حوزه/ حجتالاسلام والمسلمین خلج با تبیین جایگاه حضرت فاطمه زهرا(س) و ضرورت زنده نگه داشتن معارف و سیره فاطمی، بیآزاری، بهرهگیری از عقل و ایمان، مهار خواستههای نفسانی و پرهیز از دلبستگی افراطی به دنیا را از نشانههای اهل تقوا برشمرد.
به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام والمسلمین خلج، کارشناس مسائل مذهبی، روز شنبه در برنامه تلویزیونی سمت خدا، با اشاره به جایگاه حضرت فاطمه زهرا(س) و ضرورت بزرگداشت ایام فاطمیه، بر اهمیت ترویج معارف و سیره آن حضرت تأکید کرد و در ادامه، یازدهمین ویژگی متقین در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) را مورد بررسی قرار داد.
وی در بخش نخست سخنان خود با اشاره به آیه ۳۶ سوره توبه که میفرماید: «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ»، اظهار کرد: خداوند متعال در این آیه بیان میکند که تعداد ماهها نزد او از روزی که آسمانها و زمین را آفرید، دوازده ماه است و چهار ماه از این ماهها نیز حرمت ویژه دارند که عبارتاند از رجب، ذیالقعده، ذیالحجه و محرم.
حجتالاسلام والمسلمین خلج با اشاره به برخی روایات در تفسیر این آیه افزود: در روایات، از دوازده ماه به دوازده امام نیز تعبیر شده است. بنابراین، میتوان با توجه به این معارف روایی، میان موضوع دوازده ماه و دوازده امام ارتباطی معنوی برقرار کرد.
وی در ادامه به آیه نخست سوره قدر، «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ»، اشاره کرد و گفت: در روایتی معروف از امام صادق(ع) درباره این آیه، از حضرت فاطمه زهرا(س) با تعبیر «فاطمة» و از شب قدر با تعبیر «لیلة القدر» یاد شده است. این روایت، زمینه توجه به جایگاه ویژه حضرت زهرا(س) را فراهم میکند؛ بهویژه آنکه در ادامه همین سوره آمده است: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ».
کارشناس مسائل مذهبی با بیان اینکه شب قدر از هزار ماه برتر دانسته شده است، تصریح کرد: اگر در روایات، ماهها به امامان(ع) تأویل شده باشند، تعبیر برتری شب قدر از هزار ماه میتواند بیانگر جایگاه بلند حضرت فاطمه زهرا(س) باشد؛ چراکه آن حضرت حقیقتی مرتبط با اصل امامت و ولایت است. عدد هزار نیز میتواند در این بیان، نشانه کثرت و بیانگر برتری و عظمت جایگاه ایشان باشد.
حجتالاسلام والمسلمین خلج با اشاره به برگزاری مراسم عزاداری در ایام محرم و عاشورا و حضور گسترده شیعیان و محبان اهلبیت(ع) برای بزرگداشت شهادت امام حسین(ع)، خاطرنشان کرد: همانگونه که مردم برای امام حسین(ع) و مصیبت عاشورا از جان و مال خود هزینه میکنند، شایسته است در ایام فاطمیه نیز هر فرد به اندازه توان و ظرفیت خود برای زنده نگه داشتن یاد و سیره حضرت زهرا(س) تلاش کند.
وی افزود: هرکس میتواند با توانایی خود در این مسیر قدم بردارد؛ یکی با مال و دارایی، دیگری با حضور و فعالیت، فردی با شعر و هنر و شخصی نیز با نصب پرچم و نشانههای عزاداری در خانه خود. مهم این است که هرکس به اندازه امکانات و توانش برای برگزاری باشکوه مراسم فاطمیه و معرفی جایگاه حضرت صدیقه طاهره(س) تلاش کند.
بیآزاری؛ یازدهمین ویژگی متقین
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با ورود به بررسی یازدهمین ویژگی متقین در کلام امیرالمؤمنین علی(ع)، به عبارت «وَشَرُّهُ مَأْمُونٌ» اشاره کرد و گفت: یکی از ویژگیهای اهل تقوا این است که دیگران از شر آنان در امان هستند و از جانب آنها آزاری به مردم نمیرسد.
کارشناس مسائل مذهبی با توضیح معنای واژه شر اظهار کرد: شر در برابر خیر قرار دارد و به چیزی گفته میشود که انسانها از آن گریزان هستند و تمایلی به آن ندارند؛ در مقابل، خیر چیزی است که مورد رغبت و گرایش انسانها قرار میگیرد. البته در عالم، شر مطلق وجود ندارد و آنچه در بسیاری از موارد شر نامیده میشود، شر نسبی است؛ یعنی یک پدیده ممکن است برای موجودی سودمند و برای موجودی دیگر زیانبار باشد.
