پس از دو شب که بدون هیچ توضیح قبلی و اتفاقاً بعد از آنکه در چند شب متوالی، ترامپ توئیت میزد که فرمان دادهام تا دروازههای جهنم بهروی ایران باز شود و ناگهان بمباران مناطق مختلف کشورمان متوقف شد
مهرداد احمدی شیخانی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
پس از دو شب که بدون هیچ توضیح قبلی و اتفاقاً بعد از آنکه در چند شب متوالی، ترامپ توئیت میزد که فرمان دادهام تا دروازههای جهنم بهروی ایران باز شود و ناگهان بمباران مناطق مختلف کشورمان متوقف شد، نیویورک تایمز خبر داد که دلیل توقف بمباران ایران، وضعیت بحرانی در ذخایر مهمات پدافندی آمریکا بوده که توان دفاع مطلوب را از ارتش آمریکا در منطقه گرفته و ترامپ مجبور به قطع بمباران ایران شده است. نیویورک تایمز در کنار این دلیل، از این هم میگوید که دور شدن متحدان عرب حاشیه خلیج فارس از واشنگتن، تشدید بحران انرژی و تأثیرش بر اقتصاد جهانی و همچنین سیل احتمالی پناهجویان کشورهای حاشیه خلیج فارس که با نابودی زیرساختهای برق و آب در کشورهایی که در قلب بیابان و در شنزارها بنا شدهاند، از دیگر دلایل این تصمیم است.
این چهار دلیل برای توقف دوباره جنگ، همان دلایلی است که از ابتدای دور سوم جنگ آمریکا علیه ایران قابل پیشبینی بود، چرا که بر اساس نظریه «بازی مرد دیوانه» که معروف است خروشچف از بهترین بازیگران آن بوده و با استقرار موشکهای اتمی در کوبا پس از ماجرای عملیات آمریکا در خلیج خوکها، و با این استدلال که آمریکا نیز در اروپا و بهخصوس ترکیه، موشکهایی با کلاهک اتمی مستقر کرده، کار را به آنجا رساند که به شرط خارج کردن موشکهای اتمی خود از خاک کوبا، آمریکا نیز دیگر در کوبا عملیات نظامی انجام ندهد، بهنوعی همان بازی چشم در مقابل چشم است که آقای عراقچی به آن اشاره می کند و جوابی است به تهدید باز کردن دروازه های جهنم ترامپ. به گونهای که بسیار روشن پیام ما را ارسال میکند که بازی چشم در مقابل چشم را ما بهتر بلدیم.
این دور جدید جنگ درست بعد از آن شروع شد که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا با سفر به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و حرکت پنهان انگلیس با بهرهگیری از سوابق استعماری در منطقه که بهنوعی، موسس تمامی کشورهای جنوب خلیج فارس است و برای پیشبرد طرحی مشترک با فرانسه برای کمک به آمریکا، احتمالاً عمان را تحت فشار قرار داد و ناگهان آمریکا برخلاف تفاهمنامه اسلامآباد، اعلام کرد که آبراه جنوبی تنگه هرمز را برای عبور کشتیها باز کرده است. ایران در این مقطع لازم بود تصمیم بگیرد که آیا مهمترین ابزار کنترل جنگ، یعنی اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز را کنار بگذارد و هرچه در نبردی خونبار بهدست آورده، در بازی زیرکانه آمریکا، انگلیس، فرانسه از دست بدهد، یا بهجد بر حق خود پای بفشارد و اعمال مدیریت تنگه هرمز را حفظ کند؟ راه دوم را انتخاب کرد. اینجا بود که آمریکا با وجودی که هنوز بازسازی توان دفاعی خود را به سرانجام نرسانده بود، قمار پرریسک شروع جنگ مجدد را در پیش گرفت و تهدیدات دروازه جهنم را آغاز کرد.
در این میان در کشور خودمان دو اتفاق افتاد. جنگطلبان که فهم کاملی از جامعه و فشارهای اقتصادی بر مردم ندارند به وجد آمدند و دوباره بر طبل جنگ کوبیدند. از آنطرف نیز عدهای که معنای مقاومت به کامشان تلخ میآید و شاید در ته دلشان همچنان گمان میکنند که هر امیدی هست در غرب و آمریکاست، بیآنکه اهمیت بدهند این آمریکا بود که بند پنجم تفاهمنامه، یعنی کنترل تردد توسط ایران در تنگه هرمز را زیرپا گذاشته، از این گفتند که ایران با ممانعت از تردد در کریدور جنوبی تنگه هرمز، شعله جنگ را از نو برافروخته است. در کنار اینها، برخی هم شاید به امید آنکه بر تصمیمگیریها اثر بگذارند، بهرغم آنکه منابع اطلاعاتی غربی از این میگفتند که ایران ۷۰درصد توان موشکی و ۷۵درصد توان پهپادی خود را حفظ کرده، حرفهایی که از اواخر جنگ ۴۰ روزه میگفتند را تکرار کردند و در اینجا و آنجا از این گفتند که ایران دیگر فاقد توان موشکی و پهپادی است و چیزی نمانده که ذخایر موشکیمان به پایان برسد و در جنگ شکست بخوریم. با این وجود در دور سوم جنگ، آنچه معلوم شد، قدرت آتشباری دقیقتر ایران بود که مطابق آنچه یورونیوز گفت، نهایتاً آمریکا برای حفظ ذخایر پدافندی خود، مجبور به دفاع انتخابی در مقابل موشکها و پهپادهای ایرانی شد و به همان دلایلی که نیویورک تایمز هم برشمرد، دور جدید جنگ را متوقف کرد.
اما حالا چه؟ با توجه به تجربه همه این سالها و لزوم حفظ آرامش و امنیت جامعه، آنچه ضرورت دارد، دقت در این نکته است که الان آمریکا ملغمهای است از آن خوی امپریالیستی جنگطلبی که تا سیل تابوتهای جنازه سربازانش به ایالات متحده بازنگردد، شاهد بسیج موثر افکار عمومی آن کشور علیه جنگ و توقف آتشافروزی حاکمانش نخواهیم بود و ویژگی روانی ترامپ برای نمایش اقتدار خود که تحقیر، او را جریتر میکند و همین دیروز پس از انتشار خبر نیویورک تایمز، شروع به انتشار تصاویری خیالی از حمله به خارک در فضای مجازی کرد.
واقعیت روی زمین این است که سه دور جنگ، از جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و همین جنگ ۱۳ روزه اخیر به همه و از جمله نظامیان آمریکا نشان داده است که هر دور جنگ، آمریکا را بیشتر در باتلاق فرو میبرد، اما وضعیت روانی ترامپ واقعیتی است که لازم است برای خروج او از این باتلاق، راهی باز شود که احساس تحقیر او را به بازگشت به جنگ سوق ندهد. قطعاً و حتماً کشورمان توانایی مقابله با تهدیدات را دارد، اما عقلاً، آنچه نفع کشور و مردمان این سرزمین است، پایان جنگ است.
به هوش باشیم که دیگر تمام جهان میداند با چه موجودی در کاخ سفید روبهروست، برای همین لازم است تا ضمن حفظ و تداوم اقتدار ملی در تنگه هرمز که از این به بعد مهمترین ابزار امنیت ایران است، به دنبال گشودن راه خروجی هم برای ترامپ از این باتلاق باشیم، که بیتردید، پایان جنگ در همین مرحله و با حفظ اقتدار کامل ایران بر تنگه هرمز، به نفع کشورمان است






