سری Call of Duty سالهاست که با سناریوهای سینمایی و نبردهای نفسگیر، مرز میان بازی و بلاکباسترهای هالیوودی را کمرنگ کرده، اما آیا Modern Warfare 4 هنوز حرف تازهای برای گفتن دارد یا صرفاً تکرار فرمولی است که دیگر درگیرکنندگی گذشته را ندارد؟ سری Call of Duty در چند سال اخیر روزهای چندان درخشانی را
سری Call of Duty سالهاست که با سناریوهای سینمایی و نبردهای نفسگیر، مرز میان بازی و بلاکباسترهای هالیوودی را کمرنگ کرده، اما آیا Modern Warfare 4 هنوز حرف تازهای برای گفتن دارد یا صرفاً تکرار فرمولی است که دیگر درگیرکنندگی گذشته را ندارد؟
سری Call of Duty در چند سال اخیر روزهای چندان درخشانی را پشت سر نگذاشته است. بعد از موفقیت عظیم Call of Duty: Modern Warfare در سال ۲۰۱۹، اثری که توانست جان تازهای به مجموعه ببخشد و بار دیگر توجه بسیاری از طرفداران قدیمی را به این فرنچایز جلب کند، مسیر مجموعه با فراز و نشیبهای متعددی همراه شد. هرچند در این سالها همچنان شاهد لحظات خوب و ایدههای قابلتوجهی بودیم، اما هیچکدام نتوانستند آن حسوحال و انسجامی را که نسخه ۲۰۱۹ به ارمغان آورده بود، بهطور کامل تکرار کنند. در نتیجه، انتظارات از نسخه جدید بیش از هر زمان دیگری افزایش پیدا کرد. سازندگان نیز با وعده بازگشت به دوران طلایی Modern Warfare 2019، تلاش کردند طرفداران را متقاعد کنند که Call of Duty: Modern Warfare 4 قرار است همان تجربهای باشد که مدتها انتظارش را میکشیدیم. اما مسئله اینجاست که بازگشت به روزهای اوج، صرفاً با تکرار فرمولهای موفق گذشته اتفاق نمیافتد و باید دید آیا این نسخه واقعاً چیزی فراتر از یادآوری خاطرات خوش گذشته برای ارائه دارد یا خیر.
داستان و Campaign؛ بازگشت به روزهای باشکوه Modern Warfare
یکی از مهمترین ویژگیهای Call of Duty: Modern Warfare 4، توجه دوباره به روایت داستانی و تلاش برای به سرانجام رساندن اتفاقاتی است که در نسخههای قبلی سهگانه جدید Modern Warfare آغاز شده بودند. داستان بازی در ادامه حوادث Modern Warfare III جریان دارد؛ جایی که پس از کشته شدن ژنرال شپرد به دست کاپیتان جان پرایس و فروپاشی ساختار قبلی Task Force 141، شخصیتهای آشنای مجموعه در موقعیت تازهای قرار گرفتهاند. پرایس که همچنان درگیر تسویهحسابهای قدیمی و تعقیب دشمنان خود است، این بار خارج از چارچوب دستورات رسمی فعالیت میکند و حتی متحدان سابقش نیز دیگر نمیتوانند با اطمینان به تصمیمات او اعتماد کنند. این پیشزمینه فرصت مناسبی برای پرداختن به پیامدهای اتفاقات گذشته فراهم میکند و برای طرفداران قدیمی مجموعه، دیدن دوباره شخصیتهایی مانند گوست، لزول و پرایس جذابیت خاص خودش را دارد. البته روایت بازی صرفاً به گذشته و روابط شخصیتهای قدیمی محدود نمیشود و با معرفی یک بحران نظامی تازه در شبهجزیره کره، ابعاد بزرگتری پیدا میکند.
