زویا پیرزاد با انتشار رمان «اهالی ماگنولیا»، دوباره به کانون توجه خوانندگان بازگشته است. این رمان که میان خاطرات پیاپی و پرسش‌های درونی شخصیت‌ها حرکت می‌کند، همان ذهن آشنای آثار پیشین را دارد، اما با تغییری بنیادین: حضور پررنگ‌تر و پخته‌تر مردان در کنار زنان. پیرزاد در این اثر، از طریق راوی‌ای که چهره‌اش در پرده باقی می‌ماند اما احساسش ملموس است، روایت‌هایی تودرتو از زندگی زنان با ملیت‌های مختلف را بازمی‌گوید؛ تجربه‌ای که همزمان در عین جذابیت، پرسش‌هایی درباره تکرار یا تکامل سبک او برمی‌انگیزد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) –فائزه وزیرنژاد: بعد از ۲۲ سال سکوت، زویا پیرزاد با رمان اهالی ماگنولیا (نشر جهان کتاب، ۲۲۶ صفحه) به دنیای داستان بازگشته است. بازگشتی که هم شوق می‌آورد و هم نگرانی: آیا نویسنده‌ای که با «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» و «عادت می‌کنیم» نامش را در رمان معاصر ثبت کرد، خودش را تکرار کرده یا راهی تازه رفته است؟

پاسخ این است که پیرزاد در ماگنولیا امضای آشنایش، یعنی ذهن پرتنش و تحلیل‌گر یک راوی زن را حفظ کرده است، اما دایرۀ جهان داستانی را وسیع‌تر کرده است. این گسترش هم نقطۀ قوت رمان است و هم محل پرسش‌هایش.

راوی رمان، زنی است که با هر شیء و هر نشانه‌ای به گذشته می‌رود و همین مرور مداوم در روایت می‌شود شیوۀ اصلی شخصیت‌پردازی داستان. نکتۀ قابل‌توجه این است که پیرزاد چهرۀ راوی را دیر هنگام و تکه‌تکه به خواننده نشان می‌دهد: مثلاً اضافه ‌وزن و زانو ‌درد او نخست در حوالی صفحۀ ۴۰ آشکار می‌شود و موی مجعدش تا حدود صفحۀ ۷۰ در پرده می‌ماند، در حالی‌که ظاهر برخی از شخصیت‌های دیگر با دقت توصیف می‌شود. نتیجه شخصیتی است که تصویر چهره‌اش را نداریم، اما مهربانی، علاقه‌ها و روزمرگی‌هایش را خوب می‌شناسیم. خواننده با او از راه احساس هم‌ذات‌پنداری می‌کند، نه از راه ظاهر.

نوسان دائمی میان حال و گذشته، که در بخش‌هایی خواننده را خسته می‌کند، در مجموع به رمان ضرب‌آهنگی تندتر از چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم داده است. این همان ذهن آشنای کلاریس در چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم و بسیار کم‌تر از آرزو در عادت می‌کنیم است: ذهنی که همه چیز را تحلیل می‌کند و هر نشانه‌ای او را به صحنه‌ای از گذشته می‌برد.

تفاوت در این‌جاست که ذهن کلاریس و تا حدی آرزو حالا در فضایی پرشخصیت‌تر حرکت می‌کند. در مطالعه‌ای سبک‌شناختی از چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم دیده شد که در روایت کلاریس زمان گذشته بر سایر زمان‌ها برتری دارد و به ترتیب وجه خبری و وجه پرسشی در رتبه‌های اول و دوم‌ هستند؛ یعنی راوی هم گزارشگر گذشته است و هم ذهنی پرسشگر دارد. این‌که اهالی ماگنولیا دقیقاً همین الگو را دارد، بدون شمارش جمله‌ها ادعایی قطعی نیست، اما احساسی که از خاطره‌های پیاپی و پرسش‌های درونی سوسن به خواننده می‌رسد، با همان الگو هم‌خوان است.

ماگنولیا نام خیابانی است که ساکنانش از ملیت‌ها و پیشینه‌های گوناگون‌اند. رمان پر است از زندگی‌های زنانه‌ای که هر کدام به نحوی، با نقش مردی در زندگی‌شان شکل گرفته‌اند. حتی حضورهای گذرا، مثل شخصیتی به نام سمیه، روایت خاص خود را دارند. پیرزاد می‌تواند در یک صفحه، گاه چند ماجرا و چند شخصیت تازه را کنار هم بگذارد و رمان را به مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه تودرتو شبیه کند، ساختاری که کشش خواندن را بالا می‌برد، هرچند گاهی خواننده را سردرگم و کلافه می‌کند. بخش‌هایی مانند بخش دوازدهم رمان از روایت‌های درخشان تجربۀ زنانه‌اند.

