تهران در آخر هفتهای که گذشت، شاهد برگزاری جشن هالووین و حضور جوانان با لباسها و گریمهای عجیب در خیابانها بود؛ اتفاقی که با وجود تهدید اتاق اصناف به پلمب کافهها، متوقف نشد و بار دیگر شکاف میان سیاستهای محدودکننده و میل نسل جوان به شادی را به نمایش گذاشت.
رویداد۲۴| سایه جنگ، خبرهای تلخ منطقهای و فشارهای کمرشکن اقتصادی عرصه را بر مردم تنگ کرده، اما با این وجود، خیابانهای تهران این آخر هفته، حال و هوای خاص و عجیبی داشت. جوانانی با گریمهای ترسناک، لباسهای عجیب و ماشینهای تزیینشده در حال برگزاری جشن هالووین بودند و این اتفاق در حالی افتاد که اتاق اصناف پیشتر خط و نشان کشیده بود که هر کافهای مراسم هالووین برگزار کند، بدون اغماض پلمب میشود. تصاویر بسیاری که در شبکههای اجتماعی منتشر نشان میدهد که این رویکرد تقابلی به هیچ وجه جواب نداده و مانع از برگزاری جشن هالووین نبوده است. سوال جدی، اما این است که چرا در کشوری درگیر بحرانهای مختلف از جنگ گرفته تا گرانی و تنگناهای معیشتی، نسل جوان علیرغم تمام محدودیتها و هزینهها، اینگونه به استقبال جشنی وارداتی میروند؟
چرا شادی ممنوعه جذابتر میشود؟
احتمالا مشکل اصلی اینجاست که در ایران برای ابراز شادی در فضای عمومی جامعه حدومرزهای بسیار سفتوسختی تعیین شده و به طور معمول هر تجمع شادمانه جمعی بهراحتی با موانع و برخوردهای امنیتی روبهرو میشود؛ فرقی هم ندارد که چهارشنبه سوری باشد یا هالووین. به گفته جامعهشناسان وقتی فضایی برای تخلیه هیجان جوانان وجود نداشته باشد، آنها به هر بهانهای چنگ میزنند تا دور هم جمع شوند. هالووین برای این نسل نه یک آیین غربی، بلکه یک «سوپاپ اطمینان» است.
در واقع، جذابیت این مناسبت را نمیتوان فقط با علاقه به فرهنگ غربی توضیح داد. هالووین امکان نوعی بازی با هویت، ظاهر و قواعد معمول زندگی را فراهم میکند؛ فرصتی که در آن جوانان میتوانند بدون الزام به رعایت تصویر رسمی و متعارف از خود، چهرهای متفاوت به نمایش بگذارند. همین امکان انتخاب و تجربه متفاوت، در جامعهای که درباره پوشش و رفتار عمومی محدودیتهای گستردهای وجود دارد، میتواند به عاملی برای افزایش جذابیت چنین مراسمی تبدیل شود.
پنهان شدن پشت نقابها و لباسهای عجیبوغریب، به آنها اجازه میدهد برای چند ساعت از کنترلهای فرساینده اجتماعی خلاص شوند. تهدید اصناف و خطونشان کشیدن برای کافهها هم نهتنها جلوی این کار را نگرفته، بلکه جذابیت آن را بیشتر کرده و آن را به نوعی دهنکجی مدنی تبدیل کرده است.
فرار از بنبست اقتصادی با خرج کردن برای «امروز»
شاید عجیب به نظر برسد که در اوضاع خراب اقتصادی، جوانان برای وسایل گریم و لباسهای هالووین پول خرج میکنند. اما واقعیت این است که وقتی مسیرهای آیندهسازی مثل خرید خانه، ماشین یا داشتن یک زندگی باثبات اقتصادی روی جوان بسته میشود، انگیزه برای پسانداز از بین میرود. وقتی فرد امیدی به آینده ندارد، ترجیح میدهد پولش را خرج لحظهای شادی کند تا خستگی بحرانهای روزمره را از تن بیرون کند. این هزینهها در واقع واکنش روانی نسلی است که به دنبال راهی میگردد تا به زندگی سخت و غمانگیزش رنگ و لعاب بپاشد و به زور هم که شده، حق خندیدن و بودن خود را به رسمیت بشناساند.
شکست سیاستهای دستوری در برابر نسل شبکههای اجتماعی
تجربه ثابت کرده که بخشنامه و تهدید نمیتواند ذائقه فرهنگی مردم را عوض کند. ممنوع کردن هالووین یا ولنتاین، فقط باعث شده این دورهمیها از کافهها و محیطهای کنترلشده، به خانهها، پارکینگها و سطح خیابانها کوچ کند. نسلی که امروز در تهران زندگی میکند، از طریق شبکههای اجتماعی با دنیای بیرون در ارتباط است و نمیتواند قالبهای تنگ و تحمیلی را بپذیرد.
مسئله هالووین در تهران، در نهایت نه بر سر یک جشن وارداتی، بلکه بر سر حدود اختیار مردم در انتخاب شیوه زندگی است. وقتی حتی یک دورهمی چندساعته میتواند به موضوع تهدید و برخورد تبدیل شود، طبیعی است که بخشی از جامعه آن را فراتر از یک سرگرمی ببیند. سیاستگذاران شاید بتوانند یک مراسم را محدود کنند، اما نمیتوانند با بخشنامه و پلمب، میل به شادی، ارتباط اجتماعی و تجربه سبکهای متفاوت زندگی را از میان ببرند. هالووین امسال تهران، بیش از آنکه درباره ترس باشد، درباره نسلی بود که نمیخواهد زندگیاش فقط در چارچوب بحران و محدودیت تعریف شود.