در سوی دیگر داستان، با حمله گسترده کره شمالی به کره جنوبی مواجه هستیم؛ اتفاقی که بخش مهمی از کمپین را به خود اختصاص میدهد و بازیکن را در نقش پارک هیون جون، سربازی جوان و کمتجربه، قرار میدهد. برخلاف بسیاری از شخصیتهای همیشگی Call of Duty که گویی برای حضور در میدان جنگ متولد شدهاند، پارک و اعضای گروهش تصویری انسانیتر از سربازانی ارائه میدهند که ناگهان خود را در میانه یک جنگ تمامعیار میبینند. ترس، سردرگمی، نگرانی برای همرزمان و تلاش برای زنده ماندن، به اتفاقات این بخش وزن احساسی بیشتری میبخشد. به شخصه فکر میکنم این تغییر زاویه دید یکی از بهترین تصمیمات روایی سازندگان است؛ چراکه جنگ در اینجا صرفاً مجموعهای از انفجارها و درگیریهای پرهیجان نیست، بلکه تجربهای است که زندگی افراد عادی را در چند لحظه زیرورو میکند. همین مسئله باعث میشود ارتباط گرفتن با اعضای گروه پارک، بهخصوص در مراحل ابتدایی، بسیار راحتتر از چیزی باشد که معمولاً از یک کمپین اکشن نظامی انتظار داریم.
بخش داستانی بازی در زمینه تنوع مراحل و خلق لحظات سینمایی بسیار موفق عمل میکند
یکی از نکات مثبت روایت، نحوه جابهجایی میان دو خط داستانی اصلی است. از یک طرف، شاهد مقاومت نیروهای کره جنوبی در برابر تهاجم گسترده دشمن هستیم و از طرف دیگر، ماجراجوییهای پرایس برای پیدا کردن عاملان اصلی بحران و مقابله با تهدیدی بزرگتر دنبال میشود. این دو مسیر در ابتدا حالوهوای متفاوتی دارند، اما بهتدریج ارتباط میان آنها روشنتر میشود و اتفاقات پراکنده در قالب یک بحران بینالمللی شکل منسجمتری به خود میگیرند. حتی بخشهایی که بازیکن را در موقعیت نیروهای کره شمالی قرار میدهند، از نظر ایجاد تنوع روایی قابلتوجه هستند؛ زیرا برای مدتی از زاویهای متفاوت به جنگ نگاه میکنیم و با شرایطی مواجه میشویم که همیشه در آثار این مجموعه به تصویر کشیده نمیشوند. البته نمیتوان گفت بازی در پرداخت ابعاد سیاسی و پیچیدگیهای این درگیری به یک روایت کاملاً عمیق و چندلایه دست پیدا میکند، اما ترکیب داستانهای شخصی سربازان با یک بحران نظامی در مقیاس بینالمللی، به کمپین هویت مشخصی میبخشد.
در بخش مربوط به کاپیتان پرایس، بازی بیشتر به ریشههای آشنای مجموعه وفادار میماند. تعقیب دشمنان قدیمی، همکاریهای موقت و غیرقابلاعتماد، عملیاتهای مخفیانه و تلاش برای جلوگیری از وقوع فاجعهای بزرگتر، همان عناصری هستند که سالهاست طرفداران Modern Warfare را با خود همراه کردهاند. حضور شخصیتهایی مانند والریا گارزا و معرفی آنتاگونیستی با نام The Archer نیز به این خط داستانی ابعاد تازهای میدهد. بااینحال، شخصاً احساس میکنم این بخش میتوانست از نظر شخصیتپردازی و انگیزههای روایی عملکرد بهتری داشته باشد. پرایس همچنان شخصیت کاریزماتیکی است و تماشای تصمیمات سرسختانه او جذابیت خودش را دارد، اما دشمن اصلی بازی، با وجود ظرفیت بالایی که برای تبدیل شدن به یک تهدید بهیادماندنی دارد، به اندازه کافی فرصت پیدا نمیکند تا انگیزهها، طرز تفکر و ابعاد شخصیتیاش را به نمایش بگذارد. در نتیجه، بعضی از تقابلهای داستانی بیشتر بهانهای برای پیشبرد اتفاقات هستند تا رویارویی دو شخصیت با جهانبینی و اهداف متفاوت.