فائزه وزیرنژاد

یکی از تفاوت‌های مهم این رمان با چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم و یا حتی عادت می‌کنیم، پررنگ‌تر شدن مردان است؛ مردان این رمان بیش‌تر، کنش‌گرتر و پخته‌ترند. در عادت می‌کنیم فقط سهراب زرجوست که برای آرزو کنش دارد و جالب توجه است و سایر مردان کنش خاصی ندارند در چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم نیز شخصیت‌های مرد کم‌تر همراه زنان در صحنه هستند، اما تقریباً در همۀ صحنه‌های اهالی ماگنولیا، مردان حضور حتی می‌توان گفت فعالی دارند و نویسنده به تعادل بیش‌تری میان زن و مرد رسیده است؛ هرچند مردان همچنان در سایۀ زنان می‌مانند. تصویری که از آن‌ها ساخته می‌شود دوپهلوست: از یک سو در رنج‌های زنان سهم دارند و عاملان این رنج هستند و از سوی دیگر مردانی مانند دیوید، لویی، حمید و… همراهی برای زن‌ها هستند. این دوگانگی نشان می‌دهد نویسنده در این رمان از مرز تجربۀ صرفاً زنانه فراتر رفته و دنیای مردان را هم جدی گرفته است.

پرسش باقی‌مانده این است که آیا حضور پررنگ مرد به ‌عنوان «علت» سرنوشت زنان، ناخواسته روایت‌ها را به الگویی تکراری نمی‌کشاند؟ حضور ملیت‌های متفاوت و صحبت از تجربه‌های زیستۀ آن‌ها غذاها، آداب و رسوم، جشن‌ها و... به رمان جذابیت می‌دهد، ولی این‌که به شخصیت‌ها با هویت‌های ملی خاص تا چه حد با ظرافت پرداخته شده‌ است، جای بحث دارد. البته به نظر می‌رسد هدف نویسنده از اساس پرداخت دقیق به فرهنگ‌ها نبوده است و ملیت بیش‌تر پس‌زمینۀ هم‌زیستی آدم‌هاست؛ زنان و مادرانی ایرانی، هندی، افغانستانی، یونانی، قبرسی، انگلیسی و…، همگی با مشکلاتی ملموس برای هر زنی.

در اندک نقدهای تاکنون نوشته شده بر این اثر، دیده شده است که مخاطبان، اهالی ماگنولیا را به ‌دلیل شباهت شخصیت‌ها و روابطشان با آثار پیشین پیرزاد تکراری می‌دانند. این برداشت تا حدی بی‌پایه نیست، چون ذهن راوی و فضای عاطفی او آشناست. با این حال یک تفاوت مهم آن را تعدیل می‌کند: کلاریس خانه‌دار است و مدیریتش فقط در فضای خانه و آشپزخانه محدود می‌ماند و صاحب سه فرزند است، آرزو زنی است که دختر ۱۹ ساله دارد و از همسرش جدا شده است و در بنگاه املاک موروثی پدر کار می‌کند و با آقای سهراب زرجو آشنا می‌شود و در فضای دیرآشنای ازدواج مادر قرار می‌گیرد، اما سوسن مجرد زندگی می‌کند و آرایشگر است. شرایط زندگی او به گونه‌ای است که نه خانه‌داری می‌کند، نه آشپزی و نه مهمان‌داری. رئیسش که به همه زور می‌گوید و بد اخلاق است و اتفاقاً نینا، همسرش را نیز بسیار اذیت می‌کند و حتی به او خیانت می‌کند، از سوسن حساب می‌برد، تمام دوستان و مشتری‌ها و همسایه‌هایش به او احترام می‌گذارند و امین حرف دیگران است و رویش حساب می‌کنند؛ یعنی ذهن سوسن شبیه کلاریس و تا حدی آرزو است، اما با جایگاهی متفاوت در اجتماع. با این حال، این احترام بیرونی با درگیری درونی همراه است: سوسن با خودش کلنجار می‌رود که چرا نمی‌تواند به کسی «نه» بگوید و هرکس از او چیزی بخواهد، همه را انجام می‌دهد. همین خستگی از خدمت‌گزاری را در زنان دیگر رمان هم می‌بینیم، مثلاً مهین، زنی مهربان و کدبانو که کار همه حتی سوسن را انجام می‌دهد، اما دیگران آن را وظیفه‌اش می‌دانند. پس تفاوت سوسن با کلاریس بیشتر در اقتدار بیرونی است، نه لزوماً در رهایی از چرخۀ خدمت. از سوی دیگر، همان شباهت ذهنی را می‌توان امضای نویسنده نیز خواند: پیرزاد همچنان به زندگی روزمرۀ شخصیت‌هایش و روابط و دنیای ساده می‌پردازد و از شعار و نظریه‌پردازی فاصله می‌گیرد.

