روزنامه فایننشیال تایمز در گزارشی نوشته است که دونالد ترامپ هنوز به اهدافی که هشت ماه پیش، هنگام آغاز جنگ ایران با همراهی بنیامین نتانیاهو تعیین کرده بود، دست نیافته است. ایران همچنان کنترل کشور را در اختیار دارد، درباره برنامه هستهای خود تعهدی نداده و توان موشکی و پهپادی آن برای هدف قرار دادن داراییها و متحدان آمریکا همچنان پابرجاست.
به گزارش خبرفوری، اکنون در روزهای پایانی کارزار انتخابات میاندورهای آمریکا، در شرایطی که نارضایتی رأیدهندگان از افزایش قیمت انرژی و کالاها ناشی از جنگ بالا گرفته، ترامپ و نخستوزیر اسرائیل بار دیگر ایران را به حمله نظامی تهدید میکنند.
ترامپ این هفته در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز گفت: «باید تصمیم بگیرم؛ آیا کار را تمام کنم که انجامش بسیار آسان خواهد بود، یا به توافق برسم؟»
با این حال، برخلاف تصور مطرحشده در واشنگتن، تحلیلگران نظامی و فرماندهان سابق ارتش آمریکا معتقدند حمله دوباره به ایران هیچ چیز آسانی نخواهد داشت. تهدیدهای تازه، نگرانی کشورهای منطقه از واکنش تلافیجویانه تهران را افزایش داده و موجی از تحرکات دیپلماتیک را به راه انداخته است.
مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین آمریکا، به فایننشالتایمز گفت: «فقط رئیسجمهور میداند به چه چیزی فکر میکند. دولت باید اهداف مشخصی را که در مرحله بعدی میخواهد به آنها برسد، اعلام کند و راهبردی معتبر برای تحقق آنها داشته باشد.»
گزینه اول؛ حملات محدود دریایی
دامنه عملیات احتمالی آمریکا میتواند از حملات محدود تا کارزاری گسترده و چندروزه متفاوت باشد. اسرائیل خواهان چند روز بمباران سنگین است، اما ترامپ هفته گذشته از بررسی احتمال اجرای نسخه دیگری از عملیات «خشم حماسی» سخن گفت؛ عملیاتی که از فوریه و همزمان با آغاز جنگ شروع شده بود.
جوزف ووتل، فرمانده پیشین فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، یکی از گزینههای محدودتر را گسترش حملات دریایی میداند. این عملیات میتواند رادارهای ساحلی، سکوهای پرتاب موشکهای ضدکشتی، مراکز پهپادی و پایگاه قایقهای کوچک ایران را هدف قرار دهد.
به گفته او، چنین حملاتی نوعی عملیات فرسایشی برای مقابله با حملات ایران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز خواهد بود. این گزینه احتمالا خطر تشدید درگیری نسبتا کمتری دارد، زیرا آمریکا پیشتر نیز چنین حملاتی انجام داده است؛ هرچند ایران میتواند بخش زیادی از توان آسیبدیده خود را سریع بازسازی کند.
گزینه دوم؛ حمله دوباره به تأسیسات هستهای
گزینه دیگر، حمله مجدد به اهداف هستهای ایران است. ترامپ پیشتر ادعا کرده بود که با حمله به سه مرکز اصلی هستهای ایران در جنگ ۱۲روزه برنامه هستهای تهران را نابود کرده است.
با این حال، از آنجا که تصور میشود ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران زیر آوار حملات قبلی مدفون شده باشد، یکی از اهداف احتمالی جدید، تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ است؛ مرکزی که تاکنون هدف حمله قرار نگرفته است.
ترامپ در اکتبر تهدید کرد از قدرتمندترین بمب غیرهستهای زرادخانه آمریکا، موسوم به «مادر همه بمبها» علیه این تأسیسات استفاده خواهد کرد. این بمب حدود ۹۵۰۰ کیلوگرم وزن دارد و به دلیل ابعاد بزرگ، باید از محفظه یک هواپیمای ترابری سی۱۳۰ رها شود؛ اقدامی که پرواز این هواپیما در عمق خاک ایران را با خطر جدی مواجه میکند.
آمریکا در حملات قبلی به تأسیسات نطنز و فردو از بمب سنگرشکن قدرتمندتری به نام MOP استفاده کرده بود که قابلیت نفوذ به سنگ و سازههای بتنی را دارد.
دیوید آلبرایت، کارشناس هستهای و رئیس مؤسسه علوم و امنیت بینالمللی، معتقد است آمریکا و اسرائیل اکنون اطلاعات بسیار کمتری از وضعیت برنامه هستهای ایران نسبت به سال ۲۰۲۵ دارند. او همچنین احتمال وجود تأسیسات و افراد مرتبط با برنامه هستهای را مطرح میکند که هنوز بهصورت عمومی شناسایی نشدهاند.
گزینه سوم؛ حمله گسترده به زیرساختها و فرماندهان
گزینه گستردهتر، اجرای عملیاتی چندروزه با اهداف متنوع است؛ از تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگزنی و ترور فرماندهان گرفته تا توان بازسازیشده موشکی و پهپادی ایران و حتی زیرساختهای غیرنظامی مانند کارخانهها، پالایشگاههای نفت و نیروگاهها.
بر اساس گزارش فایننشالتایمز، نتانیاهو ماه گذشته مقدمات چنین حملهای را آماده کرده بود، اما به دلیل مخالفت ترامپ از اجرای آن صرفنظر شد. مقامهای اسرائیلی اخیرا نیز فهرست بهروزشدهای از اهداف ایران را که مدعیاند بر اساس اطلاعات جدید تهیه شده، به پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، ارائه کردهاند.
