ساوه- ایرنا- نشستن نوجوانان کمسنوسال پشت فرمان خودروها به ویژه در جادههای برونشهری و محورهای روستایی، امروزه به رفتاری نگرانکننده تبدیل شده؛ پدیدهای که گاه با چشمپوشی والدین و به بهانه آموزش رانندگی یا اعتماد به توانایی فرزندان رخ میدهد، اما میتواند در چند لحظه به حادثهای تلخ و جبرانناپذیر منجر شود.
به گزارش ایرنا، این روزها مشاهده نوجوانانی که بدون داشتن گواهینامه و برخورداری از شرایط قانونی رانندگی، پشت فرمان خودروهای خانوادگی مینشینند، دیگر اتفاقی دور از ذهن نیست و برخی در کوچهها و خیابانهای فرعی و حتی مسیرهای باریک روستایی و جادههای پرتردد، خودرو را به حرکت درمیآورند، بیآنکه به پیامدهای احتمالی این تصمیم برای خود، سرنشینان و دیگر کاربران راه توجه کافی داشته باشند.
این در حالی است که رانندگی برخلاف تصور برخی افراد، تنها به توانایی حرکت دادن خودرو، تعویض دنده یا کنترل فرمان محدود نمیشود و این مهارت به مجموعهای از تواناییهای جسمی، ذهنی و رفتاری از جمله تمرکز، قدرت پیشبینی خطر، تصمیمگیری بهموقع، کنترل هیجان، رعایت حق تقدم و واکنش مناسب در شرایط غیرمنتظره نیاز دارد.
نوجوانان در دورهای از رشد قرار دارند که هیجانطلبی، تاثیرپذیری از همسالان و تمایل به تجربه استقلال میتواند در برخی موقعیتها بر قضاوت و تصمیمگیری آنان اثر بگذارد و به همین دلیل، آموزش اصولی و رسیدن به سن قانونی و دریافت گواهینامه، پیششرط ورود ایمن به عرصه رانندگی است.
ممکن است نوجوانی در یک مسیر کوتاه یا خلوت بتواند خودرو را بدون مشکل حرکت دهد، اما آیا در مواجهه با یک سبقت ناگهانی، ترمز اضطراری، عبور عابر پیاده یا انحراف خودروی مقابل نیز میتواند واکنشی درست و بهموقع داشته باشد؟
باور اینکه جاده محل آزمون مهارتهای ابتدایی نیست، محیطی پیچیده است که کوچکترین خطای راننده میتواند خساراتی سنگین به دنبال داشته باشد، همچنان مورد بیتوجهی برخی والدین قرار دارد و زمینه ساز رفتار پرخطر فرزندان آنها می شود.
یکی از مهمترین عوامل تداوم این رفتار، سهلانگاری برخی والدین است، گاهی پدر یا مادر برای خوشحال کردن فرزند، پاسخ به اصرار او یا حتی به تصور اینکه نوجوان باید رانندگی را از سن پایین بیاموزد، خودرو را در اختیارش قرار میدهد.
در برخی خانوادهها نیز این تصور وجود دارد که رانندگی در جادههای روستایی، مسیرهای کوتاه یا مناطق کمتردد خطری ندارد، در حالی که وقوع حادثه به شلوغ یا خلوت بودن مسیر وابسته نیست و یک لحظه غفلت میتواند سرنوشت چند انسان را تغییر دهد.
والدین باید بدانند سپردن خودرو به نوجوان بدون گواهینامه، نشانه اعتماد یا مسئولیتپذیری نیست، بلکه تصمیمی است که مسئولیت پیامدهای آن میتواند بسیار سنگین باشد و محبت واقعی به فرزند، گاهی در نه گفتن به خواستهای است که سلامت و آینده او را تهدید میکند، هیچ هیجان زودگذری ارزش به خطر انداختن جان یک نوجوان یا دیگران را ندارد.
از سوی دیگر؛ رانندگی در محورهای برونشهری به دلیل سرعت بالاتر خودروها، تردد وسایل نقلیه سنگین، سبقتهای پرخطر، پیچهای جادهای، تغییرات جوی و محدودیت دید در شب، به مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارد.
در چنین شرایطی، رانندگی نوجوانی که هنوز آموزش رسمی و تجربه کافی ندارد، میتواند احتمال بروز حادثه را افزایش بدهد و حتی رانندگان باتجربه نیز در جادهها با موقعیتهای پیشبینینشده مواجه میشوند؛ بنابراین نمیتوان از فردی که هنوز به سن قانونی رانندگی نرسیده، انتظار واکنش حرفهای در شرایط بحرانی داشت.
نگرانی زمانی بیشتر میشود که گاهی چند نوجوان بهعنوان سرنشین در کنار راننده کمسنوسال حضور دارند و یک رفتار هیجانی میتواند جان چند نفر را همزمان به خطر بیندازد.
در کنار مسئولیت خانوادهها، نقش پلیس راهور و پلیس راه در کنترل این تخلف و برخورد قانونی با رانندگی افراد فاقد گواهینامه اهمیت دارد و نظارت بر محورهای روستایی و برونشهری، شناسایی موارد پرخطر و برخورد بازدارنده با افرادی که خودرو را در اختیار رانندگان بدون صلاحیت قانونی قرار میدهند، باید با جدیت دنبال شود.
جان کلام اینکه؛ برخورد انتظامی بهتنهایی راهکار نهایی نیست و میطلبد آموزش فرهنگ ترافیک در مدارس، آگاهسازی خانوادهها، استفاده از ظرفیت رسانهها و تولید محتوای آموزشی متناسب با گروه سنی نوجوانان، در دستور کار دستگاههای فرهنگی و آموزشی قرار بگیرد.