از نظر طراحی مراحل، Modern Warfare 4 یکی از جذابترین کمپینهای چند سال اخیر مجموعه را ارائه میدهد. سازندگان بهخوبی متوجه شدهاند که بخش مهمی از هویت Call of Duty به خلق موقعیتهای سینمایی، پرتنش و غیرقابلپیشبینی وابسته است؛ به همین دلیل، مراحل بازی مدام بازیکن را میان موقعیتهای متفاوت جابهجا میکنند. ممکن است در یک مرحله مشغول پیشروی در خیابانهای جنگزده و مقابله با نیروهای زرهی باشید و کمی بعد، در یک عملیات مخفیانه با تجهیزات دید در شب شرکت کنید یا در جریان یک تعقیبوگریز پرسرعت، برای رسیدن به هدفی مشخص با زمان مسابقه دهید. حتی درگیریهای نزدیک و پرهرجومرج، عملیاتهای نفوذ و موقعیتهایی که نیازمند استفاده از تجهیزات نظامی سنگین هستند، بهخوبی در ساختار کمپین جای گرفتهاند. نکته مهم اینجاست که بسیاری از این مراحل صرفاً به تغییر محیط و ظاهر دشمنان بسنده نمیکنند و با تغییر شرایط درگیری، حس متفاوتی به بازیکن منتقل میکنند. همین تنوع باعث شده تجربه کمپین کمتر گرفتار یکنواختی شود و هر مرحله انگیزه تازهای برای ادامه دادن به وجود بیاورد.
در میان مراحل مختلف، مأموریت Stranded بدون تردید یکی از برجستهترین بخشهای کمپین است و حتی میتوان آن را از خلاقانهترین تلاشهای اخیر سازندگان برای گسترش فرمول گیمپلی Call of Duty دانست. در این مرحله، پارک و همراهانش پشت خطوط دشمن گرفتار شدهاند و بازیکن باید در محیطی وسیع و برفی، با امکانات محدود، راهی برای تکمیل اهداف و بازگشت به منطقه امن پیدا کند. برخلاف ساختار کاملاً خطی سایر مأموریتها، اینجا آزادی عمل بیشتری در اختیار داریم و میتوانیم ترتیب انجام اهداف، مسیر حرکت و حتی شیوه مواجهه با دشمنان را انتخاب کنیم. جستوجوی محیط برای پیدا کردن سلاح و تجهیزات، استفاده از مخفیکاری، درگیری مستقیم با پایگاههای دشمن و کشف مسیرها و منابع پنهان، تجربهای متفاوت ایجاد میکنند که بهخوبی با شرایط داستانی مرحله هماهنگ است. چیزی که Stranded را ارزشمند میکند، صرفاً وسعت محیط یا تعداد اهداف آن نیست؛ بلکه این است که آزادی عمل بازیکن از دل موقعیت داستانی بیرون میآید و به یک مکانیزم تحمیلی و بیارتباط تبدیل نمیشود. البته دوست داشتم سازندگان از این ایده در مراحل بیشتری استفاده کنند، اما همین یک مأموریت نیز نشان میدهد که فرمول همیشگی مجموعه هنوز ظرفیت تجربههای تازه را دارد.
از نظر ریتم و اجرای سینمایی نیز کمپین عملکرد تحسینبرانگیزی دارد. تقریباً در تمام طول بازی، اتفاق تازهای برای غافلگیر کردن بازیکن وجود دارد و سازندگان با استفاده از انفجارهای عظیم، تغییر ناگهانی شرایط میدان نبرد، تعقیبوگریزها و درگیریهای گسترده، تلاش میکنند حس حضور در یک فیلم اکشن نظامی پرهزینه را زنده نگه دارند. این لحظات زمانی تأثیرگذارتر میشوند که با طراحی مناسب مراحل و مشارکت مستقیم بازیکن همراه باشند؛ بهطوریکه صرفاً تماشاگر اتفاقات نیستیم و برای عبور از موقعیتهای خطرناک باید واکنش نشان دهیم. کیفیت میانپردهها، انیمیشنهای چهره و اجرای صداپیشگان نیز به باورپذیری این لحظات کمک میکند. بااینحال، همه ایدههای بازی به یک اندازه موفق نیستند. بعضی از بخشها بیش از حد به اتفاقات اسکریپتشده وابستهاند و فرصت چندانی برای تأثیرگذاری بازیکن باقی نمیگذارند. همچنین برخی از مأموریتها با وجود شروع قدرتمند، در ادامه به درگیریهای نسبتاً آشنای مجموعه تبدیل میشوند. بااینوجود، تنوع موقعیتها و کیفیت اجرای صحنههای اکشن باعث میشود این ایرادات کمتر از آنچه انتظار میرود به تجربه کلی لطمه بزنند.