شخصیت‌های اصلی هر سه رمان، کلاریس، آرزو و سوسن در عین شباهت، هرکدام دغدغه‌های زنان دوران خودشان را به نمایش می‌گذارند؛ مادری خانه‌دار با زندگی موفق ولی تکراری و دل‌سرد کننده، مادری مجرد و شاغل با علایق سرکوب شده و زنی مجرد و شاغل در جامعۀ اروپایی. هر سه زن پدری مهربان را از دست داده‌اند گویی به چیزی تکیه ندارند؛ پدرانی پشتیبان که در خاطراتشان احساس امنیت را به خواننده می‌دهد. فضای شکل‌گیری رمان نیز از چالش‌های منتقدین است؛ جابه‌جایی داستان به خارج از ایران، دغدغه‌های مهاجران را در مرکز می‌گذارد و ممکن است خوانندۀ داخل کشور را کم‌تر در متن ببیند. همچنین رمان، دست‌کم بدون اشارۀ مستقیم به دگرگونی‌های سال‌های اخیر به جایگاه زنان در جامعۀ ایران نمی‌پردازد که جای تأمل دارند ولی می‌توان برای هر دو دلایلی آورد.

در بخش‌های پایانی (حدود ۵۵ صفحۀ آخر) ریتم رمان تند می‌شود و خواننده برای دانستن سرانجام داستان شتاب می‌کند. قضاوت دربارۀ پایان رمان را عمداً به خواننده می‌سپارم تا ماجرا لو نرود. آخر سخن این‌که، اهالی ماگنولیا رمانی است با نثری روان، شخصیت‌هایی دوست‌داشتنی با شناختی دقیق از درون زنانه. اصلاً برچسب «رمان آشپزخانه‌ای» که برخی منتقدین به رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم داده بودند و گاه به آثار زنانه می‌گویند، به آن نمی‌چسبد: جهان رمان از ذهن راوی بیرون می‌آید و به محله‌ای پر از آدم‌هایی از ملیت‌ها و سرنوشت‌های گوناگون می‌رسد. نویسنده فلسفه نمی‌بافد و مانند عالمان روان‌شناسی دستور نمی‌دهد که مخاطب چه کند، متن شعاری نیست و نویسنده فقط به خواننده نشان می‌دهد که تنها نیست و احساسات او بالاخره در یکی از شخصیت‌های داستان پیدا می‌شود، فقط باید خود را بیابد و آن وقت کافی است کمی درنگ کند و نفسی تازه کند. برای دوستداران پیرزاد، این بازگشت دلگرم‌کننده است.

باران آدم‌های خاص خودش را دارد آدم‌هایی که حتی زیر باران هم راسته انقلاب و کتاب را دوست دارند این گزارش روایتگر حضور مردمی است که حتی باران هم مانع از حضور آنها در این راسته نشده است.

بوشهر- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر از اجرای برنامه‌هایی چون «کتابخانه انسانی» در خط ساحلی، «داروخانه کلمات» در بیمارستان‌ها، پویش «کتاب مسافر» و ... در هفته کتاب سی‌وچهارم خبر داد.

کهگیلویه‌وبویراحمد- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از برگزاری آیین انتخاب کتاب سال استان، نکوداشت سید ساعد حسینی، تجلیل از ۱۰ نویسنده و پیشکسوت عرصه نشر و برپایی نمایشگاه کتاب در مرکز استان و شهرستان‌ها به عنوان بخشی از برنامه‌های هفته کتاب سی‌وچهارم خبر داد.

اصفهان - مازیار اخوت گفت: دستاورد مهم هدایت این است که ذهن را وارد داستان‌نویسی ایران کرد. شاید یکی از دلایل کم بودن اقتباس‌های مدرن سینمایی از آثار او این باشد که به تصویر کشیدن آن دسته از داستان‌های هدایت که جنبه ذهنی پررنگ‌تری دارند، کار دشواری است.