ووتل معتقد است هدف چنین عملیاتی افزایش فشار بر ایران برای پذیرش خواستههای ترامپ خواهد بود و این سناریو محتملترین گزینه نظامی است.
پاسخ ایران؛ از خلیج فارس تا اروپا
گسترش دامنه حملات، خطرات بیشتری برای آمریکا و متحدانش به همراه خواهد داشت. استفاده از هواپیماهای سرنشیندار برای هدف قرار دادن برخی تأسیسات، خطر آسیبدیدن خلبانان آمریکایی را افزایش میدهد.
بر اساس گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا، از آغاز جنگ تاکنون ۸۱ هواپیمای نظامی آمریکا از بین رفته یا آسیب دیدهاند و ۲۱ نظامی آمریکایی نیز کشته شدهاند.
مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که حمله مجدد با پاسخی بیسابقه مواجه خواهد شد؛ پاسخی که میتواند کابلهای زیردریایی در تنگه هرمز و مراکز داده را هدف قرار دهد. تهران همچنین احتمال حمله به پایگاههای مورد استفاده نیروهای آمریکایی در اروپا، از جمله یک پایگاه در بلغارستان، را مطرح کرده است؛ اقدامی که در صورت وقوع میتواند نخستین حمله مستقیم ایران به یک کشور اروپایی باشد.
محسن رضایی، نیز در هفتههای اخیر از برنامههای عملیاتی جدید، گشودن جبهههای تازه و غافلگیریهایی بزرگتر برای آمریکا و اسرائیل سخن گفته است.
تهران در سپتامبر مدعی شد موشک جدیدی را در دریای عمان آزمایش کرده است. این موشک که «قاسم بصیر» نام دارد، در سال ۲۰۲۵ رونمایی شده و برد آن ۱۲۰۰ کیلومتر اعلام شده است. ارتش آمریکا نیز گفته است ناوهای جنگی این کشور در سپتامبر از چند حمله موشکی بالستیک ایران جان سالم به در بردهاند.
دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، هشدار میدهد که حمله به زیرساختهای حیاتی ایران ماهیت جنگ را بهطور اساسی تغییر خواهد داد و احتمال حملات متقابل ایران علیه زیرساختهای مشابه در سراسر خلیج فارس را بهشدت افزایش میدهد.
جنگ زیرساختها و بحران انسانی
هدف قرار دادن پالایشگاهها و تأسیسات انرژی ایران میتواند پیامدهای انسانی گستردهای داشته باشد؛ بهویژه برای جمعیتی که پیشتر تحت فشار تحریمهای بینالمللی و محاصره دریایی آمریکا قرار گرفته است.
رابرت هاروارد، دریاسالار بازنشسته آمریکایی و معاون پیشین فرمانده سنتکام، معتقد است حمله به پالایشگاهها میتواند کشور را بدون نیاز به هدف قرار دادن تأسیسات نظامی، با اختلال جدی روبهرو کند.
اما کارشناسان هشدار میدهند چنین اقدامی احتمالا نتیجه معکوس خواهد داشت. لینت نوسباخر، مشاور ارشد پیشین امنیتی دولت بریتانیا، میگوید ایران تقریبا بهطور قطع زیرساختهای انرژی خلیج فارس را بهصورت متقابل هدف قرار خواهد داد؛ اتفاقی که بحران جهانی انرژی را تشدید و قیمت سوخت را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، ووتل احتمال ازسرگیری حملات گروههای مسلح مورد حمایت ایران در عراق و افزایش حملات حوثیهای یمن به عربستان و کشتیهای عبوری از دریای سرخ را مطرح میکند.
کمبود مهمات؛ پاشنه آشیل ارتش آمریکا
یکی دیگر از محدودیتهای مهم آمریکا، کاهش ذخایر مهمات حیاتی، بهویژه موشکهای رهگیر مورد استفاده برای مقابله با پهپادها و موشکهای ایران است.
گزارش ژوئیه مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نشان میدهد ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت از ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ به کمتر از هزار فروند رسیده است. ذخایر رهگیرهای پیشرفتهتر تاد نیز از ۴۵۲ فروند به کمتر از ۲۸۰ فروند کاهش یافته است.
مارک کانسیان، یکی از نویسندگان این گزارش، میگوید موشکهای دوربرد تهاجمی مانند تاماهاوک و موشکهای جدید حمله دقیق بهشدت در جنگ مصرف شدهاند و جایگزینی آنها ممکن است یک تا پنج سال زمان ببرد.
پنتاگون بهویژه نگران حفظ ذخایر کافی برای هرگونه درگیری احتمالی با چین است. استفاده از موشکها و بمبهای کوتاهبردتر نیز خطر بیشتری برای نیروهای آمریکایی ایجاد میکند، زیرا آنها را ناچار میسازد به اهداف نزدیکتر شوند.
جیسون کرو، عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا و عضو کمیته اطلاعاتی این مجلس، معتقد است ترامپ گرفتار این تصور قدیمی نظامی شده که میتوان هر مشکلی را با تشدید حملات حل کرد.
او هشدار میدهد این تفکر که «فقط یک نوبت دیگر حمله هوایی انجام دهیم تا کار تمام شود»، اشتباه بزرگی است؛ همان منطقی که آمریکا را به ۲۵ سال جنگ و بیش از سه تریلیون دلار هزینه در عراق و افغانستان کشاند.