حجتالاسلام والمسلمین خلج برای توضیح این موضوع به نیش عقرب و زهر مار اشاره کرد و افزود: نیش عقرب برای خود این حیوان وسیله دفاع است و زهر مار نیز در شکار یا دفاع از آن نقش دارد، اما همین موضوع اگر به انسان آسیب برساند، نسبت به او شر محسوب میشود. بنابراین، یک پدیده ممکن است در نسبت با موجودی خیر و در نسبت با موجودی دیگر زیانآور باشد.
وی با تأکید بر اینکه عبارت امیرالمؤمنین علی(ع) صرفاً به این معنا نیست که متقین توانایی آسیب رساندن دارند اما از آن استفاده نمیکنند، گفت: مقصود این است که انسان باتقوا خود را بهگونهای تربیت کرده که اساساً منشأ شر و آزار دیگران نباشد. به تعبیر دیگر، با رعایت آموزههای دینی و حرکت در مسیر درست، زمینههای شرارت را در وجود خود از بین برده است.
حجتالاسلام والمسلمین خلج با اشاره به اینکه بیآزاری از حداقلهای مسلمانی است، اظهار کرد: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: مسلمان کسی است که مسلمانان دیگر از زبان و دست او در امان باشند. بنابراین، انسان نباید با سخنان خود دل دیگران را بشکند یا با رفتار و تصمیمهایش به زندگی و آبروی آنان آسیب برساند.
وی ادامه داد: گاهی یک سخن میتواند دل چندین نفر را بشکند و گاهی یک اقدام، امضا یا تصمیم اداری ممکن است زندگی فردی را دچار مشکل کند و حتی موجب بیکاری او شود. همچنین انتشار یک تصویر یا مطلب در فضای مجازی میتواند آبروی انسان را در معرض دید شمار زیادی از افراد قرار دهد؛ در حالی که در گذشته ممکن بود یک سخن تنها میان چند نفر مطرح شود. ازاینرو، انسان باید مراقب زبان، رفتار و اقداماتی باشد که ممکن است به دیگران آسیب برساند.
سه عامل بازدارنده از شررسانی به دیگران
کارشناس مسائل مذهبی در تبیین عوامل شکلگیری چنین ویژگیای در انسان، نخستین عامل را بهرهگیری از عقل دانست و گفت: خداوند متعال نعمت عقل را در وجود انسان قرار داده است. در روایتی که در کتاب مجمعالبحرین طریحی نقل شده، از امیرالمؤمنین علی(ع) آمده است: «العقل شرع من داخل، والشرع عقل من خارج»؛ یعنی عقل، شریعتی درونی و شریعت، عقلی بیرونی است.
حجتالاسلام والمسلمین خلج با بیان اینکه عقل با مغز به معنای عضو جسمانی آن تفاوت دارد، توضیح داد: برای عقل تقسیمبندیهای مختلفی مطرح شده است؛ از جمله عقل نظری و عقل عملی. عقل نظری به شناخت و درک انسان مربوط میشود و به او کمک میکند مسائل مربوط به هستی، خداوند، امامت و معاد را بفهمد. عقل عملی نیز در ارتباط با رفتار و عمل انسان قرار دارد و او را در تشخیص بایدها و نبایدها و حرکت بر اساس آنها یاری میکند.
وی افزود: ممکن است فردی از نظر نظری بداند غیبت حرام است یا دروغ گفتن نادرست است، اما هنگام عمل نتواند بر رفتار خود مسلط شود. بنابراین، صرف دانستن کافی نیست و انسان باید آنچه را درست تشخیص داده، در رفتار خود نیز اجرا کند.
حجتالاسلام والمسلمین خلج با اشاره به اینکه جنبه معنوی انسان با توجه به کارکردهای مختلف، نامهای گوناگونی پیدا میکند، گفت: همانگونه که یک فرد در موقعیتهای مختلف با عنوان استاد، پدر، همسر یا فرزند شناخته میشود، حقیقت وجودی انسان نیز با توجه به کارکردهای مختلف، با نامهایی مانند نفس، عقل و قلب توصیف میشود.
وی با استناد به آیه ۲۲ سوره انفال، «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ»، اظهار کرد: خداوند بدترین جنبندگان را کسانی معرفی میکند که حق را نمیشنوند، سخن حق نمیگویند و از عقل خود بهره نمیگیرند. تعبیر «لا یعقلون» نیز نشان میدهد که این افراد از نیروی عقل خود استفاده نمیکنند.
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه بسیاری از آسیبها و شرارتها از غلبه شهوت و غضب ناشی میشود، گفت: میل به قدرت، موقعیت، مال و خواستههای نفسانی میتواند انسان را به سمت دزدی، تهمت، غیبت و ریختن آبروی دیگران سوق دهد. در مقابل، اهل تقوا با بهرهگیری از عقل، شهوت و غضب خود را مهار میکنند و اجازه نمیدهند این تمایلات بر رفتارشان مسلط شود.
