معاون وزیر ارتباطات امروز میگوید حملات سایبری اخیر مدیریت شدهاند و به نارضایتی کاربران از کیفیت اینترنت ارتباطی ندارند. چند روز پیش، سخنگوی دولت از کاهش سرعت برای حفاظت از داراییهای کشور گفته بود. میان این توضیحات، یک پرسش همچنان باقی است: کاربری که اینترنت مناسبی ندارد، باید علت مشکل را از چه کسی بپرسد؟
برای کاربری که فایلش ارسال نمیشود یا تماس کاریاش مرتب قطع میشود، بحث از همان لحظهای آغاز میشود که خدمت موردنیازش کار نمیکند. او بسته خریده، زمان گذاشته و انتظار دارد ارتباط برقرار بماند. اما وقتی دنبال علت میگردد، با مجموعهای از توضیحات روبهرو میشود: تهدید سایبری، ملاحظات امنیتی، کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات و قطعی برق.
هرکدام از این عوامل ممکن است در موقعیتی مشخص اهمیت داشته باشند. مسئله اینجاست که هنوز از کنار هم گذاشتن اظهارات اخیر، نمیتوان فهمید سهم هرکدام در مشکل یک کاربر چیست و چه زمانی قرار است برطرف شود.
اظهارات امروز معاون وزیر ارتباطات، این پرسش را دوباره برجسته کرده است.
وحید یزدانیان، معاون توسعه شبکه ملی اطلاعات وزارت ارتباطات، امروز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ در گفتوگو با سیتنا از افزایش قابلتوجه حملات سایبری طی دو روز اخیر خبر داده است. او در عین حال تأکید کرده این حملات رصد و دفع شدهاند و نارضایتی کاربران از کیفیت شبکه به حملات مورد اشاره ارتباط ندارد.
یزدانیان همچنین درباره احتمال وقوع حملات جدیتر هشدار داده؛ به این معنا که حملات اخیر ممکن است توجهها را به خود جلب کنند و همزمان، اقدام دیگری در پشت آنها انجام شود. این بخش از سخنان او هشدار درباره یک احتمال است، نه اعلام وقوع نفوذ تازه یا تأیید سرقت اطلاعات.
این تفکیک اهمیت دارد: افزایش حملات یک موضوع است و علت کیفیت نامطلوبی که کاربر تجربه میکند، موضوعی دیگر. اگر بنا بر توضیح مقام مسئول، حملات اخیر مهار شدهاند، نمیتوان آنها را پاسخ آمادهای برای هر شکایت از اینترنت دانست.
شش روز قبل، سخنگوی دولت چه گفته بود؟
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۲۱ مهر در پاسخ به پرسشی درباره اختلال و ناپایداری اینترنت گفته بود دستگاههای متولی ممکن است برای حفاظت از پایگاههای داده و خدمات اینترنتی، در مقاطعی سرعت را کاهش دهند. او این اقدام را در چارچوب حفاظت از داراییهای کشور توضیح داده بود.
آیا این دو موضع الزاماً متناقضاند؟ از اطلاعات منتشرشده نمیتوان چنین نتیجه قطعی گرفت. سخنگوی دولت درباره امکان اعمال کاهش سرعت در برخی مقاطع صحبت کرده و معاون وزیر، مشخصاً درباره حملات دو روز اخیر توضیح داده است. زمان، دامنه و نوع اتفاقاتی که هرکدام به آن اشاره دارند، لزوماً یکسان نیست.
اما همین تفاوت، نیاز به توضیح دقیقتر را بیشتر میکند. اگر جایی کاهش سرعت به تصمیم دستگاهی مربوط بوده، محدوده و مدت آن چه بوده است؟ اگر اختلال دیگری منشأ فنی دارد، کدام بخش شبکه مسئول رفع آن است؟
کاربر نباید برای پیدا کردن پاسخ، مصاحبههای مسئولان را کنار هم بگذارد و از میان آنها علت احتمالی مشکلش را استخراج کند.
