بمب اتمی در خانه شرکای سنتی واشنگتن؟

سیاست‌های دونالد ترامپ، اعتماد متحدان به تضمین‌های امنیتی آمریکا را تضعیف کرده و خطر گسترش سلاح‌های هسته‌ای را افزایش می‌دهد. از هند و کانادا تا اروپا، کره جنوبی و خاورمیانه، کشورها در حال بازنگری در وابستگی‌های راهبردی خود هستند. تردید درباره تعهدات واشنگتن، دولت‌ها را به تقویت توان دفاعی مستقل سوق داده است.

فرارو– فرید زکریا، مجری شبکه سی ان ان و ستون نویس روزنامه واشنگتن پست

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، سیاست‌های دونالد ترامپ و رفتار چهره‌هایی مانند ایلان ماسک، اعتماد جهانی به ایالات متحده را که طی دهه‌ها یکی از پایه‌های اصلی نظم بین‌المللی و مهار گسترش سلاح‌های هسته‌ای بوده، به‌شدت تضعیف کرده است. اگر متحدان آمریکا دیگر نتوانند به تعهدات امنیتی واشنگتن اطمینان کنند، ممکن است برای تضمین بقای خود به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای بروند؛ تحولی که می‌تواند جهان را وارد دوره‌ای خطرناک‌تر کند.

وقتی اعتماد به آمریکا از بین می‌رود

ماجرای اخیر ایلان ماسک در هند، نمونه‌ای از کاهش اعتماد به آمریکا در سطح جهانی است. ماسک که از تأخیر در صدور مجوز فعالیت استارلینک در هند ناراضی بود، دولت این کشور را متهم کرد که برای حمایت از موکش آمبانی، میلیاردر هندی و مالک شبکه مخابراتی جیو، مانع ورود شرکت او شده است.

ماسک تلاش کرد خود را مدافع شهروندان عادی هند در برابر یکی از ثروتمندترین افراد این کشور نشان دهد؛ اما واکنش‌ها برخلاف انتظارش بود. دولت هند اتهامات او را بی‌اساس خواند و یک گروه ملی‌گرای بانفوذ نزدیک به حزب حاکم خواستار جلوگیری کامل از فعالیت استارلینک شد. نگرانی‌های امنیتی نیز در مرکز این مخالفت‌ها قرار گرفت.

ماسک متوجه نبود که در هند و بسیاری از کشورهای دیگر، اعتماد به آمریکا رو به کاهش است. هندی‌ها شاهد بوده‌اند که ترامپ، پس از حدود ۲۵ سال تلاش دوحزبی برای تقویت روابط واشنگتن و دهلی‌نو، به‌جای ادامه آن مسیر، به پاکستان و فرمانده قدرتمند ارتش این کشور یعنی عاصم منیر نزدیک شده است.

همچنین محدودیت‌های اعمال‌شده بر استفاده نظامی اوکراین از استارلینک، پرسش‌هایی درباره قابلیت اعتماد به فناوری‌های آمریکایی ایجاد کرده است. اگر هند بار دیگر با پاکستان وارد بحران شود، آیا باید نیروهای مسلح خود را به سامانه ماهواره‌ای آمریکایی وابسته کند که کنترل آن در اختیار ترامپ و ماسک است؟

میراثی تاریخی که آمریکا در معرض از دست‌دادن آن است

پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده به دستاوردی کم‌سابقه در سیاست جهانی رسید. آلمان و ژاپن به دو قدرت بزرگ اقتصادی تبدیل شدند، اما برای تأمین امنیت خود به‌دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای نرفتند و دفاع مستقل از خود را نیز در اولویت قرار ندادند.

این کشورها امنیتشان را با واشنگتن گره زدند و دفاع نهایی خود را به نیروهای نظامی و بازدارندگی هسته‌ای آمریکا سپردند. این ترتیبات از نظر تاریخی غیرمعمول بود. قدرت‌های بزرگ معمولاً برای مقابله با قدرت مسلط، توان نظامی مستقل خود را افزایش می‌دهند؛ اما متحدان آمریکا حاضر شدند امنیت حیاتی‌شان را به واشنگتن وابسته کنند.

این اعتماد نه به‌دلیل آن بود که آمریکا همیشه عاقلانه یا سخاوتمندانه رفتار می‌کرد، بلکه به این دلیل شکل گرفت که نظم بین‌المللی ایجادشده، منافع خود آمریکا را نیز تأمین می‌کرد. قدرت نظامی واشنگتن مهم بود، اما اعتماد به آمریکا سرمایه‌ای حتی ارزشمندتر محسوب می‌شد. اکنون این سرمایه در حال فرسایش است. نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در سال ۲۰۲۶ نشان داده که در ۲۷ کشور از مجموع ۳۶ کشور بررسی‌شده، نگاه عمومی به چین مثبت‌تر از نگاه به ایالات متحده بوده است.

متحدان واشنگتن به‌دنبال گزینه‌های جایگزین‌اند

تغییر رویکرد متحدان آمریکا در نقاط مختلف جهان قابل مشاهده است. در کانادا، مارک کارنی، نخست‌وزیر این کشور، برای بازسازی روابط تجاری به پکن سفر کرده و هم‌زمان درصدد نزدیک‌ترکردن کشورش به اروپا از جمله در زمینه تأمین مالی دفاعی برآمده است. تلاش او برای کاهش وابستگی به آمریکا با افزایش چشمگیر محبوبیت دولتش همراه بوده است؛ موضوعی که در شرایط نارضایتی گسترده از دولت‌ها در بسیاری از کشورهای غربی قابل توجه است.

