گرگان - ایرنا - دومین کنگره ملی چهار هزار شهید گلستان این روزها به قرارگاهی برای دیدار دوباره خانوادههای شهدا با خاطره عزیزانشان و میزبانی از مردمی تبدیل شده که در میان روایتها، تصاویر و آثار هنری از این مهمانی معنوی توشهای از ایثار، دلتنگی و حماسه بر میگیرند.
به گزارش ایرنا، با گوشه روسری، آرام و باحوصله غبار را از روی عکس پاک کرده بود. لباسش را پوشیده، عصایش را به دست گرفته و چشم به در دوخته بود نه به امید آنکه پسرش پس از ۴۰ سال از راه برسد بلکه به رسم انتظاری که سالهاست در خانهاش جا خوش کرده است. انتظاری که با گذشت زمان از نفس نیفتاده و حتی پشت خمیده و قدمهای آهسته مادر هم نتوانسته آن را از دلش بیرون کنند.
امروز مادر به مهمانی پسرش دعوت شده بود. از آن مهمانیها که میزبانش را نمیتوان در آستانه در دید، صدایش را از اتاق کناری شنید و برایش استکان چای گذاشت اما نامش در همهجا جاری بود و تصویرش از قابها به چشم میآمد. همسرش که به خانه آمد با هم راه افتادند به سمت نمایشگاه بینالمللی گرگان؛ جایی که از سوم تا هفتم آبانماه میزبان دومین کنگره ملی چهار هزار شهید استان گلستان است. قرارگاهی برای دیدار دوباره با نامهایی که اگرچه از میان ما رفتند اما هنوز در حافظه این سرزمین نفس میکشند.
اینجا فقط از چهار هزار شهید سخن گفته نمیشود بلکه قرار است بخشی از زندگی، آرزوها، دلبستگیها و انتخابهایشان دوباره پیش چشم مردم جان بگیرد. قرار است فاصله میان نسل امروز و نسلی که روزی از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت با روایت، تصویر، موسیقی و خاطره کوتاهتر شود. شاید به همین دلیل است که در این روزها نمایشگاه بیش از آنکه یک محل برگزاری مراسم باشد به خانهای بزرگ میماند که در آن هر خانواده سهمی از یک دلتنگی مشترک دارد.
اینجا هر غرفه دری به سوی یک خاطره است. در میان غرفههای فرهنگی و هنری چشم از یک تصویر به تصویری دیگر میافتد از روایت زندگی شهدا گرفته تا جلوههایی از فرهنگ ایثار و روایت تاریخ و هویت مردمان این خطه همه و همه تلاش میکنند از زاویهای متفاوت قصهای را بازگو کند که در هیاهوی زندگی روزمره گاه زیر غبار فراموشی پنهان میماند.
در این میان نمایش صحنهای «سرزمین» که در دل این کنگره روی صحنه میرود سفری است به حافظه جمعی مردمانی که در بزنگاههای تاریخ سرنوشت خود را از سرنوشت سرزمینشان جدا ندیدند از قیام عاشورا و روایت پلیدی یزیدیان زمانه گرفته تا روایت پنجم آذر مردم گرگان تا روزهای دفاع مقدس، روایت ایستادگی در برابر دشمنان و فرازهای دیگری از تاریخ معاصر استان رشتههایی هستند که گذشته را به امروز پیوند میزنند. اینجا تاریخ فقط در کتابها و اسناد محصور نمانده بلکه به صحنه آمده تا تماشاگر، خود را در میان آن پیدا کند.
در کنار این روایت، اجرای آثار هنری و موسیقایی از جمله سمفونی «روایت جاودانگی» تلاش دیگری برای نزدیککردن مفهوم شهادت به زبان هنر است، زبانی که گاه پیش از آنکه ذهن را مخاطب قرار دهد راهی به دل پیدا میکند. وقتی کلمات از بیان یک دلتنگی ناتوان میشوند تصویر، صدا و موسیقی میتوانند بخشی از آنچه ناگفته مانده را روایت کنند.
اما شاید مهمترین اتفاق این نمایشگاه نه در غرفهها و نه روی صحنه بلکه در میان آدمهایی رخ میدهد که از گوشهوکنار استان به اینجا آمدند؛ مردمی با زبانها، گویشها و فرهنگهای مختلف که در یک نقطه یعنی خاطره قهرمانانی که روزی برای دفاع از سرزمینشان از جان گذشتند به هم میرسند.
گلستان سرزمین همنشینی قومیتها و مذاهب است که در آن ترکمن و فارس، شیعه و سنی و مردمانی با ریشههای فرهنگی متنوع در کنار یکدیگر زندگی میکنند و در روایت کنگره چهار هزار شهید این استان این تنوع بخشی از هویت مشترک آنها است. شهادت در این روایت نه قصه یک قوم و یک مذهب بلکه قصه سرزمینی است که فرزندانش در لحظههای دشوار خود را در برابر سرنوشت میهن مسوول دیدند.