مازیار نوربخش، رئیس کمیسیون تحول، نوآوری و بهرهوری اتاق تهران، در گفتوگویی که ۲۶ مهر منتشر شده، اثربخشی کاهش سرعت اینترنت برای حفاظت از سامانهها را زیر سؤال برده است. او خواسته روشن شود منظور از ملاحظات امنیتی چیست و محدودسازی ارتباطات چگونه به هدف اعلامشده کمک میکند.
نوربخش در عین حال درباره گزارشهای مربوط به آسیبدیدن سامانهها احتیاط کرده و گفته بدون اطلاعات رسمی و موثق، نمیتوان جزئیات را تأیید کرد.
این مطالبه، اصل ضرورت امنیت را نفی نمیکند؛ از مسئولان میخواهد رابطه میان اقدام و نتیجه را توضیح دهند. وقتی تصمیمی بر دسترسی مردم اثر میگذارد، پرسش درباره ضرورت، مدت و اثربخشی آن، بخشی از ارزیابی همان تصمیم است.
همزمان، حمید فتاحی، رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، در نشست خبری ۲۶ مهر، عدم سرمایهگذاری بهموقع را مهمترین چالش کیفیت ارتباطات دانسته است. او قطعی برق و فرسودگی شبکه ثابت را نیز از عوامل مؤثر بر پایداری خدمات معرفی کرده است.
این توضیح، بحث را به مسئلهای متفاوت میبرد: بخشی از مشکلات ارتباطی ممکن است به ظرفیت و وضعیت زیرساخت مربوط باشد. در چنین حالتی، رفع تهدید سایبری بهتنهایی قرار نیست مشکل را حل کند؛ توسعه و نگهداری شبکه هم لازم است.
البته این اظهارات نیز سهم عددی هر عامل را در اختلالهای اخیر مشخص نمیکند. نمیتوان از آن نتیجه گرفت که همه کندیها ناشی از کمبود سرمایهگذاریاند، همانطور که نمیتوان همه آنها را به حمله سایبری نسبت داد.
هزینه ابهام را چه کسی میپردازد؟
یک فروشگاه اینترنتی را تصور کنید که بارگذاری تصاویر محصولاتش نیمهکاره میماند، یا همکاری که برای ارسال نسخه نهایی یک پروژه چند بار تلاش میکند. در این مثالها، خسارت فقط مبلغ بسته اینترنت نیست؛ زمان، فرصت پاسخگویی و اعتماد طرف مقابل هم درگیر میشود.
برای این افراد، دانستن علت و مدت احتمالی مشکل کاربرد عملی دارد. اگر اختلال محلی باشد، شاید تغییر اتصال کمک کند. اگر یک سرویس مشخص آسیب دیده باشد، راهحل دیگری لازم است. اگر محدودیتی اعمال شده باشد، خرید بسته تازه الزاماً چیزی را تغییر نمیدهد.
وقتی این تفاوتها روشن نباشد، کاربر با آزمونوخطا هزینه میکند؛ بیآنکه بداند مشکل از گوشی اوست، اپراتورش یا بخشی دیگر از مسیر ارتباط.
آنچه میتواند این وضعیت را روشنتر کند، گزارشهایی است که محدوده اختلال، زمان شروع، خدمات متأثر و وضعیت رفع مشکل را مشخص کنند. لازم نیست جزئیات حساس دفاع سایبری منتشر شود تا مردم بدانند کدام خدمت دچار مشکل است و مسئول پیگیری آن کیست.
در موضوع کیفیت نیز معیار باید قابل بررسی باشد: آیا تأخیر کمتر شده؟ آیا قطع ارتباط کاهش یافته؟ آیا شکایتهای مشابه در یک منطقه برطرف شدهاند؟ اعلام برنامه توسعه زمانی برای مشترک معنا پیدا میکند که اثرش در استفاده روزانه دیده شود.
اظهارات امروز، دلیل قطعی کندی اینترنت را روشن نمیکند؛ اما نسبتدادن آن به حملات سایبری اخیر را، بنا بر گفته معاون وزیر، کنار میگذارد. حالا نوبت پاسخ به بخش باقیمانده است: اگر این حملات علت مشکل کاربران نیستند، علت چیست و چه کسی برای رفع آن زمان مشخص اعلام میکند؟