در خوانش هگلی تعارض آنتیگونه و کرئون محدودیت نظم اخلاقی موجود را آشکار می‌کند؛ این تعارض در حرکت تاریخی روح معنا پیدا می‌کند و به گذار به صورت‌های دیگر حیات اجتماعی و حقوقی مربوط می‌شود. در خوانش کی‌یرکگور تأکید بر آشتی‌دادن تعارض‌ها در یک کلیت عقلانی می‌تواند چیزی را از دست بدهد؛ یگانگی رنجی که شخص از درون تجربه می‌کند.

تعدادی از نمایشنامه های زنده یاد بهرام بیضایی نویسنده، کارگردان و پژوهشگر پیشگام تئاتر کشورمان در قالب «هفته بیضایی» توسط دانشجویان رشته تئاتر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر روخوانی می شوند.

انجمن فرهنگی ناشران آموزشی به‌مناسبت سی‌وچهارمین دوره هفته کتاب، برنامه‌های مختلفی همچون اهدای کتاب به مدارس و کتابخانه‌های مناطق کم‌برخوردار و جنگ‌زده، ارائه تخفیف سراسری ناشران آموزشی، برگزاری نمایشگاه‌های کتاب را دنبال می‌کند.

زنجان- مجموعه صوتی کتاب «داستانلار» شامل ۲۷ روایت از آشیق مسلم عسگری، با بیش از ۲۶ ساعت خوانش به زبان ترکی آذربایجانی، در سامانه کتابخانه مرکزی دانشگاه استانبول در دسترس علاقه‌مندان و پژوهشگران ادبیات آشیقی قرار گرفت.

کهگیلویه‌وبویراحمد- سامان معینی، نویسنده کهگیلویه‌وبویراحمدی، تصمیم گرفته تمام سود خالص فروش آثار مکتوب خود را به رفع موانع تحصیلی، تأمین نیازهای آموزشی و بهداشتی و مهارت‌آموزی دانش‌آموزان مناطق کم‌برخوردار استان اختصاص دهد؛ طرحی که با هدف تبدیل حاصل سال‌ها فعالیت ادبی و پژوهشی به فرصتی برای بهبود شرایط تحصیل کودکان اجرا می‌شود.

هرمزگان - مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان از برگزاری برنامه‌های ویژه به یاد دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب و اعزام گروه‌های نمایشی باشگاه‌های کتاب‌خوانی برای اجرای برنامه‌های ترویجی میان خانواده‌های شاغلان صنایع، به عنوان بخشی از برنامه‌های هفته کتاب سی‌وچهارم در این استان خبر داد.

مصطفی رحماندوست، شاعر، نویسنده و مترجم ادبیات کودک و نوجوان، به دلیل درد در ناحیه کمر و پا، مدتی است با مشکلات جسمی روبه‌روست و در حال حاضر در منزل بستری است.

لرستان - مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان لرستان از تلاش‌های ارزشمند و مسئولانه نرگس اسدی، کتابدار کتابخانه روستای فرسش که حتی در دوران مرخصی زایمان نیز برای تداوم فعالیت‌های کتابخانه و ارائه خدمات فرهنگی به مردم تلاش کرد، تجلیل کرد.

عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران، گفت: کتاب در عصر بمباران اطلاعاتی و تکثر روایت‌ها، می‌تواند با ثبت تجربه‌های اجتماعی و تقویت گفت‌وگو میان نسل‌ها، به انسجام حافظه جمعی جامعه کمک کند.

لرستان - ۱۳ سال از تخریب کتابخانه ۱۷ شهریور خرم‌آباد می‌گذرد؛ تعهد شهرداری برای واگذاری ۳۹۰ مترمربع زمین معوض، با وجود تغییر مدیران شهری و استانی، همچنان بلاتکلیف است و بررسی آن در شورای شهر بار دیگر به آینده موکول شد.

لرستان- هم‌زمان با روز دانش‌آموز، کتاب «فصل ایستادگی» شامل گزیده‌ای از خاطرات برگزیده دانش‌آموزان عضو کتابخانه‌های عمومی لرستان با موضوع «استکبار جهانی و جنگ ۱۲ روزه»، در کتابخانه مرکزی خرم‌آباد رونمایی شد.

شاید رازِ ماندگاری آنا همین باشد: او با پایان داستان نمی‌میرد، هر بار که خواننده درباره حق انتخاب، عشق، ازدواج، آزادی و مجازات اجتماعی می‌اندیشد، آنا دوباره به زندگی بازمی‌گردد.

جهان‌بینی باطنی ایرانشهر نه در حاشیۀ چارچوب گسترده‌تر اندیشۀ حسین کاظم‌زاده ایرانشهر بوده است و نه بی‌ربط به آن؛ برعکس، دیدگاه‌های او در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات، از جمله ملی‌گرایی، تمدن و ترقی، نژاد و قومیت و آموزش و پرورش، به طور فزاینده‌ای تحت تاثیر باورهای باطنی منحصربه‌فرد او قرار داشته است.

