یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: ما در روزگاری زندگی میکنیم که ادامه زندگی ما با طبیعت بیش از همیشه پیوند خورده، و طبیعت بیش از همیشه در معرض نابودی است. ما باید بتوانیم این را به نسل بعد توضیح بدهیم. به آنها نشان بدهیم که دغدغههای زیستمحیطی یک ادای شیک نیست، یک ضرورت بقای انسانی است.
برای توضیح این ضرورت باید هم آسیبها را نشان بدهیم و هم روشن کنیم که این آسیبها از تصمیمهای مصرف، تولید، حملونقل، و سیاستگذاری سرچشمه میگیرند. سوزاندن بنزین، گاز و زغالسنگ، بسته به نوع سوخت و شرایط احتراق، آلایندههایی وارد هوا میکند که به بدن ما آسیب میزنند. ذرات ریز به عمق ریه و جریان خون میرسند و خطر بیماریهای قلبی و تنفسی را افزایش میدهند. هوای آلوده محیط زندگی ما را به عاملی بیماریزا تبدیل میکند.
همزمان، سوزاندن سوختهای فسیلی تعادل حرارتی زمین را تغییر میدهد؛ اما مسئولیت فقط بر دوش مصرفکننده نیست. سیاست انرژی، شهرسازی، حملونقل عمومی، و الگوی تولید نیز در انتشار سهم دارند. افزایش دما موجهای گرما را شدیدتر، تبخیر را بیشتر، و در بسیاری مناطق فشار خشکسالی را سنگینتر میکند. در کوتاهمدت بارشهای شدید و مخرب نیز تشدید میشوند.
ذوب یخهای خشکی و انبساط آب اقیانوسها سطح دریا را بالا میبرند و سکونتگاههای ساحلی را تهدید میکنند. این تغییرها آب، غذا، سلامت، و سکونت همه را تحت فشار میگذارد؛ اما گروههای کمدرآمد و کشاورزان آسیبپذیرتر هستند.
روی زمین نیز منابع زیستی را فرسوده میکنیم. برداشت بیرویۀ آبهای زیرزمینی سطح آب را پایین میبرد و لایهها را به فرونشست و کاهش دائمی ظرفیت آبخوان میرساند. بارندگی بعدی لزوما این آسیب را جبران نمیکند. ورود فاضلاب و مواد سمی آبها را آلوده میکند؛ آب بهتنهایی به معنای آب قابل استفاده نیست. کودهای شستهشده نیز با ورود به دریاچهها تراکم جلبک و کمبود اکسیژن ایجاد میکنند. این زنجیره را با مدیریت مصرف آب، تصفیه فاضلاب و کشاورزی کمنهاده میتوان محدود کرد.
خاک فقط بستر مکانیکی گیاه نیست؛ موجودات زندهاش مواد آلی را تجزیه و مواد غذایی را به گردش درمیآورند. فرسایش لایه حاصلخیز را از بین میبرد و نمک و آلودگی توان تولید را میکاهند. تشکیل مشتی خاک صدها سال طول میکشد؛ پول جای آن را نمیگیرد. حفظ پوشش گیاهی، تناوب زراعی، و جلوگیری از ساختوساز روی زمین کشاورزی اقدامهایی ضروری هستند.
قطع جنگل و تخریب تالاب کارکردهای طبیعی یعنی نگهداشت خاک، ذخیرۀ کربن، و تنظیم جریان آب را مختل میکند. نابودی زیستگاهها و مصرف نامناسب سموم به گردهافشانها و دشمنان طبیعی آفات آسیب میزند و تولید غذا را تضعیف میکند. حفاظت از زیستگاهها و کشاورزی بدون سموم بیرویه در همین زنجیره قرار میگیرد. اقیانوسها با جذب دیاکسیدکربن اسیدیتر میشوند؛ گرمشدن آب و صید بیش از توان تجدید، حیات دریایی و معیشت ماهیگیران را تهدید میکند.
حفاظت از محیط زیست یعنی این زنجیرههای تخریب را متوقف یا محدود کنیم؛ انتشار آلایندهها را کاهش دهیم، برداشت آب را مهار کنیم، جلوی ورود فاضلاب تصفیهنشده را بگیریم و خاک و زیستگاهها را حفظ کنیم. باید به نسل بعد بیاموزیم که با ادامه روند تخریب طبیعت، شرایط تنفس، و سلامت خودمان را از بین میبریم.