در نهایت، با وجود تمام ویژگیهای مثبت، داستان Modern Warfare 4 در بعضی زمینهها به پتانسیل واقعی خود نمیرسد. مهمترین مشکل را باید در پرداخت نهچندان عمیق برخی شخصیتهای منفی و جمعبندی عجولانه تعدادی از خطوط داستانی جستوجو کرد. بازی ایدههای متعددی را مطرح میکند، اما همیشه فرصت کافی برای پرورش آنها در اختیار ندارد؛ به همین دلیل، بعضی از روابط و اتفاقات مهم آنطور که باید تأثیرگذار از آب درنمیآیند. خط داستانی پرایس نیز با وجود اهمیتش برای آینده مجموعه، در بخشهایی شتابزده به نظر میرسد و میتوانست پایانبندی پختهتری داشته باشد. کمپین از لحاظ زمان مناسب اسا و پس از حدود ۶ تا ۸ ساعت، ماجراجویی به پایان میرسد؛ هرچند تنوع مراحل و ریتم سریع روایت اجازه نمیدهد این مدت زمان تکراری و یکنواخت شود. با تمام این تفاسیر، Modern Warfare 4 در مجموع یکی از کمپینهای سرگرمکننده و خوشساخت سالهای اخیر Call of Duty را ارائه میدهد. ترکیب روایت دوگانه، شخصیتهای تازه، مراحل سینمایی و ایدههایی مانند Stranded باعث شده بخش داستانی بازی هویت جذابی داشته باشد. شاید از نظر شخصیتپردازی و انسجام روایی به یک اثر بینقص تبدیل نشود، اما از نظر خلق یک تجربه اکشن نظامی پرهیجان، دقیقاً همان چیزی است که انتظار داریم از نام Modern Warfare ببینیم.
بخش چندنفره؛ همان فرمول آشنا، با چاشنی تغییرات تازه
بخش چندنفره همیشه یکی از مهمترین ارکان مجموعه Call of Duty بوده و برای اکثریت قریب به اتفاق بازیکنان، حتی از کمپین داستانی نیز اهمیت بیشتری دارد. Modern Warfare 4 نیز با تکیه بر همین فرمول آشنا، تلاش میکند تجربهای سریع، رقابتی و در عین حال متعادل ارائه دهد. ساختار کلی مسابقات تفاوت بنیادینی با نسخههای قبلی ندارد و همچنان شاهد حالتهای محبوبی مانند Team Deathmatch، Domination، Hardpoint و Search and Destroy هستیم. بااینحال، سازندگان در کنار حفظ این حالتهای کلاسیک، تغییراتی را در ساختار مبارزات و برخی مکانیزمهای حرکتی اعمال کردهاند تا تجربه بازی از یکنواختی فاصله بگیرد. نکته جالب اینجاست که برخلاف بعضی نسخههای اخیر که با حرکات اغراقآمیز و مکانیزمهای حرکتی نسبتاً فانتزی، فاصله بیشتری از ریشههای نظامی مجموعه گرفته بودند، این بار شاهد رویکردی واقعگرایانهتر هستیم. حرکات شخصیتها طبیعیتر شدهاند و بازی کمتر به نمایش حرکات نمایشی و غیرضروری متکی است. این تغییر شاید در نگاه اول چندان بزرگ به نظر نرسد، اما تأثیر مثبتی بر هویت کلی مبارزات گذاشته است.
با وجود تغییرات حرکتی، چیزی که همچنان باعث میشود چندین ساعت بدون احساس خستگی به تجربه Multiplayer ادامه دهیم، کیفیت فوقالعاده Gunplay است. سیستم تیراندازی از همان ابتدا حس بسیار خوبی منتقل میکند و تفاوت میان سلاحهای مختلف، لگد اسلحهها، سرعت شلیک و نحوه کنترل آنها بهاندازهای محسوس است که انتخاب تجهیزات صرفاً به سلیقه ظاهری بازیکن محدود نمیشود. استفاده از یک تفنگ تهاجمی در درگیریهای میانبرد، شاتگان در فضاهای بسته یا اسلحههای تکتیرانداز برای کنترل مسیرهای طولانی، هرکدام رویکرد متفاوتی را طلب میکنند. انیمیشنهای مربوط به شلیک و تعویض خشاب نیز به تجربه مبارزات وزن مناسبی میبخشند و درگیریها از نظر بصری و صوتی رضایتبخش هستند. شخصاً یکی از مهمترین دلایلی که باعث میشود بخش چندنفره Call of Duty همچنان جذابیت خودش را حفظ کند، همین کیفیت تیراندازی است؛ موضوعی که حتی پس از سالها و عرضه نسخههای متعدد، هنوز به یکی از نقاط قوت اصلی مجموعه تبدیل شده است. Modern Warfare 4 نیز در این زمینه عملکرد بسیار خوبی دارد و بهندرت پیش میآید که صرفاً به دلیل ضعف مکانیزمهای تیراندازی، از ادامه مسابقات دلسرد شوید.
