به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، ۱۳ آبان برای دانشآموزان ایرانی تنها یک مناسبت در تقویم رسمی کشور نیست؛ این روز یادآور نسلی است که در یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر، مدرسه و کلاس درس را به عرصهای برای ابراز آگاهی و اعتراض به استبداد تبدیل کرد. شهادت دانشآموزان در ۱۳ آبان ۱۳۵۷، نام این روز را با آرمانخواهی و استقلالطلبی پیوند زد. با گذشت سالها، پرسشی همچنان پیش روی ماست: دانشآموز امروز چه نسبتی با آن آرمانها دارد و جامعه برای پرورش نسلی که بتواند آینده کشور را بر پایه علم، ایمان و آگاهی بسازد، چه مسئولیتی بر عهده دارد؟
حوزه/ سیزدهم آبان فراتر از یک یادبود تقویمی، نماد پیوند ناگسستنی نسل نوجوان با آرمانهای استقلالطلبانه است؛ میراثی گرانبها که امروز در پرتو علمآموزی، پرسشگری آگاهانه و سواد رسانهای، امانتی سنگین بر دوش نظام تربیتی و دانشآموزان قرار داده است.
از آنجا که دانش آموزی جایگاهی است که هویت او را علم ودانش می سازد ، شاید برای پاسخ به این پرسش، پیش از هر چیز باید به جایگاه علم در نگاه اسلام بازگشت. نخستین آیات نازلشده بر پیامبر اکرم(ص) با فرمان «اقْرَأْ» آغاز میشود؛ فرمانی که در ادامه آن، از آفرینش انسان و تعلیم به وسیله قلم سخن به میان میآید. این آغاز معنادار نشان میدهد که در منطق اسلام، معرفت و آگاهی جایگاهی بنیادین در رشد انسان دارد. قرآن کریم در سوره زمر نیز با این پرسش که «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» بر تفاوت جایگاه دانایان و نادانان تأکید میکند.
با چنین نگاهی، مدرسه نباید تنها به محلی برای آموزش کتابهای درسی و آمادهسازی دانشآموزان برای امتحان و کنکور تقلیل پیدا کند. البته آموزش و کسب مهارتهای علمی اهمیت انکارناپذیری دارد، اما مسئله مهمتر آن است که دانشآموز چگونه میاندیشد، تا چه اندازه قدرت تحلیل دارد و در مواجهه با مسائل مختلف، چقدر میتواند میان حقیقت و برداشتهای نادرست تمایز قائل شود.
علمآموزی زمانی به ثمر میرسد که با اخلاق و مسئولیت همراه باشد. جامعه به افرادی نیاز دارد که علاوه بر برخورداری از دانش و تخصص، نسبت به سرنوشت دیگران و مسائل پیرامون خود بیتفاوت نباشند. از همین رو، تربیت علمی و تربیت اخلاقی را نمیتوان دو مسیر جداگانه دانست.
دوران دانش آموزی، فصل پرسیدن و جستوجو کردن است. دانش آموز درباره خدا، دین، عدالت، هویت و معنای زندگی سؤال دارد و طبیعی است که برای باورهای خود به دنبال دلیل و استدلال باشد. برخورد با این پرسشها، یکی از مهمترین آزمونهای نظام تربیتی است. اگر قرار باشد پرسش دانش آموز با بیاعتنایی یا پاسخهای کلیشهای مواجه شود، نباید انتظار داشت که باورهای او به شناختی عمیق و ماندگار تبدیل شود.
قرآن کریم در سوره کهف، از گروهی از جوانان سخن میگوید که در فضای اعتقادی ناسالم جامعه خود، ایمان را برگزیدند و بر باورشان ایستادگی کردند: «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًی» (کهف، ۱۳). اصحاب کهف نمونهای از جوانانی هستند که در شرایط دشوار، تسلیم فضای غالب جامعه نشدند و انتخابی آگاهانه داشتند.
این روایت قرآنی یادآور ظرفیت نسل جوان و نوجوان برای حقیقتجویی و پایبندی به باورهای دینی است؛ ظرفیتی که البته بدون شناخت و تربیت درست شکوفا نمیشود. نمیتوان از دانش آموز انتظار داشت به ارزشهای دینی پایبند باشد، اما درباره چرایی آنها چیزی نداند. ایمان آگاهانه نیازمند گفتوگو، مطالعه، استدلال و تجربه زیسته است. خانواده و مدرسه در این میان وظیفه دارند فضایی فراهم کنند که نوجوان بتواند بدون نگرانی از قضاوت شدن، پرسشهایش را مطرح کند و پاسخهایی متناسب با سطح فهم خود دریافت کند.
