نخبه کیست؟ آن که میداند یا آن که میسازد؟ آن که مقاله تولید میکند یا آن که هدف از تولید مقاله را مسئلهمحوری میداند؟
ماده ٢ آییننامه احراز نخبگی، نخبه را فردی «برجسته» و «کارآمد» معرفی میکند که اثرگذاری وی در تولید و گسترش علم، هنر، فناوری و فرهنگسازی و مدیریت کشور محسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری او در راستای تولید و گسترش دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و اعتلای جامعه انسانی کشور شود.
یکی از پرسشهای اساسی امروز درخصوص جایگاه نخبگان در نظام تصمیمگیری این است که دانش و تجربه آنها تا چه اندازه در تدوین سیاستها، تعیین اولویتها و ارزیابی تصمیمهای اجرایی مورد استفاده قرار میگیرد؟
نقشآفرینی مستقیم و مؤثر نخبگان
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی حسینی خامنهای در پیام اخیر خود به نخبگان و مدالآوران علمی و ورزشی با تأکید بر ضرورت «نقشآفرینی مستقیم» و مؤثر آنها در سطوح طرحریزی و خطمشیگذاری، مسئولان را نیز به بهرهگیری از ظرفیتهای فردی و خرد جمعی نخبگان فراخواندند.
ایشان نخبگی را نعمت و موهبت الهی معرفی کرده و بر ضرورت قدرشناسی از این ظرفیت تأکید میکنند و در توضیح مسئولیت فرد نخبه میفرمایند: شایسته است علاوه بر توانمندسازی و رشد نخبگی خود، این استعداد را به احسن وجه در حل مسائل کشور و جامعه بهکار گیرد.
تأکید رهبر معظم انقلاب بر نقشآفرینی مستقیم و مؤثر نخبگان در طرحریزی و خطمشیگذاری، بار دیگر موضوع اهمیت جایگاه دانش و تخصص در اداره کشور را در کانون توجه قرار میدهد. در نگاه ایشان نخبه صرفاً فردی برخوردار از رتبه علمی، مدرک دانشگاهی یا دستاورد پژوهشی نیست؛ بلکه میتواند با استفاده از دانش و تجربه خود در مسیر حل مسائل عمومی نقشآفرین باشد.
ایشان در این پیام تأکید میکنند: نخبه ایرانی نشان داده است که میتوان دانش و استعداد را به ابزاری برای حل مسائل واقعی مردم و کشور تبدیل کرد و از سلولهای بنیادی و نانو و فناوریهای زیستی تا فناوریهای پیشرفته هوا و فضا و صنعت و معدن و پزشکی و کشاورزی و هستهای و انرژی و زیرساخت، به دنبال کاربردی کردن علم و دانش و نخبگی خود بود.
مفاهیم ارزندهای که پیش از این نیز بارها در بیانات رهبر شهید و فرزانه انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است.
رهبر شهید انقلاب در همین خصوص فرمودهاند: «یک نکته دیگر که انتظار میرود، این است که شاخص ارزیابی نخبه را اصلاح کنیم. امروز شاخص ارزیابی استاد و نخبه و غیره غالباً مقالات است؛ این درست نیست. البته من قبلاً هم این را گفتهام، من بارها تکرار کردهام این را؛ شاخصها را حل مسئله قرار بدهید. مسئله را ارائه بدهید، بخواهید حل کنند؛ این جمع، این گروه نخبه، این شخص نخبه، این استاد نخبه، یک مسئلهای را حل کند برای دستگاههای ذیربط؛ این شاخصِ ارتقا باشد، این شاخصِ پذیرش به عنوان رتبه برتر باشد».( ۲۷/۰۷/۱۴۰۱ بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلی)
گذار از «دانشبنیانی» به «قدرتبنیانی»
با اصلاح شاخصهای ارزیابی نخبگان و گذار از «دانشبنیانی» به «قدرتبنیانی» میتوان به آرمان تحقق «ایران قوی» جامه عمل پوشاند؛ تحولی که در آن، معیار پیشرفت صرفاً شمار مقالات، شرکتها و محصولات فناورانه نیست، بلکه توان خلق مستمر فناوری، رفع وابستگیهای راهبردی، حل مسائل اساسی کشور، ایجاد ارزش اقتصادی و اجتماعی و ارتقای اقتدار ملی اهمیت مییابد. در این رویکرد، علم و فناوری نهتنها پیشران توسعه اقتصادی، بلکه از ارکان اصلی قدرت ملی و نقشآفرینی ایران در معادلات آینده جهان به شمار میروند.
در اصلاح شاخصهای نخبگی آنچه بیش از تولید مقاله اهمیت دارد، پیوند نخبگان با جامعه و درک عمیق و شناخت کافی آنها از نیازهای جامعه است. در این تغییر، آنچه بیش از همه اهمیت مییابد تأکید بر مسئولیتپذیری اجتماعی است، یعنی نخبه، مصالح ملی را بر منافع فردی ترجیح دهد، در طرحهای اثرگذار اجتماعی مشارکت کرده، دانش و تجربه را به نسل جوان منتقل کند و در برابر نتایج عملکرد خود پاسخگو باشد.