در هفتاد و سومین نشست از سلسله جلسات «عصر سه‌شنبه‌های بخارا»، رمان طنز «جاسوسان شمس‌آباد بالا» اثر پریناز علیش قره‌گوزلو در شهر کتاب نیاوران مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در این نشست با حضور نویسنده و کارشناسان، به تحلیل پیوند میان خاطرات خانوادگی با وقایع تاریخی سال ۱۳۲۰ و نقش حیاتی طنز در روایت تحولات اجتماعی ایران پرداخته شد.

تصمیمات به ظاهر ساده گاهی چنان در متن شبکه قدرت پیچیده می‌شوند که آدم‌ها را به سمت اتوپیاها و دلبستگی‌های فردی پرت می‌کنند؛ نقطه‌ای که موضع‌گیری‌های رسمی جامعه رنگ می‌بازد. مجموعه داستان «کادیلاک چپی» تلاشی است برای نمایاندن همین بحران‌های خفته، از نگاه نویسندگانی که ترجیح داده‌اند واقعه تسخیر سفارت را نه از بالا، بلکه از زاویه‌های متکثر و انسانی روایت کنند.

البرز - روستای واریان که راهِ رسیدن به آن از میان آب‌های سد کرج می‌گذرد، این بار به دنیای داستان راه یافته است. کتاب آن سوی آب حاصل سفر ۱۲ نویسنده به این روستاست که هر کدام بخشی از دیده‌ها و شنیده‌های خود را با تخیل درآمیخته و داستانی نوشته‌اند.

کتاب با دیدگاهی کاربردی به فرایند تدوین استراتژی پرداخته و هدف آن، آموزش عملی تدوین استراتژی (نخستین مرحله از چرخه سه‌گانه تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی) در بنگاه‌های کوچک تا متوسط است که بخش عمده شرکت‌های ایرانی را تشکیل می‌دهند.

هر کتابی حق دارد خطا کند؛ اما هر کتابی حق ندارد با عنوان «دانشنامه»، خطاهای خود را به حافظه یک شهر و یک ملت بسپارد. دانشنامه صرفاً مجموعه‌ای قطور از نام‌ها، روایت‌ها و اطلاعات نیست؛ اثری مرجع است که اعتبار آن به گزینش روشمند مدخل‌ها، پژوهش مستقل، سنجش منابع، ارجاع دقیق، یکدستی ساختار و نظارت علمی وابسته است.

جامعه، مستقل از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، به تغییرات ریشه‌ای نیاز دارد. در این بحث، شکل حکومت به‌تنهایی موضوع تعیین‌کننده نیست؛ مهم آن است که امکان تغییرات عمیق در خود جامعه فراهم باشد. جامعه مسیرش را طی می‌کند، پیش می‌رود و البته خطا هم می‌کند. نگاه من در کوتاه‌مدت به وضعیت جامعه منفی است، اما در بلندمدت مثبت است.

علی نیکویی نوشت: مانی را نمی‌توان تنها در جایگاه پیامبری با آموزه‌هایی دینی و فلسفی به یاد آورد؛ او در تاریخ فرهنگ و هنر نیز شخصیتی متمایز است که تصویر را به یکی از ابزارهای بیان اندیشه تبدیل کرد. در جهان‌بینی مانوی نقاشی نه آرایه‌ای برای زیباسازی متون و نه سرگرمی هنری بلکه زبانی برای بازنمایی حقیقتی بود که فهم آن به‌واسطهٔ مفاهیم انتزاعی و روایت‌های پیچیده کیهان‌شناختی دشوار می‌نمود.

نشریه «اندیشه‌نامه پایداری» (وابسته به اندیشکده ادبیات پایداری) در شماره جدید خود، با انتشار مقالات متنوع و بازتاب نظرات صاحب‌نظران و پژوهشگران، به بررسی و واکاوی ابعاد گوناگون ادبیات پایداری پرداخته است.

مرکزی- حسین خزایی، شاعر آیینی، با تأکید بر نقش شعر و ادبیات در تحولات اجتماعی و فرهنگی گفت: شاعران در برابر اتفاقات و تحولات جامعه نمی‌توانند موضعی خنثی و بی‌تفاوت داشته باشند، بلکه باید با شناخت شرایط زمانه و بهره‌گیری از ظرفیت هنر، واکنشی به‌موقع و مسئولانه نشان دهند.