در خاورمیانه نیز عربستان سعودی، امارات متحده عربی و دیگر شرکای آمریکا با پیامدهای جنگی مواجه شده‌اند که واشنگتن آغاز کرده است.

ترامپ، با وجود تعهدات اخیرش، مستقیماً به عربستان و قطر کمکی نکرده که انتظارات ناشی از آن وعده‌ها را برآورده کند. در نتیجه، برخی تحلیلگران منطقه این پرسش را مطرح کرده‌اند که آیا میزبانی از پایگاه‌های نظامی آمریکا امنیت بیشتری ایجاد می‌کند یا کشورهای میزبان را به اهدافی آسیب‌پذیرتر تبدیل می‌سازد. عربستان نیز در ماه اوت پیمان دفاعی متقابلی با ترکیه و پاکستان، کشوری دارای سلاح هسته‌ای امضا کرد.

در کره جنوبی، سهم افرادی که دیدگاه مثبتی به آمریکا دارند، از ۷۷ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۴۵ درصد در سال جاری کاهش یافته است. در ژاپن نیز این رقم از ۷۰ درصد به حدود ۵۰ درصد رسیده است. این کشورها همچنان نگران چین و کره شمالی هستند و به حمایت آمریکا نیاز دارند؛ اما مسئله اصلی همین است: آنها به واشنگتن وابسته‌اند، ولی دیگر مطمئن نیستند که بتوانند به آن اعتماد کنند.

اروپا و تردید درباره تعهدات ناتو

در اروپا نیز اظهارات مکرر ترامپ درباره احتمال دفاع‌نکردن از متحدان ناتو، نگرانی‌ها را افزایش داده است. کشورهای اروپایی در واکنش، هزینه‌های نظامی خود را بالا برده‌اند، صنایع تسلیحاتی‌شان را تقویت کرده‌اند و در پی استقلال راهبردی بیشتری هستند. فرانسه و آلمان حتی گروه مشترکی برای بررسی بازدارندگی هسته‌ای و نقش زرادخانه فرانسه تشکیل داده‌اند.

مقام‌های این دو کشور تأکید می‌کنند که هدف، تقویت ناتو است نه جایگزینی آن؛ اما نفس مطرح‌شدن چنین بحثی نشان می‌دهد که فضای امنیتی اروپا تا چه اندازه تغییر کرده است.

حامیان ترامپ می‌گویند او صرفاً متحدان ثروتمند را وادار می‌کند سهم بیشتری از هزینه دفاعی خود را بپردازند؛ خواسته‌ای که رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا نیز مطرح کرده بودند. این استدلال را تا حدی می‌‌توان پذیرفت، اما بر تفاوتی اساسی تأکید می‌‌شود: درخواست از متحدان برای پذیرش مسئولیت بیشتر، با تردیدافکنی درباره اصل تعهد آمریکا به دفاع از آنها یکسان نیست.

خطر اصلی: گسترش سلاح‌های هسته‌ای

پیامد نگران‌کننده‌تر این روند، تضعیف مهار گسترش سلاح‌های هسته‌ای است. جان اف. کندی، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در سال ۱۹۶۳ هشدار داده بود که ممکن است تا سال ۱۹۷۵ شمار کشورهای هسته‌ای به ۱۵ یا حتی ۲۰ کشور برسد. اما امروز، بیش از هشت دهه پس از بمباران اتمی هیروشیما، تنها ۹ کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند.

معاهدات کنترل تسلیحات در این مسیر نقش داشته‌اند، اما چتر هسته‌ای آمریکا نیز اهمیت اساسی داشته است؛ زیرا کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و کره جنوبی را از احساس نیاز فوری به ساخت بمب هسته‌ای بی‌نیاز کرده است. اکنون این خویشتن‌داری در حال تضعیف‌شدن است.

طبق نظرسنجی ماه اوت، ۶۵ درصد مردم کره جنوبی از دستیابی کشورشان به سلاح هسته‌ای حمایت می‌کنند. همچنین، بر اساس گزارشی از واشنگتن‌پست، عربستان سعودی احتمال پیگیری چنین گزینه‌ای را کاملاً کنار نگذاشته است.

اگر اعتماد به آمریکا بیش از این کاهش یابد، کشورهای ثروتمند دیگری نیز ممکن است به همین نتیجه برسند که برای تضمین امنیت خود باید سلاح هسته‌ای داشته باشند. پیامد چنین روندی، جهانی با ده‌ها کشور هسته‌ای خواهد بود؛ جهانی که احتمال خطای محاسباتی، تشدید بحران‌ها و وقوع فاجعه در آن به‌مراتب بیشتر است.

ترامپ تصور می‌کند با وادارکردن متحدان به پرداخت هزینه دفاعی بیشتر، آمریکا را از بار مالی امنیت جهانی رها می‌کند. اما نتیجه سیاست او ممکن است کاملاً متفاوت باشد. اگر متحدان دیگر نتوانند به تعهدات واشنگتن اعتماد کنند، احتمال دارد به‌جای افزایش صرف هزینه‌های نظامی، برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای مستقل اقدام کنند.

در آن صورت، آمریکا نه‌تنها نفوذ و اعتبار خود را از دست خواهد داد، بلکه با جهانی روبه‌رو می‌شود که کنترل گسترش تسلیحات هسته‌ای در آن دشوارتر است.