الگوی تازهای از تعریف نخبگی
محمدمهدی بهداروند، پژوهشگر علوم سیاسی، پیوند نخبه و جامعه را پیوندی دوسویه میداند که در آن، جامعه برای شکوفایی استعدادها سرمایهگذاری میکند و نخبگان نیز میتوانند حاصل دانش و تجربه خود را به سرمایهای برای پیشرفت عمومی تبدیل کنند.
وی معتقد است: کشوری با مسائل پیچیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی، نمیتواند ظرفیت دانشگاه و پژوهشگاه را از متن زندگی مردم جدا بداند. مسئله آب، بهرهوری انرژی، سلامت، کیفیت آموزش، اشتغال، آسیبهای اجتماعی و ارتقای حکمرانی، هر یک نیازمند پژوهشهای دقیق و راهحلهای متناسب با شرایط کشور است. در چنین عرصههایی، دانش باید از مرحله طرح پرسش و تولید مقاله عبور کند و تا رسیدن به راهحلهای قابل اجرا پیش برود. این سخن به معنای کماهمیت دانستن پژوهش نظری و بنیادین نیست. بسیاری از دستاوردهای بزرگ، سالها پس از شکلگیری یک ایده علمی به ثمر میرسند. مسئله آن است نظام علمی کشور باید میان پژوهش بنیادی، توسعه فناوری و حل نیازهای جامعه، ارتباطی سنجیده و پویا برقرار کند. هنگامی که بخشی از ظرفیت پژوهشی صرف موضوعات تکراری یا کماولویت میشود و در همان حال، مسائل مهم کشور پاسخ علمی درخور نمییابند، بازنگری در شیوه تعیین اولویتها و ارزیابی پژوهش ضروری است.
یکی از مفاهیم مهم در تعریف نخبگی در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، وسعت بخشیدن به همین مفهوم است؛ بر این اساس، دیگر معنای نخبگی را نمیتوان به هوش بالا و استعداد علمی محدود کرد.
حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای با مثال آوردن از شهید علی لندی و ریزعلی خواجوی الگوی تازهای از تعریف نخبگی ارائه میدهند. نخبهای که خود را در خدمت جامعه قرار میدهد، او دیگر تافتهجدابافته از جامعه نیست، بلکه دوشادوش و همراه مردم قرار دارد و سعی میکند بهگونهای باری را از روی دوش جامعه بردارد.
ایشان با وسعتبخشیدن به جغرافیای نخبگی تأکید میکنند: نخبه شخصی نیست که به صرف دارا بودن استعداد و هوش قابل توجه همچون تافتهای جدا بافته، تنها به امیال زودگذر و شخصی فکر کند؛ نخبه آن شخصی است که دغدغه رشد استعدادش را دارد و خود را یک عنصر مؤثر در جامعه تعریف میکند و از استعداد و ظرفیتش برای رشد خود و جامعهاش بهصورت توأمان استفاده مینماید.به این ترتیب، مفهوم نخبگی از عرصههای علمی و مهارتی فراتر میرود و جهاد و بصیرت را نیز دربرمیگیرد. در روزهای دشوار و در جریان جنگهای اخیر نیز حضور مردمی که با مسئولیتپذیری و پایمردی از آرمانهای خود دفاع میکنند، جلوهای از این نخبگی است؛ مردمانی که شاید نام و نشان شناختهشدهای نداشته باشند، اما با شجاعت و وقتشناسی، راه ایستادگی و اعتلای وطن را روشن نگه میدارند.
از منظر رهبر معظم انقلاب، امروز دیگر جغرافیای نخبگی، منحصر در ساحت علم و فناوری یا ورزش و انواع مهارتها نیست؛ هر نوع ممتاز بودن مثبت و مطلوب میتواند نخبگی را تحقق بخشد.
نخبگی فراتر از تعداد مقالههای نوشته شده، درک نیازهای جامعه و آستین همت بالا زدن برای پاسخ غیرتمندانه به آنهاست.
بر همین اساس استعداد یک «امانت» است، نه فقط یک موهبت؛ یعنی اینکه نخبه قرار است این استعداد را کجا خرج کند، برای چه کسی و با چه نیتی، به اندازه خود استعداد مهم است.
به زبان سادهتر، نخبگی دیگر فقط این نیست که «چه میدانی» یا «چه ساختهای»؛ الان پرسش این هم هست که «چطور زندگی میکنی»، «در قبال جامعه چه حسی داری» و «آسیبهای فکری و اخلاقی را میبینی یا نه».امروز نخبگان متعهد، در روزهای سخت کنار مردم میایستند تا دانش خود را به توانمندی، فناوری را به اقتدار و استعداد خویش را به نیروی پیشبرنده آینده ایران تبدیل کنند.