وی دومین عامل را ایمان به خداوند دانست و افزود: انسان مؤمن به خدا و معاد باور دارد و میداند که زندگی و رفتار او بیحساب و کتاب نیست. چنین فردی با پذیرش حقیقت ایمان، تلاش میکند خود را اصلاح کند و در مسیر صفات نیک قرار گیرد. در مقابل، کسی که حقایق را انکار میکند و همه امور را تنها به توانایی و تدبیر شخصی خود نسبت میدهد، ممکن است از مسئولیت رفتارهایش غافل شود.
حجتالاسلام والمسلمین خلج در ادامه، سومین عامل را نداشتن دلبستگی و محبت افراطی به دنیا عنوان کرد و گفت: در روایات آمده است: «حُبُّ الدُّنْیَا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ»؛ محبت دنیا سرچشمه بسیاری از خطاهاست. بسیاری از درگیریها، تجاوزها، خیانتها، دزدیها و جنایتها از دلبستگی به مال، قدرت و خواستههای دنیوی ناشی میشود.
وی با اشاره به وصیت پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین علی(ع)، به روایتی درباره بدترین مردم اشاره کرد و گفت: در این روایت، کسی که آخرت خود را به دنیایش میفروشد، از بدترین افراد معرفی شده است؛ اما بدتر از او کسی است که آخرت خود را به خاطر دنیای دیگری بفروشد. برای مثال، فردی ممکن است برای تأمین خواسته شخص دیگری در غیبت، تخریب یا آسیب رساندن به دیگران مشارکت کند، بیآنکه منفعتی هم به دست آورد؛ در چنین وضعی، آخرت خود را برای دنیای دیگری هزینه کرده است.
حجتالاسلام والمسلمین خلج در عین حال تأکید کرد: دلنبستن به دنیا به معنای محروم کردن خود از نعمتها، غذا، تفریح و امکانات زندگی نیست؛ خداوند این نعمتها را برای بهرهمندی انسان آفریده است. مسئله این است که انسان به دنیا تعلق خاطر پیدا نکند و آن را هدف نهایی زندگی خود قرار ندهد.
لاغری متقین به معنای کموزنی ظاهری نیست
وی در ادامه، به ویژگی دیگری از متقین در کلام امیرالمؤمنین علی(ع) با تعبیر «وَأَجْسَادُهُمْ نَحِیفَةٌ» اشاره کرد و گفت: حضرت در این عبارت، اجساد متقین را نحیف توصیف میکند، اما نباید از این تعبیر نتیجه گرفت که هر انسان لاغری باتقوا و هر فرد چاقی دور از تقواست؛ زیرا میان تقوا و لاغری ظاهری ملازمهای وجود ندارد.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به تفاوت ویژگیهای جسمانی افراد افزود: وضعیت بدنی انسانها با یکدیگر متفاوت است و برخی بهطور طبیعی اندام درشتتر و برخی اندام لاغرتری دارند. حتی ممکن است دو فرد با میزان غذای مصرفی متفاوت، وضعیت جسمانی یکسانی نداشته باشند. بنابراین، نمیتوان ظاهر بدن افراد را معیار سنجش تقوا قرار داد.
حجتالاسلام والمسلمین خلج یکی از معانی این تعبیر را دوری متقین از تنپروری و شکمبارگی دانست و گفت: امام علی(ع) در روایتی فرمودهاند: «لا تَجْتَمِعُ الْفِطْنَةُ وَالْبِطْنَةُ»؛ زیرکی و هوشمندی با شکمبارگی جمع نمیشوند. بر این اساس، یکی از ویژگیهای اهل تقوا این است که در خوردن و بهرهمندی از لذتهای جسمانی زیادهروی نمیکنند و اجازه نمیدهند شکمبارگی بر هوشمندی و توانایی فکری آنان غلبه کند.
وی با اشاره به اهمیت تغذیه متعادل برای دانشآموزان و داوطلبان امتحانات گفت: گاهی تصور میشود برای بیدار ماندن و درس خواندن باید بیش از اندازه غذا خورد یا از روشهای نادرست برای بیدار ماندن استفاده کرد؛ در حالی که پرخوری میتواند موجب کاهش تمرکز و کندی درک شود. انسان باید به اندازه غذا بخورد و از افراط در خوردن پرهیز کند.
حجتالاسلام والمسلمین خلج در پایان تأکید کرد: تعبیر نحیف بودن اجساد متقین را باید با توجه به پرهیز آنان از تنپروری و شکمبارگی فهمید، نه اینکه لاغری ظاهری را نشانه قطعی تقوا بدانیم. آنچه در این ویژگی اهمیت دارد، اعتدال در بهرهمندی از نعمتهای جسمانی و پرهیز از افراط و زیادهروی است.
