینامه و سالشمار نمایشگاههای این هنرمند در این مجموعه جمعآوری شدهاند. «قصه انسان و پایداریاش» نیز مجموعهای بهکوشش و جمعآوری مهدی مظفریساوجی است که با جمعآوری نظرات نویسندگان مختلف، به بررسی کارنامه هنری او میپردازد. همچنین بخشی از کتاب به انتشار نوشتههای درّودی اختصاص دارد.
