جوان آنلاین: دیروز دو اتفاق با یک معنا و مفهوم در جنگ نفتکشها و مسابقات قهرمانی جهان کشتی افتاد: جنگ روانی! در مسابقات کشتی، کادر فنی تیم ملی امریکا تصمیم گرفت کشتیگیر امریکایی دقیقاً در همان محلی گرم کند که امیرحسین زارع ستارهی سنگینوزن ایران مشغول آمادهسازی بود، برای چی؟ برای برهم زدن تمرکز کشتیگیر ایرانی! ولی نتیجهی کشتی ۱۰ بر صفر به نفع زارع شد! اگر قوانین اجازه میداد زارع کسی بود که میتوانست تا چنددهامتیاز دیگر هم از او بگیرد! شاید برای همین بود که وقتی از زارع دربارهی این رفتار تیم امریکا پرسیدند، گفت اینها آمده بودند شویی را کنار زمین اجرا کنند ولی «ما در جایی بزرگ شدیم و سختیهایی کشیدهایم که این بچهبازیها برای ما آنتن نمیدهد!»
همزمان در خبرها آمد که امریکاییها از نفتکشها و کشتیهای تجاری که در تنگههرمز به مین میخورند یا هدف قرار میگیرند، خواستهاند که صدایش را درنیاورند! چرا؟ گفته میشود برای جلوگیری از تأثیر بر بازار نفت تا شب انتخابات! دقیقاً با همینمنظور رئیس سنتکام گفته است که تمامی مینها را از تنگههرمز جمع کردهایم و تنگه در کنترل ماست! سردار عظمایی فرماندهی نیروی دریایی سپاه یک جواب روشن داد: «اگر تنگه دست شما و در کنترل شما است، جلوتر بیایید و در میدان خودتان را نشان دهید!»
دیروز فضای غالب تحلیلگران مجازی این بود که باید همین «پیام ونس به رضایی» را غنیمت بدانیم و با آن جنگ را تمام کنیم و این آخرین فرصت است، و باید همین حالا که ونس پیام داده و قطریها نیز آمدهاند، از سر میز جنگ برخیزیم. مبنای همگی این تحلیلها آن است که آمد و شد میانجیها و پیام امریکاییها صادقانه و با هدف پایان واقعی جنگ است. پایان جنگ با «آرزوی پایان جنگ» ممکن نیست، با واقعیت میدان و در نظر گرفتن شواهد ممکن است. تحلیلگران گویا هر بار و با هر پیام یا ظهور میانجیها تحلیل خود را از «صفر» شروع میکنند و تمامی تاریخ هشتاد سالهی تخاصم امریکا با ایران، تاریخ بیستسالهی مذاکرات و تاریخ دوسالهی دو جنگ اخیر و تمامی مذاکرات پس از دو جنگ را فراموش میکنند!
امریکا در تمامی عرصهها با ما در حال جنگ است. اگر تحلیلگری بخواهد واقعبین باشد، همهچیز را باید از بالا و از همین دشمنیهمهجانبه ببیند؛ خصومتی که اساساً دنبال توافق و صلح پایدار نیست.
|