شعار «همنفس با وحدت، همقدم تا شهادت» کنگره چهار هزار شهید گلستان نیز بر همین پیوند تکیه دارد و بر همنفسی مردمانی که تفاوتهایشان را در کنار تعلق مشترکشان به وطن معنا میکنند صحه میگذارد. سرزمین پایتخت اقوام که با همه رنگارنگی فرهنگیاش، خاطرههای مشترک فراوانی دارد که خون شهدا یکی از ماندگارترین این خاطرهها است.
اما پشت این کنگره ماهها تلاش برای گردآوری و بازآفرینی خاطرهها قرار دارد.
به گفته مسوولان، پارسال و امسال، سه هزار و ۸۱۱ یادواره شهدا در استان برگزار شده و ۲ هزار و ۱۰۰ تصویر بازسازیشده از شهدا در قالب تابلوفرش برای اهدا به خانوادههای آنها آماده شد. همچنین تولید ۱۰۰ مستند درباره شهدا و تالیف، گردآوری و چاپ ۲۳ عنوان کتاب بخشی از اقداماتی است که برای ماندگاری این میراث در حافظه عمومی انجام شده است.
کنگره چهار هزار شهید گلستان که از سوم آبان ماه جاری در استان کلید خورد تا هفتم آبان در نمایشگاه بینالمللی گرگان ادامه دارد و برنامههای متنوع فرهنگی، هنری و یادوارههای تخصصی را در بر میگیرد. در کنار این برنامهها روایت هنرمندان از دفاع مقدس و تاریخ استان فرصت دیگری برای بازخوانی تجربهای است که نباید به چند روز برگزاری مراسم محدود بماند.
اما پرسش اصلی این است که پس از تماشای این همه تصویر و شنیدن این همه روایت و خاطره در کنگره چهار هزار شهید گلستان، چه چیزی باید با ما به خانه برگردد؟ آیا قرار است فقط نامها را به خاطر بسپاریم، عکسها را ببینیم و در پایان مراسم، راه خانه را در پیش بگیریم یا قرار است این دیدارها چیزی فراتر از یک حضور چندساعته باشد؛ فرصتی برای شناختن انسانهایی که هر کدام پیش از آنکه شهید باشند فرزند یک خانواده، دوست یک رفیق و صاحب آرزوهایی برای زندگی بودند اما همه داشتههای خود را فدای ارزشهای اسلامی و میهنپرستی کردند.
چهار هزار شهید گلستان از شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تا شهیدانی که در رخدادهای سالهای اخیر جان خود را از دست دادند چهار هزار روایت از زندگیاند که هر نسل بخشی از حافظه این سرزمین را با خود حمل میکند و برای شناختن آنها باید از شمارش نامها فراتر رفت و به سراغ زندگی، انتخابها و آرمانهایی رفت که نامشان را ماندگار کرده است.
و شاید راز ماندگاری چنین کنگرهای نیز همین باشد اینکه شهدا را از قابهای دور و دستنیافتنی بیرون بیاورد و به زندگی امروز مردم پیوند بزند، یادآوری کند که پشت هر نام، انسانی ایستاده و پشت هر تصویر، خانوادهای زندگی میکند که دلتنگیهایش با گذشت زمان تمام نمیشود.
غروب که از راه برسد چراغ غرفهها یکییکی روشن میشود و جمعیت در راهروهای نمایشگاه رفتوآمد میکند. برخی مقابل عکسها مکث میکنند برخی به تماشای آثار هنری میایستند و برخی با خاطرهای که از خانه آوردند آرام از کنار دیگران میگذرند. در این میان، شاید مادری بار دیگر به تصویر پسرش نگاه کند. همان تصویری که پیش از آمدن، غبارش را گرفته بود.
او میداند پسرش از آن در وارد خانه نخواهد شد اما شاید برای چند ساعت در میان این همه تصویر و صدا فاصله میان رفتن و ماندن کوتاهتر شود. شاید همسرش دوباره دست او را بگیرد و با هم به خانه برگردند، به همان خانهای که جای یک نفر در آن همیشه خالی است.
زهرا منوچهری ادامه داد: برادرم علیاصغر متولد سال ۱۳۴۴ بود و سال ۱۳۶۴ هنگام خدمت سربازی در کردستان به شهادت رسید. آن زمان منطقه ناامن بود و برادرم به دست گروه کومله به شهادت رسید که این اتفاق برای خانواده ما بسیار دردناک بود.
خواهر شهید که هنگام شهادت برادرش حدود ۱۳ سال داشت از روزهای سخت پس از این اتفاق و دلتنگی مادری میگوید که با گذشت بیش از چهار دهه هنوز نبود فرزندش را تاب نیاورده است.