یکی از روشنترین نمونههای تربیت در قرآن را میتوان در سفارشهای لقمان حکیم به فرزندش در سوره لقمان دید. این گفتوگو با نهی از شرک آغاز میشود، اما به موضوعات اعتقادی محدود نمیماند؛ احترام به پدر و مادر، توجه به حسابرسی الهی، اقامه نماز، امر به معروف، صبر و دوری از تکبر نیز در آن جای دارد.
نکته قابل توجه، شیوه خطاب لقمان به فرزندش است؛ «یَا بُنَیَّ»؛ یعنی پسرم. این خطاب محبتآمیز، در کنار محتوای عمیق سفارشها، نشان میدهد که تربیت تنها با دستور دادن و انتقال اطلاعات شکل نمیگیرد. رابطه عاطفی و اعتماد، زمینه پذیرش سخن تربیتی را فراهم میکند. این نکته در ارتباط معلم و دانشآموز نیز اهمیت دارد. معلمی که بتواند در کنار آموزش، اعتماد دانشآموز را جلب کند، در شکلگیری شخصیت او اثرگذارتر خواهد بود.
نسل امروز با شرایطی متفاوت از نسلهای گذشته روبهروست. تلفن همراه و شبکههای اجتماعی، بخش مهمی از زندگی نوجوانان را دربرگرفتهاند و حجم زیادی از اطلاعات، اخبار و روایتهای فرهنگی از همین مسیر به آنان منتقل میشود. در این میان، دسترسی به اطلاعات لزوماً به معنای آگاهی نیست؛ چهبسا نوجوان با انبوهی از محتوا روبهرو باشد، اما ابزار لازم برای تشخیص صحت و اعتبار آن را در اختیار نداشته باشد.
تأکید قرآن کریم در آیه ۶ سوره حجرات بر ضرورت تحقیق درباره اخبار، در این زمینه قابل تأمل است: «فَتَبَیَّنُوا». این فرمان، مسلمانان را از شتابزدگی در پذیرش خبر برحذر میدارد و بر بررسی و اطمینان از صحت آن تأکید میکند. امروز این آموزه میتواند یکی از مبانی مهم آموزش سواد رسانهای باشد.
دانشآموز باید یاد بگیرد هر خبری را صرفاً به دلیل انتشار گسترده یا جذابیت ظاهری نپذیرد، منبع اطلاعات را بررسی کند و درباره اهداف و پیامدهای یک محتوا بیندیشد. چنین مهارتی در روزگاری که شایعه، تحریف و اطلاعات نادرست بهسرعت منتشر میشوند، ضرورتی جدی است. نمیتوان با محدود کردن توصیهها به استفاده کمتر از فضای مجازی، مسئله را حلشده دانست؛ آنچه اهمیت دارد، تربیت مخاطبی آگاه و صاحب قدرت تشخیص است.
در کنار این مسائل، نباید از مسئولیت جامعه در قبال دانشآموزان غافل شد. سخن گفتن از استعداد و خلاقیت نسل نوجوان، زمانی معنا پیدا میکند که فرصت شکوفایی این استعدادها نیز فراهم باشد. کیفیت آموزش، عدالت در دسترسی به امکانات آموزشی، توجه به تفاوتهای فردی و فراهم کردن زمینه فعالیتهای علمی و پژوهشی، از جمله موضوعاتی است که نمیتوان در بحث آینده دانشآموزان نادیده گرفت.
۱۳ آبان فرصتی است تا در کنار یادآوری دانشآموزان شهید، به وضعیت و نیازهای دانشآموزان امروز نیز توجه کنیم. نسل دیروز با حضور در صحنه مبارزه، بخشی از تاریخ ایران را رقم زد و نسل امروز نیز برای ایفای نقش در آینده کشور به سرمایهای از جنس علم، ایمان، خودباوری و آگاهی نیاز دارد.
شاید مهمترین پیام روز دانشآموز همین باشد که آینده یک جامعه را نمیتوان تنها با آرزو و شعار ساخت. این آینده از کلاسهای درس، از شیوه تربیت فرزندان در خانواده، از رفتار معلمان و از میزان اهمیتی که جامعه برای پرسشگری و آموختن قائل است، شکل میگیرد. دانشآموزی که امروز فرصت درست اندیشیدن و آموختن پیدا کند، فردا میتواند در ساختن جامعهای آگاهتر، اخلاقیتر و پیشرفتهتر سهم داشته باشد.
مرضیه سادات هاشمی راد
