خط سلامت: یافته ها نشان می دهند که رفاه روانی بهعنوان پیشزمینه ای برای خودکنترلی عمل می کند، نه نتیجه ای از آن. افرادی که سلامت عاطفی خود را در اولویت قرار می دهند، ممکن است برای دنبال کردن اهداف بلندمدت بهتر مجهز باشند نسبت به کسانی که صرفاً بر اراده متکی هستند.
به گزارش خط سلامت، معمولاً تصور می کنیم اگر منظم تر و بااراده تر باشیم، در ادامه احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهیم داشت. اما دو مطالعه طولی تازه مسیر دیگری را نشان می دهند: در این بررسی ها، رفاه روانی بالاتر، خودکنترلی بیشتر را در ماه های بعد پیش بینی کرد؛ در حالی که خودکنترلی بالاتر، به طور قابل اتکا رفاه بعدی را پیش بینی نکرد.
این یافته به معنای اثبات رابطه علت و معلولی نیست، اما پرسش مهمی را مطرح می کند: شاید برای پایبندی به هدف های بلندمدت، فقط بیشتر تلاش کردن کافی نباشد؛ حال روانی و منابعی که فرد در اختیار دارد نیز اهمیت دارند.
دو مطالعه، سه نوبت سنجش
پژوهشگران در مطالعه نخست ۳۷۷ بزرگسال شاغل در یک کشور آسیایی را طی سه نوبت و در فاصله های شش ماهه بررسی کردند. مطالعه دوم ۱۲۹۹ بزرگسال شاغل در آمریکا را در سه ماه پیاپی دنبال کرد. در هر دو پژوهش، رفاه و خودکنترلی در چند مقطع سنجیده شد و محققان با روشی آماری تلاش کردند تفاوت های پایدار میان افراد را از تغییرات هر فرد در طول زمان جدا کنند.
در هر دو نمونه، رفاه بالاتر در یک مرحله با خودکنترلی بیشتر در مرحله بعد ارتباط داشت. اما نمره بالاتر خودکنترلی، به طور ثابت افزایش رفاه در مرحله بعد را پیش بینی نکرد. این الگو هم در فاصله یک ماهه مطالعه آمریکا و هم در فاصله شش ماهه مطالعه آسیایی دیده شد.
رفاه روانی یعنی فقط شاد بودن؟
در این پژوهش، رفاه با سنجه هایی بررسی شد که احساسات مثبت و کیفیت تجربه فرد از زندگی را می سنجیدند. رفاه روانی به معنای خوشحالی همیشگی یا نبود مشکلات نیست. فرد می تواند با دشواری روبه رو باشد و در عین حال، احساس معنا، حمایت، امید یا رضایت نسبی از زندگی را تجربه کند.
خودکنترلی هم فقط مقاومت در برابر خوراکی یا سرگرمی نیست. این توانایی می تواند در شروع یک کار دشوار، ادامه دادن برنامه، مدیریت تکانه ها و انتخاب هدف های بلندمدت نقش داشته باشد.
وقتی فرد از نظر روانی فرسوده است، انجام کارهای روزمره ممکن است انرژی بیشتری بخواهد. فشار کاری، نگرانی مالی، کم خوابی یا تنهایی می توانند هم حال فرد و هم توان او برای ادامه دادن یک برنامه را تحت تاثیر قرار دهند. از این رو، حمایت از رفاه روانی می تواند یکی از راه های فراهم کردن زمینه بهتر برای خودتنظیمی باشد؛ هرچند این مطالعه به تنهایی سازوکار دقیق این ارتباط را ثابت نکرده است.
نتیجه مطالعه چه چیزی را ثابت نمی کند؟
این پژوهش طولی بود، اما آزمایش کنترل شده نبود. بنابراین نمی توان گفت شادتر شدن حتماً باعث تقویت خودکنترلی می شود. عوامل دیگری مانند تغییر در خواب، فشارهای زندگی یا حمایت اجتماعی ممکن است هم بر رفاه و هم بر توان خودکنترلی اثر گذاشته باشند.
همچنین نتیجه به این معنا نیست که خودکنترلی برای رضایت از زندگی بی اهمیت است. پژوهشگران تفاوت میان افراد را از تغییرات درون یک فرد جدا کردند. ممکن است افراد دارای خودکنترلی بالاتر به طور کلی با رفاه بیشتری هم همراه باشند، حتی اگر افزایش کوتاه مدت خودکنترلی در یک فرد، در این دو مطالعه افزایش بعدی رفاه را پیش بینی نکرده باشد. نویسندگان بر همین تمایز تاکید می کنند.
خودبهبود فقط با فشار آوردن پیش نمی رود
وقتی فرد نمی تواند به برنامه اش پایبند بماند، سرزنش کردن خود با برچسب هایی مانند تنبل یا بی اراده معمولاً مسئله را روشن نمی کند. بهتر است پرسیده شود چه چیزی اجرای برنامه را دشوار کرده است: خستگی؟ فشار کاری؟ نبود حمایت؟ هدفی که بیش از حد بزرگ یا مبهم است؟
کوچک کردن هدف، تقسیم کار به گام های کوتاه، تنظیم برنامه با میزان انرژی واقعی و کمک گرفتن از یک فرد قابل اعتماد می تواند شروع را آسان تر کند. خواب و فعالیت بدنی منظم نیز برای سلامت عمومی و حال روانی اهمیت دارند؛ اما این مطالعه آنها را به عنوان درمان یا علت مستقیم افزایش خودکنترلی آزمایش نکرده است.
اگر بی انگیزگی، اضطراب یا افت خلق ادامه دارد و کار، روابط یا زندگی روزمره را مختل کرده است، مراجعه به متخصص سلامت روان می تواند کمک کند علت ها دقیق تر بررسی شوند. پیام این پژوهش این نیست که برای رسیدن به هدف باید همیشه خوشحال بود؛ بلکه یادآوری می کند حال روانی بخشی از توان ما برای برنامه ریزی و ادامه دادن است.