به گفته این خواهر شهید مادرش همچنان بیقرار است و یاد ۲ پسری که از دست داده، اندوهی عمیق در دلش باقی گذاشته است.
وی با وجود این دلتنگی از خواهر شهید بودن احساس افتخار میکند و میگوید؛ همیشه به مادرم میگویم شما بهترین مادری هستید که چنین فرزندی را به دنیا آوردید و در راه خدا تقدیم کردید. خداوند این نعمت را به ما داد و خودش هم او را از ما گرفت. من به داشتن چنین برادری افتخار میکنم.
خواهر شهید منوچهری احترام به خانوادههای شهدا را کمترین کاری میداند که میتوان در برابر سالها دلتنگی و فداکاری آنان انجام داد و تاکید کرد: تنها عنوان خواهر یا خانواده شهید داشتن کافی نیست بلکه باید شایسته راه و آرمان کسانی بود که جان خود را برای دفاع از کشور فدا کردند.
سرهنگ پاسدار مجید زمانی، معاون اجرایی سپاه گلستان نیز برگزاری دومین کنگره ملی چهار هزار شهید استان را فرصتی برای بازخوانی پیام شهدا و پیوند نسلهای مختلف جامعه با فرهنگ ایثار و شهادت دانست و اظهار کرد: پس از ۱۰ سال از برگزاری نخستین کنگره در سال ۱۳۹۵، توفیق برگزاری دومین کنگره ملی چهار هزار شهید گلستان فراهم شد و حاصل تلاش ۲ ساله دبیرخانه دائمی کنگره، اجلاسیه نهایی این رویداد است که از سوم آبان آغاز شده و تا هفتم آبان ادامه دارد.
وی با اشاره به اهمیت زنده نگه داشتن یاد و پیام شهدا افزود: همانگونه که در بیانات رهبر معظم انقلاب آمده «زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست» با این حال در کنار گرامیداشت یاد شهدا، انتقال پیام و عمل به وصیتهای آنان نیز اهمیت ویژهای دارد. وصیتنامه شهدا بر موضوعاتی همچون پشتیبانی از ولایت فقیه، معنویت، نماز، قرآن، روزه و انس با اهلبیت(ع) تاکید دارد و این آموزهها زمانی در جامعه اثرگذار خواهد بود که در زندگی فردی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
زمانی با اشاره به حضور مردم در صحنه و نقش آنان در پشتیبانی از نیروهای مسلح تصریح کرد: اگر رزمندگان در خط مقدم دفاع از کشور حضور دارند مردم پشتوانه اصلی نیروهای مسلح هستند و دشمن نیز از همین نقشآفرینی مردم نگران است. شهدا در بزنگاههای حساس، در زمان مناسب و با آگاهی تصمیم گرفتند و اکنون نیز باید با شناخت و درک پیام آنها در مسیرشان گام برداریم.
کنگره چهار هزار شهید گلستان هفتم آبان تمام میشود، چراغهای نمایشگاه خاموش میشوند و غرفهها روزی برچیده خواهند شد اما تا وقتی کسی عکس پدرش را از روی طاقچه بردارد، غبارش را پاک کند و زیر لب به او سلام بدهد تا وقتی مادری در انتظار فرزندش لباس مهمانی بپوشد و تا وقتی نسل جدید بخواهد بداند این نامها چه کسانی بودند و چرا از خانه رفتند روایت چهار هزار شهید گلستان به پایان نرسیده است.
شاید شهدا همین آدمهای آشنایی باشند که روزی در همین کوچهها قدم میزدند. آدمهایی با آرزوهای ساده، با خانههایی که دوست داشتند به آنها برگردند و با زندگیهایی که میتوانست ادامه داشته باشد. آنچه آنها را به بخشی از تاریخ این سرزمین تبدیل کرد گذشتن از این دنیای مادی در راه دین و ارزشهای اسلامی و وطنپرستی بود.
و حالا نوبت ماست که از میان این همه تصویر، چیزی بیش از یک خاطره با خود ببریم. «همنفس با وحدت، همقدم تا شهادت» شعاری برای چند روز نیست و چه خوب اگر این شعار را از قاب نمایشگاه به زندگی مردم ببریم.
رهبر شهید انقلاب نیز در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید گلستان در ۱۵ آذر ۱۳۹۵ احیا و بزرگداشت یاد شهدا را حسنه ماندگار، صدقه جاریه و حرکتی در جهت دفاع از نظام اسلامی خواندند و بر ضرورت رساندن پیام شهدا به مخاطبان بهویژه نسل جوان تاکید کردند.
ایشان همچنین با اشاره به همزیستی و همدلی اقوام و مذاهب در گلستان، انتقال هنرمندانه این ظرفیت به نسل جوان را ضروری دانستند که اکنون دومین کنگره ملی چهار هزار شهید گلستان را میتوان در امتداد همین نگاه دید.