گانپلی فوقالعاده بازی در کنار جذابیت بخش چندنفره، تجربه بازی را به شدت لذتبخش میکند
از نظر تنوع محتوا نیز بازی تلاش کرده با حفظ حالتهای محبوب قدیمی، گزینههای تازهای در اختیار بازیکنان قرار دهد. در کنار مسابقات کلاسیک، حالتهای جدیدی مانند Inflation و Hijack به فهرست بخش چندنفره اضافه شدهاند که هرکدام تلاش میکنند با تغییراتی در اهداف و شرایط مسابقه، تجربه متفاوتی ایجاد کنند. برای مثال، Inflation با محوریت جمعآوری پول و مدیریت منابع، بازیکنان را در موقعیتی قرار میدهد که صرفاً کشتن اعضای تیم مقابل برای پیروزی کافی نیست و باید در کنار درگیریهای مستقیم، به وضعیت اقتصادی و داراییهای تیم نیز توجه داشته باشند. چنین ایدههایی شاید بهتنهایی ساختار Multiplayer را متحول نکنند، اما برای مجموعهای که سالهاست بر پایه فرمولهای نسبتاً مشخصی حرکت میکند، اضافه شدن تنوع به مسابقات اتفاق مثبتی است. البته همچنان حالتهای کلاسیک بیشترین جذابیت را برای بازیکنان قدیمی دارند، اما وجود گزینههای جدید باعث میشود تجربه بخش آنلاین صرفاً به تکرار چند مسابقه همیشگی محدود نشود.
یکی دیگر از بخشهایی که همچنان ارزش زیادی به تجربه چندنفره میبخشد، سیستم Gunsmith و قابلیت شخصیسازی گسترده سلاحها است. بازیکنان میتوانند با پیشرفت در مسابقات، اتصالات مختلفی برای اسلحههای خود آزاد کنند و متناسب با سبک بازیشان، تغییرات متعددی در عملکرد آنها به وجود بیاورند. انتخاب دوربین، لوله، خشاب، قنداق و سایر تجهیزات تنها جنبه ظاهری ندارد و میتواند بر سرعت نشانهگیری، کنترل لگد، برد مؤثر و حتی تحرک شخصیت تأثیر بگذارد. همین موضوع باعث میشود ساخت یک کلاس مناسب، خودش به بخشی از سرگرمی بازی تبدیل شود. سیستم پیشرفت و بازگشایی تجهیزات نیز انگیزه مناسبی برای ادامه مسابقات فراهم میکند و بازیکن همیشه هدف مشخصی برای دنبال کردن دارد. از طرف دیگر، بازگشت سیستم Prestige برای کسانی که زمان زیادی را صرف بخش چندنفره میکنند، ارزش تکرارپذیری بیشتری به همراه دارد. در مجموع، ترکیب شخصیسازی سلاحها، آزادسازی تجهیزات و پیشرفت تدریجی، همچنان یکی از موفقترین قسمتهای ساختار آنلاین Call of Duty محسوب میشود.
در کنار مسابقات استاندارد 6v6، حالت Ground War نیز فرصتی برای تجربه نبردهایی در مقیاس بزرگتر فراهم میکند. در این حالت، تعداد بازیکنان بیشتر است و درگیریها در محیطهای گستردهتری جریان پیدا میکنند؛ بنابراین برخلاف مسابقات کوچک که سرعت واکنش و مهارت در درگیریهای مستقیم اهمیت زیادی دارد، در Ground War موقعیتیابی، همکاری با همتیمیها و انتخاب مسیر مناسب نیز نقش پررنگتری پیدا میکنند. حضور وسایل نقلیه و تجهیزات سنگین، تنوع بیشتری به میدان نبرد میبخشد و باعث میشود بازیکنان بتوانند با سبکهای متفاوتی در مسابقات مشارکت داشته باشند. این حالت بهخصوص برای کسانی که از مبارزات سریع و فشرده نقشههای کوچک خسته شدهاند، گزینه مناسبی است. از طرف دیگر، بازگشت حالتهای گروهی و کلاسیک باعث شده بازی میان تجربههای رقابتی و نبردهای گسترده تعادل نسبتاً خوبی برقرار کند. شاید Ground War بهاندازه حالتهای استاندارد برای تمام بازیکنان جذاب نباشد، اما وجود آن بهعنوان یک گزینه مکمل، ارزش محتوایی بخش چندنفره را افزایش میدهد.
