تهران- ایرنا- پژوهشگران در خوانشی از شعر حافظ، به مفاهیم عشق، آزادگی و مدارا در اندیشه او پرداخته‌ و نشان داده‌اند که چگونه این میراث ادبی می‌تواند در جهان امروز، زمینه‌ای برای پذیرش تفاوت‌ها و یافتن پیوندهای مشترک میان انسان‌ها و فرهنگ‌ها فراهم کند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی، در مقاله‌ای با نام «لئو تولستوی؛ پیام‌آور عشق در روزگار آشوب و خشونت» (Leo Tolstoy: Apostle of Love in a Time of Chaos and Cruelty) که در مجموعه مقالات پژوهشی موسسه صلح جهانی، امنیت و عدالت دانشگاه کویینز بلفاست منتشر شده است، اکبر احمد، دیپلمات و پژوهشگر پاکستانی، استاد ممتاز و دارنده کرسی ابن‌خلدون در مطالعات اسلامی در دانشکده خدمات بین‌المللی دانشگاه آمریکایی واشینگن، فرانکی مارتین، پژوهشگر انسان‌شناسی و امینه هوتی، پژوهشگر پاکستانی و دانش‌آموخته دکتری انسان‌شناسی اجتماعی دانشگاه کمبریج، به بررسی دیدگاه‌های تولستوی درباره عشق، صلح و همزیستی انسانی پرداخته‌اند.

نویسندگان در بخشی از مقاله، به سخنی صوفیانه با انتساب به حافظ اشاره می‌کنند که بر معاشرت پیروان ادیان مختلف با یکدیگر تاکید دارد. در این روایت، عشق ارزشی مشترک میان انسان‌ها معرفی می‌شود و اختلاف میان مسجد و کلیسا در برابر آن در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. این مضمون، زمینه‌ای برای بررسی نزدیکی نگاه عرفانی به عشق و مدارا با دیدگاه اخلاقی تولستوی فراهم می‌کند، این نگاه می‌تواند خوانشی از این بیت حافظ باشد:

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

پژوهشگران می‌نویسند که توجه تولستوی به منابع اسلامی در کتاب «تقویم حکمت» (A Calendar of Wisdom) آشکار است. او در این اثر، افزون بر آیات قرآن و سخنان پیامبر اسلام (ص)، از ضرب‌المثل‌های فارسی و عربی و اشعاری از شاعرانی چون سعدی شیرازی و عمر خیام بهره گرفته است. این مجموعه بازتاب علاقه او به حکمت فرهنگ‌های مختلف و جست‌وجوی ارزش‌های اخلاقی مشترک میان آن‌هاست.

مقاله به آشنایی تولستوی با مسلمانان و فرهنگ اسلامی اشاره می‌کند؛ آشنایی‌ای که از دوران تحصیل او در دانشگاه کازان آغاز شد و در ادامه زندگی‌ نیز گسترش یافت. نویسندگان، توجه او به زندگی ساده، نقد مادی‌گرایی و تأکید بر ارزش‌های معنوی را در ارتباط با این تجربه‌ها بررسی می‌کنند.

در ادامه، دیدگاه تولستوی درباره حقیقت دینی و مخالفت او با تعصب مذهبی و ملی‌گرایی افراطی مطرح می‌شود. او معتقد بود محبت نباید به مرزبندی میان انسان‌ها و دشمنی با دیگران بینجامد. نویسندگان به تاثیر اندیشه‌های او بر مهاتما گاندی و مارتین لوتر کینگ در زمینه مقاومت بدون خشونت اشاره می‌کنند.

این مقاله از حضور منابع اسلامی و ادبیات فارسی در آثار تولستوی و قرابت برخی مضامین آنها با اندیشه عشق و مدارا سخن می‌گوید.

حافظ و سعدی؛ از عشق و مدارا تا همبستگی انسانی

امینه هوتی در مقاله‌ دیگری با عنوان «پیوند دل‌ها؛ درس‌هایی از ابن‌عربی، حافظ و سعدی» (The Mingling of Hearts: What Ibn Arabi, Hafez and Saadi Teach Us) ، شعر و اندیشه این سه شخصیت مهم جهان اسلام و ادبیات فارسی را راهی برای تقویت همزیستی، مدارا و درک متقابل انسان‌ها معرفی می‌کند. این مقاله پنجم اکتبر ۲۰۲۶ (کمتر از یک هفته پیش) در نشریه انگلیسی‌زبان The Friday Times منتشر شده است.

هوتی در بخش مربوط به حافظ شیرازی، شاعر را نماینده پیوند دل‌ها و مقابله با مرزبندی‌های انسانی می‌داند. به اعتقاد او، شعر حافظ با تأکید بر عشق، رهایی معنوی و نقد ریاکاری مذهبی، انسان را به عبور از تقسیم‌بندی‌هایی مانند «ما» و «دیگران» فرامی‌خواند. در این نگاه، انسان‌ها پیش از آنکه نمایندگان یک دین، ملت یا گروه باشند، در تجربه‌هایی چون عشق، رنج، شادی و اشتیاق مشترک‌ هستند.

نویسنده به مفهوم «رند» در شعر حافظ توجه می‌کند؛ شخصیتی که ممکن است در ظاهر با معیارهای متعارف دینداری سازگار نباشد اما از صداقت درونی برخوردار است. از نظر هوتی، تقابل رند با زاهد ریاکار و تصویر میخانه در شعر حافظ، نقدی بر غرور اخلاقی و ادعای برتری معنوی است. او این مضامین را برای گفت‌وگوی میان ادیان و تلاش‌های معاصر در زمینه صلح و همزیستی معنادار می‌داند.

در بخش مربوط به سعدی شیرازی، هوتی بر نقش اخلاق اجتماعی و مسئولیت انسان در قبال دیگران تأکید می‌کند. او دو اثر برجسته سعدی، «بوستان» و «گلستان»، را آثاری می‌داند که با بهره‌گیری از حکایت، شعر و نثر، موضوعاتی چون عدالت، بخشندگی، فروتنی، شفقت و رفتار اخلاقی را بررسی می‌کنند. در خوانش نویسنده، اگر حافظ بر پیوند دل‌ها و عبور از تعصب تأکید دارد، سعدی این نگاه را به عرصه رفتار اجتماعی و مسئولیت مشترک انسان‌ها گسترش می‌دهد.

هوتی همچنین به جایگاه جهانی سعدی اشاره می‌کند و از توجه رالف والدو امرسون و ولفگانگ گوته به حافظ و سعدی، یاد می‌کند.

در چارچوب مقاله، ابن‌عربی بر پذیرش تفاوت‌های دینی، حافظ بر پیوند انسان‌ها از راه عشق و سعدی بر شفقت، عدالت و مسئولیت اخلاقی تأکید دارند.

نویسنده در نهایت تاکید می‌کند که همزیستی به معنای از میان رفتن تفاوت‌ها نیست؛ فرهنگ‌ها و ادیان می‌توانند بدون چشم‌پوشی از تاریخ و هویت خود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و به همین دلیل میراث حافظ و سعدی برای جهان امروز در دعوت به شناخت دیگری، پرهیز از خودبرتربینی و گسترش شفقت انسانی اهمیت می‌یابد.