البته نمیتوان از مشکلاتی که همچنان در ساختار Multiplayer وجود دارند چشمپوشی کرد. یکی از مهمترین موارد، عدم تعادل نسبی میان برخی سلاحها و تفاوت در زمان کشتن دشمنان یا همان TTK است. با وجود کیفیت بالای تیراندازی، همه سلاحها عملکرد یکسانی ندارند و بعضی از آنها بهدلیل قدرت آسیبرسانی، سرعت شلیک یا ترکیب اتصالات مختلف، برتری محسوسی نسبت به گزینههای دیگر پیدا میکنند. در نتیجه، گاهی بازیکن بهجای انتخاب سلاحی که با سبک بازیاش هماهنگی بیشتری دارد، مجبور میشود به سراغ گزینههایی برود که از نظر آماری عملکرد بهتری دارند. این مسئله بهخصوص در مسابقات رقابتی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ جایی که حتی اختلاف بسیار اندک در زمان از بین بردن حریف میتواند نتیجه یک درگیری را تغییر دهد. البته چنین مشکلی در بازیهای شوتر رقابتی چندان غیرمعمول نیست و با بهروزرسانیهای متعادلکننده میتوان بخشی از آن را برطرف کرد، اما انتظار میرود سازندگان در این زمینه نظارت دقیقتری داشته باشند.
طراحی نقشهها نیز یکی دیگر از بخشهایی است که با وجود عملکرد قابلقبول، هنوز جای پیشرفت دارد. تعدادی از محیطها از نظر ساختار مسیرها، موقعیت قرارگیری موانع و تنوع نقاط درگیری طراحی مناسبی دارند و بازیکنان میتوانند با انتخاب مسیرهای مختلف، استراتژیهای متفاوتی را دنبال کنند. بااینحال، همه نقشهها به یک اندازه خلاقانه نیستند و بعضی از آنها بیش از حد به الگوهای آشنای مجموعه متکی هستند. در برخی محیطها نیز تعدد مسیرهای فرعی و زوایای تیراندازی باعث میشود کنترل فضای مسابقه دشوارتر شود و بازیکنان مدام از نقاط غیرمنتظره مورد حمله قرار بگیرند. مشکل دیگر به سیستم Spawn بازمیگردد؛ مسئلهای که سالهاست به شکلهای مختلف در نسخههای Call of Duty دیده میشود و هنوز راهحل کاملاً رضایتبخشی برای آن پیدا نشده است. گاهی بازیکن بلافاصله پس از ظاهر شدن در نقشه با دشمنی روبهرو میشود یا در موقعیتی قرار میگیرد که عملاً فرصت واکنش مناسبی ندارد. چنین اتفاقاتی بهخصوص در نقشههای کوچک و مسابقات شلوغ آزاردهنده هستند و میتوانند نتیجه درگیریها را تحت تأثیر قرار دهند.
در نهایت، بخش چندنفره Modern Warfare 4 را میتوان یکی از قسمتهای موفق و سرگرمکننده بازی دانست؛ تجربهای که بهجای ایجاد تغییرات گسترده و بعضاً غیرضروری، تلاش کرده نقاط قوت فرمول قدیمی Call of Duty را حفظ کند و در کنار آن، اصلاحاتی در سیستم حرکتی و تنوع محتوایی ارائه دهد. Gunplay همچنان فوقالعاده است، شخصیسازی سلاحها عمق مناسبی دارد و ترکیب حالتهای کلاسیک با گزینههای تازه، انگیزه خوبی برای ادامه بازی ایجاد میکند. البته مشکلات مربوط به تعادل سلاحها، طراحی بعضی نقشهها و سیستم قدیمی Spawn همچنان وجود دارند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. بااینحال، این ایرادات بهاندازهای نیستند که کیفیت کلی تجربه را زیر سؤال ببرند. نکتهای که بیش از همه برایم اهمیت دارد، بازگشت بازی به یک هویت حرکتی منطقیتر و فاصله گرفتن از برخی زیادهرویهای نسخههای اخیر است. Modern Warfare 4 شاید قرار نباشد تعریف تازهای از بازیهای شوتر چندنفره ارائه دهد، اما در ارائه همان تجربه سریع، رقابتی و اعتیادآوری که سالها Call of Duty را محبوب کرده، عملکرد قابلقبولی دارد.
حالت DMZ
حالت DMZ یکی از بخشهایی است که تلاش میکند تجربهای متفاوت از حالت کلاسیک Call of Duty ارائه دهد. در این مود، بازیکنان به همراه همتیمیهای خود وارد محیطی نسبتاً گسترده میشوند و باید ضمن مقابله با نیروهای هوش مصنوعی و سایر بازیکنان، مأموریتهای مختلفی را انجام دهند و در نهایت با تجهیزات و منابعی که به دست آوردهاند، از منطقه خارج شوند. برخلاف مسابقات معمول Multiplayer که هدف اصلی آنها شکست تیم مقابل است، در DMZ بقا و تصمیمگیری اهمیت بیشتری پیدا میکند. هر بار ورود به محیط میتواند شرایط متفاوتی داشته باشد و بازیکنان باید میان پیشروی برای جمعآوری منابع بیشتر و خروج بهموقع از منطقه تعادل برقرار کنند. همین ساختار باعث میشود هر مسابقه حس ریسک و پاداش خاص خودش را داشته باشد.
یکی از نقاط قوت این مود، آزادی عمل نسبتاً بالایی است که در اختیار بازیکنان قرار میدهد. میتوان با رویکردی محتاطانه و تکیه بر مخفیکاری مأموریتها را پیش برد یا با همکاری اعضای تیم به سراغ درگیریهای مستقیم رفت و مناطق مختلف را پاکسازی کرد. حضور دشمنان هوش مصنوعی در کنار بازیکنان واقعی نیز شرایط غیرقابلپیشبینی جالبی ایجاد میکند؛ چراکه همیشه نمیتوان مطمئن بود تهدید اصلی از کدام سمت سراغتان خواهد آمد. سیستم جمعآوری تجهیزات، مدیریت منابع و تلاش برای خروج موفقیتآمیز نیز به تجربه عمق بیشتری میدهد. بااینحال، این مود هنوز از مشکلاتی مانند مأموریتهای تکراری، هوش مصنوعی نهچندان قابلاعتماد در برخی موقعیتها و وابستگی بیش از حد به همکاری تیمی رنج میبرد. اگر همتیمیها هماهنگی مناسبی نداشته باشند، حتی یک مأموریت نسبتاً ساده میتواند به تجربهای خستهکننده تبدیل شود.
در مجموع، DMZ ایده جذابی است که میتواند برای طرفداران تجربههای Extraction Shooter ساعتها سرگرمی فراهم کند، اما کیفیت اجرای آن همیشه در سطح پتانسیل اولیهاش قرار نمیگیرد. تکرار برخی اهداف و کمبود تنوع در فعالیتها ممکن است پس از مدتی از جذابیت این مود بکاهد و بازیکنانی که به دنبال پیشرفت عمیقتر و محتوای متنوعتری هستند، احتمالاً با محدودیتهایی مواجه خواهند شد. بااینوجود، ترکیب اکتشاف، مبارزه، جمعآوری منابع و تلاش برای خروج از منطقه، DMZ را به گزینهای ارزشمند در کنار بخشهای داستانی و چندنفره تبدیل میکند.
از نظر بصری، Modern Warfare 4 همچنان یکی از آثار چشمنواز مجموعه به شمار میرود و در بخشهایی واقعاً میتواند قدرت فنی موتور گرافیکی خود را به رخ بکشد. طراحی محیطها، جزئیات سلاحها و تجهیزات نظامی، بافتها و مدلسازی شخصیتها کیفیت بالایی دارند و نورپردازی نیز نقش مهمی در خلق اتمسفر مراحل ایفا میکند. تنوع محیطی، از مناطق شهری و ساختمانهای تخریبشده گرفته تا مناطق برفی و پایگاههای نظامی، باعث شده بازی از نظر بصری یکنواخت نباشد. جلوههای مربوط به انفجارها، دود، آتشسوزی و تخریب محیط نیز بهخصوص در مراحل شلوغ و سینمایی تأثیرگذار هستند و حس حضور در یک میدان نبرد واقعی را تقویت میکنند. البته در بعضی قسمتها، بهخصوص در جزئیات دوردست و برخی بافتهای محیطی، هنوز جای پیشرفت وجود دارد، اما در مجموع کیفیت بصری بازی رضایتبخش است و بهخوبی با استانداردهای یک محصول بزرگ و پرهزینه هماهنگی دارد.
در بخش موسیقی و صداگذاری نیز بازی عملکرد قابلقبولی دارد و بهخوبی میتواند هیجان و تنش موقعیتهای مختلف را به بازیکن منتقل کند. موسیقی متن در جریان درگیریهای بزرگ و لحظات حساس داستانی، با ریتم اتفاقات هماهنگ میشود و بدون آنکه بیش از اندازه خودنمایی کند، به شکلگیری فضای حماسی و نظامی بازی کمک میکند. بااینحال، یکی از نقاط قوت اصلی این بخش را باید در طراحی افکتهای صوتی جستوجو کرد. صدای شلیک سلاحها، تفاوت آکوستیک آنها در محیطهای بسته و باز، صدای برخورد گلولهها، انفجارها و غرش تجهیزات سنگین، همگی کیفیت مناسبی دارند و حس قدرت و سنگینی درگیریها را منتقل میکنند. صداگذاری محیطی نیز با استفاده از صدای تیراندازیهای دوردست، فریاد سربازان و آشفتگی میدان نبرد، به زندهتر شدن محیطها کمک میکند. صداپیشگی شخصیتها نیز در سطح خوبی قرار دارد و اجرای دیالوگها، بهخصوص در بخش داستانی، به باورپذیری روابط میان شخصیتها کمک میکند. در مجموع، ترکیب موسیقی مناسب، صداگذاری باکیفیت و افکتهای صوتی قدرتمند باعث شده این بخش یکی از جنبههای موفق تجربه بازی باشد.
نقد و بررسی گیمفا
Call of Duty: Modern Warfare 4
خیلی خوب
Modern Warfare 4 را میتوان اثری دانست که بیش از هر چیز روی بازسازی تجربه آشنای Call of Duty و بهبود بخشهایی از فرمول همیشگی مجموعه تمرکز دارد. کمپین به لطف مأموریتهای سینمایی، تنوع قابل قبول در نبردها و لحظات جذابش سرگرمکننده ظاهر میشود، هرچند روایت داستان و پرداخت شخصیتها میتوانستند عمق بیشتری داشته باشند. بخش چندنفره نیز با گانپلی رضایتبخش، شخصیسازی گسترده سلاحها و حفظ ریتم سریع مبارزات، همچنان مهمترین نقطه اتکای بازی است، اگرچه مشکلاتی مانند طراحی نهچندان خلاقانه بعضی نقشهها و توازن سلاحها مانع از آن میشوند که تجربهای بینقص داشته باشیم. DMZ هم با وجود ظرفیتهای جذابش، هنوز برای تبدیل شدن به تجربهای عمیق و ماندگار به محتوای متنوعتری نیاز دارد. در نهایت، Modern Warfare 4 نه تحولی بزرگ در مجموعه محسوب میشود و نه میخواهد تمام قواعد آن را از نو تعریف کند؛ بلکه با تکیه بر نقاط قوت شناختهشده سری، تجربهای سرگرمکننده و آشنا ارائه میدهد که در بخشهایی میدرخشد، اما برای رسیدن به جایگاهی فراتر از یک بازگشت موفق، هنوز جای پیشرفت دارد.
نکات مثبت
- گانپلی روان و لذتبخش
- تنوع قابل قبول مأموریتهای کمپین
- جلوههای بصری و صداگذاری باکیفیت
- شخصیسازی گسترده سلاحها
- تجربه چندنفره سرگرمکننده و لذتبخش
نکات منفی
- شخصیتپردازی و روایت کمعمق در بخشهایی از کمپین
- مشکلات توازن سلاحها و طراحی برخی نقشهها
- تکراری شدن مأموریتها و فعالیتهای DMZ در بلندمدت
- افکت پاشش خون هنگام تیراندازی بسیار مصنوعی است
